Lied To
ZAYN
دو روزه هربار به این فکر میکنم که چه چیزی قرارم رو بهم برمیگردونه و این اضطراب رو کمرنگتر میکنه، این آهنگ به ذهنم میاد. یا واقعا پخشش میکنم و بهش گوش میدم، یا فقط در ذهنم بهش گوش میکنم.
In these flashing lights, in this flashing life, am I fallin' through those cracks again?
You got me burnin' for your touch; you got me burnin' for your love
You do me right, you stay by my side, through thick and thin, this sentiment don't exist without you.
You make me feel alive.
In these flashing lights, in this flashing life, am I fallin' through those cracks again?
You got me burnin' for your touch; you got me burnin' for your love
You do me right, you stay by my side, through thick and thin, this sentiment don't exist without you.
You make me feel alive.
ببینید! نمیدونم چطور بگم. دارم میمیرم از دلتنگی و دورافتادگی. دارم میمیرم. و اصلا بلد نیستم و نمیدونم چطور ذرهای رفعش کنم. هی میام اینجا چیزی بذارم و بنویسم، فقط چند ثانیه خیره میشم به صفحه و بعد میبینم نمیتونم بیان کنم و چیزی بنویسم و میرم. دارم میمیرم از دلتنگی. وای خدایا!
خیلی دورافتادهام. خیلی بیخبرم. خیلی نیستم. به کانتنت درستوحسابی نیاز دارم. مثلا فتوشوت و مصاحبه.
ساعت ۰۷:۴۶ صبحه. اضطراب تکتک سلولهامو به خودش آغشته کرده و احساس میکنم اسید ریخته زیر پوستم. چیزی که به ذهنم میرسه اینه که اینقدر keep driving گوش بدم تا این حال تغییر کنه.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
— Proud of my one and only and the way he's come.