مرز باریک
هر چیزی که برام وجود داره، از مرز تو عبور میکنه.
هر چیزی که برام وجود نداره هم، از مرز تو عبور میکنه.
دلم میخواد با نایل خیابونگردی کنم و اون بلند بخنده که گوشهام پر از زندگی شن.
مرز باریک
I'm missing all of me when we're apart Harry. For your eyes only.
All of me. All of me. All of me. Cause you Harry, you are ALL OF ME.
تو از من دوری اما نزدیکترینی به من. تو همراهِ من بودی از وقتی که خودم رو یادمه، از وقتی که در خاطرم چیزهایی شروع به شکل گرفتن کرد، از وقتی که شروع به دوستداشتن کردم. چون تو زین، اولین دوستداشتنِ منی؛ تو و دونهبهدونهی مژههات، تو و تاربهتار موهات، تو و رگهبهرگهی عسلی چشمهات، تو و تکبهتک امواج صدات، تو و ذرهبهذرهی تمام اجزات.
تو شبیه شعر زیبایی زی؛ شاید هم خود شعری. چون تو غمگینکننده زیبایی، شاعرانه زیبایی، بیانتها زیبایی. تو شبیه ماه زیبایی زین؛ شاید هم خود ماهی. چون تو خیرهکننده زیبایی، نورانی زیبایی، تابنده زیبایی.
تولدت مبارک زیبای شرقی، زیبای بیوقفه، زیبای همیشگی، زیبای غمگین، زیبای شاعرانه، زیبای ماهگونه.
تولدت مبارک زین؛ آشنای قلبِ من.
تو شبیه شعر زیبایی زی؛ شاید هم خود شعری. چون تو غمگینکننده زیبایی، شاعرانه زیبایی، بیانتها زیبایی. تو شبیه ماه زیبایی زین؛ شاید هم خود ماهی. چون تو خیرهکننده زیبایی، نورانی زیبایی، تابنده زیبایی.
تولدت مبارک زیبای شرقی، زیبای بیوقفه، زیبای همیشگی، زیبای غمگین، زیبای شاعرانه، زیبای ماهگونه.
تولدت مبارک زین؛ آشنای قلبِ من.
تو داری به هری به عنوان یه خواننده نگاه میکنی، من دارم بهش به عنوان کل زندگیم، خودِ زندگیم نگاه میکنم. معلومه که چیزی که داریم به واسطهی هری تجربه میکنیم، ذرهای شبیه به هم نیست.
مرز باریک
تو توانِ وجودم نیستی هری؛ تو خودِ وجودمی هری.
تو امیدِ روزهای من نیستی هری؛ تو خود روزهای منی هری.