مرز باریک
276 subscribers
819 photos
130 videos
116 links
— چارلز بوکاوسکی. والت‌ ویتمن. جونی‌ میچل. صداقت. زرد. میدوری‌ کوبایاشی. تریسی‌ امین. ری‌ چارلز. ژان‌ میشل‌ باسکیت. کارول‌ کینگ. گُل‌های مینا. هاروکی‌ موراکامی. خانواده‌. گلفروش.

https://t.me/BluChtBot?start=67a1a003bbdcaf8d84
Download Telegram
صدای دخترخونده‌شه. هر شب قبل از خواب بهش زنگ می‌زنه و هری یه بار تماسش رو از دستش داده و اون عصبانی شده :`)
تایید کرد که as it was در رابطه با تجربه‌ی شخصی‌شه و اون سعی می‌کنه در هر چیزی که می‌نویسه، تجربیات شخصی‌ش رو دخیل کنه =) قربونت برم.
هری برای BBC radio 1: این آهنگ (as it was) درباره‌ی درک و پذیرش تغییره، از دست دادن خود و پیدا کردنِ خودته.
هری گفته که فکر نمی‌کنه بتونیم با خانواده فیلماشو ببینیم و اون مجبوره فیلم دیگه‌ای بازی کنه ؛))😂 الهی قربونت برم.
H for this is heart: Music is the only thing in my life and it allows me to be— I think the reward has very much been in the process for this one so I’m as happy as I can be for this album. I feel quite relaxed and happy.
He feels quite relaxed and happy.
He feels quite relaxed and happy.
He feels quite relaxed and happy.
He feels quite relaxed and happy.
He feels quite relaxed and happy.
He feels quite relaxed and happy.
My entire life feels quite relaxed and happy.
پسرک تخم‌مرغ آب‌پز دوست داره، نیمرو هم دوست داره =) و مدل هم‌زده‌ش رو.
سیاه و سفیدش لِوِل دیگه‌ای از آرته.
باورم نمی‌شه یه نفر خودش رو اینقدر غمگین صدا بزنه.
مرز باریک
هری برای BBC radio 1: این آهنگ (as it was) درباره‌ی درک و پذیرش تغییره، از دست دادن خود و پیدا کردنِ خودته.
تمام ام‌وی همین چند کلمه‌س. اول باید خودتو از دست بدی، تا خودت رو به دست بیاری.
جوری که هری اون رو به آغوش می‌کشه، شبیه به تن کردنِ جسم یا پوسته‌‌ی جانه. جوری درون دست‌هاش لیز می‌خوره، لطیف و آروم لمس‌هاش رو بر روی تنش می‌کشه، انگار که بخواد به خودش، به پوسته‌ش، به بخشی از خودش وارد بشه، یا بخشی از خودش رو جدا کنه. تماس‌هاشون با نهایت آرومی و صداقت و خلوصه. هیچ عجله‌ای در کار نیست. حتا زمانی که به دنبال هم می‌دون، باز هم آرامشی که ناشی از اطمینانِ متصل به‌هم بودنه، درش دیده می‌شه. نمی‌دونم چه‌طور بگم؛ انگار هر دو می‌دونن که متعلق، متصل و پیوسته به‌هم‌اَن. حتا اگر جدا از هم باشن؛ شبیه به پوسته‌ی وجود. تو می‌دونی که این پوسته و تن فقط برای وجود توئه، می‌دونی روی جان هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌شینه، جا نمی‌گیره، هیچ نگرانی‌ای برای از دست دادنش نداری، حتا اگر ازش جدا باشی و مایل‌ها فاصله بین شما باشه، تو باز هم اطمینان از بودن اون داری. چون در هم جا می‌گیرن، شبیه به پازل و قالبی برای هم و چفت‌ شده در هم.
نگاهش، نگاهش. با نگاهش لمسش می‌کنه.