هری اینجوری نگاه نکن. هری، چشمهات. هری هری هری هری اینجوری نگاه نکن و این کارو با من نکن. هری، این کارو با من نکن. هری هری هری منو ویرون نکن، بذار... هری هری هری هری هری خواهش میکنم هری
انگار میخوام جسممو از وجودم جدا کنم. نمیذاره درست فقط اون رو باشم. پرتابم میکنه به ماه. پرتابم میکنه به ماه. خدای من، هری، پرتابم میکنه به ماه. پرتابم میکنه به ماه. تمامِ وجودم.
وجودِ قشنگش در listening پارتی اسپاتیفای. استایلش، شلوارش. حالش آرومه. زندگیم آرومه.
بهش افتخار میکنم. چرا؟ هزاران دلیل داره اما الان به اینکه چیزهای جدید رو اینقدر زیبا امتحان میکنه هر بار افتخار میکنم. بعد از اولین آلبومش، با فاینلاین اومد که هیچ جوره هیچکس نمیتونست حدس بزنه قراره همچین آلبومی بعد از اولین آلبومش با اون سبک داشته باشیم و الان این آلبوم به حدی متفاوت از فاینلاین هست که باورنکردنی به نظر بیاد.
حتا باعث میشه به خودمم افتخار کنم. بهخاطر اینکه اینقدر همه چیزمه. این یکی از بالاترین کارهاییه که کسی میتونه برات بکنه. اینکه باعث افتخار خودت به خودت بشه با بودنش. هری، قربون بودنت برم.
من به «نفسکشیدن» هری افتخار میکنم. چون زیبا نفس میکشه. واقعا نفس میکشه. قربون نفسکشیدنش برم. لایق اینه که هوا رو نفس بکشه، زمین رو داشته باشه و «عشق» رو احساس و لمس کنه. مگر چند نفر در این پیدا میشن که واقعا لایق زندهبودن و همراه زمین و آسمون و بیشتر از همه تجربه کردن «عشق»، قشنگترین احساس دنیااَن؟ هری از اونهاست، هری جزو اونهاست. آخه آدمها از زخمها، احساسکردن فراریان و اون رو «ضعف» تلقی میکنن. آدمها از «عشق و دوستداشتن» فراریان. زندهبودن رو نمیخوان. اما هری، خوشحالم وجود داره. به وجودش و بودن و نفسکشیدنش افتخار میکنم.