متاسفم که با شنیدن اسمتون، با برخوردن بهتون به هر طریقی اولین چیزی که حس میکنم شکستگی قلبمه. شاید اگر کمتر دوستتون داشتم این حسم نبود. اما هزاربار دیگه، باز هم انتخاب میکنم همینقدر دوستتون داشته باشم!
مرز باریک
هیچکدوم از این احساسات رو نمیتونم واضح ببینم. همهچیز در هالهای از ابهامه که من سعی دارم بشکافمش تا متوجهش بشم و از این حال رها بشم. این لحظات، صدای شب، بوی بهارنارنجها، این نسیم ملایم، این سکوت، این احساسات من. تنها نقطهی مشخص تمامشون یک چیزه: هری.…
تمام روزهای ابتدایی بهار من این کلماتم. بوی بهار و تازگی و زمین من رو به این روزها میاره. به سوختنم. به زمانی که پشت پنجرهی این اتاق ایستاده بودم و این کلمات رو مینوشتم درحالی که دنیای ساختهی هری درونم سبز بود و زنده نگهم میداشت. دارم گریه میکنم و هر لحظهای رو به یاد میارم که داشتم دستوپا میزدم اما لبخندهای اون وجود داشت تا همون دست موردنیازم بشه. برای من چهکار کرده تنها با نفسکشیدنش؟
مرز باریک
«Answer the phone, Harry, you're no good alone.»
حق دارم که بهت فکر کنم و به راحتی گریه کنم. فقط تو وجود داشتی برای من. فقط تو.
مرز باریک
و چهارده. دوستت دارم به اندازهی تعداد شبهایی که شمارش ستارههای توی آسمون زمان میبره.
پونزده.
هزارانسال بگذره، بازهم در امروز وجودم پُر از تو میشه و قلبم احساست میکنه حتا اگر فراموشی گرفته باشه و هیچ ندونه دلیل این حال چیه.
هزارانسال بگذره، بازهم در امروز وجودم پُر از تو میشه و قلبم احساست میکنه حتا اگر فراموشی گرفته باشه و هیچ ندونه دلیل این حال چیه.
بخشی از پستهای اینجا رو خوندم و چه چیزها که بالا نیومدن! در دورهی سخت و عجیبی از زندگیم قرار دارم.
و احساس کردم که کاش پول داشتم تا چیزی رو که مربوط بهش در ذهن دارم، تتو بگیرم خیلی سریع.
مرز باریک
31.
"One last time I need you to know, I'm here if you need anything, I'd drive to the end of the universe to bring you back."
واقعا اگر این روز از تاریخ حذف میشد. در رابطه با این روز تمام پذیرشم رو نسبت زندگی و کارکردش از دست میدم.
Forwarded from le vent nous portera
از ویدیوها استفاده کنیم و در توییتر از بیمارستان خمینی ایلام بگیم و هرچه بیشتر رسانهای کنیم. (وارنینگ باید داشته باشن و اگر اذیت میشید نگاه نکنید.)
متن برای توییت، انگلیسی:
فرانسوی:
ایتالیایی:
متن برای توییت، انگلیسی:
In a blatant violation of medical sanctuary, Islamic Republic security forces raided Khomeini Hospital in Ilam. Agents entered the hospital to abduct injured civilians—protesters from Ilam and nearby Malekshahi who were seeking treatment for gunshot wounds and severe beatings during the recent crackdown.فرانسوی:
Dans une violation flagrante du caractère inviolable, les forces de sécurité de la république islamique ont mené une descente à l’hôpital Khomeini d’Ilam (la capitale de la province homonyme dans l’ouest de l’Iran).
Des agents sont entrés dans l’hôpital pour enlever des civils blessés, des manifestants venues d’Ilam et de Malekshahi (une tribu Kurde vivante dans la province d’Ilam), qui y recevaient des soins pour des blessures par balle et des passages à tabacs violents subis lors de la récente repression.ایتالیایی:
In una flagrante violazione della sacralità medica, le forze di sicurezza della Repubblica Islamica hanno fatto irruzione nell'ospedale Khomeini di Ilam. Gli agenti sono entrati nella struttura per sequestrare civili feriti – manifestanti di Ilam e della vicina Malekshahi – che stavano ricevendo cure per ferite da arma da fuoco e gravi percosse subite durante le recenti repressioni.