Filmosophy | فیلموسوفی
2.53K subscribers
1.24K photos
186 videos
76 files
1.02K links
بررسی، نقد، ترجمه و تألیفِ فلسفی‌ـ‌سیاسی‌ـ‌روانکاوانه‌ در باب سینما و آثار سینمایی
@Filmosophy
Download Telegram
بدها خوب می‌خوابند نگاه تیره و نومید #کوروساوا است به ژاپن پس از جنگ دوم جهانی در روایتی #شکسپیری ملهم از #هملت. به طور مشخص او فساد شرکتی در ژاپن دهه ۶۰ را مطرح میکند که چهار نعل در حال تاختن در مسیر توسعه و صنعت است. سای (#توشیرو_میفونه) مدیر شرکتی است که روسای اصلی‌اش برای پنهان کردن اسناد مالی شرکت، پدر وی را به قتل رسانده‌اند و اینک او در هیات داماد رییس شرکت به دنبال کشف حقیقت است، حقیقتی که به قیمت جانش تمام میشود و به قیمت آشفته شدن روح و روان همسرش (دختر رییس شرکت که بهره چندانی از سعادت و عشق نصیبش نمیشود). در صحنه‌ای از فیلم ما شاهد گفتگوی سه دوست صمیمی هستیم بر روی مخروبه‌ای باقیمانده از جنگ دوم جهانی که نمایشگر نگرش نومیدانه کارگردان به سرنوشت تلخ انسان قرن بیستم هم است. دوربین کوروساوا بخصوص آنجا که نشانه‌های تغییر و تحولات اقتصادی اجتماعی ۱۵ سال پس از بمباران ژاپن توسط آمریکا را به تصویر میکشد گویای همه چیز است در قالب یک تراژدی که مشخصه‌های سینمای پس از جنگ را با خود دارد...
م. زمانی
@Filmosophy
#گلچین_گیلانی (۱۳۵۱-۱۲۸۸؛ با نام اصلی سیدمجدالدین میرفخرایی) شاعر ایرانی بیشتر بخاطر شعر "باز باران با ترانه‌"اش مشهور است. او در انگلستان پزشکی خواند و این شعر را در دهه ۴۰ میلادی در لندن سرود. علیرغم این شهرت و محبوبیت، کسانی چون #محمد_حقوقی (۱۳۸۹-۱۳۱۶) نظر مثبتی به او نداشته‌اند. حقوقی درباره‌اش می‌گوید: "شعر گلچین سبب رکود شعر ما در دهه ۲۰ بوده است، چرا که باعث شده جریانهای اصلی شعر دیرتر شناخته شوند".

@Filmosophy
انتشارات علمی فرهنگی منتشر کرد:
📚 #نسبی‌گرایی
📝 #تیموتی_ماستلر
🖋#رحمان_شریف‌زاده

نسبی گرایی، به منزلۀ مهم ترین نگرانی بنیادی در فلسفه و در زندگی، به امری چنان دهشت بار بدل شده است که افراد را صرف نظر از مواضع نظری شان به موضع گیری در برابر آن وا می دارد.
این کتاب عمدتاً در پی نمایاندن مشکلات تفکر نسبی گرایانه است و از این روی می توان آن را ضدنسبی گرایی تلقی کرد، اما این بدان معنی نیست که از نظر نویسنده نسبی گرایی ریشۀ همۀ شرهاست. به یقین چنین نیست. باورهای غلط، تبیین های نادرست از واقعیت و شرارت های اخلاقی در غیاب نسبی گرایی نیز وجود دارند.

@Filmosophy
یک راننده نعش‌کش علاقمند به فلسفه، یک سیّد بی غل و غش روستایی، تقدیس یک طبیعت زیبا به سبک سهراب سپهری، زوجی عاشق و افسانه‌ای، خاطره دو عاشق و معشوقِ اینک در گور خفته، پنجره، نقاشی، دیالوگهای بی سر و ته و کلیشه‌ای، ابهامی نچسب و تصنعی و عرفانی باسمه‌ای و سمبولیسمی نخ‌نما و سایر اِلِمانهایی این چنینی در مجموع فیلمی ساخته‌اند به نام #باغهای_کندلوس (#ایرج_کریمی، ۱۳۸۳). ظاهرا عمر این نوع سینما هرگز تمام نمی‌شود هرچند عمرش دیرهنگامی است به سر آمده. ساختن این فیلمها نه سخت است نه نیاز به زحمتی دارد. حتی یک نگاه یا ایده خاص و فردی و یکتا هم پشت این فیلمها نیست. کافیست چند سکانس و نما و دیالوگ و یک سری اشیای قالبی مخصوص چنین فیلمهایی داشته باشید؛ بقیه کارها غریزی و خودبخود و روتین انجام می‌شود‌. ولی البته نام کارگردان همواره بعنوان نابغه‌ای بی‌بدیل باقی میماند!
🖋م. زمانی
@Filmosophy
#فرانچسکو_رزی (متولد ۱۹۲۲ ناپل ایتالیا) سال ۲۰۱۵ در چنین روزی درگذشت. او عمده شهرتش را مدیون ساخت فیلمهایی درباره مافیا است. رزی با آثارش راه را برای ساخت فیلمهایی درباره پیوند سرمایه‌داری با فساد سیاسی در ایتالیا هموار کرد. در کارنامه او دستیاری #ویسکونتی و #آنتونیونی، دو کارگردان شهیر ایتالیایی دیگر، نیز به چشم می‌خورد. از آثار اوست دستها روی دست، سالواتوره جولیانو، ماجرای مائتی، لامی لوچانو، مسیح در ابولی توقف کرد، سه برادر، کارمن، و ...

@Filmosophy
‼️ جنبه فشارآمیز جهان: "در این حال ما خود را ظاهر نمی‌سازیم، ما در این مقام نیستیم که علامتی به عالم خارج بدهیم، بلکه آن را تحمل می‌کنیم و امکان می‌دهیم تا با تمام شدت بر ما مسلط شود و موجب آزار ما گردد". جهان، دیگر آینده‌ای باز نیست بلکه به فضایی غول‌اسا و خصمانه مبدل شده است. زمان مرده است و در نتیجه هیچ آینده‌ای و هیچ نویدی با خود ندارد؛ اشیای این فضا صورتهای تهدیدآمیز و ویرانگری بیش نیستند. "سپهر منافع فوری بیمار در این فضا نامحدود، اما از دیدگاه آینده، مسدود است...". بدینترتیب ما انحرافی پدید می‌آوریم که جهان ما را از جهان شیزوفرنی جدا می‌سازد: این انحراف در همان بُعد ماهوی انسان که عبارت از "در زمان بودن" است به وجود می‌آید...

📗 آندره دارتیگ؛ پدیدارشناسی چیست؟ ترجمه دکتر محمود نوالی، انتشارات سمت، ۱۳۸۴، صص ۶۴-۶۳

📸 تصویر: #آندره_دارتیگ پدیدارشناس فرانسوی

@Filmosophy
...نگاهی متفاوت به سینما، ادبیات، سیاست و فلسفه...
@Filmosophy
یاد
بیست و سومین سالمرگ #محمد_قاضی (۱۳۷۶-۱۲۹۲) مترجم.
@Filmosophy
یاد
هشتادمین سالمرگ #جیمز_جویس (۱۹۴۱-۱۸۸۲)
@Filmosophy
آمریکا، همه چی‌مو‌ به پات گذاشتم و خودم الان هیچم، حال مخ خودمم ندارم.
آمریکا، کی تموم می‌کنیم این جنگ بشری رو؟
بابا بکن تو ماتحتت اون بمب اتمت رو...

#آلن_گینزبرگ (۱۹۹۷-۱۹۲۶)

@Filmosophy | فیلموسوفی
☆ نماهایی از عشق مشترک در به خاطر یک مشت دینامیت [سرتو بدزد احمق]، سرجیو لئونه، ۱۹۷۱
#سرجیو_لئونه
@Filmosophy
■...همه در خطریم...□

از آخرین جملات پازولینی در گفتگو با یک خبرنگار، ۱ نوامبر ۱۹۷۵، روز پیش از قتل مرموز و فجیع‌اش

@Filmosophy
☆ در تئورما، دیگری سخن نمی‌گوید اما چیزی را در وجود همه آنهایی که او را دوست دارند حک و ثبت می‌کند- او نمایشگر چیزی است که ریاضیدانان catastrophe (ایجاد اختلال در یک سیستم از طرف سیستمی دیگر) می‌نامند: حقیقت دارد که این بی‌زبان یک فرشته است.

■□ قطعاتی از گفتارِ [دیسکورس] عاشق، #رولان_بارت، ۱۹۷۷

●○ تصویر: تئورما، پیر پائولو پازولینی، ۱۹۶۸
@Filmosophy
☆ مکالمه [استراق سمع] (فرانسیس فورد کاپولا، ۱۹۷۴)؛ یک کارآگاه خصوصی (جین هکمن) که استراق سمع و شنود مکالمات برای دیگران حرفه اوست پی به خطری می‌برد که در کمین دو تن از کسانی است که مکالمات آنها را مخفیانه ضبط می‌کند. و در پی نجات آنها برمی‌آید. فیلم در همان زمانی ساخته شد که کاپولا در حال ساخت قسمت دوم پدرخوانده بود. بنا به گفته خود کارگردان، او در ساخت این فیلم تحت تاثیر فیلم Blow Up میکل آنجلو آنتونیونی (۱۹۶۶) بوده است. برخی منتقدان به شباهت این فیلم با پنجره عقبی هیچکاک نیز اشاره کرده‌اند. صحنه حمام خون فیلم همچنین ادای دینی است به روانی هیچکاک. البته اشاره به این تاثیرات و شباهتها بهیجوجه از تمایز خاص فیلم مکالمه کم نمی‌کند. زمان ساخت فیلم که مصادف با روی کار آمدن ریچارد نیکسون رئیس جمهوری آمریکا بود آن را اشاره‌ای به رسوایی مشهور واترگیت دانستند.
#کاپولا
#آنتونیونی
#هیچکاک
#پنجره_عقبی
#روانی
#واترگیت
@Filmosophy
☆ در مکالمه کاراکتر هری کاول کاراکتر محوری است و این فیلم اساسا تریلری روانکاوانه است که او را زیر ذره‌بین می‌گذارد. ناخودآگاه پر از ترس و احساس گناه او که ریشه در کودکی‌اش دارد و با کابوسهای خون، مرگ و قتل انباشته شده، اخلاقگرایی وسواسی و خداباوری‌اش که نشان باورهای کاتولیکی اوست و در صحنه اعترافش به کشیش جلوه خاصی می‌یابد، تنهایی و مسکنت او که به ویژه در نماهای پایانی و در اتاقی خالی که بخاطر جستجوی ابزارالات شنود کاملا از ریخت افتاده به اوج خود می‌رسد و تنها شیئ که برایش مانده یک ساکسیفون است، همراه با احساس پارانویای شدید از شنود شدن و تحت مراقبت قرار گرفتن.

✏️م.ز. زمانی

@Filmosophy
☆ [ژاک] تاتی به من یاد داد چطور مشاهده کنم، چطور در کافه‌ای توی پاریس بنشینم و به رهگذران نگاه کنم و حدس بزنم داستانشان چیست، حتی اگر شده لحظه‌ای کوتاه از داستانشان...
■□ ژان کلود کاریر (-۱۹۳۱)
@Filmosophy
☆ دست‌انداختن مراسم مهمانی‌ و دورهمی‌های بورژواها یکی از تم‌های مکرر در آثار لوئیس بونوئل بوده است:

□ از بالا به پایین:

♧ شبح آزادی (۱۹۷۴)
◇ فرشته فناکننده (۱۹۶۲)
♤ افسون آرام بورژوازی (۱۹۷۲)

@Filmosophy
☆ نشر #دمان منتشر کرد:

■● تاریخِ تاریخِ سینما | جستارهایی در سینه‌فیلیا

□○ گردآورندگان: سعیده طاهری و بابک کریمی

@Filmosophy
♧ مینیاتور ایرانی| رنگ‌های نور: آینه و باغ

♤ نویسنده: یوسف اسحاق‌پور

◇ مترجم: جمشید ارجمند

☆ ناشر: دمان

@Filmosophy
☆ ماها آلت دست عالیجناب نکبت‌ایم. او صاحب اختیار ماست.
@Filmosophy