مرز باریک
«برای فعلا خداحافظ. عاشق همهتونم. اچ» منم عاشق همهی تواَم.
«فعلا» تموم شد. هریم شیش ساعت دیگه رو استیجه. هریم شیش ساعت دیگه با خونهش رو استیجه. اِرای استادیوم شیش ساعت دیگه شروع میشه =))))))))))))))))
کاش میتونستم حال و لبخندِ این روزهای لویی رو موندگار کنم، پُررنگ کنم، یه جا نگهشون دارم و هر وقت حس کردم کمرنگ شدن، بهش برشون گردونم. اما من دارم نگاش میکنم. دارم میبینم حالش خوشحاله و لبخندهاش روی لبهای من هم میشینه.
ویدیوهای پیج لویی رو باید بذارم کنار هم تا کامل حالِ خوبِ حالِ خوبش و خوشحالیِ خوشحالیش بشم. همین الانش یه مستند کامل توی پیجشه :))) یه مستند از لویی و لوییههاش. چون همیشه لوییه و لوییههاش. چون «تو به من نیاز داری و من به تو نیاز دارم و من زیادی این رو دوست دارم.»
- Why are you sitting at home on the floor, what kind of pills are you on?
مرز باریک
هری: آهنگ بعدی (ماتیلدا) که اجرا میکنیم برای تمام کسانیه که تا به حال بهخاطر مراقبت از خودشون احساس گناه کردن.
هری: آهنگِ بعدی (ماتیلدا) برای من معنای زیادی داره. این برای هر کسیه که تا به حال بهخاطر محافظت از خودش احساس شرم داشته. برید اون بیرون و با دیگران مهربون باشید، لطفا با خودتون مهربون باشید.
دارم سعی میکنم درونم نگهت دارم. ولی مهم نیست چهقدر براش تلاش کنم. ازم بیرون میزنی. از چشمهام، لبهام، گوشهام، دستهام، نفسهام. اینقدر ازت پُرم که دیگه پُر نیستم، خودِ تواَم. اینقدر ازت پرم که ناخودآگاه با زنده بودنم تو رو پس میدم.
با هر کدوم از اجراهای As It Was یک جور دیگهای هری در حال ابراز خودشه. با این آهنگ واقعا خودش رو اجرا میکنه. اجرای دیشبش آخه :))) حرفاش قبل از این اجرا. لرزش خفیف صداش و برق و رطوبت چشماش. جوری که میخواد واقعا بیان کنه که «قدردانه». اون بخش که میشینه روی پله و بعد دراز میکشه، اون قسمت، اون قسمت که تماما هریه و هری و آهنگی که خودِ هریه.