تو زیادی قشنگی هری! قشنگی! هری!
نمیدونم امشب چندمین قرار ما بود. دیگه از گفتنِ من و تو به جای ما دست کشیدم. امشب احساس کردم دو نفر جدا از هم نیستیم. احساس کردم میتونم اونقدر بهش نزدیک باشم که گاهی خیال کنم یک نفریم. بهش اعتماد دارم. به دستهاش که مهربونه و چشمهاش که مهربونتر. با چشمهاش من رو جستوجو میکنه. مدام در حال تلاش برای یاد گرفتنِ منه. حالا اون از من چیزهایی رو میدونه که خودم هم نمیدونستم. بهش باور دارم. اون درستترین بخشِ زندگی منه. این رو از بوسههاش میفهمم. از جوری که هیچ لحظهای رو برای نوازش از دست نمیده. جوری که هر دقیقه بهم یادآوری میکنه حواسش پیشِ منه. بهش ایمان دارم. اون زخم من رو نمیشناسه، اما جای اون رو بلده. بدون اینکه سوالی بپرسه، هر دفعه روی اون زخم مرهم میذاره و ازش مواظبت میکنه. اون درد غریبهی من رو میبینه و هیچ حرفی نمیزنه. میدونم میتونه نیمهی بهتر من باشه. گمونم اون هم به من، به ما باور داره.
- Poetless City;
BlueGreenChild
- Poetless City;
BlueGreenChild
مرز باریک
Video
این نُه ثانیه یه جوریه که باعث میشه من از خوشگلیش، واقعا از خوش گِلیش احساس کنم دارم آب میشم. جوری که خیلی لطیفه، آرومه، واقعا آرومه و خجالتی بودنش حس میشه، دستاش که بدون رینگن و ناخوناش که لاک قرمز دارن و جوری که دسته گل رو توی دستاش تکون میده، خیلی آهسته و با تن پایینی که حرف میزنه، پاهاشو جابهجا میکنه، بانداناش، کلاش، مدل ایستادنش، نگاهش، نمیدونم واقعا، جوری که هست، جوری که هست. این قشنگترین اپدیتیه که تا الان از هری و فنا بیرون اومده.
مرز باریک
Video
کسایی که بهش گل دادن توی شو بودن و هری اونا رو شناخت و تشکر کرد ازشون :) وای، بذارید بازم برای زیبایی و خوشگلی و لطیف و نرم و سافت بودن و حس آرامشی که این نُه ثانیه منتقل میکنه بمیرم. و اشک بریزم.
هنر art, мастацтва, изкус, umjetnost, umění, kunst, taide, keunst, arte, τέχνη, művészet, List, ealaín, arte, māksla, menas, уметност, celf, קונסט, umetnost.
فقط هری رو تصور کنید که پشت یک پیانو نشسته و اون دستها و انگشتهای بوسیدنی و زیباش که رینگهای زیباترش رو در بر دارن و لاک قرمزی که روی ناخنهاش نقش بسته رو به طرز قشنگی روی کلیدهای سیاه و سفید پیانو حرکت میده و با چشمهای بسته و غم همیشگیش وقتِ خوندنِ فالینگ، اجرا میکنه؛ باشکوهه، نه؟ شبیه رویاست، نه؟
حس بغلِ هری:
خب وقتی شما هری رو میبینید اون مطمئن میشه که ارتباط چشمی باهاتون برقرار کنه و انگار میدونه که اینکه حس کنید اون برای شما اینجاست چهقدر مهمه. اون همیشه اول به ما میرسه؛ هری اون لبخند خوشحال و شگفتانگیز رو بهتون میده و انگار نمیتونه باور کنه که بالاخره شما رو دیده. وقتی که بغلتون میکنه شما رو به خودش نزدیکتر میکنه و دستاش رو مثل قفس دورتون میپیچه و بهتون یه حس امنیت میده، مثل یه خونه؟ اونجا دقیقا جایی هست که شما میخواید باشید، هری خیلی نرم و گرمه، آروم نفس میکشه و همه چیز دربارهی اون آرامش دهندهست، حتا اگه باید کنارش اضطراب داشته باشید هری مثل یک پیله ابریشم دور شما پیچیده و شما در آرامش و خوشحالی هستید؛ اون کمی به عقب و جلو حرکت میکنه و سرش رو داخل گردنتون میبره و جوری شما رو استنشاق میکنه که انگار شما یک گل یا بوی موردعلاقهی هری هستید. براتون مثل ساعتها میگذره هرچند اگه چند دقیقه یا حتی ثانیه باشه و قبل از جدا شدن ازتون شما رو کمی به خودش فشار میده انگار میخواد آخرین یادگاری رو توسط خودش بهتون بده.
خب وقتی شما هری رو میبینید اون مطمئن میشه که ارتباط چشمی باهاتون برقرار کنه و انگار میدونه که اینکه حس کنید اون برای شما اینجاست چهقدر مهمه. اون همیشه اول به ما میرسه؛ هری اون لبخند خوشحال و شگفتانگیز رو بهتون میده و انگار نمیتونه باور کنه که بالاخره شما رو دیده. وقتی که بغلتون میکنه شما رو به خودش نزدیکتر میکنه و دستاش رو مثل قفس دورتون میپیچه و بهتون یه حس امنیت میده، مثل یه خونه؟ اونجا دقیقا جایی هست که شما میخواید باشید، هری خیلی نرم و گرمه، آروم نفس میکشه و همه چیز دربارهی اون آرامش دهندهست، حتا اگه باید کنارش اضطراب داشته باشید هری مثل یک پیله ابریشم دور شما پیچیده و شما در آرامش و خوشحالی هستید؛ اون کمی به عقب و جلو حرکت میکنه و سرش رو داخل گردنتون میبره و جوری شما رو استنشاق میکنه که انگار شما یک گل یا بوی موردعلاقهی هری هستید. براتون مثل ساعتها میگذره هرچند اگه چند دقیقه یا حتی ثانیه باشه و قبل از جدا شدن ازتون شما رو کمی به خودش فشار میده انگار میخواد آخرین یادگاری رو توسط خودش بهتون بده.
دلم میخواد صدای لویی رو بغل کنم و بغل کنم و بغل کنم و بغل کنم و بغل کنم و محکم بغل کنم و با تموم توانم بغل کنم و با کل وجودم بپوشونمش و دستام و بازوهامو محکمتر از هر وقتی دورش حلقه کنم و جوری جاش بدم بین دستام که راه خروجی نداشته باشه و بتونم از هر چیز بیرونی و آلودهای ازش حفاظت کنم و به هر روشی که بلدم بپرستمش و دوسش داشته باشم. و همینطور وجودش.
You & I (Piano Version)
One Direction
نمیدونم دارم چیکار میکنم اما میدونم که احساس میکنم تکهتکههای قلبم رو دارم لمس میکنم و اونها چهطورن؟ خیلی سنگین.