مرز باریک
270 subscribers
819 photos
130 videos
116 links
— چارلز بوکاوسکی. والت‌ ویتمن. جونی‌ میچل. صداقت. زرد. میدوری‌ کوبایاشی. تریسی‌ امین. ری‌ چارلز. ژان‌ میشل‌ باسکیت. کارول‌ کینگ. گُل‌های مینا. هاروکی‌ موراکامی. خانواده‌. گلفروش.

https://t.me/BluChtBot?start=67a1a003bbdcaf8d84
Download Telegram
تولدِ پروازت درحالی که سقوط شده بودی بین اشک‌هایی که از چشم‌هات خارج نمی‌شد و با نواختن و قرار دادنِ دستات بر روی پیانو از جانت خارج می‌کردی مبارک. تو اشک‌هات رو نواختی، اشک‌هات رو خوندی، و در بین همون اشک‌ها سقوط کردی؛ عزیزِ من تو حتا با سقوطت هم در حالِ پرواز بودی. تو بین اشک‌هات درحالی که سقوط می‌کردی، پرواز کردی، نجات پیدا کردی و شبیه فرشته‌ای بال‌زخمی و شکسته، یه گوشه افتادی و به صدای اشک‌هات که از هر طرف خارج می‌شد، گوش کردی. تو سقوط کردی، اما پرواز هم کردی. یه پروازِ درحالِ سقوط؛ یه سقوطِ درحال پرواز. و در آخر آرومِ آروم با نفس کشیدنت سینه‌ت رو بالا پایین دادی، زخمی، سقوط‌کرده، بال‌شکسته اما نجات‌یافته.
عزیزِ من تو حتا با سقوطت هم در حالِ پرواز بودی.
You were flying while you were falling my darling.
توی موزیک‌ویدیو اول صدای آب میاد و هری اونجا افتاده، خسته، بعد از تقلای زیاد، با هر نفسش سینه‌ش بالا پایین می‌شه. اما در آهنگ این قسمت وجود نداره و آهنگ از جایی شروع می‌شه که هری شروع به نواختنِ پیانو می‌کنه. در آهنگ هری داستان رو از ابتدا شروع می‌‌کنه اما در موزیک‌ویدیو هری انتها رو ابتدا به ما نشون می‌ده و بعد از اول شروع به نشون دادن تمام ماجرا می‌کنه. در واقع در موزیک‌ویدیو هری نشون می‌ده که تونسته نجات‌ پیدا کنه که الان بتونه تمام داستان رو بگه. آهنگ داستان سقوط هریه و موزیک‌ویدیو‌ داستان نجات‌پیدا کردن و سقوط هریه.
Harry_Styles_Falling_Official_Video_olGSAVOkkTI_249
<unknown>
ورژنِ ام‌وی فالینگ؛ صدای آب اول موزیک‌ویدیو رو داره. هری نجات‌یافته رو داره.

مرز باریک، مرز باریکِ من.
Did you get enough love, my little dove? :)
پرنده‌ای زخمی و بال‌ شکسته که یخ‌زده‌س، سردِ سرده.
مرز باریک
عزیزِ من تو حتا با سقوطت هم در حالِ پرواز بودی.
اینجا واقعا واقعا واقعا داره پرواز می‌کنه. واقعا. واقعا. واقعا. می‌میرم
تو وجود منی. تو در حال سقوطت پرواز می‌کنی. من هم هر بار که سقوط کردم، تویی که وجودم هستی رو پرواز می‌کنم هری؛ وجودِ در حالِ پروازِ در حالِ سقوطِ من.
مرز باریک
عزیزِ من تو حتا با سقوطت هم در حالِ پرواز بودی.
وقتی می‌گه I'm falling again انگار داره بال‌هاشو باز می‌کنه و می‌شه I'm flying again.
یه جوری به پیج هری برای مدت طولانی خیره می‌شم که انگار می‌خوام توی ذهنم ابدی‌ش کنم. چیزی نمونده که پروفایلش عوض بشه و لعنتی من حتا برای پروفایل‌هاش هم دلم دلتنگ می‌شه.
آهنگ astronomy کانن گری، رنگِ چشم‌های زینه.
Forwarded from مرز باریک
«مردم دیگه نیازی ندارن این شخص یا اون شخص باشن.» تعداد دفعاتی که این جمله‌ی هری نجاتم داده و راهو برام باز کرده، از دستم در رفته.
هر چه‌قدر بگم، کم گفتم. این جمله واقعا نجات‌دهنده‌ست.
نباید به عنوان یه جمله بهش نگاه کنید و اون کلمه رو، «شخص» رو، فقط شخص ببینید. هر چیزی رو به جای اون بذارید. نیازی نیست این رو یا اون رو دوست داشته باشی. نیازی نیست این شکل یا اون شکل باشی. نیازی نیست این سلیقه یا اون سلیقه رو داشته باشی. نیازی نیست این موردعلاقه‌ت باشه یا اون موردعلاقه‌ت باشه. اصلا یکی از ساده‌ترین‌هاش؛ واقعا نیازی نیست درونگرا یا برونگرا باشی. نیازی نیست شهودی یا حسی باشی. نیازی نیست منطقی یا احساسی باشی. نیازی نیست، نیازی نیست. نیازی نیست برای هر چیزی، هر چیزی، این یا اون باشی. زندگی هم شب داره، هم روز؛ نیازی نیست شب باشی یا روز، باید هر دو باشی. اصلا نیازی نیست خودت رو در چارچوب قرار بدی. واقعا الهام‌بخشه این جمله. یه جمله نیست که. اگر از روی تمام زندگی‌ت رد بشه، همه‌چیز راحت‌تر می‌شه.
گوش کردن به صدای هری و شنیدن حرفاش از زبون خودش خیلی زیباتر و کلا پرمفهوم‌تر و الهام‌بخش‌تر و واضح‌تر از خوندن حرف‌هاشه. از مدلی که کلمات رو بیان می‌کنه، حالت صورتش و دست‌هاش، کلا چهره‌ش می‌شه فهمید چه‌قدر اون موضوع براش اهمیت داره. منظورش چیه.
هیچ‌وقت نمی‌تونم بیان کنم تا چه حد هری برای من قابل پرستش و احترامه. چه‌قدر تحسینش می‌کنم، چه‌قدر برای من آیدله، واقعا آیدله، چه‌قدر ازش یاد می‌گیرم و چه‌‌قدر سعی می‌کنم راهی که رفته رو طی کنم و بتونم شبیه اون پیش برم. چیزی که الان هری هست، اونقدری زیباست و از هر نظر بی‌نظیره که وادارت می‌کنه تماما درگیرش بشی، مطالعه‌ش کنی و همه‌ی چیزهایی که از سر گذرونده رو با خودت مرور کنی.
هری از ابتدا این شکلی نبوده. شخصیت و چیزی که الان داره، به مرور و به تدریج شکل گرفته. و این چیزیه که با ارزشش می‌کنه؛ اینکه همه چیز رو از سر گذرونده، دیده، شنیده، تجربه کرده، باهاش سر و کله زده و در آخر بیرون اومده، شده چیزی که الان هست.