- Why are you sitting at home on the floor, what kind of pills are you on?
مرز باریک
هری: آهنگ بعدی (ماتیلدا) که اجرا میکنیم برای تمام کسانیه که تا به حال بهخاطر مراقبت از خودشون احساس گناه کردن.
هری: آهنگِ بعدی (ماتیلدا) برای من معنای زیادی داره. این برای هر کسیه که تا به حال بهخاطر محافظت از خودش احساس شرم داشته. برید اون بیرون و با دیگران مهربون باشید، لطفا با خودتون مهربون باشید.
دارم سعی میکنم درونم نگهت دارم. ولی مهم نیست چهقدر براش تلاش کنم. ازم بیرون میزنی. از چشمهام، لبهام، گوشهام، دستهام، نفسهام. اینقدر ازت پُرم که دیگه پُر نیستم، خودِ تواَم. اینقدر ازت پرم که ناخودآگاه با زنده بودنم تو رو پس میدم.
با هر کدوم از اجراهای As It Was یک جور دیگهای هری در حال ابراز خودشه. با این آهنگ واقعا خودش رو اجرا میکنه. اجرای دیشبش آخه :))) حرفاش قبل از این اجرا. لرزش خفیف صداش و برق و رطوبت چشماش. جوری که میخواد واقعا بیان کنه که «قدردانه». اون بخش که میشینه روی پله و بعد دراز میکشه، اون قسمت، اون قسمت که تماما هریه و هری و آهنگی که خودِ هریه.
برای جوری که هری hands رو در اجرای دیشب فاینلاین تلفظ کرد، تمامم بیقراره. My hand's at risk, I fold...
وقتی فاینلاین شروع شد، من اصلا نمیدونم چه اتفاقی برام افتاد. اتفاق که از شروع شو برام افتاده بود اما وقتی فاینلاین شروع شد، اتفاق دیگهای رخ داد. قرار نیست لحظهش رو فراموش کنم، هیچوقت. و مرز باریک، مرز باریکِ من، بالاخره یک روز یاد میگیرم به محض شروع شدنت حالتی بهم دست نده که چشمهام و تمام اجزای تشکیل دهندهم نلرزن؟ احساسِ شنیدن تار و پود و عناصر بودنت. شنیدن مرزِ پس و پیشت. چیزی خاص که تمام تضادها، ابهامات، افکار و احساسات و هر چیزِ متشکل یک انسان زنده رو در بر داره و با تمام اینها و تردیدش نسبت به همه چیز، از یک چیز اطمینان داره؛ از روبهراه شدنش. روبهراه شدنی که بعد از قرار گرفتن بر روی یک مرز رسیدن بهش ممکنه. مرزی که برای هر کسی متفاوته. احساسِ شنیدن مرزت.
نمیتونم به این فکر نکنم که هری در اجرای ماتیلدا گفت sing it for me و اون همه صدا همزمان براش خوندن: you can let it go, you can throw a party full of every one you know, you can start a family who will always show you love :)) نمیتونم. نمیتونم.