مرز باریک
270 subscribers
819 photos
130 videos
116 links
— چارلز بوکاوسکی. والت‌ ویتمن. جونی‌ میچل. صداقت. زرد. میدوری‌ کوبایاشی. تریسی‌ امین. ری‌ چارلز. ژان‌ میشل‌ باسکیت. کارول‌ کینگ. گُل‌های مینا. هاروکی‌ موراکامی. خانواده‌. گلفروش.

https://t.me/BluChtBot?start=67a1a003bbdcaf8d84
Download Telegram
A Little Less Conversation
Elvis Presley
آهنگی که هری دوست داره تمِ سیتکامی که بر اساس زندگی‌ش ساخته می‌شه باشه.

#GreenPlayList
Fine Line, my fine line.
مرز باریک
دارم بزرگترین لبخندمو حس می‌کنم. As It Was رکورد بیشترین استریم دریافتی آهنگ یک ارتیست مرد رو در ۲۴ ساعت اول تاریخ اسپاتیفای زد. وای حس می‌کنم تلاش‌هام بیهوده نبوده. ارزشش رو داشت، ارزشش رو داشت که تا همین الان، حتا همین الان برای هیچ چیز جز تو و As It Wasت…
باز هم لبخندم چون As It Was رکورد بیشترین استریم دریافتی آهنگ یک ارتیست مرد در هفته‌ی اول تاریخ اسپاتیفای رو هم مال خودش کرد :)))))))) همین‌طور کوتاه‌ترین زمانِ دریافت ۱۰۰ میلیون استریم آهنگ یک ارتیست مرد رو.
حرکت دست‌هاش جمله‌ش رو بهم فهموند اما حواس من پرت نسیم خنکی که از بین موهاش می‌گذشت شده بود. چشم‌هاش نیمه‌باز بود و تن خمیده‌ش کنارم آروم گرفته بود. مشخص بود لذت می‌بره. مثل من از وجودش. آخرین باری که نیمه‌شب دزدکی به پشت بوم اومده بودیم. هیچ‌کس اونجا نبود. فقط من، نیازم، و ماه.

Niaz; Blueloubear
Just me, her and the moon.
مرز باریک
حرکت دست‌هاش جمله‌ش رو بهم فهموند اما حواس من پرت نسیم خنکی که از بین موهاش می‌گذشت شده بود. چشم‌هاش نیمه‌باز بود و تن خمیده‌ش کنارم آروم گرفته بود. مشخص بود لذت می‌بره. مثل من از وجودش. آخرین باری که نیمه‌شب دزدکی به پشت بوم اومده بودیم. هیچ‌کس اونجا نبود.…
«تو آفتابی، اغوا می‌کنی..» ناخودآگاه بر وزن شعرش از ذهنم گذشت و به دنبالش نفس عمیقی کشیدم. اون لحظه به این فکر کردم که کاش شاعر بودم. کاش می‌تونستم صداش کنم آفتاب. اون روز، اگر سرش رو از روی چمن برنمی‌داشت و به‌جاش اون رو روی پای من نمی‌گذاشت شاعر نمی‌شدم. نزدیک بودنش به من، غنچه‌ی بهاری‌ش رو که برداشت و بین موهام گذاشت. نزدیک بودنش به من، طلایی چشم‌هاش از اون فاصله‌ی نزدیک، نگاه و سنگینی سرش روی پای خشک‌شده‌م. نزدیک بودنش به من. اگر هیچ‌کدوم از این‌ها اون روز اتفاق نمی‌افتاد، من شاعر نمی‌شدم.

Niaz; Blueloubear
You sunshine, you temptress.
«بدونِ تو، من یه قلبِ نیمه‌ام.»
پنج تا پسر.
لویی. خیلی دوستش دارم. خیلی دوستش دارم. چه‌طور اینقدر عاشق‌شدنیه؟ انگار که تک‌تک سلول‌هاش از جنس امنیت و صمیمیت باشن. بهت احساس راحتی می‌ده. صمیمیتِ تمام.
مخلوقِ شیرینِ وجودم.
زین برای من خیلی خاصه. به چشم‌هاش که نگاه می‌کنم از ابتدا رو به یاد میارم. آخه اون آشنای قلبِ منه.‌ از اولش همراهم بوده.
لیام حال خوبیه که از وسط قلبم عبور می‌کنه. شبیهش نیست. اون نزدیک‌ترینه به ما. اون ما رو به آغوش می‌گیره وقتی که دلتنگِ گذشته‌ایم. اون بغل امن طردشدگی‌های منه. وقتایی که دلتنگ واندی‌ام، لیام نقطه‌ی امنمه. چون می‌دونم اون هم دلتنگ واندیه. لیام، آغوشِ دلتنگی‌های ما.
نایل خنده‌ی فروتن منه. خوش‌حالی بی‌قید و شرطمه. حال خوب بی‌چشمداشتمه.
تو این لحظه‌ چیزی جز دلتنگی برای پنج تا پسر نرمال که خیلی رقصنده‌های افتضاحی بودن نیستم.
هری بیاد، منم میام.
As It Was, Golden, 18
JungleSue Mashups
واقعا دلم می‌خواد زار بزنم :)) ف و ق ا ل ع ا د ه س این مشاپ و از 02:03 به بعد، Literally dying.

مرز باریک، مرز باریکِ من.
دارم برای آخرین دقایق با منِ فعلی سر می‌کنم. بعد از اجرای امروز، قرار نیست آدم قبلی باشم.
استرس دارم. اجراهای اول همیشه چالش‌برانگیزن. دارم فکر می‌کنم هری چه حس و حالی رو تجربه می‌کنه وقتِ اجرای As It Was برای اولین بار. اصلا وقتی نوشتش چه حالی داشت؟ وقتی ریلیز شد چه‌طور؟ وقتی به خودش در قالب آهنگ نگاه کرد چی؟
شروع شده
لباسش...
با as it was هم شروع کرده