هری رتبهی پنجم تاریخ اسپاتیفای رو برای بیشترین استریم دریافتی روز اول انتشار یک آلبوم داره. با ۱۳ تا ترک و هیچ فیت و ریمیکس و دیلاکسی. با یک ماه لیک شدن از قبل. و تعداد ترکهاش نسبت به چهار نفر اول کمتره: بیستویک، بیستوسه، بیستوپنج، هیجده.
توی خونه خیلی حالم خوبه. روبهراهم. هستم و میخوام باشم. اما بیرون از خونه، امن نیستم. اضطراب دارم و همه چیز سختتره.
من نسبت به هر چیز مربوط به هری:
Can't get you off my mind, can't get you off my mind, I WON'T EVEN TRY.
Can't get you off my mind, can't get you off my mind, I WON'T EVEN TRY.
گلدن چرا اینقدر کافیه؟ یعنی واقعا «کافی». تمام چیزی که تا الان فهمیدم اینه که دوستداشتن پادزهره گلدن. الان که بهش گوش کردم، یه چیز جدید ازش فهمیدم. دوستداشتنِ تو پادزهره گلدن.
«من میچرخم و میچرخم سَتلایت.
ادامه میدم و منتظرت میمونم تا منو به درونت راه بدی.
میتونم ببینم که اون پایین تنهایی، نمیدونی که من درست همینجام؟
ادامه میدم و منتظرت میمونم تا منو به درونت راه بدی.
میتونم ببینم که اون پایین تنهایی، نمیدونی که من درست همینجام؟ درست همینجا، درست همینجا.
ادامه میدم و منتظرت میمونم. من همینجام. درست همینجا. ای کاش میتونستم برای تو اونجا باشم، برای تو اونجا باشم، برای تو اونجا باشم، برای تو. برای تو. برای تو اونجا باشم.
در حالی که میچرخم منتظرت میمونم تا منو به درونت راه بدی. ادامه میدم و منتظر میمونم. میتونم ببینم که اون پایین تنهایی، نمیدونی که من درست همینجام؟ میچرخم و منتظرت میمونم.
ادامه میدم و منتظرت میمونم، برای تو، تا منو به درونت راه بدی، برای تو. میتونم ببینم که اون پایین تنهایی. نمیدونی که من درست همینجام؟
در حالِ چرخش منتظرت میمونم، برای تو، تا منو به درونت راه بدی، برای تو. میتونم ببینم که اون پایین تنهایی. نمیدونی که من درست همینجام؟
به چرخش ادامه میدم و منتظرت میمونم.»
ادامه میدم و منتظرت میمونم تا منو به درونت راه بدی.
میتونم ببینم که اون پایین تنهایی، نمیدونی که من درست همینجام؟
ادامه میدم و منتظرت میمونم تا منو به درونت راه بدی.
میتونم ببینم که اون پایین تنهایی، نمیدونی که من درست همینجام؟ درست همینجا، درست همینجا.
ادامه میدم و منتظرت میمونم. من همینجام. درست همینجا. ای کاش میتونستم برای تو اونجا باشم، برای تو اونجا باشم، برای تو اونجا باشم، برای تو. برای تو. برای تو اونجا باشم.
در حالی که میچرخم منتظرت میمونم تا منو به درونت راه بدی. ادامه میدم و منتظر میمونم. میتونم ببینم که اون پایین تنهایی، نمیدونی که من درست همینجام؟ میچرخم و منتظرت میمونم.
ادامه میدم و منتظرت میمونم، برای تو، تا منو به درونت راه بدی، برای تو. میتونم ببینم که اون پایین تنهایی. نمیدونی که من درست همینجام؟
در حالِ چرخش منتظرت میمونم، برای تو، تا منو به درونت راه بدی، برای تو. میتونم ببینم که اون پایین تنهایی. نمیدونی که من درست همینجام؟
به چرخش ادامه میدم و منتظرت میمونم.»
اینجا، اونجا. اینجا، اونجا. من اینجام. تو اونجایی. من برای تو اینجام. اما تو اونجایی. ای کاش میتونستم برای تو اونجا باشم، نه اینجا. اما من اینجام. نمیدونی که من برای تو اینجام؟
اون داره میچرخه و ادامه میده و منتظره که راه داده بشه. احساسم سرگیجه داره از چرخش و انتظار این آهنگ که ابدی به نظر میرسه. برای راه یافتن، تمام زندگیش در انتظاره، تمام زندگیش در چرخشه. به امید و انتظارِ راه پیدا کردن ادامه میده. در چرخشِ انتظار و امیدِ راه پیدا کردن گیر افتاده. معلق و چرخنده در فضای انتظارِ راه یافتن، درست مثل چرخش ماهواره در فضا.
احساسم معلقه و سرگیجه داره. اما منتظره، منتظره. از انتظار سرگیجه داره و در انتظار معلقه؛ در حالی که منتظره.
احساسم معلقه و سرگیجه داره. اما منتظره، منتظره. از انتظار سرگیجه داره و در انتظار معلقه؛ در حالی که منتظره.
این آهنگ توی چرخش و انتظار هم متوقف میشه و ادامهی داستان رو نمیگه. و من با فکر کردن به انتظار و چرخش اون که هنوز ادامه داره، نمیدونم چه حسی بهم دست میده. هر بار بهش فکر میکنم، من هم در چرخش معلق میشم. انگار تا ابد در چرخشه، چون قرار نیست هیچ جوره بفهمم که آیا به درون راه داده میشه در نهایت یا نه. هر لحظه که میگذره به اون و چرخشش که هنوز ادامه داره فکر میکنم و میگم: «اون هنوز داره میچرخه.» اولین آهنگیه که زنده باهام در جریانه و جانداره. باهام پیش میاد و از حالش باخبرم و نگرانشم و امیدوارم راه داده بشه. من رو هم معلق کرده. من رو در انتظار برای تموم شدن انتظارِ خودش معلق کرده. نه اون قراره از چرخشِ انتظار رها بشه، نه من قراره از چرخشِ انتظار برای رها شدنِ اون از انتظار رها بشم.