ممنونم لویی. ممنونم لویی. ممنونم لویی. ممنونم لویی. ممنونم لویی. ممنونم لویی. ممنونم لویی. ممنونم لویی.
امیدوارم حالش خوب باشه و استرس نداشته باشه. من بهجاش اینجا دارم از استرس میمیرم.💔
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
دوستت دارم هری. دوستت دارم هری.
اینقدر قشنگ بود که اصلا نمیخوام ازش حرف بزنم. فقط میخوام نگاه کنم و از قشنگیش بمیرم.
بعضی وقتا از زیبایی حیرت میکنی. واقعا حیرت میکنی. جوری که نمیتونی حرف بزنی، نمیتونی هیچ واکنشی نشون بدی، نمیتونی هیچ هیچ عکسالعملی نسبت بهش داشته باشی؛ چون اون زیبایی اونقدری کامل و جزء به جزء پُر هست که تو رو فقط درگیر خودش کنه و جای چیز دیگهای رو نذاره. آره دقیقا همینطوره. تو این کارو میکنی هری استایلز. تو! باعث! میشی! از! زیبایی! حیرت کنم! و! هیچ! عکسالعملی! نتونم! نشون! بدم!
امروز که داشتم فاین لاین رو گوش میکردم، این حس رو داشتم که میخوام مثلِ خون توی رگهام جاریش کنم.
و هری، اون تمام مدت میدونست لویی اینجاست. اون لبهی صخره نشسته بود درحالی که سعی میکرد صداش رو توی گلو خفه کنه. هاپ به اشکهاش نگاه میکرد و هری نمیدونست دلیلِ این اشکها خودشه یا کسی که دورتر، خودش رو از دیدش پنهان کرده بود. اشکش از عشق نبود. حتا از دلبستگی هم نبود؛ اما در قبال کاری که کرده بود احساس شکست میکرد. احساسش طعمی شبیه آهن داشت. این احساس زمانی سراغش اومد که دید نمیتونه جلوی خودش رو بگیره. که دید داره برای کسی گریه میکنه که حتا برای آروم کردنش جلو نمیاد. غمگین نبود. شاید حتا اون مرد رو درک میکرد اما دلِ تنگ، دلِ غمزده، دلِ شکسته که این چیزا حالیش نیست.
— تختهسنگ
— تختهسنگ
برای همیشه لبهاتو کش بده، اطراف چشمهاتو چین بنداز و صدای خندههات رو در گوشهای زندگی به جریان بنداز. بمون و نفس بکش و بخند و بخون و ادامه بده؛ برای آدمها و زندگیهایی که گذر لحظههاشون بسته به اون لبهای کشاومدهس؛ بسته به اون چینهای ایجادشده در اطراف اون دو چشم آسمونیه؛ بسته به اون صدای خندهی دلیلگونهس. بمون برای زندگی و ما نایل، زنده بمون برامون.
تولدت مبارکمون نایلر، آسمون روشن.
تولدت مبارکمون نایلر، آسمون روشن.
اهمیت نداره که سنش سه برابر منه؛ اهمیت نداره که دستاش زبر شده؛ اهمیت نداره که روی صورتش خطهای عمیق و شکسته داره؛ اون همیشه بهترین دوست من میمونه. چون اون اولین کسی بود که وقتی چشم باز کردم دیدمش. کسی که بهم زندگی کردن رو یاد داد. یاد داد راه برم. قدم بزنم. بدوم. یاد داد ببینم نه اینکه نگاه کنم. ببینم و لذت ببرم. بهم یاد داد که دیدن با نگاه کردن فرق داره. بهم یاد داد بشنوم. فکر کنم و بعد حرف بزنم. با اینکه خودش هیچوقت اینو تجربه نکرد. میخواست من در جای خودم بهترین باشم. هری بزرگ ترین شخص در زندگی منه. مهمترین؛ و تنهاترین.
Harry; Blueloubear
Harry; Blueloubear
حس میکنم روحم رو دارم بین والز و فاینلاین از دست میدم. البته از دست دادم. دوباره شروع به از دست دادنش به روش دیگهای کردم.
والز شبیه یک قفس با زنجیرهای تودرتویی هست که با تمام این زنجیرها درون خودش آزادی رو جا داده. و اون آزادی فاینلاینه. فاین لاین درون زنجیرِ والز آزاده.
والز شبیه یک قفس با زنجیرهای تودرتویی هست که با تمام این زنجیرها درون خودش آزادی رو جا داده. و اون آزادی فاینلاینه. فاین لاین درون زنجیرِ والز آزاده.