مرز باریک
270 subscribers
819 photos
130 videos
116 links
— چارلز بوکاوسکی. والت‌ ویتمن. جونی‌ میچل. صداقت. زرد. میدوری‌ کوبایاشی. تریسی‌ امین. ری‌ چارلز. ژان‌ میشل‌ باسکیت. کارول‌ کینگ. گُل‌های مینا. هاروکی‌ موراکامی. خانواده‌. گلفروش.

https://t.me/BluChtBot?start=67a1a003bbdcaf8d84
Download Telegram
لمس چشم‌های هری شاید واقعا شبیه لمس چمن و چیزهای سبزِ خیس باشه.
پُست. قربونت برم. اجرا داره بیستم. ۳۲ ثانیه.
هری برای قانون جدید امریکا که سقط جنین جرم اعلام شده، استوری گذاشته.
چهل دقیقه‌س استوری‌شو دیدم. کل این چهل دقیقه نمی‌دونم چی‌اَم. هری این اصلا نرمال نیست. چرا این کارو با من می‌کنی؟ چه‌طور ممکنه اصلا؟
مرز باریک
Photo
این حرفش برای شوی دالاس یادم افتاد به محض دیدن استوری‌ش:
"Don’t let anyone tell you who you’re supposed to be. Don’t let anyone tell you what you’re supposed to do with your body. Look out for each other." H
روز موهای بربادرفته‌ی شیش سال پیشِ پسرم به‌ خیر. قربونش برم :`((
این حقیقت که موهاش رو به موسسه‌ی little princess trust داد تا برای بیمارهای سرطانی کلاه‌گیس درست کنن :)))
بعد از این‌که موهاشو کوتاه کرد، تا چند وقت بعدش کلاه می‌ذاشت چون به موی کوتاه عادت نداشت =))
«‏دوستت دارم هری. تو باعث می‌شی احساس کنم که یه آدمم، اين‌که خودمم و زیبا هستم.»
- فیلمِ مرثیه‌ای برای یک رویا.
💛
این عکس رو که خیلی خیلی دوست دارم. ازش آهنگ‌های Dreams و Changes رو هم می‌شنوم.
Dreams
Fleetwood Mac
این اولین آهنگیه که پسرک همه‌ی کلماتش رو حفظ کرده؛ قبل از این‌که حتا معناشو بدونه. پسر کوچولو فکر می‌کرده این آهنگ راجع به آب‌وهواست.
وقت گذروندن با استیوی نیکس باعث می‌شه اون به ده سالگی‌ش و زمانی که با مامانش این آهنگ رو توی ماشین گوش می‌کرده برگرده و به احساسِ اون موقعش فکر کنه.
تصور هری‌ ده‌ ساله‌ای که با این آهنگ می‌خونه =))

#GreenPlayList
Fine Line, my fine line.
توی این لحظه بازم تکرارش می‌کنی. به زبون میاری که آزادی‌ت رو می‌خوای. خب من کی باشم که آزادیتو ازت بگیرم؟
تنها چیزِ درست اینه که تو جوری که احساس می‌کنی به حرکت بیای. حواس‌جمع گوش‌هات رو به صدای تنهایی‌‌ت بسپار. مثل ضربانِ قلب، باعثِ دیوونگی‌ت می‌شه، در سکونِ یادآوری چیزهایی که داشتی و چیزهایی که از دست دادی. چیزهایی که داشتی و چیزهایی که از دست دادی.
رعدو‌برق فقط وقتی اتفاق می‌افته که بارون بباره. بازیکن‌ها فقط وقتی دوستت دارن که در حالِ بازی‌ کردنن. بگو که زن‌ها میان و می‌رن و وقتی بارون تو رو با بارشش تمیز کنه تو متوجه‌ش می‌شی و می‌فهمی.
الان من باز هم شروع می‌کنم. دیدگاه‌های کریستالی رو درک می‌کنم. ایده‌هامو برای خودم نگه می‌دارم. این فقط منم که می‌خواد اطرافِ رویاهات رو با بازوهاش بپیچونه. رویایی داری که بخوای اون‌ رو بفروشی؟ رویاهای تنهایی.
مثل ضربانِ قلب، باعثِ دیوونگی‌ت می‌شه؛ در سکونِ یادآوری چیزهایی که داشتی و چیزهایی که از دست دادی. چیزهایی که داشتی و چیزهایی که از دست دادی.

Dreams - Fleetwood Mac
Changes
Cam
ترانه‌ی این آهنگ‌ رو هری نوشته. به نظر می‌رسه این ترانه به هلمز چپل، جایی که هری از هفت سالگی‌ش زندگی کرده مربوطه. Cam یه بار بخشی از ترانه رو در اینستاگرام پست کرد و براش لوکیشن هلمز چپل رو گذاشت. و توضیحاتش برای آهنگ این بود: «مثل این‌که نمی‌خوای رشد کنی و از زادگاهت و افرادی که برای اولین بار با اون‌ها شروع کردی، فراتر بری. ولی باید رشد کنی. و این‌جا چیزی وجود داره که دقیقا مثل یه درد زیباست.» یک بار دیگه Cam به این وضعیت که وقتی خیلی بزرگ شدی و از شهر و آدم‌هایی که طولانی مدت می‌شناختی فراتر رفتی برای موضوع این آهنگ اشاره کرد. و این‌که صدای سوت و بک‌وکال هم برای هریه =))

#WrittenByGreen
Fine Line, my fine line.
جایی پایین جاده‌ای روستایی، یک شهری وجود داره که توی این لحظه‌ در حال دیدنشم؛ با خودم هرجایی که می‌رم حملش می‌کنم. رودخونه در حال پیچ‌و‌تاب خوردنه. صداش رو می‌تونم بشنوم که انگار می‌خواد بگه تو تنها کسی نیستی که دنبال یه راهِ گریزه.
پس من می‌رم چون نمی‌خوام احساس کنم که دیگه شما رو نمی‌شناسم. تموم اون جاده‌ها رو از بَر می‌کنم.
یه جایی توی سرزمینی بزرگ و پُرهیجان، یه نفر در صندلی عقب یه ماشین در حال عاشق شدنه. آدم‌های اون‌جا جوری عشق می‌ورزن که انگار قلبشون قرار نیست بشکنه. خدا به قلب‌‌های جوونی که شرابِ ارزون رو جرعه جرعه می‌نوشن، برکت بده. آدم‌های اون‌جا برای اولین بار با دوست‌هاشون مست می‌کنن و فکر می‌کنن هیچ‌چیز قرار نیست تغییر کنه تا وقتی که همه چیز عوض می‌شه.
اون‌ها هرگز دست نمی‌کشن. الان همه‌‌شون چندتا بچه‌ دارن. تلویزیون تماشا می‌کنن و به دور از شایعات یک شهرِ کوچکِ بی‌رحم زندگی می‌کنن.
پس من می‌رم چون نمی‌خوام احساس کنم که دیگه من رو نمی‌شناسید و چهره‌م رو تشخیص نمی‌دید.
یه جایی توی سرزمینی بزرگ و پُرهیجان، یه نفر در صندلی عقب یه ماشین در حال عاشق شدنه. آدم‌های اون‌جا جوری عشق می‌ورزن که انگار قلبشون قرار نیست بشکنه. خدا به قلب‌‌های جوونی که شرابِ ارزون رو جرعه جرعه می‌نوشن، برکت بده. آدم‌های اون‌جا برای اولین بار با دوست‌هاشون مست می‌کنن و فکر می‌کنن هیچ‌چیز قرار نیست تغییر کنه؛ تا وقتی که همه چیز عوض می‌شه.
اینجا دیگه چیزی برای من وجود نداره؛ اون‌ها می‌گن که دیگه از من خبر ندارن. من نمی‌خوام یه بار دیگه این موضوع رو بشنوم.
یه جایی توی سرزمینی بزرگ و پر از هیجان، من در صندلی عقبِ یه ماشین در حال عاشق شدن بودم. طوری عشق می‌ورزیدم که انگار قلبم هیچ‌وقت قرار نیست بشکنه. قلبِ جوونی داشتم که شرابِ ارزون رو جرعه جرعه می‌نوشید. با دوست‌هام برای اولین بار مست می‌کردم و فکر می‌کردم هیچ‌چیز قرار نیست عوض بشه؛ تا وقتی که همه چیز عوض شد.

Changes - Cam, written by H.