هری من رو از گذشته و آینده جدا میکنه. از زمان و مکان جدا میکنه. از جسم و پوسته و جنس و سن و تمام این محدودیتها جدا میکنه. از هر چیز اضافیای جدا میکنه و من رو تبدیل به تکهای که فقط «هست» و هیچچیز دیگری رو متوجه نیست میکنه. بین من و خودش هیچچیزی جز من و خودش جریان و وجود نداره. فقط من و هری بدون هیچ چیزی، هیچ آدمی، هیچ گذشتهای، هیچ آیندهای، هیچ زمانی، هیچ مکانی، «هیچ» چیزی که باعث شه من، چیزی غیر «من» باشم و هری چیزی غیر «هری». نمیتونم توضیحش بدم اما با هری، فقط «هریه». فقط هری. هری. هری.
هری من رو از هر چیزی غیر «هری» جدا میکنه.
هری من رو از هر چیزی غیر «هری» جدا میکنه.
پلیلیست آهنگهای قبل و بعدِ کنسرتهای لویی. I will survive =)) مثل اینکه تاریخ ادشدنِ این آهنگ به پلیلیست با تاریخ اجرای هری همزمانه. آهنگهای دیگه رو ببینید؛ شکسته شکستهام.
و خدای من، سه روز گذشته اما هنوز باورم نشده که نگهبان بیرونی هتل لویی عکس هری رو به عنوان دوستپسر لویی به فنها نشون داده و گفته دلیل بیرون نیومدن لویی این بوده که داشته باهاش وقت میگذرونده.
و خدای من، سه روز گذشته اما هنوز باورم نشده که نگهبان بیرونی هتل لویی عکس هری رو به عنوان دوستپسر لویی به فنها نشون داده و گفته دلیل بیرون نیومدن لویی این بوده که داشته باهاش وقت میگذرونده.
چند روز پیش داشتم What a Feeling رو گوش میکردم و با صدای هر کدومشون، حالتم عوض میشد و غمگینتر از همه این بود که منتظر صدای زین بودم.
اون توییته که میگه « غمگینم مثل دایرکشنر OT5ی که آلبوم موردعلاقهش Made in the A.M هست» یادم افتاد :))
اون توییته که میگه « غمگینم مثل دایرکشنر OT5ی که آلبوم موردعلاقهش Made in the A.M هست» یادم افتاد :))
- بیستونه مهر در سینماهای انگلیس و امریکا اکران میشه و اکران اصلی، سیزده آبانه =))
مرز باریک
دارم از منِ قبلِ دیدنِ تیزر/تریلر مای پلیسمن نهایت لذت رو میبرم.
هیچکدوم نبود. نجات یافتهام.
توی مقالهای که منتشر شده به این اشاره شده که نقش زیادی روی هری نشسته، روی هر حرکت اون تطابق پیدا کرده و اصلا جوری نیست که انگار اون داره تظاهر میکنه و دروغ میگه، که داره واقعا نقش بازی میکنه. فقط جوری که درکش میکنه، انجامش میده :) کارگردان گفته که شخصیت تام پیچیدگیش جوریه که کسی که نقشش رو بازی میکنه باید درک و جذبش کنه؛ باید با آشفتگیهای درونیش مقابله کنه.
لورمان کارگردان فیلم الویس گفته هری خیلی با استعداده و واقعا بازیگر خوبیه و دلیل انتخاب نشدنش برای اون نقش فقط اینه که اون «هری استایلزه! همین الانش هم یک آیکانه.» اون هری استایلزه. همین الانش هم یک آیکانه =)))
صحنههای مای پلیسمن از فیلم «هیروشیما عشق من» الهام گرفته شده. وای خدای من، قلبم. این فیلم صحنههاش و لمسهاش زیادی خالص و آروم و چیزی جز حس و عشق نیست. زبان بدنش و آغوشهاش به آرومی آبه. توی ذهن من صحنههای این فیلم شبیه شعره اینقدر که پیوستگی و یکی شدنِ خالص و آرومی رو به تصویر کشیده و الان مای پلیسمن؟ :))) لمسهای هری توی as it was یادم میاد آخه.
من خیلی وقت پیش این فیلم رو یک بار دیدم اما دومین فیلمی بوده که صحنهها، لمسها، تماسها و آغوشهاش به یادم مونده و برام شبیه شعر جریان پیدا کرده و مای پلیسمن، و هری، من قراره چه بلایی سرم بیاد؟ =))
من خیلی وقت پیش این فیلم رو یک بار دیدم اما دومین فیلمی بوده که صحنهها، لمسها، تماسها و آغوشهاش به یادم مونده و برام شبیه شعر جریان پیدا کرده و مای پلیسمن، و هری، من قراره چه بلایی سرم بیاد؟ =))
جدا از خودِ فیلم و داستان و کارگردانی، خودِ بازیگرها هم خاصن آخه. اِما کُرین رو ببینید چهقدر زیباییش آروم و یک جورهایی مهربون و آرامشدهندهس. نمیتونم دقیق توصیف کنم اما زیباییش زیباست، آرومه، زیباییش احساس داره و نگاه کردن بهش و تماشاش آرومت میکنه. دیوید داوسون رو که از همون لحظهی اول که دیدمش، انگار به ته وجودم نفوذ کرده باشه با حالت سرد و خلسه کنندهی چشمهاش. پوست یخ و خشک و در عین حال خیس صورتش. حالت باریک و کشیدهی لبهاش و کلا صورت زاویهدار بیحسِ سردش که احساس زیادی رو به جریان میاندازه. هری رو هم که هیچی نگم بهتره، اصلا نمیتوووونم :))) بازیگرها به تنهایی، خارج از بازیشون خودشون زیادی تأثیرگذار و نفوذپذیرن به نظرم. چه انتخابهایی!
مرز باریک
دارم میمیرم. پستِ زین. هشت ثانیه. صداش. من و تو. چون من و تو. زین. زین. زین. خیلی دوستت دارم. زینِ من و تو. موهاش. دوستت دارم. زینِ من و تو. من چه حالی دارم با زینِ من و تو؟
با هر بار شنیدنش، همون هشت ثانیه طول میکشه تا حس کنم جونم از روحم جدا میشه و بر میگرده بهش. زین، چهطور؟ cause you and I...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
- 2013, 2014, 2015 and 2022.
دارم تورش رو تصور میکنم. اگر یکی از آهنگای واندی رو هم بخونه مثل بقیهی پسرا چی؟ خیلی دوستت دارم. خیلی خیلی دوستت دارم. واقعا واقعا میخوام اسم زین رو کنار کلمهی تور ببینم. من دلتنگم. زینِ قلبم.
مرز باریک
«برای فعلا خداحافظ. عاشق همهتونم. اچ» منم عاشق همهی تواَم.
«فعلا» تموم شد. هریم شیش ساعت دیگه رو استیجه. هریم شیش ساعت دیگه با خونهش رو استیجه. اِرای استادیوم شیش ساعت دیگه شروع میشه =))))))))))))))))