خشکی چشمهام خیلی شدیدتر شده و امروز بیشتر از ۱۰ ساعته که بیوقفه ازشون دارم استفاده میکنم و الان اینقدر اینقدر اینقدر قلبم ریزریزشدهس، اینقدر درد داره که اشکهام تا صبح قطع نمیشن و کاملا حس میکنم چشمهامو از دست خواهم داد با دردی که دارن. اما چطور چشمهای عزیز من بسته شده؟ چشمهای عزیز من دیگه چیزهایی رو که دوست داره نمیبینن؟
خالهم ازم پرسیده همهچی روبهراهه و من دلم میخواست میشد زنگ بزنم بهش و فقط گریه کنم. بهم گفته «عمر من» و این ترکیب همیشه برام ترسناک بوده. اینکه کسی برات حالتی رو داشته باشه که عمر خودت خطابش کنی، که بودن اون، عمر تو باشه، زمانِ زیستن و زندگیکردنِ تو باشه، و وای خدای من، لیام، لیام عمرِ یکی از منها بود، عمرِ بخشی از من بود. و من حالا تمامشدهام. نمیدونم دارم چی حس میکنم.
Everything I Wanted (LP LIVE)
Liam Payne [Payne_News]
لعنت به من که امشب این رو گوش کردم.
İf they know what they said would go straight to my head, what would they say instead?
İf they know what they said would go straight to my head, what would they say instead?
نمیدونم اگر مرز رو نداشتم که درش بنویسم چهکار میکردم. همهی این آدمهایی که نمیدونن درونم چه خبره، چه اتفاقی برام افتاده، ازم زیاااادی دور و غریبهان برام. وای خدایا. واقعا چه اتفاقی برام افتاده. خودم هم متوجهش نمیشم. واکنشهامو هم درک نمیکنم. هیچچیزی رو حس نمیکنم.
تو میدونی من دارم در دنیایی نفس میکشم نفسهای لیام نیست؟
تو میدونی من دارم در دنیایی نفس میکشم نفسهای لیام نیست؟
لعنت بهش دوباره پنجشنبهس. دوباره فردا صبح که بیدار میشم... دوباره و دوباره دوباره و هنوز و برای همیشه.
هیچچیز نمیخوام ببینم هیچچیز نمیخوام ببینم هیچچیز نمیخوام ببینم. میخوام اینقدر فرار کنم تا این واقعیت به انتها برسه. هیچچیز نمیخوام ببینم هیچچیز نمیخوام ببینم.
مرز باریک
قلبم یک زخم همیشگی از جنس واندایرکشن داره. همیشگی.
فکر نمیکردم این زخم به این شکل تحملناپذیر و دردناک بشه. فکر نمیکردم به بیچارهترین و بیراهترین و غیرقابلدرمانترین چیزِ ممکن آغشته بشه. فکر نمیکردم واندایرکشن به مرگ آغشته بشه. دوستت دارم. دوستت دارم. دوستت دارم و ای کاش دوستداشتنم اینقدر بیهوده نبود. دوستت دارم. با همهی وجودم دوستت دارم.
برای تکتکتون میمیرم و هزاربار دیگه هم بشه باز هم انتخاب میکنم اینقدر دوستتون داشته باشم.
هیچوقت به اندازهی حالا تا به این حد نخواسته بودم دنیایی بعد از مرگ وجود داشته باشه. چون سخته. زیادی سخته. سخته که دیگه نباشی، به این زودی نباشی، با اون حال رفته باشی و دیگه نباشی. آخ عزیز من. فقط میخوام ببینی. ببینی تمام این عشق رو. حس کنی. و بدونی. اگر احساس تنهایی داشته باشی، اگر دورافتاده خودت رو حس کنی چهکار کنم من؟ دوستت دارم. دوستت دارم. دوستت دارم. و مهم نیست که فایدهای به حالت نداره. من دوستت دارم.
مرز باریک
خدایا شب اول تورِ زینه!
چقدر میتونستیم ذوق و هیجان و شور رو احساس کنیم. چقدر! چقدر منتظر این اتفاق بودیم! فقط اگر این دنیا اجازه میداد. فقط اگر اجازه میداد.
نگرانِ حالشم و هزار چیز متفاوت رو حس میکنم. به نگاهش فکر میکنم و قلبم میشکنه. بیشتر از همیشه دوستش دارم و دلم میخواد در آغوش گرفته بشه و احساس دوستداشتهشدن کنه. و باورم نمیشه واقعیتمون به این زودی از این رو به اون رو شد. چطور ممکنه؟
مرز باریک
ZAYN – Lied To
لعنت بهش اشکم رو در آورد با اجرای این. آخ خدایا. کاش لیام کاش لیام کاش لیام کاش لیام. نمیتونم درست نفس بکشم و چیزی رو حس کنم. کاش لیام.