مرز باریک
270 subscribers
819 photos
130 videos
116 links
— چارلز بوکاوسکی. والت‌ ویتمن. جونی‌ میچل. صداقت. زرد. میدوری‌ کوبایاشی. تریسی‌ امین. ری‌ چارلز. ژان‌ میشل‌ باسکیت. کارول‌ کینگ. گُل‌های مینا. هاروکی‌ موراکامی. خانواده‌. گلفروش.

https://t.me/BluChtBot?start=67a1a003bbdcaf8d84
Download Telegram
— وصله‌ی جونم
Insomnia
ZAYN
مه ذهن منی. مه عزیز ذهن منی.
و من هر چه بیشتر از این مه رو خواستارم.
اون شلوار مخملی‌‌کبریتی طراحی‌شده‌ی هری توسط برند بُود برای فتوشوت‌های مجله‌ی ووگ را به یاد دارید؟ یکی از طرح‌های نقاشی‌شده‌ش، دیوید هاکنی بود! در واقع هری عکس جونی میچل و دیوید هاکنی که هر دو محبوبش هستن رو برای طراح فرستاده بود و طراح عکس دیوید هاکنی رو انتخاب کرده بود. و حالا چی؟ دیوید هاکنی پرتره‌ای از هری رو کشیده! و من قلبم درد داره.
هری، هری، هری، هری!
It seemed
like years
before
I picked
a bouquet
of kisses
off her mouth
and put them
into a dawn-colored vase
in
my
heart.
But
the wait
was worth it.

Because
I
was
in love.

Richard Brautigan
مرز باریک
It seemed like years before I picked a bouquet of kisses off her mouth and put them into a dawn-colored vase in my heart. But the wait was worth it. Because I was in love. Richard Brautigan
«به نظر می‌رسید سال‌ها قبل بود که یک دسته بوسه را از دهانش چیدم و آن‌ را درون گلدانی به رنگ طلوع در قلبم قرار دادم. اما انتظار ارزشش را داشت. چون من عاشق بودم.»

این شعر بر روی همون شلوار نوشته‌ شده بود. و ریچارد براتیگان، نویسنده‌ی in watermelon sugar: کتابی که هری آهنگ واترملن شوگر رو ازش الهام گرفته.
من هی بیام این‌جا بنویسم:
«وای خدایا بچه‌ها؛ هری!» قبوله؟
Talk (unreleased from hs1)
Harry Styles
باورم نمی‌شه کاملش این‌جاست!
همون زمان با شنیدن کورسش با خودم گفتم برای سلامت روان خودم هم که شده، از ورژن کاملش خبری نشه خیلی بهتره. اما حالا این‌جاست و سلامت روان چیه؟ :) هری هری هری هری.
— دیدمت و شنیدمت و به یاد آوردم که واقعا من بخشی از وجودم رو به تو دادم که با اتصال به کسی جز خودت، نمی‌تونه به جریان بیفته، مرطوب از حس بشه و احساس کنه که هست. چقدر دلتنگ هر احساسی بودم که به واسطه‌ی وجود تو تجربه کردم و می‌کنم. دوستت دارم لو؛ تا عمق چشم‌هات.
از همان روزی که چشم‌های پف‌کرده‌ات را برای اولین بار در خانه‌ام باز کردی و قبل از این‌که حتا اسمت را به یاد بیاوری در خانه‌ام به دنبال قهوه‌جوش گشتی، ترک خانه قبل از بیدار‌شدنت به مقصد استارباکسِ دو خیابان پایین‌تر برای خرید قهوه، شد عادتم. البته نه این‌که شکایت کنم! نه. چهار سال و نه ماه و دوازده روز با لبخندی که اشتون قبل از دیدن لوک به آن عاشقانه‌ی حال‌به‌هم‌زن می‌گفت، قهوه را با اسم تو بر لیوان آن خریدم؛ حالا دو سال و شش ماه و پنج‌ روز است که بدون لبخند، همان قهوه را می‌خرم اما با اسم خودم؛ برای نبودنت. نبودنت هم که قهوه نمی‌خورد. نمی‌دانم چه می‌خورد اما می‌دانم که با تو هم‌سلیقه نیست. شاید شکلات داغ، شاید مثل روزهای رنگی تو، اسپرسو دبل شات با شربت فندق. هنوز وقت نشده با هم گپی بزنیم و علایقش را بپرسم. شاید از فردا سفارشم تغییر کند. دیگر برای تو نباشد. شاید سفارش جدیدی بدهم؛ سفارشی برای نبودنت.

نبودنت
مرز باریک
وقتی به مرحله‌ای از ارتباط و اهمیت‌دادن و دوست‌داشتن نسبت به کسی می‌رسی، اون شخص می‌شه فقط اون شخص و تو خنده‌هاش رو می‌خندی و گریه‌ها‌ش رو گریه می‌کنی؛ حال خوبِ حال خوبش می‌شی و غمِ غم‌هاش. برای دیدن شادی‌ش هر کاری ازت بر بیاد انجام می‌دی و اون باید حالش خوب…
من صدای خنده‌ی تو رو در گوش‌هام دارم. چی باعث می‌شه که صدای خنده‌ی کسی رو در گوش‌هات داشته باشی؟ من گاه‌به‌گاه در بی‌حواس‌ترین حالت در میان کارهایی کاملا بی‌ربط، صدای خنده‌ت رو می‌شنوم و حتا می‌بینم. چی باعث می‌شه گاه‌به‌گاه در بی‌حواس‌ترین حالت، در میان کارهایی کاملا بی‌ربط، صدای خنده‌ی کسی رو بشنوی و حتا ببینی؟ تو جا موندی لی؛ در وجودم و در حس شنوایی‌م‌. تولدت مبارک لی.
تولدت مبارک.
You Could Start A Cult
Niall Horan
«من دنبالت می‌کنم، من دنبالت می‌کنم؛ تا زمانی که هیچ فردایی وجود نداره.
من دنبالت می‌کنم.»
صدای عذاب‌آور و دردناک تکه‌شیشه‌های تُنگ آقای بابلز زیر پایم، نبودن بوی برگ‌های سبزرنگ چایی و یا خاک، لمس‌نکردن پوست نرم و ابریشمی او، نچشیدن لب‌های تلخ و گسش و از همه مهم‌تر، ندیدن آن حجم ناچیز جسم اون زیر پتوی کرم‌رنگش، قلبم را به درد آورد. نبود. گفتنش آسان است اما نمی‌دانید روحم با یادآوری همان «نبود» ساده چقدر ترک می‌خورد.

نظاره‌گر چندصدساله‌ی تو