English learning
5 subscribers
34 photos
4 videos
34 links
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning



ارتباط با ما

@Emotionwolf
Download Telegram
📓کاربرد how often :

در زبان انگلیسی برای پرسیدن تکرار کاری از عبارت How often استفاده می گردد.

مثال :


📗How often do you work?

هر چند وقت یکبار کار می کنی 

📘I always work.

من همیشه کار می کنم

****************************************

📘حروف اضافه زمان :

حرف اضافه on برای کل روز بکار برده می شود.

📍مثال:

📌on Friday, on Christmas Day,

on my birthday, on 19 May 1979


📙حرف اضافه in برای قسمتی از روز و همچنین قبل از ماه، سال و فصل بکار می رود.

🚩 مانند:

📔in the morning, in the

afternoon, in the evening, in January


📒حرف اضافه at برای مقاطع

زمانی از قبیل شب،‌نیمه شب، ظهر، سپیده دم و ... بکار برده می شود.

📝مانند:

✏️at night, at midnight, at noon,

at dawn, at midday, at sunrise, at 10 a.m.


🖊توجه: در موارد زیر، حرف
اضافه در جملات ذکر نمی شود:


📃tonight, tomorrow, last week, this morning, every day

👇👇👇
❤️یادگیری زبان انگلیسی آسونه باما همراه شوید.
@FastEnglishlearning
🔴اسامی ادویه ها🔴


🔸جعفری
Parsley🔸
🔹دارچین
Cinnamon🔹
🔸رازیانه
Fennel🔸
🔹زرد چوبه
Turmeric🔹
🔸زرشک
Barberry🔸
🔹زعفران
Saffron🔹
🔸زنجبیل
Ginger🔸
🔹سماق
Sumac🔹
🔸شوید
Dill🔸
🔹فلفل قرمز
Red pepper, Chili pepper🔹
🔸فلفل سیاه
Black pepper🔸
🔹عناب
Jujuba🔹
🔸کنجد
Sesame🔸
🔹میخک
Clove🔹
🔸نعناء
Peppermint🔸
🔹هل
Cardamom🔹

❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید


👇👇👇
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
#idiom
#اصطلاح

🔴 give it to somebody straight
با صراحت و رک گفتن

I don't know how to say it?

نمیدانم چطور بگویم.

Don't waste my time. Give it to me straight.

وقت مرا تلف نکن . رک و پوست کنده به خودم بگو.


👇👇👇
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
هر روز صبح دو تا انتخاب داری : ادامه خوابیدن با رویاهایات یا بیدار شدن و دنبال کردن رویا هایت 💚💚💚
👇👇👇
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
#گرامر

🔴 Present Perfect Tense

♦️زمان حال کامل: ساختار حال کامل به صورت زیر است:

have/has + past participle


🔶 کاربرد:

1_ برای بیان عملی که در گذشته آغاز شده و همچنان ادامه دارد.

مثال:

🔵 I have lived in Tehran all my life.

تمام عمرم را در تهران زندگی کرده ام.

🔵 She has lived in Tehran for 10 years.

او به مدت ده سال در تهران زندگی کرده است.


2_ عملی که در گذشته در یک دوره ای از زمان روی داده و به پایان رسیده است ،اما هنوز آثار آن محسوس است.

مثال:

🔵 He has written a lot of short stories.

او داستانهای کوتاه زیادی نوشته است.


3_ برای بیان عملی که در گذشته نزدیک اتفاق افتاده است. در این حالت از still , already, yet , just استفاده میشود.

مثال:

🔵 I have just arrived.

به تازگی رسیده ام.


🔶 نکته: در زمان حال کامل غالبا از اصطلاحات زمانی مانند for , since استفاده میشود.


🔴 فرم سوالی : جای have/ has جمله را با فاعل یا ضمیر فاعلی جا به جا کرده و مابقی جمله را مینویسیم.


مثال:

🔵 have you lived in Tehran?

تهران زندگی کرده ای؟


🔴 فرم منفی: have/ has جمله را به صورت/ hasn't haven't می نویسیم.

مثال:

🔵 I haven't lived in Tehran.

من در تهران زندگی نکرده ام.


🔵 I still haven't finished my homework.

هنوز تکالیفم را تمام نکرده ام.


🔶 نکته: از already در جملات مثبت و از yet بیشتر در جملات منفی و پرسشی استفاده می شود.

🔵 I've already seen the movie.

این فیلم را قبلا دیده ام.


🔵 The bus hasn't arrived yet.

اتوبوس هنوز نرسیده است.



👇👇👇
@FastEnglishlearning
تنها ماندن بهتر است از ماندن با کسی که به تو آسیب میزند.

❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
ﺟﻤﻼﺕ مربوط به ﺳﭙﺎﺳﮕﺰﺍﺭﯼ ﻭ ﺗﻌﺎﺭﻑ

💎I appreciate what you are doing for me.
ﺍﺯ ﻛﺎﺭﻫﺎﺋﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﯼ ﻣﻤﻨﻮنم

💎Thanks for your compliment.
ﺍﺯ ﺗﻌﺮﻳﻔﺖ ﺧﻴﻠﻲ ﻣﻤﻨﻮﻥ

💎You were a big help.
ﻛﻤﻚ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﮐﺮﺩﯼ.

💎I have no word to express my deep gratitude.
ﺟﺪﺍ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﻄﻮﺭ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺗﺸﮑﺮ ﮐﻨﻢ.

💎Thank you very much indeed.
ﺟﺪﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺘﺸﮑﺮﻡ.

💎I don’t have anything to give in return.
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﻣﺤﺒﺖ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﮐﻨﻢ.

💎Nice of you to come.
ﻟﻄﻒ ﮐﺮﺩﯾﺪ ﺗﺸﺮﯾﻒ ﺁﻭﺭﺩﯾﺪ.

💎Make yourself at home .
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺭﻭ ﻣﻨﺰﻝ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﺑﺪﻭﻧﯿﺪ.

❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
some people don't deserve to be part of your life ;
just remember that !

بعضيا لياقت ندارن بخشى از زندگيتون باشن ؛
يادتون بمونه !
👇👇👇
hannel :@FastEnglishlearning
The health of mother who stood bent on world.

سلامتی مادر که خمیده ترین ایستاده دنیاست .

©hannel :
@FastEnglishlearning
اصطلاحات با کلمه "آسمان"

the sky will not fall in
آسمان که به زمین نمی آید .

I have had enough of your cock –and –bull stories
من از این همه آسمان ریسمان بافتن تو خسته شدم

they are as different as chalk and cheese
اززمین تا آسمان با هم فرق می کند

his soul ascended to heaven
روح او به آسمان عروج کرد

a heavenly call awoke me
یک ندای آسمانی مرا بیدار کرد

he was over the moon at passing the exam
به خاطر قبولی در امتحان ازخوشحالی به آسمان پر درآورد.


👇👇👇
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
#اصطلاح
#idiom


🔷 Give somebody one’s word of honor

🔶 به کسی قول شرف دادن

🅰 How do you guarantee that you’re going to give my money back?

چه تضمینی میدهی که پولم را پس خواهی داد؟

🅱 I give you my word of honor.

به تو قول شرف می‌دهم.


👇👇👇
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning
مصدر
گذشته ساده
اسم مفعول
معاني

arise

arose

arisen

برخاستن، بلند شدن، رخ دادن
awake

awoke

awoken

بيدار کردن، بيدار شدن
be

was, were

been

بودن، وجود داشتن
beat

beat

beaten

زدن، شکست دادن
become

became

become

شدن، درخور بودن
begin

began

begun

آغاز کردن، آغاز شدن
bend

bent

bent

خم کردن، خم شدن
bet

bet

bet

شرط بستن
bid

bid

bid

پيشنهاد دادن
bite

bit

bitten

گاز گرفتن
blow

blew

blown

دميدن، وزيدن
break

broke

broken

شکستن، قطع کردن
bring

brought

brought

آوردن، موجب شدن
broadcast

broadcast

broadcast

منتشر کردن، اشاعه دادن
build

built

built

ساختن، بنا کردن
burn

burned/burnt

burned/burnt

سوختن، سوزاندن
buy

bought

bought

خريدن
catch

caught

caught

گرفتن، بدست آوردن
choose

chose

chosen

انتخاب کردن، گزيدن
come

came

come

آمدن، رسيدن
cost

cost

cost

ارزيدن، ارزش داشتن
cut

cut

cut

بريدن، زدن، چيدن
deal dealt dealt معامله کردن، رفتار کردن
dig

dug

dug

کندن، حفر کردن، کاوش کردن
do

did

done

انجام دادن، (عمل) کردن
draw

drew

drawn

کشيدن، ترسيم کردن
dream

dreamed/dreamt

dreamed/dreamt

خواب ديدن، رويا ديدن
drink

drank

drunk

آشاميدن
drive

drove

driven

راندن، بردن
eat

ate

eaten

خوردن
fall

fell

fallen

افتادن، پايين آمدن
feel

felt

felt

احساس کردن، لمس کردن
fight

fought

fought

جنگ کردن، نزاع کردن
find

found

found

پيدا کردن
fly

flew

flown

پرواز کردن
forget

forgot

forgotten

فراموش کردن
forgive

forgave

forgiven

بخشيدن، عفو کردن
freeze

froze

frozen

منجمد شدن، يخ بستن
get

got

gotten

گرفتن، بدست آوردن
give

gave

given

بخشيدن، دادن (به)
go

went

gone

رفتن، رهسپار شدن
grow

grew

grown

رشد کردن، بزرگ شدن، روئيدن
hang

hung

hung

آويختن، آويزان کردن، به دار آويختن
have

had

had

داشتن
hear

heard

heard

شنيدن
hide

hid

hidden

پنهان کردن، پنهان شدن
hit

hit

hit

زدن، خوردن به
hold

held

held

نگهداشتن، گرفتن
hurt

hurt

hurt

آزردن، آسيب زدن (به)
keep

kept

kept

نگاه داشتن، محافظت کردن
know

knew

known

دانستن
lay

laid

laid

گذاشتن، نهادن، نصب کردن
lead

led

led

رهبري کردن، بردن، هدايت کردن
learn

learned/learnt

learned/learn

آموختن، ياد گرفتن
leave

left

left

ترک کردن، واگذاردن
lend

lent

lent

وام دادن، قرض دادن
let

let

let

گذاشتن، اجازه دادن
lie

lay

lain

دراز کشيدن
lose

lost

lost

گم کردن، از دست دادن
make

made

made

درست کردن، ساختن
mean

meant

meant

معني دادن
meet

met

met

ملاقات کردن، مواجه شدن (با)
pay

paid

paid

پرداختن، پول (چيزي را) دادن
put

put

put

گذاشتن
read /ri:d/

read /red/

read /red/

خواندن
ride

rode

ridden

سوار شدن، سواري کردن
ring

rang

rung

زنگ زدن
rise

rose

risen

برخواستن، بالا رفتن، طلوع کردن
run

ran

run

دويدن، روان شدن، گريختن
say

said

said

گفتن
see

saw

seen

ديدن
sell

sold

sold

فروختن، به فروش رفتن
send

sent

sent

فرستادن
shoot
shot

shot تير يا گلوله زدن (به)، تيراندازي کردن
show

showed

showed/shown

نشان دادن
shut

shut

shut

بستن، بسته شدن
sing

sang

sung

(آواز) خواندن
sink

sank

sunk

غرق شدن

sit

sat

sat

نشستن، نشاندن
sleep

slept

slept

خوابيدن
speak

spoke

spoken

صحبت کردن، حرف زدن
spend

spent

spent

خرج کردن
stand

stood

stood

ايستادن، تحمل کردن
swim

swam

swum

شنا کردن
take

took

taken

گرفتن، بردن، خوردن برداشتن
teach

taught

taught

آموختن، ياد دادن
tear

tore

torn

پاره کردن، پاره شدن
tell

told

told

گفتن
think

thought

thought

فکر کردن، گمان کردن
throw

threw

thrown

پرت کردن، انداختن
understand

understood

understood

فهميدن
wake

woke

woken

بيدار کردن، بيدار شدن
wear

wore

worn

پوشيدن، بر تن داشتن
win

won

won

پيروز شدن، بردن
write

wrote

written

نوشتن
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning



ارتباط با ما

@Emotionwolf
#مکالمه #کاربردی


🅰 This is all your fault
همش تقصیر توه.
🅱 What?
چی؟
🅰 You made Jeff Chang go out, got him wasted , you fucked with the Latin sorority girls, you pulled a gun out on Randy
تو جف چنگ رو وادار کردی بیاد بیرون، مستش کردی، اون دخترای خوابگاه لاتین رو اذیت کردی، اسلحه کشیدی رو رندی.

🅱 Okay, look, you cannot pin all this on me , Casey
باشه، ببین تو نمیتونی تمام اینارو بندازی گردن من، کیسی.
.
.
.
📝 idioms and phrases

💠 wasted
مست
💠 fuck with sb
کسی را اذیت کردن
💠 Pull out a gun
(pull a gun out)
اسلحه کشیدن
💠 Pin sth on sb 💠
چیزی را گردن کسی انداختن

❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning



ارتباط با ما

@Emotionwolf
Particular ranks in the U.S. army
درجات نظامی در ارتش آمریکا
private
سرباز
private 1st class
سرباز درجه ۱
corporal
سرجوخه
sergeant
گروهبان
staff sergeant
گروهبان دوم
warrant officer
افسریار(ستوان یار)
lieutenant
ستوان
captain
سروان
lieutenant colonel
سرهنگ دوم
colonel
سرهنگ
brigadier
سرتیپ
major general
سرلشگر
lieutenant general
سپهبد
general
ژنرال-فرمانده نیرو
Field-marshal
فرمانده ارتش



👇👇👇
❤️ مارا به دوستان خود معرفی کنید
@FastEnglishlearning



ارتباط با ما

@Emotionwolf
مکالمه
🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸
1. من عاشق خونواده ام هستم.
1. I love my family.
2. من کارمو دوست دارم.
2. I like my job.
3. از راهبندان ترافیک متنفرم.
3. I hate traffic jam.
4. چایی رو به قهوه ترجیح میدم.
4. I prefer tea to cofee.
—-------------------
راهبندان، ترافیک
Traffic jam
🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸

@FastEnglishlearning