مرز باریک
Photo
این آغوش اینقدر زیباست که آدم رو سرشار میکنه. هیچ حس اجبار، تمایل و مالکیتی درش نیست. اینقدر آروم و واقعی و رها و خالصه که کاملا حس میشه. فقط یه آغوشه، خالی از هر حسِ مالکیتی. آغوشِ خالص و واقعی. این چیزی بود که توی تمام لمسها و نگاهها موج میزد. بدون هر چیزِ آلودهکنندهای. لمس فقط برای لمس. نگاه فقط برای نگاه.
هری با این موزیکویدیو سطح کاملا جدید و متفاوتی از تواناییهاش رو بهمون نشون داد. چیزی تماما متمایز از کارهای قبلیش و با طیفی جدید و هریگونه؛ اون بخش دیگهای از وجود بیاندازه گسترده و وسیعش رو به نمایش گذاشت. شاید از یکی دیگه از بخشهای حساسش رونمایی کرد و اونقدری شجاع و جسور بود که با اون بخش روبهرو بشه، درک و لمسش کنه و مهمتر و زیباتر از همه اون رو تبدیل به هنری الهامبخش و تاثیرگذار کنه. چیز بیاندازه زیبایی که در رابطه با هری وجود داره، اینه که اون در وجود و روح گسترده و عمیق خودش سِیر میکنه، به بخشهای مختلفش سرک میکشه، وقت میگذرونه، درک و لمس میکنه و اونقدری بیپروا و جسور هست که اونها رو با شجاعت در معرض دید بذاره، با ما شریک بشه و تبدیل به هنر کنه. هری وجودی هنری داره. برای خلق کردن نیاز به چیزی جز خودش نداره، کافیه یه نگاه به درون بیاندازه گستردهی خودش بندازه و هر بار با بخشیش همراه بشه. چون اون هم هنره، هم هنرمند.
هری برای kissFM: هیچ همکاریای وجود نداره (در آلبومش)؛ ظاهرا من یه موزیسین ضداجتماعیاَم =)
دارم بزرگترین لبخندمو حس میکنم. As It Was رکورد بیشترین استریم دریافتی آهنگ یک ارتیست مرد رو در ۲۴ ساعت اول تاریخ اسپاتیفای زد. وای حس میکنم تلاشهام بیهوده نبوده. ارزشش رو داشت، ارزشش رو داشت که تا همین الان، حتا همین الان برای هیچ چیز جز تو و As It Wasت تلاش نکنم.
نمیدونم هری چهطور این کارو میکنه! اما اون واقعا باعث میشه معناهای جدیدی رو پیدا کنم. قبل از این نمیدونستم یه ملودی تند و در جریان و آزاد چهطوره، اما الان هری بهش معنا بخشیده برام.
مرز باریک
دارم بزرگترین لبخندمو حس میکنم. As It Was رکورد بیشترین استریم دریافتی آهنگ یک ارتیست مرد رو در ۲۴ ساعت اول تاریخ اسپاتیفای زد. وای حس میکنم تلاشهام بیهوده نبوده. ارزشش رو داشت، ارزشش رو داشت که تا همین الان، حتا همین الان برای هیچ چیز جز تو و As It Wasت…
من واقعا اینقدر خوشحالم که رو ابرام. خوشحالم که ما انجامش دادیم براش. میتونم ۲۴ بعدی رو هم بیوقفه بیدار بمونم براش اصلا!!!!
یه چیزی دربارهی اون بخشی که روی گردونه، (روی مرز و لبهی دایره) در حال دویدن هستن توی ذهنمه؛ اونها در حال دور شدن از هم روی دایرهاَن. هیچ دور شدنی در کار نیست. ابتدا و انتهای همدیگهاَن. در عین حال که از هم دور میشن، در حال نزدیک شدن به هماَن. اونها ابتدا و انتهای هماَن اما بههم نمیرسن. رو یه چرخش بیمعنا و بیپایان گیر افتادن. هر چهقدر که از هم دور و بههم نزدیک میشن، نه از هم دور میشن، نه بههم میرسن. چون اونها توی یک دایره گیر افتادن و دایره هیچ ابتدا و انتهایی نداره.
توی ذهن من وجود خود آدم، رابطهی خود شخص با خودش شبیه دایرهس. روابط دیگه روی خط مستقیم قرار دارن اما رابطهی خود شخص با خودش روی خط راست نیست، ابتدا و انتها نداره، دور شدن، نزدیک شدنه؛ هر چهقدر که سعی کنی دور بشی، دور نمیشی. ابتدا و انتهایی نیست. ابتدا خودتی، انتها خودتی. خود تو، دایرهای. میچرخی و میچرخی، با سرعت تمام فرار میکنی، اما دور نمیشی، از خودت دور نمیشی. توی دایرهای، تو دایرهای. و شناخت و پیدا کردن خود، یافتن خود چرخش روی دایرهس؛ چرخشی بیپایان.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چهقدر ملموسه این ادیت. خیلی.
از آهنگهای هری انگار که She و Fine Line اموی شده باشن. شاید؟ شاید. وقتی هریه، هیچ چیز قطعیای براش وجود نداره.
نقشهی ارودا پشت دره؟ اگه بره دنبال ماهیش و پیداش کنه چی؟ باشه با تصورش پُر از اشکم.
H for Audacy: The song(As It Was) is about metamorphosis, embracing change and former self, perspective shift and all that kind of stuff.
H for BBC Radio 1: It's(As It Was) about embracing change, losing oneself, finding oneself.
H for BBC Radio 1: It's(As It Was) about embracing change, losing oneself, finding oneself.