📓کاربرد how often :
در زبان انگلیسی برای پرسیدن تکرار کاری از عبارت How often استفاده می گردد.
مثال :
📗How often do you work?
هر چند وقت یکبار کار می کنی
📘I always work.
من همیشه کار می کنم
****************************************
📘حروف اضافه زمان :
حرف اضافه on برای کل روز بکار برده می شود.
📍مثال:
📌on Friday, on Christmas Day,
on my birthday, on 19 May 1979
📙حرف اضافه in برای قسمتی از روز و همچنین قبل از ماه، سال و فصل بکار می رود.
🚩 مانند:
📔in the morning, in the
afternoon, in the evening, in January
📒حرف اضافه at برای مقاطع
زمانی از قبیل شب،نیمه شب، ظهر، سپیده دم و ... بکار برده می شود.
📝مانند:
✏️at night, at midnight, at noon,
at dawn, at midday, at sunrise, at 10 a.m.
🖊توجه: در موارد زیر، حرف
اضافه در جملات ذکر نمی شود:
📃tonight, tomorrow, last week, this morning, every day
👇👇👇
❤️یادگیری زبان انگلیسی آسونه باما همراه شوید.
@FastEnglishlearning
در زبان انگلیسی برای پرسیدن تکرار کاری از عبارت How often استفاده می گردد.
مثال :
📗How often do you work?
هر چند وقت یکبار کار می کنی
📘I always work.
من همیشه کار می کنم
****************************************
📘حروف اضافه زمان :
حرف اضافه on برای کل روز بکار برده می شود.
📍مثال:
📌on Friday, on Christmas Day,
on my birthday, on 19 May 1979
📙حرف اضافه in برای قسمتی از روز و همچنین قبل از ماه، سال و فصل بکار می رود.
🚩 مانند:
📔in the morning, in the
afternoon, in the evening, in January
📒حرف اضافه at برای مقاطع
زمانی از قبیل شب،نیمه شب، ظهر، سپیده دم و ... بکار برده می شود.
📝مانند:
✏️at night, at midnight, at noon,
at dawn, at midday, at sunrise, at 10 a.m.
🖊توجه: در موارد زیر، حرف
اضافه در جملات ذکر نمی شود:
📃tonight, tomorrow, last week, this morning, every day
👇👇👇
❤️یادگیری زبان انگلیسی آسونه باما همراه شوید.
@FastEnglishlearning
🔴اسامی ادویه ها🔴
🔸جعفری
Parsley🔸
🔹دارچین
Cinnamon🔹
🔸رازیانه
Fennel🔸
🔹زرد چوبه
Turmeric🔹
🔸زرشک
Barberry🔸
🔹زعفران
Saffron🔹
🔸زنجبیل
Ginger🔸
🔹سماق
Sumac🔹
🔸شوید
Dill🔸
🔹فلفل قرمز
Red pepper, Chili pepper🔹
🔸فلفل سیاه
Black pepper🔸
🔹عناب
Jujuba🔹
🔸کنجد
Sesame🔸
🔹میخک
Clove🔹
🔸نعناء
Peppermint🔸
🔹هل
Cardamom🔹
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
👇👇👇
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
🔸جعفری
Parsley🔸
🔹دارچین
Cinnamon🔹
🔸رازیانه
Fennel🔸
🔹زرد چوبه
Turmeric🔹
🔸زرشک
Barberry🔸
🔹زعفران
Saffron🔹
🔸زنجبیل
Ginger🔸
🔹سماق
Sumac🔹
🔸شوید
Dill🔸
🔹فلفل قرمز
Red pepper, Chili pepper🔹
🔸فلفل سیاه
Black pepper🔸
🔹عناب
Jujuba🔹
🔸کنجد
Sesame🔸
🔹میخک
Clove🔹
🔸نعناء
Peppermint🔸
🔹هل
Cardamom🔹
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
👇👇👇
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
#idiom
#اصطلاح
🔴 give it to somebody straight
با صراحت و رک گفتن
I don't know how to say it?
نمیدانم چطور بگویم.
Don't waste my time. Give it to me straight.
وقت مرا تلف نکن . رک و پوست کنده به خودم بگو.
👇👇👇
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
#اصطلاح
🔴 give it to somebody straight
با صراحت و رک گفتن
I don't know how to say it?
نمیدانم چطور بگویم.
Don't waste my time. Give it to me straight.
وقت مرا تلف نکن . رک و پوست کنده به خودم بگو.
👇👇👇
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
✅ هر روز صبح دو تا انتخاب داری : ادامه خوابیدن با رویاهایات یا بیدار شدن و دنبال کردن رویا هایت 💚💚💚
👇👇👇
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
👇👇👇
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
#گرامر
🔴 Present Perfect Tense
♦️زمان حال کامل: ساختار حال کامل به صورت زیر است:
have/has + past participle
🔶 کاربرد:
1_ برای بیان عملی که در گذشته آغاز شده و همچنان ادامه دارد.
مثال:
🔵 I have lived in Tehran all my life.
تمام عمرم را در تهران زندگی کرده ام.
🔵 She has lived in Tehran for 10 years.
او به مدت ده سال در تهران زندگی کرده است.
2_ عملی که در گذشته در یک دوره ای از زمان روی داده و به پایان رسیده است ،اما هنوز آثار آن محسوس است.
مثال:
🔵 He has written a lot of short stories.
او داستانهای کوتاه زیادی نوشته است.
3_ برای بیان عملی که در گذشته نزدیک اتفاق افتاده است. در این حالت از still , already, yet , just استفاده میشود.
مثال:
🔵 I have just arrived.
به تازگی رسیده ام.
🔶 نکته: در زمان حال کامل غالبا از اصطلاحات زمانی مانند for , since استفاده میشود.
🔴 فرم سوالی : جای have/ has جمله را با فاعل یا ضمیر فاعلی جا به جا کرده و مابقی جمله را مینویسیم.
مثال:
🔵 have you lived in Tehran?
تهران زندگی کرده ای؟
🔴 فرم منفی: have/ has جمله را به صورت/ hasn't haven't می نویسیم.
مثال:
🔵 I haven't lived in Tehran.
من در تهران زندگی نکرده ام.
🔵 I still haven't finished my homework.
هنوز تکالیفم را تمام نکرده ام.
🔶 نکته: از already در جملات مثبت و از yet بیشتر در جملات منفی و پرسشی استفاده می شود.
🔵 I've already seen the movie.
این فیلم را قبلا دیده ام.
🔵 The bus hasn't arrived yet.
اتوبوس هنوز نرسیده است.
👇👇👇
@FastEnglishlearning
🔴 Present Perfect Tense
♦️زمان حال کامل: ساختار حال کامل به صورت زیر است:
have/has + past participle
🔶 کاربرد:
1_ برای بیان عملی که در گذشته آغاز شده و همچنان ادامه دارد.
مثال:
🔵 I have lived in Tehran all my life.
تمام عمرم را در تهران زندگی کرده ام.
🔵 She has lived in Tehran for 10 years.
او به مدت ده سال در تهران زندگی کرده است.
2_ عملی که در گذشته در یک دوره ای از زمان روی داده و به پایان رسیده است ،اما هنوز آثار آن محسوس است.
مثال:
🔵 He has written a lot of short stories.
او داستانهای کوتاه زیادی نوشته است.
3_ برای بیان عملی که در گذشته نزدیک اتفاق افتاده است. در این حالت از still , already, yet , just استفاده میشود.
مثال:
🔵 I have just arrived.
به تازگی رسیده ام.
🔶 نکته: در زمان حال کامل غالبا از اصطلاحات زمانی مانند for , since استفاده میشود.
🔴 فرم سوالی : جای have/ has جمله را با فاعل یا ضمیر فاعلی جا به جا کرده و مابقی جمله را مینویسیم.
مثال:
🔵 have you lived in Tehran?
تهران زندگی کرده ای؟
🔴 فرم منفی: have/ has جمله را به صورت/ hasn't haven't می نویسیم.
مثال:
🔵 I haven't lived in Tehran.
من در تهران زندگی نکرده ام.
🔵 I still haven't finished my homework.
هنوز تکالیفم را تمام نکرده ام.
🔶 نکته: از already در جملات مثبت و از yet بیشتر در جملات منفی و پرسشی استفاده می شود.
🔵 I've already seen the movie.
این فیلم را قبلا دیده ام.
🔵 The bus hasn't arrived yet.
اتوبوس هنوز نرسیده است.
👇👇👇
@FastEnglishlearning
✅ تنها ماندن بهتر است از ماندن با کسی که به تو آسیب میزند.
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning ☄☄☄
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning ☄☄☄
✅ ﺟﻤﻼﺕ مربوط به ﺳﭙﺎﺳﮕﺰﺍﺭﯼ ﻭ ﺗﻌﺎﺭﻑ ✅
💎I appreciate what you are doing for me.
ﺍﺯ ﻛﺎﺭﻫﺎﺋﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﯼ ﻣﻤﻨﻮنم
💎Thanks for your compliment.
ﺍﺯ ﺗﻌﺮﻳﻔﺖ ﺧﻴﻠﻲ ﻣﻤﻨﻮﻥ
💎You were a big help.
ﻛﻤﻚ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﮐﺮﺩﯼ.
💎I have no word to express my deep gratitude.
ﺟﺪﺍ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﻄﻮﺭ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺗﺸﮑﺮ ﮐﻨﻢ.
💎Thank you very much indeed.
ﺟﺪﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺘﺸﮑﺮﻡ.
💎I don’t have anything to give in return.
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﻣﺤﺒﺖ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﮐﻨﻢ.
💎Nice of you to come.
ﻟﻄﻒ ﮐﺮﺩﯾﺪ ﺗﺸﺮﯾﻒ ﺁﻭﺭﺩﯾﺪ.
💎Make yourself at home .
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺭﻭ ﻣﻨﺰﻝ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﺑﺪﻭﻧﯿﺪ.
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
💎I appreciate what you are doing for me.
ﺍﺯ ﻛﺎﺭﻫﺎﺋﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﯼ ﻣﻤﻨﻮنم
💎Thanks for your compliment.
ﺍﺯ ﺗﻌﺮﻳﻔﺖ ﺧﻴﻠﻲ ﻣﻤﻨﻮﻥ
💎You were a big help.
ﻛﻤﻚ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﮐﺮﺩﯼ.
💎I have no word to express my deep gratitude.
ﺟﺪﺍ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﻄﻮﺭ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺗﺸﮑﺮ ﮐﻨﻢ.
💎Thank you very much indeed.
ﺟﺪﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺘﺸﮑﺮﻡ.
💎I don’t have anything to give in return.
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﻣﺤﺒﺖ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﮐﻨﻢ.
💎Nice of you to come.
ﻟﻄﻒ ﮐﺮﺩﯾﺪ ﺗﺸﺮﯾﻒ ﺁﻭﺭﺩﯾﺪ.
💎Make yourself at home .
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺭﻭ ﻣﻨﺰﻝ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﺑﺪﻭﻧﯿﺪ.
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
some people don't deserve to be part of your life ;
just remember that !
بعضيا لياقت ندارن بخشى از زندگيتون باشن ؛
يادتون بمونه !
👇👇👇
hannel :@FastEnglishlearning
just remember that !
بعضيا لياقت ندارن بخشى از زندگيتون باشن ؛
يادتون بمونه !
👇👇👇
hannel :@FastEnglishlearning
The health of mother who stood bent on world.
سلامتی مادر که خمیده ترین ایستاده دنیاست .
©hannel :
@FastEnglishlearning
سلامتی مادر که خمیده ترین ایستاده دنیاست .
©hannel :
@FastEnglishlearning
اصطلاحات با کلمه "آسمان"
the sky will not fall in
آسمان که به زمین نمی آید .
I have had enough of your cock –and –bull stories
من از این همه آسمان ریسمان بافتن تو خسته شدم
they are as different as chalk and cheese
اززمین تا آسمان با هم فرق می کند
his soul ascended to heaven
روح او به آسمان عروج کرد
a heavenly call awoke me
یک ندای آسمانی مرا بیدار کرد
he was over the moon at passing the exam
به خاطر قبولی در امتحان ازخوشحالی به آسمان پر درآورد.
👇👇👇
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
the sky will not fall in
آسمان که به زمین نمی آید .
I have had enough of your cock –and –bull stories
من از این همه آسمان ریسمان بافتن تو خسته شدم
they are as different as chalk and cheese
اززمین تا آسمان با هم فرق می کند
his soul ascended to heaven
روح او به آسمان عروج کرد
a heavenly call awoke me
یک ندای آسمانی مرا بیدار کرد
he was over the moon at passing the exam
به خاطر قبولی در امتحان ازخوشحالی به آسمان پر درآورد.
👇👇👇
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
#اصطلاح
#idiom
🔷 Give somebody one’s word of honor
🔶 به کسی قول شرف دادن
🅰 How do you guarantee that you’re going to give my money back?
چه تضمینی میدهی که پولم را پس خواهی داد؟
🅱 I give you my word of honor.
به تو قول شرف میدهم.
👇👇👇
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
#idiom
🔷 Give somebody one’s word of honor
🔶 به کسی قول شرف دادن
🅰 How do you guarantee that you’re going to give my money back?
چه تضمینی میدهی که پولم را پس خواهی داد؟
🅱 I give you my word of honor.
به تو قول شرف میدهم.
👇👇👇
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
مصدر
گذشته ساده
اسم مفعول
معاني
arise
arose
arisen
برخاستن، بلند شدن، رخ دادن
awake
awoke
awoken
بيدار کردن، بيدار شدن
be
was, were
been
بودن، وجود داشتن
beat
beat
beaten
زدن، شکست دادن
become
became
become
شدن، درخور بودن
begin
began
begun
آغاز کردن، آغاز شدن
bend
bent
bent
خم کردن، خم شدن
bet
bet
bet
شرط بستن
bid
bid
bid
پيشنهاد دادن
bite
bit
bitten
گاز گرفتن
blow
blew
blown
دميدن، وزيدن
break
broke
broken
شکستن، قطع کردن
bring
brought
brought
آوردن، موجب شدن
broadcast
broadcast
broadcast
منتشر کردن، اشاعه دادن
build
built
built
ساختن، بنا کردن
burn
burned/burnt
burned/burnt
سوختن، سوزاندن
buy
bought
bought
خريدن
catch
caught
caught
گرفتن، بدست آوردن
choose
chose
chosen
انتخاب کردن، گزيدن
come
came
come
آمدن، رسيدن
cost
cost
cost
ارزيدن، ارزش داشتن
cut
cut
cut
بريدن، زدن، چيدن
deal dealt dealt معامله کردن، رفتار کردن
dig
dug
dug
کندن، حفر کردن، کاوش کردن
do
did
done
انجام دادن، (عمل) کردن
draw
drew
drawn
کشيدن، ترسيم کردن
dream
dreamed/dreamt
dreamed/dreamt
خواب ديدن، رويا ديدن
drink
drank
drunk
آشاميدن
drive
drove
driven
راندن، بردن
eat
ate
eaten
خوردن
fall
fell
fallen
افتادن، پايين آمدن
feel
felt
felt
احساس کردن، لمس کردن
fight
fought
fought
جنگ کردن، نزاع کردن
find
found
found
پيدا کردن
fly
flew
flown
پرواز کردن
forget
forgot
forgotten
فراموش کردن
forgive
forgave
forgiven
بخشيدن، عفو کردن
freeze
froze
frozen
منجمد شدن، يخ بستن
get
got
gotten
گرفتن، بدست آوردن
give
gave
given
بخشيدن، دادن (به)
go
went
gone
رفتن، رهسپار شدن
grow
grew
grown
رشد کردن، بزرگ شدن، روئيدن
hang
hung
hung
آويختن، آويزان کردن، به دار آويختن
have
had
had
داشتن
hear
heard
heard
شنيدن
hide
hid
hidden
پنهان کردن، پنهان شدن
hit
hit
hit
زدن، خوردن به
hold
held
held
نگهداشتن، گرفتن
hurt
hurt
hurt
آزردن، آسيب زدن (به)
keep
kept
kept
نگاه داشتن، محافظت کردن
know
knew
known
دانستن
lay
laid
laid
گذاشتن، نهادن، نصب کردن
lead
led
led
رهبري کردن، بردن، هدايت کردن
learn
learned/learnt
learned/learn
آموختن، ياد گرفتن
leave
left
left
ترک کردن، واگذاردن
lend
lent
lent
وام دادن، قرض دادن
let
let
let
گذاشتن، اجازه دادن
lie
lay
lain
دراز کشيدن
lose
lost
lost
گم کردن، از دست دادن
make
made
made
درست کردن، ساختن
mean
meant
meant
معني دادن
meet
met
met
ملاقات کردن، مواجه شدن (با)
pay
paid
paid
پرداختن، پول (چيزي را) دادن
put
put
put
گذاشتن
read /ri:d/
read /red/
read /red/
خواندن
ride
rode
ridden
سوار شدن، سواري کردن
ring
rang
rung
زنگ زدن
rise
rose
risen
برخواستن، بالا رفتن، طلوع کردن
run
ran
run
دويدن، روان شدن، گريختن
say
said
said
گفتن
see
saw
seen
ديدن
sell
sold
sold
فروختن، به فروش رفتن
send
sent
sent
فرستادن
shoot
shot
shot تير يا گلوله زدن (به)، تيراندازي کردن
show
showed
showed/shown
نشان دادن
shut
shut
shut
بستن، بسته شدن
sing
sang
sung
(آواز) خواندن
sink
sank
sunk
غرق شدن
sit
sat
sat
نشستن، نشاندن
sleep
slept
slept
خوابيدن
speak
spoke
spoken
صحبت کردن، حرف زدن
spend
spent
spent
خرج کردن
stand
stood
stood
ايستادن، تحمل کردن
swim
swam
swum
شنا کردن
take
took
taken
گرفتن، بردن، خوردن برداشتن
teach
taught
taught
آموختن، ياد دادن
tear
tore
torn
پاره کردن، پاره شدن
tell
told
told
گفتن
think
thought
thought
فکر کردن، گمان کردن
throw
threw
thrown
پرت کردن، انداختن
understand
understood
understood
فهميدن
wake
woke
woken
بيدار کردن، بيدار شدن
wear
wore
worn
پوشيدن، بر تن داشتن
win
won
won
پيروز شدن، بردن
write
wrote
written
نوشتن
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
ارتباط با ما
@Emotionwolf
گذشته ساده
اسم مفعول
معاني
arise
arose
arisen
برخاستن، بلند شدن، رخ دادن
awake
awoke
awoken
بيدار کردن، بيدار شدن
be
was, were
been
بودن، وجود داشتن
beat
beat
beaten
زدن، شکست دادن
become
became
become
شدن، درخور بودن
begin
began
begun
آغاز کردن، آغاز شدن
bend
bent
bent
خم کردن، خم شدن
bet
bet
bet
شرط بستن
bid
bid
bid
پيشنهاد دادن
bite
bit
bitten
گاز گرفتن
blow
blew
blown
دميدن، وزيدن
break
broke
broken
شکستن، قطع کردن
bring
brought
brought
آوردن، موجب شدن
broadcast
broadcast
broadcast
منتشر کردن، اشاعه دادن
build
built
built
ساختن، بنا کردن
burn
burned/burnt
burned/burnt
سوختن، سوزاندن
buy
bought
bought
خريدن
catch
caught
caught
گرفتن، بدست آوردن
choose
chose
chosen
انتخاب کردن، گزيدن
come
came
come
آمدن، رسيدن
cost
cost
cost
ارزيدن، ارزش داشتن
cut
cut
cut
بريدن، زدن، چيدن
deal dealt dealt معامله کردن، رفتار کردن
dig
dug
dug
کندن، حفر کردن، کاوش کردن
do
did
done
انجام دادن، (عمل) کردن
draw
drew
drawn
کشيدن، ترسيم کردن
dream
dreamed/dreamt
dreamed/dreamt
خواب ديدن، رويا ديدن
drink
drank
drunk
آشاميدن
drive
drove
driven
راندن، بردن
eat
ate
eaten
خوردن
fall
fell
fallen
افتادن، پايين آمدن
feel
felt
felt
احساس کردن، لمس کردن
fight
fought
fought
جنگ کردن، نزاع کردن
find
found
found
پيدا کردن
fly
flew
flown
پرواز کردن
forget
forgot
forgotten
فراموش کردن
forgive
forgave
forgiven
بخشيدن، عفو کردن
freeze
froze
frozen
منجمد شدن، يخ بستن
get
got
gotten
گرفتن، بدست آوردن
give
gave
given
بخشيدن، دادن (به)
go
went
gone
رفتن، رهسپار شدن
grow
grew
grown
رشد کردن، بزرگ شدن، روئيدن
hang
hung
hung
آويختن، آويزان کردن، به دار آويختن
have
had
had
داشتن
hear
heard
heard
شنيدن
hide
hid
hidden
پنهان کردن، پنهان شدن
hit
hit
hit
زدن، خوردن به
hold
held
held
نگهداشتن، گرفتن
hurt
hurt
hurt
آزردن، آسيب زدن (به)
keep
kept
kept
نگاه داشتن، محافظت کردن
know
knew
known
دانستن
lay
laid
laid
گذاشتن، نهادن، نصب کردن
lead
led
led
رهبري کردن، بردن، هدايت کردن
learn
learned/learnt
learned/learn
آموختن، ياد گرفتن
leave
left
left
ترک کردن، واگذاردن
lend
lent
lent
وام دادن، قرض دادن
let
let
let
گذاشتن، اجازه دادن
lie
lay
lain
دراز کشيدن
lose
lost
lost
گم کردن، از دست دادن
make
made
made
درست کردن، ساختن
mean
meant
meant
معني دادن
meet
met
met
ملاقات کردن، مواجه شدن (با)
pay
paid
paid
پرداختن، پول (چيزي را) دادن
put
put
put
گذاشتن
read /ri:d/
read /red/
read /red/
خواندن
ride
rode
ridden
سوار شدن، سواري کردن
ring
rang
rung
زنگ زدن
rise
rose
risen
برخواستن، بالا رفتن، طلوع کردن
run
ran
run
دويدن، روان شدن، گريختن
say
said
said
گفتن
see
saw
seen
ديدن
sell
sold
sold
فروختن، به فروش رفتن
send
sent
sent
فرستادن
shoot
shot
shot تير يا گلوله زدن (به)، تيراندازي کردن
show
showed
showed/shown
نشان دادن
shut
shut
shut
بستن، بسته شدن
sing
sang
sung
(آواز) خواندن
sink
sank
sunk
غرق شدن
sit
sat
sat
نشستن، نشاندن
sleep
slept
slept
خوابيدن
speak
spoke
spoken
صحبت کردن، حرف زدن
spend
spent
spent
خرج کردن
stand
stood
stood
ايستادن، تحمل کردن
swim
swam
swum
شنا کردن
take
took
taken
گرفتن، بردن، خوردن برداشتن
teach
taught
taught
آموختن، ياد دادن
tear
tore
torn
پاره کردن، پاره شدن
tell
told
told
گفتن
think
thought
thought
فکر کردن، گمان کردن
throw
threw
thrown
پرت کردن، انداختن
understand
understood
understood
فهميدن
wake
woke
woken
بيدار کردن، بيدار شدن
wear
wore
worn
پوشيدن، بر تن داشتن
win
won
won
پيروز شدن، بردن
write
wrote
written
نوشتن
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
ارتباط با ما
@Emotionwolf
#مکالمه #کاربردی
🅰 This is all your fault
همش تقصیر توه.
🅱 What?
چی؟
🅰 You made Jeff Chang go out, got him wasted , you fucked with the Latin sorority girls, you pulled a gun out on Randy
تو جف چنگ رو وادار کردی بیاد بیرون، مستش کردی، اون دخترای خوابگاه لاتین رو اذیت کردی، اسلحه کشیدی رو رندی.
🅱 Okay, look, you cannot pin all this on me , Casey
باشه، ببین تو نمیتونی تمام اینارو بندازی گردن من، کیسی.
.
.
.
📝 idioms and phrases
💠 wasted
مست
💠 fuck with sb
کسی را اذیت کردن
💠 Pull out a gun
(pull a gun out)
اسلحه کشیدن
💠 Pin sth on sb 💠
چیزی را گردن کسی انداختن
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
ارتباط با ما
@Emotionwolf
🅰 This is all your fault
همش تقصیر توه.
🅱 What?
چی؟
🅰 You made Jeff Chang go out, got him wasted , you fucked with the Latin sorority girls, you pulled a gun out on Randy
تو جف چنگ رو وادار کردی بیاد بیرون، مستش کردی، اون دخترای خوابگاه لاتین رو اذیت کردی، اسلحه کشیدی رو رندی.
🅱 Okay, look, you cannot pin all this on me , Casey
باشه، ببین تو نمیتونی تمام اینارو بندازی گردن من، کیسی.
.
.
.
📝 idioms and phrases
💠 wasted
مست
💠 fuck with sb
کسی را اذیت کردن
💠 Pull out a gun
(pull a gun out)
اسلحه کشیدن
💠 Pin sth on sb 💠
چیزی را گردن کسی انداختن
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
ارتباط با ما
@Emotionwolf
Particular ranks in the U.S. army
درجات نظامی در ارتش آمریکا
❇private
سرباز
❇private 1st class
سرباز درجه ۱
❇corporal
سرجوخه
❇sergeant
گروهبان
❇staff sergeant
گروهبان دوم
❇warrant officer
افسریار(ستوان یار)
❇lieutenant
ستوان
❇captain
سروان
❇lieutenant colonel
سرهنگ دوم
❇colonel
سرهنگ
❇brigadier
سرتیپ
❇major general
سرلشگر
❇lieutenant general
سپهبد
❇general
ژنرال-فرمانده نیرو
❇Field-marshal
فرمانده ارتش
👇👇👇
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
ارتباط با ما
@Emotionwolf
درجات نظامی در ارتش آمریکا
❇private
سرباز
❇private 1st class
سرباز درجه ۱
❇corporal
سرجوخه
❇sergeant
گروهبان
❇staff sergeant
گروهبان دوم
❇warrant officer
افسریار(ستوان یار)
❇lieutenant
ستوان
❇captain
سروان
❇lieutenant colonel
سرهنگ دوم
❇colonel
سرهنگ
❇brigadier
سرتیپ
❇major general
سرلشگر
❇lieutenant general
سپهبد
❇general
ژنرال-فرمانده نیرو
❇Field-marshal
فرمانده ارتش
👇👇👇
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
ارتباط با ما
@Emotionwolf
مکالمه
🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸
1. من عاشق خونواده ام هستم.
1. I love my family.
2. من کارمو دوست دارم.
2. I like my job.
3. از راهبندان ترافیک متنفرم.
3. I hate traffic jam.
4. چایی رو به قهوه ترجیح میدم.
4. I prefer tea to cofee.
—-------------------
راهبندان، ترافیک
Traffic jam
🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸
@FastEnglishlearning
🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸
1. من عاشق خونواده ام هستم.
1. I love my family.
2. من کارمو دوست دارم.
2. I like my job.
3. از راهبندان ترافیک متنفرم.
3. I hate traffic jam.
4. چایی رو به قهوه ترجیح میدم.
4. I prefer tea to cofee.
—-------------------
راهبندان، ترافیک
Traffic jam
🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸
@FastEnglishlearning