به کجای جهان بر میخورد من الان سردرد لعنتی نداشتم؟ و الان با درد مغزم حرفاشو نمیخوندم؟
«بالاخره تونستم بدون هیچ خجالت و شرمندگی خودم باشم.
بالاخره تونستم بدون هیچ خجالت و شرمندگی خودم باشم.
بالاخره تونستم بدون هیچ خجالت و شرمندگی خودم باشم.
بالاخره تونستم بدون هیچ خجالت و شرمندگی خودم باشم.
بالاخره تونستم بدون هیچ خجالت و شرمندگی خودم باشم.
بالاخره تونستم بدون هیچ خجالت و شرمندگی خودم باشم.
بالاخره تونستم بدون هیچ خجالت و شرمندگی خودم باشم.
بالاخره تونستم بدون هیچ خجالت و شرمندگی خودم باشم.» زندگی من برای مجلهی Dazed
بالاخره تونستم بدون هیچ خجالت و شرمندگی خودم باشم.
بالاخره تونستم بدون هیچ خجالت و شرمندگی خودم باشم.
بالاخره تونستم بدون هیچ خجالت و شرمندگی خودم باشم.
بالاخره تونستم بدون هیچ خجالت و شرمندگی خودم باشم.
بالاخره تونستم بدون هیچ خجالت و شرمندگی خودم باشم.
بالاخره تونستم بدون هیچ خجالت و شرمندگی خودم باشم.
بالاخره تونستم بدون هیچ خجالت و شرمندگی خودم باشم.» زندگی من برای مجلهی Dazed
«این برند با لاک ناخن شروع شد چون یه جورایی لاک ناخن نقطه شروع پلیزینگ بود. هربار یه رنگ رو روی گل یا یه والپیپر میدیدم میگفتم: اوه، میخوام اون رنگ رو روی ناخنهام داشته باشم.» زندگی من برای مجلهی Dazed
ببینید pleasing به هری حس زنده بودن میده. Pleasing به کسی که به من حس زنده بودن میده، حس زنده بودن میده.
«من کتاب دیگهای از جان رانسون به اسم You've Been Publicly Shamed خوندم که باعث شد که به اون زمان طولانیای فکر کنم که خیلی ترس داشتم برای اینکه نکنه کار اشتباهی رو انجام بدم و چیز اشتباهی رو بیان کنم، که نکنه برام دردسرساز بشه. من هنوز درحال رشد بودم و اشتباهاتی داشتم. دیگه بابت تمام اونها خجالتزده نیستم؛ تغییرات درستی رو در خیلی از جاهای زندگیم دیدم.» زندگی من برای مجلهی Dazed
«زمانی بود که من توی بند بودم و خیلی جوونتر بودم. زمانی که از هرکاری که انجام میدادم میترسیدم. هیچوقت نمیتونستم بفهمم دقیقا چه کسیاَم اگر در بند قرار نمیگرفتم.» زندگی من برای مجلهی Dazed