حس میکنم روحم رو دارم بین والز و فاینلاین از دست میدم. البته از دست دادم. دوباره شروع به از دست دادنش به روش دیگهای کردم.
والز شبیه یک قفس با زنجیرهای تودرتویی هست که با تمام این زنجیرها درون خودش آزادی رو جا داده. و اون آزادی فاینلاینه. فاین لاین درون زنجیرِ والز آزاده.
والز شبیه یک قفس با زنجیرهای تودرتویی هست که با تمام این زنجیرها درون خودش آزادی رو جا داده. و اون آزادی فاینلاینه. فاین لاین درون زنجیرِ والز آزاده.
شاید علاقهای به شعر نداشته باشی اما این شعر خیلی جالبه. اون هری رو با کلماتی آشنا در جملاتی غریب با زبانی ناخوانا اما قابل فهم توصیف میکنه. حتا این تعریف هم خیلی به هری شباهت داره. هری شبیه یه هنره؛ یه تجسم از هنری نوین و من نمیدونم چهطور هر کتابی که میخونم میتونم باهاش اون رو توصیف کنم، هر چند ضربهدیده و آسیبدیده، اما زیباست.
Lunatic; Pardis
Lunatic; Pardis
هری پاشو از استیج میذاره بیرون، من اینجوریام که «چهقدر دلم برای هری تنگه؛ کاش زودتر شوی بعدی بیاد.»