This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
حشرهشناسی به امید مطالعه بر روی یک گونهٔ نادر از حشره به منطقهای دورافتاده سفر میکند، هدف او یافتن آن و نامگذاریش به نام خودش است... اما خود را در گودال ماسهای بزرگ همراه با یک زن، گرفتار مییابد. زن هیچ ارادهای برای بیرون آمدن از میان شن و ماسهها ندارد. شکسته شده است. اما مرد سعی میکند از زندگی «بیمعنی» در گودال ماسه امتناع کند. او در تکاپوست تا بیرون بیاید، اما بیهوده است. دیوار شنی مانعی غیرقابل نفوذ بین او و «آزادی» است... .
حشرهشناسی به امید مطالعه بر روی یک گونهٔ نادر از حشره به منطقهای دورافتاده سفر میکند، هدف او یافتن آن و نامگذاریش به نام خودش است... اما خود را در گودال ماسهای بزرگ همراه با یک زن، گرفتار مییابد. زن هیچ ارادهای برای بیرون آمدن از میان شن و ماسهها ندارد. شکسته شده است. اما مرد سعی میکند از زندگی «بیمعنی» در گودال ماسه امتناع کند. او در تکاپوست تا بیرون بیاید، اما بیهوده است. دیوار شنی مانعی غیرقابل نفوذ بین او و «آزادی» است... .
👍12
Filmosophy | فیلموسوفی
. حشرهشناسی به امید مطالعه بر روی یک گونهٔ نادر از حشره به منطقهای دورافتاده سفر میکند، هدف او یافتن آن و نامگذاریش به نام خودش است... اما خود را در گودال ماسهای بزرگ همراه با یک زن، گرفتار مییابد. زن هیچ ارادهای برای بیرون آمدن از میان شن و ماسهها…
فیلم «زن در ریگ روان» (Woman in the Dunes، ۱۹۶۴) رنجِ زیستن به همراه تلاشهای بسیار انسان برای رسیدن به هدف یا معنای زندگی را به تصویر میکشد. و مایههای پررنگی از فلسفهٔ اگزیستانسیالیسم را در خود دارد و به پیچ و خمهای مسیری اشاره میکند که انسان طی میکند تا معنایی برای ماهیتِ افکار یا عملکرد یا زاویهٔ نگاهش به «هستی» ایجاد کند.
زندگی در این گودال (جهان) بیمعناست، راه گریزی نیست. زندگی پوچ است. درک این موضوع که زندگی پوچ و بیمعناست، شخصیت اصلی را به سمت تلاش برای معنابخشیدن به چیزی که اساساً بیمعنی است هدایت میکند.
گودال شن در فیلم، استعارهای از وضعیتِ اسفبار اگزیستانسیالیستی (هستی) بشریت است. همچون سیزیف اساطیری، که برای ابدیت محکوم بود تا سنگی را به بالای تپه حمل کند، اما سنگ دوباره به پایین بغلتد، دو شخصیت در فیلم، شنها را از گودال بیرون میرانند - اما شنها دوباره سرازیر میشوند و برمیگردند ... تا اینکه این سؤال پیش کشیده میشود: آخر که چی؟ اگر زندگی بیمعنی است - همانطور که ساتر و کامو اذعان دارند - ما چه باید بکنیم؟ آیا به حفاری (تلاش به زیستن) ادامه دهیم؟ یا خودکشی را برگزینیم؟ یا که چی؟
«زن در ریگ روان» گنجینهٔ سینمایی (متأسفانه) بسیار کمشناختهای است که تأملبرانگیز، زیبا، اروتیک و حتی وهمآور است. این فیلم، جزء ۱۰ فیلم برتر تاریخ سینمای جهان، به انتخاب آندری تارکوفسکی بود.
#کارگردانی #هیروشی_تشیگاهارا
زندگی در این گودال (جهان) بیمعناست، راه گریزی نیست. زندگی پوچ است. درک این موضوع که زندگی پوچ و بیمعناست، شخصیت اصلی را به سمت تلاش برای معنابخشیدن به چیزی که اساساً بیمعنی است هدایت میکند.
گودال شن در فیلم، استعارهای از وضعیتِ اسفبار اگزیستانسیالیستی (هستی) بشریت است. همچون سیزیف اساطیری، که برای ابدیت محکوم بود تا سنگی را به بالای تپه حمل کند، اما سنگ دوباره به پایین بغلتد، دو شخصیت در فیلم، شنها را از گودال بیرون میرانند - اما شنها دوباره سرازیر میشوند و برمیگردند ... تا اینکه این سؤال پیش کشیده میشود: آخر که چی؟ اگر زندگی بیمعنی است - همانطور که ساتر و کامو اذعان دارند - ما چه باید بکنیم؟ آیا به حفاری (تلاش به زیستن) ادامه دهیم؟ یا خودکشی را برگزینیم؟ یا که چی؟
«زن در ریگ روان» گنجینهٔ سینمایی (متأسفانه) بسیار کمشناختهای است که تأملبرانگیز، زیبا، اروتیک و حتی وهمآور است. این فیلم، جزء ۱۰ فیلم برتر تاریخ سینمای جهان، به انتخاب آندری تارکوفسکی بود.
#کارگردانی #هیروشی_تشیگاهارا
👍10🙏3
Forwarded from فلسفه علم امیرکبیر
گروه فلسفهعلم امیرکبیر برگزار میکند:
⭕️ بحران، فلسفه و سیاست
👤 سخنران: دکتر نوید گرگین، مترجم و پژوهشگر فلسفه
دانش آموخته دکتری فلسفه دانشگاه شهید بهشتی
🕕 زمان: یکشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۵ تا ۱۷
🌐 لینک ورود به جلسه:
http://meetings.aut.ac.ir/Phil-Sci-AUT
شرکت برای عموم آزاد است.
#سخنرانی_آنلاین
@PhilSciAUT
⭕️ بحران، فلسفه و سیاست
👤 سخنران: دکتر نوید گرگین، مترجم و پژوهشگر فلسفه
دانش آموخته دکتری فلسفه دانشگاه شهید بهشتی
🕕 زمان: یکشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۵ تا ۱۷
🌐 لینک ورود به جلسه:
http://meetings.aut.ac.ir/Phil-Sci-AUT
شرکت برای عموم آزاد است.
#سخنرانی_آنلاین
@PhilSciAUT
👎5👍4👏1
🎥
نمایش و تحلیل فیلمِ «قاتلان ماه کامل» با مازیار اسلامی
در حلقهٔ فیلم فلانور (میدان فاطمی)، فردا دوشنبه، ساعت ۱۷
ثبت نام: ۰۹۳۵۴۸۶۸۷۰۸
@Filmosophy
نمایش و تحلیل فیلمِ «قاتلان ماه کامل» با مازیار اسلامی
در حلقهٔ فیلم فلانور (میدان فاطمی)، فردا دوشنبه، ساعت ۱۷
ثبت نام: ۰۹۳۵۴۸۶۸۷۰۸
@Filmosophy
👍4❤2👎1
.
- روز چهارشنبه (۲۷ دی) در حلقهٔ هنر فلانور (نرسیده به سه راه فاطمی) نقد و بررسی مجموعهٔ «کینو-آگورا» برگزار خواهد شد.
به علت محدود بودن ظرفیت برای هماهنگی و رزرو به شمارهی ۰۹۳۵۴۸۶۸۷۰۸ در تلگرام پیام دهید.
@Filmosophy
- روز چهارشنبه (۲۷ دی) در حلقهٔ هنر فلانور (نرسیده به سه راه فاطمی) نقد و بررسی مجموعهٔ «کینو-آگورا» برگزار خواهد شد.
به علت محدود بودن ظرفیت برای هماهنگی و رزرو به شمارهی ۰۹۳۵۴۸۶۸۷۰۸ در تلگرام پیام دهید.
@Filmosophy
❤1👍1
Filmosophy | فیلموسوفی
. - روز چهارشنبه (۲۷ دی) در حلقهٔ هنر فلانور (نرسیده به سه راه فاطمی) نقد و بررسی مجموعهٔ «کینو-آگورا» برگزار خواهد شد. به علت محدود بودن ظرفیت برای هماهنگی و رزرو به شمارهی ۰۹۳۵۴۸۶۸۷۰۸ در تلگرام پیام دهید. @Filmosophy
.
مجموعهٔ «کینو-آگورا» جایی برای فکرکردن به سینماست اما نه به شیوۀ آکادمیک که مبتنی بر تحلیلهای طویل و تفصیل است و نه حتی بر سیاق مقالههای نشریهها و مطبوعات که ناگزیرند ایدهای را موجز و کوتاه به دست خوانندگان برسانند. «کینو-آگورا» بازار آزاد ایدههاست، ایدههایی که یا محذوف و مطرود ماندهاند یا نوآورانه قدمهای تازهای برای مواجهه با سینما برمیدارند؛ گفتگویی صمیمی با خوانندگان و دانشجویان سینما بی آنکه از هزارتوی مبانی و اصول سخت و طاقتفرسا بگذرند، همچون قایقی سیال بر امواج ایدهها سوارند و هدفشان این است که بتوانند هر مخاطبی را که درگیر و مبتلا به سینما و زیباشناسی آن است با خود همراه کنند.
این مجموعه، با تبارشناسی مفاهیم و ایدههای سینمایی تاریخچۀ ادبیات انتقادی موضوع خود را به میان میکشد و از این رهگذر سیر تحولات و دگرگونی این مفاهیم را کنکاش میکند. این رویکرد تبارشناسانه و انتقادی هم خاستگاه مفاهیم را از نو صورتبندی میکند و هم سیر تکوین آن را به پرسش میکشد.
مجموعهٔ «کینو-آگورا» از سال ۱۳۹۸ به سردبیری مازیار اسلامی و از سوی نشر لِگا وارد بازار کتاب ایران شده است و تا به حال ۸ کتاب از این مجموعه منتشر شده و کتابهای دیگر آن در دست انتشار است. مترجمان این مجموعه از نسلهای گوناگون مترجمان سینمایی هستند و نشر لگا تلاش کرده این کتابها را با کیفیت و قیمت مناسب در اختیار خوانندگان قرار دهد؛ کتابهایی در قطع پالتویی که میتوانید از اتوبوس و مترو تا هر جایی که در انتظار دوستی هستید آنها را در دست بگیرید و برای لحظاتی در مباحث زیباشناختی و اجتماعی سینما غرق شوید.
- کتابهای منتشرشدهٔ از مجموعهٔ «کینو-آگورا»:
زندگی مؤلف ... ترجمهٔ روبرت صافاریان
بدن به مثابه شیء سینمایی ... ترجمهٔ صالح نجفی
چرخش کینماتیک ... ترجمهٔ رامتین شهبازی
سینهفیلیای نوین ... ترجمهٔ نوید پورمحمدرضا
میزانسن ... ترجمهٔ حسامالدین موسوی
مونتاژ ... ترجمهٔ مهدیس محمدی
دکوپاژ ... ترجمهٔ قاسم مؤمنی
سینمای نقد اجتماعی ... ترجمهٔ کیانوش اخباری
- کتابهای در دست انتشار از مجموعهٔ «کینو-آگورا»:
میزانژو و میزانژست ... ترجمهٔ حسام نصیری
پانزده درس با گُدار ... ترجمهٔ مازیار اسلامی
دوربین سیاسی ... ترجمهٔ کیانوش اخباری
@Filmosophy
مجموعهٔ «کینو-آگورا» جایی برای فکرکردن به سینماست اما نه به شیوۀ آکادمیک که مبتنی بر تحلیلهای طویل و تفصیل است و نه حتی بر سیاق مقالههای نشریهها و مطبوعات که ناگزیرند ایدهای را موجز و کوتاه به دست خوانندگان برسانند. «کینو-آگورا» بازار آزاد ایدههاست، ایدههایی که یا محذوف و مطرود ماندهاند یا نوآورانه قدمهای تازهای برای مواجهه با سینما برمیدارند؛ گفتگویی صمیمی با خوانندگان و دانشجویان سینما بی آنکه از هزارتوی مبانی و اصول سخت و طاقتفرسا بگذرند، همچون قایقی سیال بر امواج ایدهها سوارند و هدفشان این است که بتوانند هر مخاطبی را که درگیر و مبتلا به سینما و زیباشناسی آن است با خود همراه کنند.
این مجموعه، با تبارشناسی مفاهیم و ایدههای سینمایی تاریخچۀ ادبیات انتقادی موضوع خود را به میان میکشد و از این رهگذر سیر تحولات و دگرگونی این مفاهیم را کنکاش میکند. این رویکرد تبارشناسانه و انتقادی هم خاستگاه مفاهیم را از نو صورتبندی میکند و هم سیر تکوین آن را به پرسش میکشد.
مجموعهٔ «کینو-آگورا» از سال ۱۳۹۸ به سردبیری مازیار اسلامی و از سوی نشر لِگا وارد بازار کتاب ایران شده است و تا به حال ۸ کتاب از این مجموعه منتشر شده و کتابهای دیگر آن در دست انتشار است. مترجمان این مجموعه از نسلهای گوناگون مترجمان سینمایی هستند و نشر لگا تلاش کرده این کتابها را با کیفیت و قیمت مناسب در اختیار خوانندگان قرار دهد؛ کتابهایی در قطع پالتویی که میتوانید از اتوبوس و مترو تا هر جایی که در انتظار دوستی هستید آنها را در دست بگیرید و برای لحظاتی در مباحث زیباشناختی و اجتماعی سینما غرق شوید.
- کتابهای منتشرشدهٔ از مجموعهٔ «کینو-آگورا»:
زندگی مؤلف ... ترجمهٔ روبرت صافاریان
بدن به مثابه شیء سینمایی ... ترجمهٔ صالح نجفی
چرخش کینماتیک ... ترجمهٔ رامتین شهبازی
سینهفیلیای نوین ... ترجمهٔ نوید پورمحمدرضا
میزانسن ... ترجمهٔ حسامالدین موسوی
مونتاژ ... ترجمهٔ مهدیس محمدی
دکوپاژ ... ترجمهٔ قاسم مؤمنی
سینمای نقد اجتماعی ... ترجمهٔ کیانوش اخباری
- کتابهای در دست انتشار از مجموعهٔ «کینو-آگورا»:
میزانژو و میزانژست ... ترجمهٔ حسام نصیری
پانزده درس با گُدار ... ترجمهٔ مازیار اسلامی
دوربین سیاسی ... ترجمهٔ کیانوش اخباری
@Filmosophy
❤3👎1
Filmosophy | فیلموسوفی
🎬 فیلم «انجمن برف» [ ۲۰۲۳ ,Society of the Snow]
.
فیلم «انجمن برف» داستانی حقیقیست دربارهٔ سقوط هواپیمایی مسافربری متعلق به اروگوئه در دل کوههای پوشیده از برف.
فیلم بر مفاهیم بزرگی چون ارزشهای اخلاقی، دین و ماورالطبیعه، طبیعت، قانون و جوامع بشری و ... سوار است. «برف»، به نمایندگی از نیروی برتر طبیعی؛ توهمات بشری و ارزشهای خودساخته گونهٔ انسان را برملا میکند و انسان را به ذات حقیقی خود برمیگرداند و چهرهٔ بیروتوش او را در قالب بدویترین و حقیقیترین خصوصیات انسان نشان میدهد.
گونهٔ انسان در جوامع مختلف، ارزشها و قوانینی برای خود شکل بخشیده، آجرهایی از جنس مذهب دور خود کشیده و جایگاه خود را ایمن تصور کرده. طبیعت جایگاه ایمن او را متزلزل میکند و یادآور میشود که انسان همچنان یک حیوان است. تو گویی، تمامی دم و دستگاههای خودساختهٔ جوامع بشری، دروغیست زیبا و فریبنده برای لاپوشانی ذات حقیقی خود. برف به نمایندگی از طبیعت، اشرف مخلوقات(!) را با آنچه ترجیح میدهد نادیده بگیرد، مواجه میسازد.
فیلم اشاره جدی به مفاهیم دینی و مذهبی دارد. مقابل طبیعت واقعی بشر، دین سناریویست بیسروته و رنگورو باخته. آموزههای دینی دیکتهشده در جوامع، برای نجات بشر و مقابله با اضطراب وجودی انسان در مقابل طبیعت وحشی، بسی بیمعناست. تو گویی، خدا و دستورهایش، تنها آن هنگام که آرامش برقرار است زیباست و نه در واقعیتی جانکاه تلاش بشریت برای بقا!
«انجمن برف» فیلمیست ارزشمند نه دربارهٔ بقا بلکه زیرسؤال بردن تمامی ارزشهای دینی خودساختهٔ بشری و اخلاقی!
@Filmosophy
فیلم «انجمن برف» داستانی حقیقیست دربارهٔ سقوط هواپیمایی مسافربری متعلق به اروگوئه در دل کوههای پوشیده از برف.
فیلم بر مفاهیم بزرگی چون ارزشهای اخلاقی، دین و ماورالطبیعه، طبیعت، قانون و جوامع بشری و ... سوار است. «برف»، به نمایندگی از نیروی برتر طبیعی؛ توهمات بشری و ارزشهای خودساخته گونهٔ انسان را برملا میکند و انسان را به ذات حقیقی خود برمیگرداند و چهرهٔ بیروتوش او را در قالب بدویترین و حقیقیترین خصوصیات انسان نشان میدهد.
گونهٔ انسان در جوامع مختلف، ارزشها و قوانینی برای خود شکل بخشیده، آجرهایی از جنس مذهب دور خود کشیده و جایگاه خود را ایمن تصور کرده. طبیعت جایگاه ایمن او را متزلزل میکند و یادآور میشود که انسان همچنان یک حیوان است. تو گویی، تمامی دم و دستگاههای خودساختهٔ جوامع بشری، دروغیست زیبا و فریبنده برای لاپوشانی ذات حقیقی خود. برف به نمایندگی از طبیعت، اشرف مخلوقات(!) را با آنچه ترجیح میدهد نادیده بگیرد، مواجه میسازد.
فیلم اشاره جدی به مفاهیم دینی و مذهبی دارد. مقابل طبیعت واقعی بشر، دین سناریویست بیسروته و رنگورو باخته. آموزههای دینی دیکتهشده در جوامع، برای نجات بشر و مقابله با اضطراب وجودی انسان در مقابل طبیعت وحشی، بسی بیمعناست. تو گویی، خدا و دستورهایش، تنها آن هنگام که آرامش برقرار است زیباست و نه در واقعیتی جانکاه تلاش بشریت برای بقا!
«انجمن برف» فیلمیست ارزشمند نه دربارهٔ بقا بلکه زیرسؤال بردن تمامی ارزشهای دینی خودساختهٔ بشری و اخلاقی!
@Filmosophy
👍9❤3👎3🤔2
Filmosophy | فیلموسوفی
🎬 ده فیلم مهم با رویکرد اگزیستانسیالیستی 👇 @Filmosophy
.
مکتب اگزیستانسیالیسم بر این باور است که انسان با اعمال خود تعریف میشود و فرد با انتخابهایی که انجام میدهد، معنای زندگی خود را شکل میبخشد: «تاکید بر سوبژکتیویته، آزادی انتخاب و ایجاد معنا توسط خود فرد».
هر شخص کاملاً مسئول اعمال، ارزشها و معانی یافتهٔ خود است و از این مسئولیت آگاه است. این رویکرد ممکن است منجر به غم و اندوه شود، چراکه هیچ قدرتِ تعیین کننده یا مجموعهٔ اخلاقی بالاتری برای توجیه اعمال ما وجود ندارد. تنها و بیهیچ مسیر و راهنمایی رها شدهایم.
با توجه به این تعریف موجز، فیلم اگزیستانسیالیستی چه ویژگیها میتواند داشته باشد؟
تاحدودی معیارهای زیر شاید مبین یک فیلم اگزیستانسیالیستی باشد:
«فیلم روایتی ساختگی و تخیلی داشته باشد.
دست کم یک شخصیت انسانی داشته باشد که روایت به طور کلی یا از منظر او یا با داستانی که حول کنشها و اطراف او میچرخد، روایت شود.
فیلمساز از طریق عناصر ضروری فیلمسازی (مانند تدوین، دیالوگ، میزانسن و غیره) شخصیت محوری را در دنیایی نامشخص با انتخابهای متعدد به تصویر بکشد.
شخصیت اقداماتی انجام دهد که پیامدهایی داشته باشد و آگاه باشد که هیچ قدرتی سوای از خود او نیست که اعمال یا شرایط او را تعیین کند.
شخصیت(ها) دچار بحران وجودی شوند. به این معنا که در برابر وجودی پوچ و نامعین، باید به یک درجهای از درد و اندوه، بر اثر اعمال خود برسند.»
در اینجا به ده فیلمی اشاره شده است که می توان گفت معیارهای فوق را برآورده میکنند و بارقههایی از فلسفه و رویکرد اگزیستانسیالیستی را دارا هستند:
1. The 400 Blows (Francois Truffaut, 1959)
2. The Bicycle Thieves (Vittorio De Sica, 1948)
3. Solaris (Andrei Tarkovsky, 1972)
4. Anomalisa (Charlie Kaufman & Duke Johnson, 2015)
5. Wild Strawberries (Ingmar Bergman, 1957)
6. The Big Lebowski (Joel and Ethan Coen, 1998)
7. Things to Come (Mia Hansen-Løve, 2016)
8. The Seventh Seal (Ingmar Bergman, 1957)
9. The Tree of Life (Terrence Malick, 2001)
10. 2001: A Space Odyssey (Stanley Kubrick, 1968)
@Filmosophy
مکتب اگزیستانسیالیسم بر این باور است که انسان با اعمال خود تعریف میشود و فرد با انتخابهایی که انجام میدهد، معنای زندگی خود را شکل میبخشد: «تاکید بر سوبژکتیویته، آزادی انتخاب و ایجاد معنا توسط خود فرد».
هر شخص کاملاً مسئول اعمال، ارزشها و معانی یافتهٔ خود است و از این مسئولیت آگاه است. این رویکرد ممکن است منجر به غم و اندوه شود، چراکه هیچ قدرتِ تعیین کننده یا مجموعهٔ اخلاقی بالاتری برای توجیه اعمال ما وجود ندارد. تنها و بیهیچ مسیر و راهنمایی رها شدهایم.
با توجه به این تعریف موجز، فیلم اگزیستانسیالیستی چه ویژگیها میتواند داشته باشد؟
تاحدودی معیارهای زیر شاید مبین یک فیلم اگزیستانسیالیستی باشد:
«فیلم روایتی ساختگی و تخیلی داشته باشد.
دست کم یک شخصیت انسانی داشته باشد که روایت به طور کلی یا از منظر او یا با داستانی که حول کنشها و اطراف او میچرخد، روایت شود.
فیلمساز از طریق عناصر ضروری فیلمسازی (مانند تدوین، دیالوگ، میزانسن و غیره) شخصیت محوری را در دنیایی نامشخص با انتخابهای متعدد به تصویر بکشد.
شخصیت اقداماتی انجام دهد که پیامدهایی داشته باشد و آگاه باشد که هیچ قدرتی سوای از خود او نیست که اعمال یا شرایط او را تعیین کند.
شخصیت(ها) دچار بحران وجودی شوند. به این معنا که در برابر وجودی پوچ و نامعین، باید به یک درجهای از درد و اندوه، بر اثر اعمال خود برسند.»
در اینجا به ده فیلمی اشاره شده است که می توان گفت معیارهای فوق را برآورده میکنند و بارقههایی از فلسفه و رویکرد اگزیستانسیالیستی را دارا هستند:
1. The 400 Blows (Francois Truffaut, 1959)
2. The Bicycle Thieves (Vittorio De Sica, 1948)
3. Solaris (Andrei Tarkovsky, 1972)
4. Anomalisa (Charlie Kaufman & Duke Johnson, 2015)
5. Wild Strawberries (Ingmar Bergman, 1957)
6. The Big Lebowski (Joel and Ethan Coen, 1998)
7. Things to Come (Mia Hansen-Løve, 2016)
8. The Seventh Seal (Ingmar Bergman, 1957)
9. The Tree of Life (Terrence Malick, 2001)
10. 2001: A Space Odyssey (Stanley Kubrick, 1968)
@Filmosophy
❤11👍6
Forwarded from Underground Cinema سینمای پنهان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یهودا و مسیح سیاه (معرفی)
"یهودا و مسیح سیاه" فیلمی آمریکایی در ژانر بیوگرافی و درام جنایی است که در سال ۲۰۲۱ توسط شاکا کینگ کارگردانی و تولید شده، که فیلمنامه آن را ویل برسون نوشته است، بر اساس داستانی از این دو نفر و کنی و کیت لوکاس. این فیلم درباره خیانت به فرد همپتون (با بازی دانیل کالویا)، مسئول شاخه ایلینوی حزب پلنگ سیاه در شیکاگوی دهه ۶۰ میلادی، توسط ویلیام اونیل (با بازی لاکیت استنفیلد)، یک مخبر افبیآی است.
"یهودا و مسیح سیاه" فیلمی آمریکایی در ژانر بیوگرافی و درام جنایی است که در سال ۲۰۲۱ توسط شاکا کینگ کارگردانی و تولید شده، که فیلمنامه آن را ویل برسون نوشته است، بر اساس داستانی از این دو نفر و کنی و کیت لوکاس. این فیلم درباره خیانت به فرد همپتون (با بازی دانیل کالویا)، مسئول شاخه ایلینوی حزب پلنگ سیاه در شیکاگوی دهه ۶۰ میلادی، توسط ویلیام اونیل (با بازی لاکیت استنفیلد)، یک مخبر افبیآی است.
🔴 چالشهای سیاست رهاییبخش در جهان امروز
مراد فرهادپور
https://youtu.be/mK9yU1NzcEU?si=-u4AuLO0NGDBTQ2_
@filmosophy
مراد فرهادپور
https://youtu.be/mK9yU1NzcEU?si=-u4AuLO0NGDBTQ2_
@filmosophy
YouTube
MORAD FARHADPOOR
سخنرانی مراد فرهادپور در ژنرال (لابراتوار هنری، سیاسی و اجتماعی) پاریس، به تاریخ ۲۶ آوریل ۲۰۲۴، با موضوع "چالشهای سیاست رهایی بخش در جهان امروز
😢1
Forwarded from شهر فلسفه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌠📌📌دوره ژاک دریدا، واسازی و تئاتر، تأملی جمعی است درباره خوانشهای ممکن از آرای فلسفی ژاک دریدا درباره هنر و تئاتر. در این دوره با تمرکز بر متون دریدا و شارحان او در فلسفه قارهای به ردها و نشانهایی خواهیم پرداخت که آرای دریدا را به سوی گفتمان تئاتر گسترش میدهد.
مدرس: سعید رضا خوش شانس
نحوه برگزاری: حضوری
تعداد جلسات: ۴ جلسه
iranian.city.of.philosophy
www.philosophycity.ir
📞09361135000
☎️ 02122053556
مدرس: سعید رضا خوش شانس
نحوه برگزاری: حضوری
تعداد جلسات: ۴ جلسه
iranian.city.of.philosophy
www.philosophycity.ir
📞09361135000
☎️ 02122053556
👎1😢1
🪡 درسگفتار روسو مواجهۀ غافگلیرکنندۀ دلوز و روسو است. دلوز مفاهیم کلیدی اندیشۀ خود را از دل اندیشۀ روسو بیرون میکشد و او را به متفکر تکوین و بالقوگی و نهفتگی و فعلیت بدل میکند. اهتمام روسو آشتی کشاکشهای فرد و نوع انسان است و دلوز در سراسر درسگفتارها لایههای مختلف این مسئله را شرح میدهد؛ از قرارداد اجتماعی و جامعه و فرد و نوع انسان گرفته تا شرارت و لئامت و منفعت.
"شرایطی که لئامت را ممکن میکند در هر وضعیت اجتماعی متعینی برقرار است. بهرغم گفتههای پراکندۀ سبکمغزان و لئیمان، چیزی به نام لئامت بدون منفعت وجود ندارد. هر لئامتی یا از سر منفعت است یا تلافی و جبران. هیچ لئامتی وجود ندارد که ذیل مناسبات سرکوب و منافع پیچیدۀ اجتماعی نباشد. روسو یکی از آن نویسندگانی است که میدانست چگونه مناسبات سرکوب و ساختارهای اجتماعیِ پیششرط آن را تحلیل کند".
@Filmosophy
"شرایطی که لئامت را ممکن میکند در هر وضعیت اجتماعی متعینی برقرار است. بهرغم گفتههای پراکندۀ سبکمغزان و لئیمان، چیزی به نام لئامت بدون منفعت وجود ندارد. هر لئامتی یا از سر منفعت است یا تلافی و جبران. هیچ لئامتی وجود ندارد که ذیل مناسبات سرکوب و منافع پیچیدۀ اجتماعی نباشد. روسو یکی از آن نویسندگانی است که میدانست چگونه مناسبات سرکوب و ساختارهای اجتماعیِ پیششرط آن را تحلیل کند".
@Filmosophy
❤5
Filmosophy | فیلموسوفی
Photo
🧵 لف شستوف در پاراگرافی دربارۀ روح روس به ما کلید واقعی ادبیات روسی را میدهد. فرهنگ اروپایی در روسها چیزی بیریشه است. برای ما [اروپایی ها] این فرهنگ همانا خون و استخوان ماست؛ عصب و ریشۀ حقیقی روان ما. ما به سبک بخصوصی فکر میکنیم، به سبک بخصوصی احساس میکنیم، چرا که تمام جوهر ما از این سبک است. کلام و احساس ما اساساً برایمان اجتنابناپذیرند.
نزد روسها اوضاع متفاوت است. آنان فقط با ویروسِ فرهنگ و اخلاق اروپایی مایهکوبی شدهاند. ویروس در آنها همچون یک بیماری عمل میکند و التهاب و سوزش به شکل ادبیات نمایان میشود. آنچه روس با آن در کشمکش است و رودررویش فریاد میکشد خودِ زندگی نیست، بلکه تنها فرهنگ اروپایی است که به روان او عرضه شده و به او گزند میرساند. این تراژدی بیشتر یک مورد جراحی است تا یک تراژدی واقعیِ روح.
در شستوف یکی از این پسزدنها به معرض نمایش گذاشته میشود. درست است که به نظر میرسد او فقط مرتجع و مخرب باشد، اما سرانجام میتواند با پیچاندن دماغ اروپا اندکی به نشاط آید؛ پس نسبتاً آزاد است. ایدئالیسم اروپایی ملعنت است، اما بیش از آن کمی خندهدار است. ما در بیتفاوتی نو و نیمه مسرورِ شستوف احساس استقلال تازهای میکنیم.
او فقط دماغ ایدئالیسم اروپایی را میپیچانَد. هیچ موعظه نمیکند: پس دوباره و دوباره مخالفت میورزد. او هرگونه انتساب به یک ایدۀ مرکزی را مطلقاً رد میکند. بسیار میترسد که مبادا این هم دیرک خاربستِ نفرتانگیزِ یک ایدئال دیگر از آب درآید. همه چیز ممکن است؛ این به راستی فریاد کانونی اوست. این نیهیلیسم نیست؛ تنها رهایش روان انسانی از قیود کهن است. ایدۀ ایجابی مرکزی این است که روان یا روح انسانی واقعاً به خود باور دارد و نه هیچ چیز دیگر...
🪡 دی. اچ. لارنس
@Filmosophy
نزد روسها اوضاع متفاوت است. آنان فقط با ویروسِ فرهنگ و اخلاق اروپایی مایهکوبی شدهاند. ویروس در آنها همچون یک بیماری عمل میکند و التهاب و سوزش به شکل ادبیات نمایان میشود. آنچه روس با آن در کشمکش است و رودررویش فریاد میکشد خودِ زندگی نیست، بلکه تنها فرهنگ اروپایی است که به روان او عرضه شده و به او گزند میرساند. این تراژدی بیشتر یک مورد جراحی است تا یک تراژدی واقعیِ روح.
در شستوف یکی از این پسزدنها به معرض نمایش گذاشته میشود. درست است که به نظر میرسد او فقط مرتجع و مخرب باشد، اما سرانجام میتواند با پیچاندن دماغ اروپا اندکی به نشاط آید؛ پس نسبتاً آزاد است. ایدئالیسم اروپایی ملعنت است، اما بیش از آن کمی خندهدار است. ما در بیتفاوتی نو و نیمه مسرورِ شستوف احساس استقلال تازهای میکنیم.
او فقط دماغ ایدئالیسم اروپایی را میپیچانَد. هیچ موعظه نمیکند: پس دوباره و دوباره مخالفت میورزد. او هرگونه انتساب به یک ایدۀ مرکزی را مطلقاً رد میکند. بسیار میترسد که مبادا این هم دیرک خاربستِ نفرتانگیزِ یک ایدئال دیگر از آب درآید. همه چیز ممکن است؛ این به راستی فریاد کانونی اوست. این نیهیلیسم نیست؛ تنها رهایش روان انسانی از قیود کهن است. ایدۀ ایجابی مرکزی این است که روان یا روح انسانی واقعاً به خود باور دارد و نه هیچ چیز دیگر...
🪡 دی. اچ. لارنس
@Filmosophy
👍4