در حالِ ضبط موزیکویدیوی جدید. در حالِ بیشتر و بیشتر تبدیل شدن به ذره ذرهی من.
مرز باریک
لینکِ ارتیکل Better Homes & Gardens که زمان خود مصاحبه برای ۲۳ مارچ تقریبا یک ساعت قبل از وقتیه که هری از Harry's House خبر بده و روزی که خود ارتیکل بیرون اومده ۲۶ اپریل ۲۰۲۲ هست. الان میخوام کلِ ارتیکل رو اینجا بذارم. خیلی زیبا و الهامبخش و واقعی بود.…
نُه مِی بخشهای جدیدی به این ارتیکل اضافه شده:
هری از گرمی ۲۰۲۱ گفته و به بااستعداد، پرشور و جدید بودن بیلی اشاره کرده. از این گفته که بیلی برای نسلی متفاوته و از خودش جوونتره. جوونیای که اون وقتی توی بند بوده و حتا وقتی حرفهی سولوی خودش رو شروع کرده، داشته =)) و بعد از این حرف زده که با خودِ قبلیش میتونه موقعیت بیلی که بین تحسین و تشویقهای ناگهانی شدیدی قرار گرفته رو درک کنه -ولی به طرز عجیبی متفاوتتر و حتا سختتر- و براش خوشحاله و بهش افتخار میکنه.
اون متوجه شده جنگیدن برای اینکه همیشه پدیده و نامبروان باشی نه تنها زنندهس بلکه ناپایدار و غیرقابلتحمله. نیاز به اعتبار داشتن، در ارتباط بودن و در فضای رقابتی قرار گرفتن، چیزیه که باعثِ بیاندازه شکست و انتخابهای بد و حتا آهنگهای بدِ تاریخ موسیقی شده.
هری: تو نمیتونی موسیقی رو برنده بشی؛ شبیه مسابقهی فرمول یک نیست. مثلا در طول زندگی من دهها شخص وجود دارن که پا به این عرصه میذارن و من خودم رفته رفته در حال دور شدن از ورژن جوونم هستم. پس باید راحت بود با پیدا کردن چیزهای دیگری که باعثِ خوشحالیت میشه؛ من فقط این رو خیلی رهاییبخش پیدا کردم.
هری: تو نمیتونی موسیقی رو برنده بشی؛ شبیه مسابقهی فرمول یک نیست. مثلا در طول زندگی من دهها شخص وجود دارن که پا به این عرصه میذارن و من خودم رفته رفته در حال دور شدن از ورژن جوونم هستم. پس باید راحت بود با پیدا کردن چیزهای دیگری که باعثِ خوشحالیت میشه؛ من فقط این رو خیلی رهاییبخش پیدا کردم.
به این اشاره شده که وقتی هری حدود پنج سال پیش تراپی رو شروع کرده، اولش نسبت بهش بیمیل بوده و حس میکرده فقط یه کلیشهس.
هری: فکر کردم به این معناست که تو شکستهای. میخواستم کسی باشم که میتونه بگه بهش نیازی نداره.
اما تراپی باعث شده و اجازه داده که اون با بخشهای زیادی از وجودش که ازشون اصلا خبر نداشته روبهرو بشه؛ اجازه داده خالصانهتر همه چیز رو احساس کنه و از لحاظ احساسی گستردهتر بشه.
هری: فکر کردم به این معناست که تو شکستهای. میخواستم کسی باشم که میتونه بگه بهش نیازی نداره.
اما تراپی باعث شده و اجازه داده که اون با بخشهای زیادی از وجودش که ازشون اصلا خبر نداشته روبهرو بشه؛ اجازه داده خالصانهتر همه چیز رو احساس کنه و از لحاظ احساسی گستردهتر بشه.
هری: فکر میکنم پذیرشِ زندگی کردن، خوشحال بودن، تا نهایتها آسیب دیدن، بالاترین حالتِ زنده بودنی هست که میتونی تجربه کنی. با گریه از دستش دادن، با خنده از دستش دادن، راهِ دیگهای وجود نداره، به نظرم با چیزی بیشتری از این زنده بودن رو احساس نمیکنی.
میخوام علاوه بر هزاران بارِ قبلیای که گفتم باز هم بگم که هری خیلی واقعیه. و همین واقعی بودنش باعث میشه وصل شدن بهش، پیدا شدن درش، باهاش همراه شدن و پیش رفتن راحت باشه و پیشبرنده و ادامهدهنده در جهت زندگی و زندگی کردن باشه. در جهت سقوط، گم شدن، پیدا شدن، خندیدن، گریه کردن، بلند شدن، راه رفتن، دوباره سقوط کردن و گم شدن، مواجه شدن، عاشق شدن، متنفر شدن؛ و همهی احساسات واقعی دیگر زندگی. زندگی چیزی جز واقعیتها نیست و برای مواجه و همراه و احساس کردنش، باید واقعی باشی. و هری واقعیه. خوشحالم. واقعیِ واقعی بودنشم.
جُرجی، کوچولوی مولی هاوکینز، مدیر نوآوری و دوستِ هریه. کسی که بهش جنگل نروژی رو هدیه داده بود :`)) و گفته بود که فکر میکنه هر مردی باید این کتاب رو بخونه ولی هری تنها کسیه که بهش هدیه داده و اون خونده.
مرز باریک
چهارسالگی اولین آلبوم سولوی هریه. ریسکی که هری برای ساختن این آلبوم کرد، افراد خیلی کمی هستن که جرئت انجام دادنش رو به خودشون میدن. اینکه از بویبند جدا بشی و به سمت سبکی بری که هیچ شباهتی به سبک بندی که باهاش شناخته شدی نداره، شجاعت میخواد؛ و اون برای…
گفتی بعد از تموم شدن این آلبوم، به قدری نگران بودی و در تردید و ترس غرق بودی که بهجای حسِ خوشحالی، رهایی و آسودگی حست بود؟ پس پنج سالگی رهایی و آسوده شدنت از نگرانی و ترس و تردید اما باز هم ریسک کردن و با شجاعت پیش رفتنت مبارک. و برای من پنج سالگی شروعِ دنیای جدیدی که درش تو نزدیک به حقیقت خودتی و چند وقت بعدش باعث زنده شدن من میشی مبارک.
مرز باریک
رفت. بُرد. قربونش برم. قربونش میرم.
یک سال پیش قربونش برم با کیف کوچولو و نرمش از سر ستِ مای پلیسمن یه سر رفت بریتز و تندیسش رو گرفت و برگشت خونهش. زیادی مامانه 3>
این بافتهای نرمِ رنگی رنگی با طرح خونهای که هری برای این اِرا میپوشه، از دودکش خونهش دو تا قلب خارج میشه. همون دو تا قلبی که باهاش از تو یه خونه شروع کردن.