بعد از این مصاحبه بیشتر فهمیدم که هری چرا دوست داشته روانشناس بشه :)) و چیزی که هست اینه که اون همین الان هم یه روانشناسه. خیلی ذهنِ روانشناسی داره. اولین بار از خودِ آهنگ فاینلاین من این رو متوجه شدم. اینکه هری چهقدر ذهن و وجودِ روانشناسی داره. منظورم از روانشناس، واقعا روان شناسیه. مطالعه و درگیری با ذهن و احساسات، سعی برای فهمیدن و درکشون.
هری از دورانی که توی بند بوده گفته. از این گفته که اون زمان باید بخشِ زیادی از خود واقعیش رو دور میکرده تا توسط اونها پذیرفته و دوستداشته بشه. از اون خبرنگارهایی که ازش سوالهایی مثل اینکه «با چند نفر خوابیده و چهطور» وقتی که فقط نوجوون بوده میپرسیدن حرف زده و به این اشاره کرده که به جای اینکه به اونها بگه تا برن به درک، سعی میکرده آروم و معدب رفتار کنه تا ناراحت نشن. از احساسِ ترس و وحشتی که در طول مصاحبهها برای اینکه نکنه حرف اشتباهی بزنه تجربه میکرده حرف زده. از قراردادهایی که مجبور بودن امضا کنن و کارهایی که نباید انجام میدادن تا باعثِ باطل شدنِ اون قراردها نشه، از حسِ وحشتی که از تمام اینها دریافت میکرده. بعد ابراز کرد که وقتی قرارداد سولوش رو امضا کرده و فهمیده که بدون تجاوز به زندگی شخصیش میتونه پیش بره به قدری خوشحال شده که غرق اشک بشه و تبدیل به جملهی «احساس آزادی کردم.» بشه.
«زندگی پسرِ عضو یک بند مثل یک چیزی شبیه عروسکِ ken هست. یک نیستیِ هیچ که سکس باید درش وجود داشته باشه. یکیشون باید عشوهگر باشه بدون اینکه در حال سکس دیده بشه چه برسه به اینکه سکس عادی داشته باشه. یکیشون باید ادای یه بد بوی رو در بیاره بدون اینکه واقعا کارِ بدی انجام بده. شما یک ابزار هستید، یک تصویر، چیزی که مردم راجع بهش فانتزیسازی میکنن؛ نه کسی که واقعا وجود داره و عمل میکنه و بههم میریزه.» بخشی از ارتیکل.
«زندگی پسرِ عضو یک بند مثل یک چیزی شبیه عروسکِ ken هست. یک نیستیِ هیچ که سکس باید درش وجود داشته باشه. یکیشون باید عشوهگر باشه بدون اینکه در حال سکس دیده بشه چه برسه به اینکه سکس عادی داشته باشه. یکیشون باید ادای یه بد بوی رو در بیاره بدون اینکه واقعا کارِ بدی انجام بده. شما یک ابزار هستید، یک تصویر، چیزی که مردم راجع بهش فانتزیسازی میکنن؛ نه کسی که واقعا وجود داره و عمل میکنه و بههم میریزه.» بخشی از ارتیکل.
با خوندن این قسمتها تمام مصاحبههای واندی یادم افتاد. تمام اون تنشها و استرسهایی که درشون جریان داشت. اینها چیزهایی بودن که میدونستیم اما شنیدنش از خودشون صددرصد دردآورتره. بهشون افتخار میکنم که از پسش براومدن و شاید بالاپایینهایی داشتن اما کم نیاوردن و راهی به سمت روشنی برای خودشون باز کردن. چون به قول مایکل جکسون، سونی میکُشه. ما هیچ ایدهای از چیزهایی که در اون سالها به پسرها گذشته نداریم اما به وضوح محو و کمرنگ شدن لبخندهاشون رو دیدیم. اشکالی نداره که یک جهتِ ما، پنج جهت شده. چیزی که مهمه، آزادی و حالِ خوب اونهاست. که امیدوارم واقعا همه چیز براشون الان بهتر از قبل باشه. فقط بهتر باشه. بهتر.
راستی هری توی حرفاش به مستند بریتنی اشاره کرد و اون رو یک بازتاب در نظر گرفت. از این گفت که از طریق این مستندها ما میتونیم متوجه بشیم که چهقدر آدمها و مخصوصا زنها قربانی این سیستم هستن.
همین امروز این مستند رو دیدم. این مستند یه نمونهی کامل از تمام کثیف بودن و منفعتطلب و خودخواه بودن این صنعت و سیستم بود. بریتنی اسپیرز کسی که ازش به عنوان پدیده یاد میشه و به دلبرِ امریکا معروفه چند سال اول حرفهش همه چیز براش خوب پیش میره و اون معروف و معروفتر میشه. اما از یه جایی به بعد، یعنی از سال ۲۰۰۸ به بعد، همه چیز روی یک سراشیبی براش قرار میگیره. اون در ظاهر بهخاطر مشکلات روانی شدید و مصرف مواد تمام اختیاراتش رو از دست میده و پدرش سرپرستی کامل اون رو به عهده میگیره. این سرپرستی به حد و طریقیه که بریتنی هیچجوره نمیتونه با هیچکس جز کسایی که سرپرستش تعیین میکنه ملاقات داشته باشه و حتا اون نمیتونه برای ساعتی تنهایی وقت بگذرونه. مدتی بعد از این شلوغی و تازگی این اتفاق، انگار که وضعیت نرمالتر شده باشه و بریتنی به اوضاع عادت کرده باشه به ساختن موزیک و حرفهش ادامه میده و تظاهر به حال خوب داشتن میکنه. و وضعیت واقعی اون چهطوره؟ حتا نمیتونه بدون اجازه یک نفس بکشه. تورهای زیاد، موزیکهای زیاد و با تمام اینها، سرمایههای بیاندازه برای منیجمنت به دست میاره. این سرپرستی و تحت کنترل مطلق بودن سیزده سال طول میکشه تا اینکه اوایل ۲۰۲۱ بریتنی توی دادگاه شروع به حرف زدن میکنه و از فشارهای این سالها میگه. از تهدیدهای منیجمنت و وسیله بودنش، از تظاهرش به خوشحالی و از اینکه اصلا نمیدونه چی شده که به اینجا رسیده. و با حرفهای بلند اون، تغییراتی اتفاق میافته و نوامبر ۲۰۲۱ بالاخره بریتنی آزاد میشه.
توی این مستند کاملا مشخص بود که تمام این مسائل برنامهریزی شده بوده و چهقدر همهچیز پشت پرده با جلوی پرده تفاوت داشته. علت این سرپرستی جنون و مشکلات روانی و مصرف مواد بریتنی در نظر گرفته شده بود اما برای تمام اینها برنامههای زیادی چیده شده بود؛ چهقدر جعلها و دروغها تا فقط همه چیز به نفع اونها اتفاق بیفته. و اینکه جنبش free Britney بعد از این سرپرستی، به راه افتاده که توی سال ۲۰۲۱ بعد از حرفای بریتنی دوباره شدت گرفته بوده و راهپیماییهای زیادی رو هم در پی داشته؛ و اتفاقا هری توی شوی هشت اکتبر، فورت لادردیلِ لاو ان تور، پرچم free Britney بلند کرد و یک ماه بعدش توی نوامبر بالاخره بریتنی بعد از سیزده سال آزاد شد =))
همینطور اینکه هری قبلا تیشرتهایی با تصویر بریتنی پوشیده و توی هریوین دو، toxic رو ازش کاور کرد.
همین امروز این مستند رو دیدم. این مستند یه نمونهی کامل از تمام کثیف بودن و منفعتطلب و خودخواه بودن این صنعت و سیستم بود. بریتنی اسپیرز کسی که ازش به عنوان پدیده یاد میشه و به دلبرِ امریکا معروفه چند سال اول حرفهش همه چیز براش خوب پیش میره و اون معروف و معروفتر میشه. اما از یه جایی به بعد، یعنی از سال ۲۰۰۸ به بعد، همه چیز روی یک سراشیبی براش قرار میگیره. اون در ظاهر بهخاطر مشکلات روانی شدید و مصرف مواد تمام اختیاراتش رو از دست میده و پدرش سرپرستی کامل اون رو به عهده میگیره. این سرپرستی به حد و طریقیه که بریتنی هیچجوره نمیتونه با هیچکس جز کسایی که سرپرستش تعیین میکنه ملاقات داشته باشه و حتا اون نمیتونه برای ساعتی تنهایی وقت بگذرونه. مدتی بعد از این شلوغی و تازگی این اتفاق، انگار که وضعیت نرمالتر شده باشه و بریتنی به اوضاع عادت کرده باشه به ساختن موزیک و حرفهش ادامه میده و تظاهر به حال خوب داشتن میکنه. و وضعیت واقعی اون چهطوره؟ حتا نمیتونه بدون اجازه یک نفس بکشه. تورهای زیاد، موزیکهای زیاد و با تمام اینها، سرمایههای بیاندازه برای منیجمنت به دست میاره. این سرپرستی و تحت کنترل مطلق بودن سیزده سال طول میکشه تا اینکه اوایل ۲۰۲۱ بریتنی توی دادگاه شروع به حرف زدن میکنه و از فشارهای این سالها میگه. از تهدیدهای منیجمنت و وسیله بودنش، از تظاهرش به خوشحالی و از اینکه اصلا نمیدونه چی شده که به اینجا رسیده. و با حرفهای بلند اون، تغییراتی اتفاق میافته و نوامبر ۲۰۲۱ بالاخره بریتنی آزاد میشه.
توی این مستند کاملا مشخص بود که تمام این مسائل برنامهریزی شده بوده و چهقدر همهچیز پشت پرده با جلوی پرده تفاوت داشته. علت این سرپرستی جنون و مشکلات روانی و مصرف مواد بریتنی در نظر گرفته شده بود اما برای تمام اینها برنامههای زیادی چیده شده بود؛ چهقدر جعلها و دروغها تا فقط همه چیز به نفع اونها اتفاق بیفته. و اینکه جنبش free Britney بعد از این سرپرستی، به راه افتاده که توی سال ۲۰۲۱ بعد از حرفای بریتنی دوباره شدت گرفته بوده و راهپیماییهای زیادی رو هم در پی داشته؛ و اتفاقا هری توی شوی هشت اکتبر، فورت لادردیلِ لاو ان تور، پرچم free Britney بلند کرد و یک ماه بعدش توی نوامبر بالاخره بریتنی بعد از سیزده سال آزاد شد =))
همینطور اینکه هری قبلا تیشرتهایی با تصویر بریتنی پوشیده و توی هریوین دو، toxic رو ازش کاور کرد.
هری: برای مدتی طولانی احساس میکردم تنها چیزی که متعلق به منه، زندگی جنسیم (sex life) هست. احساس خجالتِ زیادی دربارهش داشتم. احساس خجالت برای این موضوع که مردم میدونن من سکس داشتم، چه برسه به اینکه بدونن با چه کسی.
در اون زمان، هنوز حرف زدن از جزئیات رابطهت در عموم و پابلیک جریان داشت و فهمیدن اینکه میتونم به چه کسی اعتماد کنم برای من استرسزا بود. اما فکر میکنم به جایی رسیدم که بگم چرا احساس شرم دارم؟ من یک مرد ۲۶ سالهی مجردم و بله، من سکس دارم.
در اون زمان، هنوز حرف زدن از جزئیات رابطهت در عموم و پابلیک جریان داشت و فهمیدن اینکه میتونم به چه کسی اعتماد کنم برای من استرسزا بود. اما فکر میکنم به جایی رسیدم که بگم چرا احساس شرم دارم؟ من یک مرد ۲۶ سالهی مجردم و بله، من سکس دارم.
هری راجع به گرایشش: من با دوستهام راجع بهش خیلی راحت و آزاد بودهم. اما این تجربهی شخصی منه؛ متعلق به شخصِ منه.
هری: تمام نکتهای که ما باید به سمتش پیش بریم پذیرش آدمها و بیشتر آزاد و راحت بودنه. اینه که اهمیتی نداره؛ نیازی نیست بر روی همه چیز لیبل بزنیم، نیازی نیست واضح مشخص کنیم که در حال چک کردن چه باکسی هستیم.
معلومه My free soul everything :)))
هری: تمام نکتهای که ما باید به سمتش پیش بریم پذیرش آدمها و بیشتر آزاد و راحت بودنه. اینه که اهمیتی نداره؛ نیازی نیست بر روی همه چیز لیبل بزنیم، نیازی نیست واضح مشخص کنیم که در حال چک کردن چه باکسی هستیم.
معلومه My free soul everything :)))
آهنگِ As It Was راجع به دگرگونیه. دربارهی وقتی که به گذشته و خودِهای قبلت نگاه میکنی و به ندرت قدرت تشخیصشون رو داری. راجع به وقتیه که متوجه میشی همهچیز قطعی تغییر کرده. وقتی که رشد میکنی، تغییر میکنی، شروع به گذشتن میکنی =)) تئوری قرصهای آبی و قرمز فیلم ماتریکس یادم افتاد.
هری گفت فکر نمیکنه که اگر این آلبوم موفقیت به صرفهای نداشته باشه، زندگیش به پایان رسیده =)) چهطور اینقدر واقعی و زیبایی؟
راجع به آلبوم اولش هم گفت که خیلی بهش سخت گذشته و کلا بهخاطرش وحشت داشته. یکی از دلیلهاش هم این بوده که چون تازه از بویبند جدا شده، فکر میکرده برای اینکه جدی گرفته بشه نباید موسیقی فان بسازه. و هر وقت که پروسهی آلبوم رو به پایان رسونده به جای اینکه حس خوشحالی داشته باشه، آسودگی و آزاد شدن احساسش بوده. قربونت برم. قربونت برم. قربونت برم.
راجع به آلبوم اولش هم گفت که خیلی بهش سخت گذشته و کلا بهخاطرش وحشت داشته. یکی از دلیلهاش هم این بوده که چون تازه از بویبند جدا شده، فکر میکرده برای اینکه جدی گرفته بشه نباید موسیقی فان بسازه. و هر وقت که پروسهی آلبوم رو به پایان رسونده به جای اینکه حس خوشحالی داشته باشه، آسودگی و آزاد شدن احساسش بوده. قربونت برم. قربونت برم. قربونت برم.
هری: فقط میخوام چیزهایی بسازم که مراحل ساختنش درست و فانه. چیزی که برای مدت طولانی بهش افتخار کنم، که دوستهام، خانواده و بچههام یک روزی بهش افتخار کنن.
بچههاش. استایلزهای کوچولو =)))))))))))))))))))))
بچههاش. استایلزهای کوچولو =)))))))))))))))))))))
شجاعت و جسارتش توی این مصاحبه خیلی مشخص بود. شکننده و آسیبپذیر بودنش. اینکه در مرحلهای باشی که بتونی از سایدهای شکنندهت و بخشهای پنهانت که شاید عیب و نقص تلقی میشن حرف بزنی، چیز کمی نیست. اون هم برای کسی که سلبریتیه و زیر نظر میلیونها چشم قرار داره. از چیزهایی بگی که بهت آسیب زده، از تفکراتی که داشتی، احساساتت، از آسیبپذیری و شکننده بودنت، رشد و درونت حرف بزنی، واقعا شجاعت میخواد. بهش افتخار میکنم. چهقدر؟ در کلمات نمیگنجه؛ در هیچچیز نمیگنجه. و خوشحالم. خوشحالم که بالاخره رسانهها و چیزهای کذاییای رو که بهش نسبت میدادن زیر سوال برد و از اون دوران حرف زد. و بیشتر و بیشتر و بیشتر به واقعی و زنده بودنش پی بُردم و با تمامِ توان لمسش کردم.
این مصاحبه بارها باعث شد لبخند بزنم :))) لبخندی که چیزی جز یه تایید برای حس و درکی که از شخصیتش داشتم نبود. وقتی حسی که راجع بهش داشتم، درست از آب درمیومد من لبخندِ شوق میشدم که تونستم لمسش کنم و درست بفهممش. ذره، ذرهمه.
مرز باریک
راستی هری توی حرفاش به مستند بریتنی اشاره کرد و اون رو یک بازتاب در نظر گرفت. از این گفت که از طریق این مستندها ما میتونیم متوجه بشیم که چهقدر آدمها و مخصوصا زنها قربانی این سیستم هستن. همین امروز این مستند رو دیدم. این مستند یه نمونهی کامل از تمام کثیف…
هری و تیشرتِ بریتنیش :)) زیبایی.
من واقعا میمیرم که هری رو مطالعه کنم. روان و قلب و وجودش رو بشکافم و بخونم و غرق شم. پیچیدگیش رو لمس کنم. اون واقعا شگفتانگیزه. شگفتانگیز.
وقتی داشتم مستند بریتنی رو میدیدم، گریه شده بودم. به هری و احساساتش فکر میکردم. به خود بریتنی. به بریتنیها. به هری که مطمئنم حین دیدنش اون هم گریه کرده. به هری که قطعا تمامش رو لمس کرده. خیلی بههم ریخته بودم.
Sweet Thang
Shuggie Otis
چیزی نمیگم. به این گوش کنید، با یادآوری و دلتنگی متوجهش میشید.
#GreenPlaylist
Fine Line, my fine line.
#GreenPlaylist
Fine Line, my fine line.