استرس دارم. اجراهای اول همیشه چالشبرانگیزن. دارم فکر میکنم هری چه حس و حالی رو تجربه میکنه وقتِ اجرای As It Was برای اولین بار. اصلا وقتی نوشتش چه حالی داشت؟ وقتی ریلیز شد چهطور؟ وقتی به خودش در قالب آهنگ نگاه کرد چی؟
ای منِ بیچاره. اسمشو که شنیدم فکر کردم یه چیز تو مایههای مدیسنه. نفهمیدم با این ترانه چیزی جز ازهمپاشی در انتظارم نیست. بویفرندز.
من اصلا نرمال نیستم. نیاز به زمان برای واکنش نشون دادن دارم. اما هری تو هیچ ایدهای نداری که من جز تو چیزی رو نفس نمیکشم. که زندگی و دنیا و جهانی جز تو ندارم. هیچ ایدهای نداری که عملا درون تو زندهام و راه میرم و ادامه میدم. هری.
Forwarded from مرز باریک
بعضی وقتا از زیبایی حیرت میکنی. واقعا حیرت میکنی. جوری که نمیتونی حرف بزنی، نمیتونی هیچ واکنشی نشون بدی، نمیتونی هیچ هیچ عکسالعملی نسبت بهش داشته باشی؛ چون اون زیبایی اونقدری کامل و جزء به جزء پُر هست که تو رو فقط درگیر خودش کنه و جای چیز دیگهای رو نذاره. آره دقیقا همینطوره. تو این کارو میکنی هری استایلز. تو! باعث! میشی! از! زیبایی! حیرت کنم! و! هیچ! عکسالعملی! نتونم! نشون! بدم!
تهیونگی که چشمهاشو میبنده و به as it was گوش میده و باهاش همخوانی میکنه رو چیکار کنم من آخه؟