مرز باریک
هری برای BBC radio 1: این آهنگ (as it was) دربارهی درک و پذیرش تغییره، از دست دادن خود و پیدا کردنِ خودته.
تمام اموی همین چند کلمهس. اول باید خودتو از دست بدی، تا خودت رو به دست بیاری.
جوری که هری اون رو به آغوش میکشه، شبیه به تن کردنِ جسم یا پوستهی جانه. جوری درون دستهاش لیز میخوره، لطیف و آروم لمسهاش رو بر روی تنش میکشه، انگار که بخواد به خودش، به پوستهش، به بخشی از خودش وارد بشه، یا بخشی از خودش رو جدا کنه. تماسهاشون با نهایت آرومی و صداقت و خلوصه. هیچ عجلهای در کار نیست. حتا زمانی که به دنبال هم میدون، باز هم آرامشی که ناشی از اطمینانِ متصل بههم بودنه، درش دیده میشه. نمیدونم چهطور بگم؛ انگار هر دو میدونن که متعلق، متصل و پیوسته بههماَن. حتا اگر جدا از هم باشن؛ شبیه به پوستهی وجود. تو میدونی که این پوسته و تن فقط برای وجود توئه، میدونی روی جان هیچکس دیگهای نمیشینه، جا نمیگیره، هیچ نگرانیای برای از دست دادنش نداری، حتا اگر ازش جدا باشی و مایلها فاصله بین شما باشه، تو باز هم اطمینان از بودن اون داری. چون در هم جا میگیرن، شبیه به پازل و قالبی برای هم و چفت شده در هم.
«این از قدرتمندترین آهنگهای سرشار از احساسِ اونه. اون راجع به مواجه شدن با تغییرات درونی میخونه همراه با کورس آهنگ که میگه: «در این دنیا فقط ما هستیم. تو میدونی که دیگه مثل گذشته نیست.» این از تغییرات پرجرئت استایلزه، کاملا متفاوت از نظر موسیقیایی با تمام کارهای قبل از این. اون تا الان دو آلبومش رو با یک شروع پرشکوه آغاز کرده. اما این بار، بیشتر آسیبپذیر و کاملا از اعماق قلبِ گریونش، مقاوم در زمین رقص قرار گرفته. با صدای بچهها که هری رو برای گفتن شب بهخیر صدا میزنن، شروع میشه. اما در ادامه آهنگ به سمت احساسات عمیقی از درد و گیرافتادن میره. «تلفنت رو جواب بده هری. هری تو تنهایی خوب نیستی. چرا رو زمین خونهت نشستی؟ چه قرصی مصرف کردی؟» این آهنگ پرواز میکنه به سمت پاپ ترکیبی دهه ۸۰، در رگ A-Ha یا Depeche. وکالهای استایلز تلخ و شیرینن، به درونت با غم نفوذ میکنن همراه با یک فضایی که یه داستانی رو تعریف میکنه. انگار یک رابطهای رو توصیف میکنه که سرشار از اعترافات خصوصی بین دو نفره.» بخشی از توصیفاتِ راب شفیلد از as it was.
«استایلز همیشه ثابت کرده که اسطورهی ترکیب جادوی پاپ با احساسات خالصه. همونطور که در آغاز ارای فاینلاین گفت: «این تماما راجع به سکس و احساس غم داشتنه.» این حالا هم به خوبی as it was رو توصیف میکنه. لحظهای که عشق تو رو مجبور میکنه با چمدون سفرت روبهرو شی، تمام اون احساساتی که از خودت قایمشون میکنی رو ببینی. این آهنگ یه قلهی خلاقانه، یه شروع بدون ترس به یک اِرای جدیده.» بخشی از توصیفاتِ راب شفیلد از as it was.
همین دو دقیقه و چهلوشیش ثانیه رو دیدید؟ قدرتِ بازیگریش رو، حرفهای نگاههاش، مهارتش توی انتقال احساسات و کاملا درون نقش فرو رفتنش رو، لمسهای حیرتانگیزش رو، روح حرکاتش رو؟ فیلمهایی که بازی کرده قطعا به همین زیبایی و تاثیرگذاری خواهند بود.
قهوهساز، هدفونهای باحال و شاید شمعهای خوشبو چیزهاییاَن که همیشه تو خونهی هری پیدا میشن =)