مرز باریک
270 subscribers
819 photos
130 videos
116 links
— چارلز بوکاوسکی. والت‌ ویتمن. جونی‌ میچل. صداقت. زرد. میدوری‌ کوبایاشی. تریسی‌ امین. ری‌ چارلز. ژان‌ میشل‌ باسکیت. کارول‌ کینگ. گُل‌های مینا. هاروکی‌ موراکامی. خانواده‌. گلفروش.

https://t.me/BluChtBot?start=67a1a003bbdcaf8d84
Download Telegram
:)
لاکش =)
«اون یه انسان جادوییه. میک آدمیه که برای من و تعداد بیشماری دیگه، شادی میاره. حس کردم هیچ‌کس دیگه‌ای بهتر از اون برای تجسم pleasing، یا یه کسی که بتونه به صورت طبیعی اون حس جادویی رو به وجود بیاره، نبود.» هری من درباره‌ی مک فلیتوود در ارتیکل جدید vogue.
داره با آیدل‌ها و کسایی که نهایت احترام و تقدیر رو براشون داره همکاری می‌کنه =))
دلم می‌خواست ازش می‌پرسیدم: «هری، حواست هست کجایی؟ حواست هست داری چی‌کار می‌کنی؟ چه احساسی داری؟ شبیه رویاست؟ باورت می‌شه؟ خوش‌حالی؟» شاید هم «خوش‌حالی؟» رو ازش نمی‌پرسیدم چون از جوابش می‌ترسیدم. خیلی زیاد هم. اگر می‌‌گفت خوش‌حال نیست، چه‌طور ادامه می‌دادم؟
«هوا زنده و تازه‌س، احساسات تو در نهایتن. احتمالا برای اولین بارِ امسال، واقعا داری طبیعت رو حس می‌کنی. یه تیغه‌ی چمنِ تنها با باد در جریانه. یه کفشدوزک روی برگی جا گرفته. خورشید یه‌کم زودتر از انتظار تو، غروب می‌کنه و با موجی از ابرها همراه می‌شه. احتمالات بی‌پایانی انتظار تو رو می‌کشن.»
هری پُر از رنگه. پر از رنگ‌های روشن و زلال و تازه. رنگ‌هایی که شوق رو نشون می‌دن. هری پُر از رنگین‌کمونه. همه‌ی اون رنگ‌ها رو به زیباترین و زنده‌ترین و پر شوروشوق‌ترین حالتش در خودش جا داده. روحیاتش خیلی لطیف و زنده‌س. اون رنگ و رنگین‌کمونه. آدم رو به وجد میاره. آدم رو پر از شوق می‌کنه. آدم رو از قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی و بنفش سرشار می‌کنه. و از تموم رنگ‌هایی که ما نمی‌تونیم ببینیم. هری رنگین‌کمونه و رنگین‌کمون رو مطالعه می‌کنه.
هری رنگین‌کمونه. هری رنگین‌کمون رو مطالعه می‌کنه. هری عاشق رنگین‌کمون‌هاست. هری امن‌ترین خونه‌ی رنگین‌کمون‌هاست. هری دلیل شجاعت رنگین‌کمون‌هاست. هری حامی رنگین‌کمون‌هاست. هری آزادکننده‌ی رنگین‌کمون‌هاست. هری رنگین‌کمونه.
Somewhere over the rainbow =)🌈🌈🌈🌈🌈
آیدی اینجا h studies rainbows بود اولش؛ دلم تنگ شد. و اولین پروفایل اون ادیتی بود که هری رنگین‌کمون گریه می‌کرد =)
این یه حقیقته؛ ترکیب «مخلوقِ شیرین» رو از روی لویی تاملینسن ساختن.
به معنای واقعی کلمه احساس بیچارگی دارم. اصلا خود بیچاره‌‌ام. پیش‌نمایش مای‌ پلیس‌من تو سن دیگو برگزار شده. بیچاره‌. بیچاره. بیچاره. بیچاره. بیچاره. بیچاره‌شدگانیم.
نمی‌دونم چه‌قدر معتبره اما مثل اینکه هری خیلی توی نقش فرو رفته، جوری که نمی‌تونی باور کنی این همون هریه.
هری یه قطره اشک‌ بریزه، من هیچ و پوچِ محض شدم رفتم.
دست‌های هری به طرز باورنکردنی‌ای من رو ساعت‌ها به خودشون خیره می‌کنن. ساعت‌ها. ساعت‌ها.
لاک‌اسکرینم عکس دست‌هاشه بعد من هر بار می‌خوام رمزمو بزنم و کاری کنم با گوشی، اینقدر درگیرش می‌شم، کلا یادم می‌ره می‌خواستم چی‌کار کنم. بعد به خودم میام که می‌خواستی چی‌کار کنی =)
مرز باریک
تو امیدِ روزهای من نیستی هری؛ تو خود روزهای منی هری.
تو خورشیدِ جهان من نیستی هری؛ تو خودِ جهان منی هری.