هی میخوام واسه امروز اینجا چیزی بذارم اما نمیتونم، نمیشه. هر چیزی الکی به نظر میرسه، اون هم بیشتر از هر وقت دیگهای. فقط اینو میخوام بگم که لویی دوستت دارم؛ دیروزها، امروزها و فرداها. همین که وقتی توی نهایت دردم و هیچی ازم نمونده، چشمامو روی هم که میذارم، چشمای اشکی تو رو میبینم، نشون میده که تو برام معنای قوی بودنی. لویی دوستت دارم؛ دیروزها، امروزها و فرداها. واسه اتفاقی که الهامبخش two of usت بوده توی نهایت دردم اما در نهایت خوشحالم که نوشتی I'll be living one life for the two of us خورشید نجاتدهندهی آبی. و ای کاش کاری برای تغییر امروز از دستم برمیاومد.
اما two of us هیچوقت واسه من یه آهنگ نیست. اون تیکهای از دردها و احساسات عزیزدلمه. من two of us رو با همهی جونم بغل میکنم؛ من دردهای عزیزدلمو به آغوش میکشم و میپرستم و سعی میکنم آرومش کنم.
این خیلی عجیبه اما من این حس رو تماما به آلبوم walls دارم. این آلبوم رو یه جوری دوست دارم که انگار دلم میخواد افراد خیلی کمی بهش گوش بدن. انگار اینقدر این آلبوم برام باارزش و خاصه، اینقدر احساسات لویی و حرفهاش و موزیکهاش برام ارزش داره که دلم میخواد کسایی که واقعا قدرش رو میدونن بهش گوش کنن، بهش دسترسی پیدا کنن. این آلبوم واقعا برای من یک چیز خیلی شخصیه، انگار احساسات عزیزدلمه و باید مواظبت بشه، باید قدر دونسته بشه، باید درست و با نهایت صداقت و خلوص و عشق باهاش برخورد شه. آره دیگه؛ مواظب والز و احساسات عزیزدلم باشید.
من هیچوقت نمیتونم با نایل راجع به تمام شبایی که با فلیکرش فضای اطرافم پر از نوری شد که تا بینهایت ادامه داشت و من توی آرومی طلاییای قرار داشتم حرف بزنم. راجع به تمام داستانهای عاشقانهی آرومِ غمگینِ پر از روشنیِ ذهنم که فلیکر الهامبخششون بود صحبت کنم. راجع به تمام وقتایی که وسط عادیترین کار، جرقهای من رو یاد فلیکر میانداخت و باعث میشد کلِ وجودم درگیر آرومیِ طلایی رنگِ نایل و فلیکرش بشه. این ناراحتکنندهس اما من نمیتونم به نایل بگم که بهخاطر فلیکرش چهقدر ازش ممنونم.
میرم فلیکر رو پلی کنم. میخوام بدونم این دفعه قراره برام چه دنیای جدید طلاییای رو بیافرینه.
هری فاین لاین رو آزاد خلق کرد. و لویی اومد والز رو در اطرافش برای محافظت ازش کشید.
من از تو دور نمیشم هری. اگه ازت دور شم این به معنای وجود نداشتن منه. اگر لحظهای تو رو در جونم احساس نکنم، این به معنای وجود نداشتن منه. چون تو هری، وجود منی. تو وجود داشتن منی.
مرز باریک
من دلتنگِ تو نمیشم هری؛ من بیوقفه دلتنگیِ تواَم هری.
من دوستت ندارم هری؛ من تماما دوست داشتنِ تواَم هری.
فاینلاین بینهایتِ آزاد و عزیزم، ممنون برای ساختن یک سال دیگه از زندگیم. تولدت مبارک.
امروز بیشتر از هر روز دیگهای اشکیاَم و با دیدن هر چیز مربوط به هری، هر کلمهی مربوط بهش چشمام تار میشه.
مرز باریک
من دوستت ندارم هری؛ من تماما دوست داشتنِ تواَم هری.
تو دلیلِ زندگیِ من نیستی هری؛ تو خودِ زندگیِ منی هری.