Filmosophy | فیلموسوفی
2.53K subscribers
1.24K photos
186 videos
76 files
1.02K links
بررسی، نقد، ترجمه و تألیفِ فلسفی‌ـ‌سیاسی‌ـ‌روانکاوانه‌ در باب سینما و آثار سینمایی
@Filmosophy
Download Telegram
... اینک ما همگی به سهم خویش در تلاشیم تا فهرست سهراب سپهری از تعریفهای مرگ ("مرگ پایان کبوتر نیست"... "مرگ در ذهن اقاقی جاری است"...) را کاملتر کنیم. به عنوان مثال بهمن فرمان‌آرا در آخرین تلاش‌شان برای ساختن فیلم، خلاقیت به خرج داده‌اند و مرگ را به "یک بوس کوچولو" تشبیه کرده‌اند، از بس که راحت و دوست داشتنی است. علاوه بر آن نه تنها همگان را به اندکی مردن تشویق کرده‌اند بلکه از افراد خواسته‌اند از اقصی نقاط جهان مراجعت کنند و در وطن‌شان بمیرند...

تفکر اضطراری، امید مهرگان، نشر گام نو، ۱۳۸۸، صفحه ۱۸۵

@Filmosophy
لب لباب آنچه تاوبس در این وصیت‌نامه فکری می‌گوید، ضدیت با کلیساهاست، کلیسای عقلانی روشنگری و کلیسای لیبرال مسیحی و یهودی. کلیسا کسالت تاریخ است و تاوبس متفکری که در هئیتی آخرالزمانی می‌اندیشد، در مخالفت با نیزه‌داران معابدِ پایان تاریخ چنین بانگ برمی‌آورد: بگذار همه‌چیز فروبپاشد، من در خاک این جهان، بذر هیچ معنویتی نکاشته‌‌ام.
@Filmosophy
یاد گفتگویی با کافکا می‌افتم که با مطلبی درباره‌ی اروپای امروز و زوال انسانیت شروع می‌شد. او می‌گفت: "ما افکاری نیهیلیستی و انتحاری هستیم که از ذهن خداوند تراوش می‌کند." نخستین چیزی که به یاد آوردم جهان‌بینی گنوسی بود: خداوند در نقش صانعی عبوس و دنیا به‌منزله‌ی دستکار معصیت‌آمیز او. کافکا در جواب گفت: " نخیر، دنیای ما تجلی خُلق‌تنگی اوست، روزی است که بد آورده است." - "آیا بیرون از این دنیای ظاهری که می‌شناسیم، امیدی هست؟" لبخندی زد و گفت: "امید به قدر کافی هست، تا بی‌نهایت- اما نه برای ما."
{از خاطرات ماکس برود}

به نقل از:
کافکا به روایت بنیامین، گردآورنده: هرمان شوپن‌هویزر، ترجمه کوروش بیت‌سرکیس، نشر ماهی، ۱۳۹۳، صفحه ۲۵

@Filmosophy
ساختارگرایی، مارکسیسم، پساساختارگرایی و نحله‌هایی از این دست دیگر مانند سابق موضوعاتی جذاب نیستند. در عوض آنچه اکنون جذاب است امور جنسی است... در بعضی محافل فرهنگی، سیاست‌های خودارضاییِ جنسی به مراتب بیش از سیاست‌های خاورمیانه جذبه دارد. سوسیالیسم در برابر سادیسمِ خودآزار مغلوب شد... علاقه وافری به بدن‌های معاشقه‌گر وجود دارد اما در مورد بدن‌های رنجبر چنین نیست... اگر در ایام گذشته نمی‌توانستید یک مجاز مُرسل در اشعار رابرت هریک پیدا کنید شما را از کافه می‌نوشی دانشجویی بیرون می‌انداختند، حال آنکه امروزه شما را به دیده یک کودن تمام‌عیار می‌نگرند حتی اگر اسمی از مجاز مُرسل یا رابرت هریک شنیده باشید... همه دانشجویان حوزه فرهنگ نسبت به خودشیفتگی غرب در اشتغال خاطر به تاریخچه موی زُهار ناآگاه نیستند، حال آنکه نیمی از جمعیت جهان فاقد بهداشت کافی است و با روزی کمتر از دو دلار زندگی می‌کند...

@Filmosophy
☆ اخلاق کمترینِ علاقه‌های من است. و استفاده کردن از صحنه به عنوان یک 《عرف اخلاقی》 مرا زجر می‌دهد. از اخلاق گستاخ تیاتر و ادعایش به داوری کردن بر اخلاق، ناراحتم. تیاتر می‌تواند مروج اخلاق باشد؛ اما به عقیده‌ی من، نمی‌تواند عامل یک 《عرف اخلاقی》 باشد. به ویژه آنکه من واژه‌ی اخلاق را بی‌برگشت به موقعیت اجتماعی نمی‌توانم به کار برم. برای من، اخلاق در جامعه‌یی که - هر چند اخلاق، تظاهر هر جامعه است- سازمان‌یافته‌ی سلسله‌مراتب است، به سادگی، یک دروغ است. کتمان نابرابری‌هایی است که در جامعه وجود دارد؛ و تیاتری که به خود، هم‌چون 《عرف اخلاقی》 می‌اندیشد، دریچه‌ی اطمینان جامعه خواهد بود. کاباره‌ها اغلب یک دریچه‌ی اطمینانند. اخلاق قسمی از زایده‌های اجتماع است. تیاتر می‌تواند یک عرف اخلاقی باشد، اما تنها در صورتی که بیندیشیم که باید نظام اجتماعی دیگری جایگزین نظم موجود اجتماعی گردد...
☆ پیتر هانتکه (-۱۹۴۲)
☆ ترجمه: عباس نعلبندیان، کارگاه نمایش تلویزیون ملی ایران، ۱۳۵۱
@Filmosophy
☆ کار ژان لوک نانسی تقریبا چهاردهه را در بر می گیرد و شامل بیش از پنجاه کتاب به زبان فرانسه، به قلم خودش یا با همکاری دیگران، و نیز صدها مقاله در نشریات، مجموعه ها و کاتالوگ های هنری می شود. اما وسعت کار وی را صرفا نمی توان بر اساس شمار کتاب های اش به خوبی درک کرد. نانسی در باب متفکران اصلی تاریخ فلسفه ی اروپایی قلم زده است، کسانی چون دکارت، کانت، شلینگ، هگل، نیچه، مارکس و هایدگر. هم چنین به اندیشمندان فرانسوی معاصر نظیر لکان، باتای، بلانشو و دریدا پرداخته است. او در باب موضوعات متنوعی دست به قلم برده است: روانکاوی، جهانی شدن، هرمنوتیک، اجتماع، نازیسم، رستاخیز، نقاشی مسیحی، رمانتیسم آلمانی، موسیقی تکنو، رقص مدرن و فیلم. همین تنوع آثار نانسی چالش اساسی پیش روی هر کتابی ست که سودای به دست دادن شرحی جامع از اندیشه ی وی دارد.

@Filmosophy
Filmosophy | فیلموسوفی
Photo
☆ اگر چهار فیلمی را که آنّی گلدمن بررسی کرده است، به ترتیب تاریخ در نظر بگیریم، درمی‌یابیم که فیلم گُدار - "تحقیر"- بر محور فقدان قاطع ارزشهایی استوار است که ممکن است معنایی راستین به زندگی انسانها بدهند، در حالی که سه فیلم دیگر جایگاهی بزرگ به حضور ارزشهایی می‌دهند که در "شمعون صحرا" چهارپنجم زمان نمایش را می‌گیرند و در "راه شیری" و "قضیه" تمام آن را. اما این ارزشهای راستین در "شمعون صحرا" حذف شده، در "راه شیری" با ارزشهای کاذب، و در "قضیه" با ارزشهایی دفاع‌ناپذیر و تحقق‌نیافتنی جایگزین گشته‌اند. [...]
رابطه فیلم گُدار با دوره کسب آگاهی از فقدان ارزشها عملا آشکار می‌گردد. و نیز درمی‌یابیم که در سه فیلم دیگر، "شمعون صحرا"، "راه شیری"، و به ویژه "قضیه"، کسب آگاهی از امکان فعلی بازگشت به ارزشهای کیفی بیان شده است. جلوه این کسب آگاهی در "شمعون صحرا"، در جایگاه برتری است که بونوئل به نخستین دوره زندگی شمعون می‌دهد؛ در "راه شیری" در اهمیتی اساسی است که از یک سو برای مسیح و از سوی دیگر برای ارزشهای کاذب و بدعتهای وابسته به قدرت دولتی (ژاندارمهای متحد با کشیشان و ...) قائل می‌شود. این امر بیش از همه در "قضیه" آشکار است که با تاکید بر دگرگونی قاطعی شروع می‌شود که ورود پیام آور به همراه دارد. اما بی‌تردید، در هر سه مورد، معنای فیلم در درجه اول در نشان دادن شکست و بیهودگی جستجوی ارزشهای راستین در جامعه‌ای است که تحقق این ارزشها را برنمی‌تابد.

☆ یادداشتی درباره چهار فیلم از گُدار، بونوئل و پازولینی
☆ لوسین گلدمن، ترجمه محمدجعفر پوینده، جامعه، فرهنگ، ادبیات، صص ۹-۲۷۷

@Filmosophy
☆ مردی می‌گذرد
☆ سزار آبراهام وایه‌خو مندوزا (پرو، ۱۹۳۸-۱۸۹۲)

☆ مردی می‌گذرد، با نانی به زیر بغل،
اینک من چگونه می‌توانم درباره همزادم بنویسم؟

مردی دیگر می‌نشیند، خود را میخارد، از زیر بغلش شپشی می‌گیرد و می‌کشد،
فایده حرف زدن درباره روانکاوی چیست؟

مردی دست در دست کودکی، با پایی چوبین می‌گذرد،
آیا مطالعه مقالات آندره برتون کمکی خواهد کرد؟

دیگری در گل و لای به دنبال استخوان و پوست سیب زمینی می‌گردد،
چگونه می‌توانم با این همه در باب نامتناهی بنویسم؟

رهگذری می‌گذرد و بر انگشتانش چیزی را حساب می‌کند،
اکنون چگونه می‌توان به بحث درباره نه-من پرداخت و فریاد نکشید؟

@Filmosophy
☆ با کتابهای جدید نشر #شب‌خیز در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران
شبستان عمومی، راهروی ۱۸ غرفه ۲۲
instagram.com/nashrshabkhiz

@Filmosophy
بوشنر، نویسنده‌ی دهه‌ی1830 مجموعه‌ای از شخصیت‌ها را خلق کرد که اکنون، مانند هملت یا فاستوس، انگار گونه‌هایی مدرن را بازنمایی می‌کنند، یا اساطیری مدرن‌اند. گویی آن‌ها به روش‌های قرن بیستمی با کشمکش‌های قرن بیستمی مواجه می‌شوند: دانتون، یک انقلابیِ موفق که ناگهان از خودش می‌پرسد چه دستاوردی داشته است و آیا به‌راستی عامل حقیقیْ او بوده است یا نیروهای طبیعی؛ لئونس، شاهزاده‌ی محصّل، که با پول و قدرتی بیش از حد مواجه می‌شود که توان کنترل‌شان را ندارد و ناگهان متوجه محدودیت‌های جهان‌اش می‌شود بی‌آن‌که اراده یا اشتیاقی برای تغییرش داشته باشد؛ لنتس، آن نابغه‌ی اسکیزوفرن که فشارهای اجتماعی ورای کنترل‌اش زندگی او را در این دنیا به پیش می‌برند؛ ویتسک، به‌طرز گیرایی مدرن‌ترین از بین جملگی‌شان، که انسان را به‌مثابه‌ی حیوانی تصویر می‌کند که زیر یا زبر مرزهای شرافت انسانی زندگی می‌کند، و این بیش‌تر ناشی از خطای ماست تا او؛ و دست آخر زنان، عمیقاً مهرآمیز و در عین حال با تمام وجود متعهد به آزادی‌شان، خودشان را به طرقی در جهانی مردسالار فدا می‌کنند، جهانی که هنوز یاد نگرفته قدر آن‌ها را بداند.
@Filmosophy
George Büchner (1813-1837)
@Filmosophy
Filmosophy | فیلموسوفی
Photo
به‌نظر پل بلوم، استاد روان‌شناسی دانشگاه ییل، همدلیْ یکی از گاوهای مقدس فرهنگ ماست که باید با ملاطفت به مسلخ برده شود. او متذکر می‌شود که بیش از ۱۵۰۰ کتاب در سایت آمازون فهرست شده که «همدلی» در عنوان اصلی یا فرعی آن‌ها جای گرفته است. با‌این‌حال، در بسیاری از موارد، همدلی می‌تواند ما را از موضوع اصلی غافل کند، باعث شود که بسیاری را فدای یک نفر کنیم یا نزدیکانمان را ناعادلانه به دیگران ترجیح دهیم.
علیه همدلی یک بازبینی اغلب سرگرم‌کننده، بجا، و انرژی‌بخش درمورد همدلی است. عملاً در سیاست هیچ ارزشی والاتر از همدلی وجود ندارد: به این گفتۀ بیل کلینتون فکر کنید که مکارانه لب می‌گزد و می‌گوید: «من رنج شما را احساس می‌کنم». همدلی چیزی است که در درگیری‌های بین پلیس و سیاه‌پوستان آمریکا هر دو طرف به آن متوسل می‌شوند. (تصور کنید زندگی در جهانی که ظلم پی‌درپی و سیستماتیک شما را هدف گرفته چه حسی دارد؛ تصور کنید کار کردن در شغلی که دائماً شما را در معرض آسیب قرار می‌دهد چه حسی دارد.)

آقای بلوم، استاد روان‌شناسی دانشگاه ییل، با هیچ یک از این‌ها موافق نیست. وی استدلال می‌آورد که تقریباً، در تمامی قلمروهای زندگی، همدلی «یک راهنمای اخلاقی ضعیف» است، خواه این قلمرو سیاست عمومی باشد، خواه خیریۀ خصوصی خواه روابط میان‌فردی. او می‌نویسد: «همدلی جانبدارانه است، ما را به‌سمت تنگ‌نظری و نژادپرستی هُل می‌دهد.» آزرده‌خاطر شدید؟ او تازه دارد گرم می‌شود. این‌طور ادامه می‌دهد: «همدلی چیزی از ریاضیات نمی‌داند. یک را بر بسیار ترجیح می‌دهد. می‌تواند شعلۀ خشونت را روشن کند؛ همدلی با کسانی که به ما نزدیک هستند همچون نیرویی است قدرتمند برای برپایی جنگ و ستمگری علیه دیگران.»

در نهایت معلوم می‌شود که دیدگاه آقای بلوم خیلی ظریف‌تر و سنجیده‌تر از گفته‌های فوق است. (وقتی استدلال‌های خود را با شروط و ملاحظات متعدد استحکام می‌بخشد، آنگاه این استدلال‌ها به‌ندرت برخورنده‌اند.) او قطعاً به نفع سنگدلی استدلال نمی‌آورد. بلکه، بر طبق نظر وی، همدلی در معرض تعدیل توسط خرد قرار نگرفته و از تیرگی احشای آدمی نشئت گرفته است. وی نوعی از دلسوزی عقلانی یعنی ترکیبی از مهربانی و تحلیل هزینه-فایدۀ مستقل و بی‌طرفانه را ترجیح می‌دهد. کتاب وی کوششی است نظام‌مند در توضیح اینکه چرا ترجیح او این است.

@Filmosophy
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☆ بخشی از مقاله‌ی تصویری <عالم هیچکاک>؛ سید مرتضی آوینی
@Filmosophy
☆ کتابِ واقع‌گرایی اسلامی به مثابه نظریه فیلم، این پژوهش فعالیت نظری و انتقادی فیلمساز ایرانی مرتضی آوینی را به جامعه علمی ایتالیا شناسانده است، و دریافت و فهم وی از سینمای مستند را با نظریه‌های کلاسیک سینما ( زیگفرید کراکائو، آندره بازن و ژان میتری) و نظریه های معاصر آن( دادلی اندرو، دیوید بوردول و کریستین تامپسن) با فعال کردن شبکه‌ای از اتصالات و روابط و همچنین با ساختن روش این گفت‌وگو روبه‌رو کرده است.

@Filmosophy
☆ کتاب حاضر ابدا پژوهشی اروتیک در باب تجلی های فراوان جنسیت نیست و هرگز قرار نبود چنین چیزی باشد. از قضا، هدف این پژوهش چیزی متفاوت و کاملا متضاد است: پژوهشی فلسفی و روانکاوانه در باب نقاط ساختاری ویژه ای که این تجلی های فراوان را به وجود می آورند و حتی ضروری می سازند. به بیان دیگر، کاملا معقول و منصفانه است که بگوییم در این کتاب من اصلا و ابدا ( از جنسیت حرف نمی زنم ). هیچ گونه بحث و حرف های آن چنانی درباره جنسیت را نمی توان در این جا یافت؛ چیزی در راستای دانش رفتار جنسی دستگیر خواننده نخواهد شد؛ در حقیقت، پرسش حاکم بر سراسر کتاب این است: کدام بن بست ها و تناقض های هستی شناختی ( کیفیت های خاص ) جنسیت را به وجود می آورند و ارزش گذاری های فرهنگی متفاوت و انواع گوناگون تنظیمات تحمیلی بر جنسیت، از جمله به تعبیر فوکو تنظیم از راه تحریک، را ایجاد می کنند و...
این کتاب ترجمه ایست از What is sex?
اثر زوپانچیچ که در سال ۲۰۱۷ میلادی منتشر شده است.

@Filmosophy
آلنکا زوپانچیچ، زاده ی 1 آپریل 1966، فیلسوفی اهل اسلوونی است که فعالیت هایش بر روانکاوی تمرکز دارد. زوپانچیچ در سال 1990 از دانشگاه لیوبلیانا فارغ التحصیل شد. او اکنون محقق فعال در نهاد فلسفه ی آکادمی علوم و هنرهای اسلوونی است. دیدگاه های فلسفی زوپانچیچ به صورت عمده تحت تأثیر فیلسوفان لاکانی اسلوونی از جمله اسلاوی ژیژک است.

@Filmosophy
☆ زیگموند فروید

◇ مولود سلیمانی

مقاله دوپارگی فروید مقاله‌ای کوتاه اما بسیار کلیدی در فهم دیدگاه او و نقطه عزیمت بسیاری دیدگاه‌‌های پس از فروید بوده است. کتاب حاضر مشتمل بر مقاله اصلی و شرح های مختلفی است که از منظر مکاتب گوناگون روانکاوی در فرانسه، انگلیس و آمریکای لاتین بیان شده است. از رهگذر این تفاسیر، اهمیت مقاله و چشم اندازهای نظری و بالینی ما درباره روانکاوی و کاربست آن در جهان پیچیده امروز گسترش خواهد یافت.
@Filmosophy
☆ زیگموند فروید

◇ سیاوش طلایی‌زاده

برخی روانکاوان اضطراب را مهم‌ترین احساسی دانسته‌اند که نظریه و عمل روانکاوی با آن سر و کار دارد. رساله مشهور بازداری‌ها، نشانگان و اضطراب شاید برجسته‌ترین اثر زیگموند فروید در زمینه مفهوم پردازی این پدیده و از مهم ترین آثار دوران پختگی اندیشه اوست که هرچند نزدیک به یک سده از زمان نگارش آن می‌گذرد، مضامین و تبیین هایش، به ویژه درباره مفهوم اضطراب، همچنان سرشار از نکات درخشان است. کتاب کنونی علاوه بر رساله اصلی فروید، شامل تفسیرهای مختلفی است که نظریه‌پردازان برجسته مکاتب گوناگون روانکاوی از این اثر و از نحوه صورت بندی اضطراب ارائه کرده‌اند.

@Filmosophy
موجود قصه پرداز شاید یکی از نیکوترین نام هایی باشد که بتوان با طیب خاطر به انسان اطلاق کرد. آدمی همیشه دل خوش به همین قصه ها بوده و همواره سعی کرده هرچه بیشتر قصه هایی گیراتر و پرکشش تر برای خود دست و پا کند. فروید در رساله آینده یک خیال به بررسی تصورات خيال گونه انسان غربی از امور دینی پرداخته است. او سعی در ارائه تحلیلی روانکاوانه از این موضوع در غرب دارد و به نوعی این فرایند قصه پردازی باورمندانه را از منظر روانکاوی بررسی می کند. در این مجموعه، پس از مدتها رساله آینده یک خیال از آلمانی به فارسی ترجمه شده و در کنار آن سه شرح درباره جنبه های مختلف و البته مهم این رساله قرار گرفته است. هر یک از این سه شرح به کندوکاو در بعدی خاص از این رساله می پردازد و به نوعی تلاش می کند ارتباط این رساله با وضع کنونی خواننده هر چه بیشتر روشن شود

@Filmosophy