زین برای من خیلی خاصه. به چشمهاش که نگاه میکنم از ابتدا رو به یاد میارم. آخه اون آشنای قلبِ منه. از اولش همراهم بوده.
لیام حال خوبیه که از وسط قلبم عبور میکنه. شبیهش نیست. اون نزدیکترینه به ما. اون ما رو به آغوش میگیره وقتی که دلتنگِ گذشتهایم. اون بغل امن طردشدگیهای منه. وقتایی که دلتنگ واندیام، لیام نقطهی امنمه. چون میدونم اون هم دلتنگ واندیه. لیام، آغوشِ دلتنگیهای ما.
تو این لحظه چیزی جز دلتنگی برای پنج تا پسر نرمال که خیلی رقصندههای افتضاحی بودن نیستم.
As It Was, Golden, 18
JungleSue Mashups
واقعا دلم میخواد زار بزنم :)) ف و ق ا ل ع ا د ه س این مشاپ و از 02:03 به بعد، Literally dying.
مرز باریک، مرز باریکِ من.
مرز باریک، مرز باریکِ من.
دارم برای آخرین دقایق با منِ فعلی سر میکنم. بعد از اجرای امروز، قرار نیست آدم قبلی باشم.
استرس دارم. اجراهای اول همیشه چالشبرانگیزن. دارم فکر میکنم هری چه حس و حالی رو تجربه میکنه وقتِ اجرای As It Was برای اولین بار. اصلا وقتی نوشتش چه حالی داشت؟ وقتی ریلیز شد چهطور؟ وقتی به خودش در قالب آهنگ نگاه کرد چی؟
ای منِ بیچاره. اسمشو که شنیدم فکر کردم یه چیز تو مایههای مدیسنه. نفهمیدم با این ترانه چیزی جز ازهمپاشی در انتظارم نیست. بویفرندز.
من اصلا نرمال نیستم. نیاز به زمان برای واکنش نشون دادن دارم. اما هری تو هیچ ایدهای نداری که من جز تو چیزی رو نفس نمیکشم. که زندگی و دنیا و جهانی جز تو ندارم. هیچ ایدهای نداری که عملا درون تو زندهام و راه میرم و ادامه میدم. هری.