Filmosophy | فیلموسوفی
2.53K subscribers
1.24K photos
186 videos
76 files
1.02K links
بررسی، نقد، ترجمه و تألیفِ فلسفی‌ـ‌سیاسی‌ـ‌روانکاوانه‌ در باب سینما و آثار سینمایی
@Filmosophy
Download Telegram
■ آنتونیس ساماراکیس (۲۰۰۳-۱۹۱۹)
@Filmosophy
● محمدرضا اعلامی (۱۳۸۹-۱۳۳۵)
@Filmosophy
☆ مقایسه دو فیلم

□ ردیف بالا: شنا در زمستان (محمد کاسبی، ۱۳۶۸)
■ ردیف پایین: یک اتفاق ساده (سهراب شهیدثالث، ۱۳۵۲)

@Filmosophy
👍1
☆ای ایران (ناصر تقوایی، ۱۳۶۸) روایت ناصر تقوایی است از انقلاب ایران، با همه مشخصات فکری او. منتقدان به وجود شباهتهایی میان این فیلم و سریال دایی جان ناپلئون (۱۳۵۳) اشاره کرده‌اند. روایت تقوایی از انقلاب ایران که با روایت رسمی حکومتی جور درنیامد منجر به عدم اکران فیلم شد. شاید بتوان گفت معلم سرود مدرسه - آقای سرودی (با بازی زنده‌یاد حسین سرشار)- نماینده دیدگاه خود تقوایی درباره انقلاب ایران است. در این روایت، وجه اسلامی انقلاب کمرنگ است و در عوض بر عنصر ملی‌گرایانه و اتحاد مردمی تکیه بیشتری شده است. معلم سرود مدرسه و گروه سرود وی متشکل از بچه‌های مدرسه راه خودشان را می‌روند و سرود خودشان را می‌خوانند. گویی از جماعت خشونت‌طلبی که وارد روستا شده است فاصله می‌گیرند. تقوایی همچنان به یک انقلاب با کمترین میزان خشونت و بیشترین میزان اتحاد مردمی با شعارهایی ملی‌گرایانه‌تر و کمتر اسلامیستی می‌اندیشد. او خود پیشتر فیلمش را با رزمناو پوتمکین (۱۹۲۶) مقایسه کرده بود. به همین علت ای ایران علیرغم نکات مثبت فراوان بایکوت و مسکوت گذاشته شد و فقط جایزه سیمرغ بلورین بهترین پوستر (مرتضی ممیز) را دریافت کرد.

@Filmosophy
☆ درباره تناقضات آقای منتقد؛ ماجراهای فراستی و دوربین روی دست
◇ م.ز. زمانی

گویا ماجرای مسعود فراستی با دوربینِ رویِ دست تمامی ندارد. شاید ابعاد این مساله را باید بیشتر شکافت. ما هم ابدا طرفدار دوربین روی دست نیستیم. هر تکنیکی به وقت خودش و در جای خودش خوب است. منتها متوجه تناقض‌گویی‌های فراستی نمیشویم. ایشان به صحنه دوربین روی دست در یکی از فیلمها ایراد گرفته‌اند ولی برای ما مشخص نیست چرا به فیلم ماجرای نیمروز مهدویان که از اول تا آخر با دوربین روی دست فیلمبرداری شده ایراد نگرفته‌اند و جز ستایش و تحسین نثار این فیلم ملال‌آور و کسالتبار و بی‌مایه نکرده‌اند؟ لابد چون فیلمی حکومتی است و در مذمت بزرگترین سازمان سیاسی مخالف حکومت؟ تا جایی که متوجه شده‌ایم آقای منتقد در نقدهایشان پارتی‌بازی میکنند‌. گویا چون به خلوت میروند نقد دیگری میکنند که گوش نامحرم نباشد جای نقد فراستی! کاش این مساله را برای ما میشکافتند که بدانیم دوربین روی دست کجا خوب است و کجا بد؟ یا اینکه هیچ فرمولی ندارد فقط بسته است به اینکه چه کارگردانی و برای چه فیلمی از آن استفاده میکند و اینکه آن کارگردان و آن فیلم چقدر حکومتی است...

@Filmosophy
☆ در جشنواره فجر ۳۹ام هیچ اثری از کارگردانان شناخته شده سینمای ایران حضور نداشت، لابد بخاطر کرونا. در عوض تا دلتان بخواهد با فیلمهای دختربچه‌ها و پسربچه‌ها روبروییم. نسل تازه سینمای ایران را به کجا می‌برد؟ نسلی از بیسوادهای کوتوله که پچ‌پچ‌ها و شایعات اینستاگرامی‌شان را بدل به فیلمهایشان کرده‌اند، بی هیچ فرم یا محتوای تازه و بدیعی که ارزش بحث یا حتی دیدن داشته باشد. مشتی از تازه‌به‌دوران‌رسیده‌‌ بعد از عروسک‌بازی و خرس‌بازی راه دوربین و فیلمبرداری را یاد گرفته‌اند تا فانتزیهای بی‌ارزششان را به اسم سینما قالب کنند و تندیس و افتخار و شهرت و ثروتی جمع کنند. نسل کوتوله‌ها سینمای ایران را از وضع وخیمش وخیمتر خواهد کرد. همه حرفهای این سینما در محور روده‌هاست و خاله‌زنک‌بازی و بس. به روی این سینمای جدید فقط می‌توان بالا آورد و قی کرد...

@Filmosophy
☆ سینمای ایران دست از سر جنگ و آبادان برنمی‌دارد. هر سال یک دو جین فیلم و سریال بی‌ارزش و تکراری با موضوع جنگ و رشادت مردم آبادان. یدو (۱۳۹۸) هم یکی از اینهاست. یکی مثل همه. همان احساسات‌بازیهای ناسیونالیستی برای یادآوری دوران جنگ و آوارگی تا به مردم تفهیم کند روزگار خوشی در راه نیست و برای هر اتفاقی در آینده آماده باشید. شرایط همیشه اضطراریست و استثنایی و محتاج رشادت و مقاومت مردم. سازندگان فیلم گوشه چشمی هم به امیروی امیر نادری داشته‌اند، بیچاره امیر نادری!
@Filmosophy
☆ موضوع فیلم رمانتیسم عماد و طوبا (کاوه صباغ‌زاده، ۱۳۹۸) بطور خلاصه این است:
وقتی سرنوشت برای اولین بار عماد و طوبا را روبه‌روی هم قرار داد، هر دو خوب می‌دانستند که عشق بیشتر یک مهارت است تا هیجان و تپش قلب و خارش پوست...

◇ صباغ‌زاده خود فیلمش را وامدار ایده‌های آلن دوباتن می‌داند. در واقع از شاگردی در محضر یک شبه‌فیلسوف مبتذل بازاری - تجاری چیزی بیش از رمانتیسم عماد و طوبا هم درنمی‌آید!
@Filmosophy
☆ این پیِس آقای نوشین، که از هر حیث میتوان آنرا شاهکار واقعی دانست، نه تنها در زبان فارسی نظیر ندارد، بلکه در زبانهای اروپایی هم با این افکار تند و بسیار دلیرانه کمتر پیِس نوشته شده است تا بدینگونه سرمایه‌دار پست را رسوا کند و ریاکاریهای اینگونه مردم را از پرده بیرون بریزد. این پیِس قطعا یکی از بهترین نمونه‌های زندگی امروز کارفرمایان و کارگران ایرانی و حتی اختلاف در میان سرمایه‌دار پست دسیسه‌باز و پسر فرنگ‌رفته و تحصیلکرده اوست. آقای نوشین در ظاهرساختن طبیعت چرکین "درم‌نواز" و "زردوست" و "پاک‌اندیش" و "نخ‌چیان" مخصوصا مهارت همیشگی خود را نشان داده و من پرده دوم را که میدان رسوایی این دسته است و سپس خاتمه پیِس را که به وضع بسیار جالب و فخیمی به پایان میرسد و از حیث فن تئاتر بهیچوجه جای کمترین ایراد در آن نیست بسیار میپسندم...

♧ سعید نفیسی، پیام نو، ش ۹، تیر ۱۳۲۶، درباره نمایش "خروس سحر"، کار عبدالحسین نوشین

@Filmosophy
☆ خان و دیگران
♧ مجموعه یک داستان بلند (خان و دیگران) و سه داستان کوتاه (میرزا محسن، فاطی، یک استکان شکسته)
◇ عبدالحسین نوشین (۱۳۵۰-۱۲۸۵)
♤ نشر قطره، چاپ اول، ۱۳۸۴
@Filmosophy
190119125313-626m_05820.pdf
744.1 KB
☆ نمایشنامه تاثیر زن وظیفه‌شناس در زندگی
◇ بقلم عبدالحسین نوشین
@Filmosophy
☆ تریستانا (لوئیس بونوئل، ۱۹۷۰)، قصه‌ای با حالت اسپانیولی و با مسائلی که اسپانیا درگیرش است. نویسنده اصلی کتاب آزادیخواهی از قرن ۱۹ م است: بنیتو پرس گالدوس. بونوئل قبلا نازارین او را در ۱۹۵۸ اقتباس کرده بود. او عاشق گالدوس بود و شیوه وی در درک و بیان طبقه متوسط را میستود. البته بونوئل رنگ سوررئال خود را بر آثار گالدوس زده است. بونوئل او را به بزرگی بالزاک و داستایوفسکی میدانست.
♧ بونوئل معتقد بود تریستانا فرصتی برای دیدن جوانب گوناگون زندگی و رسوم مردم اسپانیا را میدهد. باز دین و لذات جنسی در کانون توجه بونوئل است. در فیلم، دون‌لوپه تناقضات یک مرد متشخص شهرستانی را دارد. هم میخواهد ترقیخواه و خدانشناس جلوه کند هم در قید عادات مرسوم فئودالی و امتیارات اجتماعی خرده‌بورژوایی قرن ۱۹ گرفتارست.
◇ ماکس آوب نوشت: ستاره فیلم خانم کاترین دونوو نیست بلکه پای چوبی اوست. بونوئل سر و ته تقریبا همه نماها را زده بود بطوریکه خبری از ربط و وصل گرامر سنتی فیلمسازی نیست. موج نوی فرانسه این شیوه مونتاژ را از او فراگرفته است. منتقدان فرانسوی آنرا فیلمی مارکسیستی قلمداد کردند

♤ مقدمه فیلمنامه، کامران فانی، ۱۳۵۲

@Filmosophy
بنیتو پرس گالدوس (۱۹۲۰-۱۸۴۳) نویسنده اسپانیایی که برخی او را بزرگترین نویسنده اسپانیا بعد از میگوئیل دو سروانتس میدانند.
@Filmosophy
@Filmosophy

الن بدیو، که شاید «مناقشات» از جدلی‌ترینِ دیالوگ‌هایش با دیگر اندیشمندان (اغلب فرانسوی) باشد، ژان-کلود میلنری را مقابل خود میبیند که روزگاری، پیش از مه ۶۸، به مدت کوتاه و تأثیرگذاری با وی در سازمان چپ پرولتاریی رفیق و هم‌فکر بود. پس از وقایع مه ۶۸ در رابطه‌ی این دو، گسستی برطرف‌نشدنی ایجاد شد. مقاله‌ی بدیو در سال ۲۰۰۰، که در آن به نوفیلسوفان و، خصوصاً، به بنی لوی، دوست نزدیک میلنر، می‌تاخت، به عمیق‌ترشدن بحران رابطه‌ی این دو نفر و به قطع رابطه در همان سال منجر شد. آنان تا سال ۲۰۱۲ بر تصمیم خصمانه‌ی خود پابرجا ماندند، تا این‌که مرگ رفیقی آنان را سر راه هم قرار داد و به پیشنهاد بدیو و به کمک فیلیپ پُتی این دیالوگ جدلی ممکن شد. هدف عمده‌ی ترجمه‌ی این اثر، که تنها قدمی سکندری‌خوران در این راه است، معرفی ژان-کلود میلنر به فارسی‌زبانان و تعریض راهِ نقد، تکمیل و به‌سازیِ آرای متفکرانِ تقریباً بی‌رقیب در «بازارِ» اندیشه‌ی این روزهاست. متفکران به‌راستی رادیکالی، همچون بدیو، که نیروی انتقادی‌ اندیشه‌شان، به‌وسیله‌ی فتیشیزه‌شدن آن در اذهان بسیاری، بی‌رمق شده است. •مترجم فارسی•
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☆ نشر نیلا منتشر کرد:

◇ بهرام بیضایی و
وقتی همه خوابیم

□ چاپ یکم، ۱۳۹۸

@Filmosophy
asre-naghde-dastan.pdf
1.4 MB
◇ گزارش برگزاری "عصر نقد داستان"، ۱۳۹۸
#کانون_نویسندگان_ایران
@Filmosophy
کتاب هفت گونه سینما نوشته‌ی علیرضا کاوه آخرین اثر سینمایی در حوزه‌ی ژانرهای سینمایی است که به‌وسیله‌ی نشر روزنه‌کار به‌تازگی منتشر شده است.
علیرضا کاوه، پژوهش‌گر سینما در این کتاب که جلد نخست از یک مجموعه‌ی 4 جلدی است، هفت گونه یا ژانر سینمایی جنایی، کمدی، دراما، وسترن، فانتزی، وحشت و موزیکال را مورد بررسی قرار داده است.

اینستاگرام: https://b2n.ir/b28337
02188828209
#علیرضا_کاوه
#روزنه‌_کار
#سینما #ژانر

@Filmosophy