از همان روزی که چشمهای پفکردهات را برای اولین بار در خانهام باز کردی و قبل از اینکه حتا اسمت را به یاد بیاوری در خانهام به دنبال قهوهجوش گشتی، ترک خانه قبل از بیدارشدنت به مقصد استارباکسِ دو خیابان پایینتر برای خرید قهوه، شد عادتم. البته نه اینکه شکایت کنم! نه. چهار سال و نه ماه و دوازده روز با لبخندی که اشتون قبل از دیدن لوک به آن عاشقانهی حالبههمزن میگفت، قهوه را با اسم تو بر لیوان آن خریدم؛ حالا دو سال و شش ماه و پنج روز است که بدون لبخند، همان قهوه را میخرم اما با اسم خودم؛ برای نبودنت. نبودنت هم که قهوه نمیخورد. نمیدانم چه میخورد اما میدانم که با تو همسلیقه نیست. شاید شکلات داغ، شاید مثل روزهای رنگی تو، اسپرسو دبل شات با شربت فندق. هنوز وقت نشده با هم گپی بزنیم و علایقش را بپرسم. شاید از فردا سفارشم تغییر کند. دیگر برای تو نباشد. شاید سفارش جدیدی بدهم؛ سفارشی برای نبودنت.
— نبودنت
— نبودنت
مرز باریک
وقتی به مرحلهای از ارتباط و اهمیتدادن و دوستداشتن نسبت به کسی میرسی، اون شخص میشه فقط اون شخص و تو خندههاش رو میخندی و گریههاش رو گریه میکنی؛ حال خوبِ حال خوبش میشی و غمِ غمهاش. برای دیدن شادیش هر کاری ازت بر بیاد انجام میدی و اون باید حالش خوب…
من صدای خندهی تو رو در گوشهام دارم. چی باعث میشه که صدای خندهی کسی رو در گوشهات داشته باشی؟ من گاهبهگاه در بیحواسترین حالت در میان کارهایی کاملا بیربط، صدای خندهت رو میشنوم و حتا میبینم. چی باعث میشه گاهبهگاه در بیحواسترین حالت، در میان کارهایی کاملا بیربط، صدای خندهی کسی رو بشنوی و حتا ببینی؟ تو جا موندی لی؛ در وجودم و در حس شنواییم. تولدت مبارک لی.
تولدت مبارک.
تولدت مبارک.
You Could Start A Cult
Niall Horan
«من دنبالت میکنم، من دنبالت میکنم؛ تا زمانی که هیچ فردایی وجود نداره.
من دنبالت میکنم.»
من دنبالت میکنم.»
صدای عذابآور و دردناک تکهشیشههای تُنگ آقای بابلز زیر پایم، نبودن بوی برگهای سبزرنگ چایی و یا خاک، لمسنکردن پوست نرم و ابریشمی او، نچشیدن لبهای تلخ و گسش و از همه مهمتر، ندیدن آن حجم ناچیز جسم اون زیر پتوی کرمرنگش، قلبم را به درد آورد. نبود. گفتنش آسان است اما نمیدانید روحم با یادآوری همان «نبود» ساده چقدر ترک میخورد.
— نظارهگر چندصدسالهی تو
— نظارهگر چندصدسالهی تو
مرز باریک
تو آرامش عاشق رگها و ذهن منی، اشکهای رنگدار چشمهای منی، احساس ستارهای شبهای من، نور الهامبخش تاریکیهای من، جرقهی روشنایی قلب من، جریحهدار شدن برقرار چشمهای منی؛ تو فلیکر همیشگی وجودِ منی نایل. تولدت مبارک افکار آرامشدهندهی من، دوستداشتن آرومکنندهی…
Mariage d'Amour
Jacob's Piano
احساس من در مواقع حوالی تو بودن، چیزی شبیه به این نُتهاست. تولدت مبارکِ هزارویک شبیه که من سر میذارم بر روی شونهی فلیکرت و در تاریکی ادامه میدم. در برابر ریتم نفسکشیدن فلیکرت گوش میشم و زیر لب چیزهایی رو میگم که هرگز نگفتم. به قلبم چشم میدوزم و سوسوی چراغ وجودت رو پیدا میکنم و با نهایت توانم بهش چنگ میزنم. من دوستت دارم، برای باقی زندگیم و دنبالت میکنم، تا زمانی که هیچ فردایی وجود نداره.
مرز باریک
Photo
میخوام بنویسم جوری دلتنگم که این کلمه از معنا تهی میشه اما آخه کاش فقط دلم براش تنگ بود. کاش فقط دلم برات تنگ بود. اما خدای من! دلم برات مچالهس و نه تنها دلم، که تمام بودونبود، وجود و جان و جسمم، هوا و خیال و خواب و واقعیت و داروندارم برات مچالهس. کاش فقط دلم برات تنگ بود! کاش فقط دلم برات مچاله بود اچ!
All This Time
Louis Tomlinson
"But the friends we make, the love it takes, is worth, is worth, is worth the pain, the friends we make, the love it takes,
is worth, is worth, is worth it all this time."
is worth, is worth, is worth it all this time."
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
— همهی پسرها هم رو بغل گرفتن اما زمانی که به لحظهی هری و لویی رسیده، تمام سالن در حال لرزش بوده.
مرز باریک
— بیستوهشتِ سپتامبر سبزآبی!💚💙
حالا منو ببوس احمق. تو و لویی قرار میذارین؟ تایید با تکوندادن سر. اولین کراش واقعی من لویی تاملینسنه؛ راجع بهش حرف زدیم و متقابله. دوست داری چه کسی پارتنر ولنتاینت باشه اگر بتونی هر کسی رو که بخوای در دنیا انتخاب کنی؟ تو لو؛ مثل اینکه پارتنر ولنتاین من هریه. لویی چطور دوستپسریه؟ با من خیلی خوب رفتار میکنه. لو میتونم بهت بلوجاب بدم؟ دوستش دارم اگر فقط صبر کنی. پسرم فردا برمیگرده پیش شوهرش هری استایلز، ایکس. کجا میخوای بشینی؟ کنار تو. فنها من و لویی رو لری استایلینسن خطاب میکنن. هری بدن کوچولوی قشنگی داره. سان؟ هیشش، این اسنپچته لویی. حاضری به جز لویی با کس دیگهای زندگی کنی؟ نه! همیشه در قلب من هری استایلز. من عاشق لو و تمام چیزمیزای کوچولوشم. هری چه مزهایه لویی؟ سرکهنمکی. از شونزده سالگی عاشقتم. دلم برات تنگ شده بیبیکیک؛ منم دلتنگتم سوییتچیک. و من با تو ازدواج میکنم هری!💚💙