#جا_ َٕ_الحق
با آسمان سرودِ تو را خواندم
جز یک ستاره،
اخترکانش
فرو
چکید...
اسفند ۱۳۸۶
#فرخ_سائس
#قرق
@Faranbagh
با آسمان سرودِ تو را خواندم
جز یک ستاره،
اخترکانش
فرو
چکید...
اسفند ۱۳۸۶
#فرخ_سائس
#قرق
@Faranbagh
#مریم_سپید
در بسترم حریرِ خیالِ تو تا سحر
میپیچدم به خویش چو مهتابِ شامگاه
لغزد صدای عطرِ نفسهای روشنت
در گوشِ جانِ من به هوای خوشِ پگاه
یاد آورم ز بوسۀ شیرینت ای پری
وز چشمهای روشنِ تو - کورههای ناز -
یاد آورم ز بسترِ تو - آن حریرِ سبز -
وز عشوههای نغز پر از شورِ صد نیاز
یاد آرم از دمی که خزیدیم ما بههم
در باغسارِ طوبا، در بادهای مست
دستی به زلفِ مستِ تو بردم پر از نیاز
وآنگاه اشکِ ناز به چشمِ تو حلقه بست
بوسیدمت به شرم و، ربود از میانه باد
شوقی شکفته از لبِ گلرنگِ آرزو
میخواندیام به خویش بدان چشمِ پرفسون
میراندی از میانه بدین شیوه آبرو...
تا دست حلقه کردم در گردنِ سپید
رگبارِ بوسه بود که آوار کردمت
در خود کشیدمت - که یکی شد نمود و بود -
وز بوسههای وسوسه سرشار کردمت
گیسوی بید بود و هوسبوسههای باد
زلفِ تو بود و بوسۀ ناسیرِ من بر او
لیموی ظهر بود و لبِ عصر میمکید؛
- صدگونه رنگهای رهای هوس در او -
✨✨✨
برخاستیم و باد هوسریز و عطربیز
افشاند قصّهها و و دلِ مستِ ما تپید
غمّازِ باد نامِ تو در گوشِ باغ گفت
وآنک زبانِ برگ که «...ای مریمِ سپید!...».
خرداد ۱۳۸۷
#قرق
#فرخ_سائس
@Faranbagh
در بسترم حریرِ خیالِ تو تا سحر
میپیچدم به خویش چو مهتابِ شامگاه
لغزد صدای عطرِ نفسهای روشنت
در گوشِ جانِ من به هوای خوشِ پگاه
یاد آورم ز بوسۀ شیرینت ای پری
وز چشمهای روشنِ تو - کورههای ناز -
یاد آورم ز بسترِ تو - آن حریرِ سبز -
وز عشوههای نغز پر از شورِ صد نیاز
یاد آرم از دمی که خزیدیم ما بههم
در باغسارِ طوبا، در بادهای مست
دستی به زلفِ مستِ تو بردم پر از نیاز
وآنگاه اشکِ ناز به چشمِ تو حلقه بست
بوسیدمت به شرم و، ربود از میانه باد
شوقی شکفته از لبِ گلرنگِ آرزو
میخواندیام به خویش بدان چشمِ پرفسون
میراندی از میانه بدین شیوه آبرو...
تا دست حلقه کردم در گردنِ سپید
رگبارِ بوسه بود که آوار کردمت
در خود کشیدمت - که یکی شد نمود و بود -
وز بوسههای وسوسه سرشار کردمت
گیسوی بید بود و هوسبوسههای باد
زلفِ تو بود و بوسۀ ناسیرِ من بر او
لیموی ظهر بود و لبِ عصر میمکید؛
- صدگونه رنگهای رهای هوس در او -
✨✨✨
برخاستیم و باد هوسریز و عطربیز
افشاند قصّهها و و دلِ مستِ ما تپید
غمّازِ باد نامِ تو در گوشِ باغ گفت
وآنک زبانِ برگ که «...ای مریمِ سپید!...».
خرداد ۱۳۸۷
#قرق
#فرخ_سائس
@Faranbagh
Forwarded from Deleted Account
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🌸🍃🌸🍃
🌸🍃
🌸
🍁💫 ترانهٔ «مرگ» از فرّخ سائس با صدای همایون دهقان را اینجا دریافت کنید:
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
farrokhsaaesfollowers.blog.ir
🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🌸🍃🌸🍃
🌸🍃
🌸
🍁💫 ترانهٔ «مرگ» از فرّخ سائس با صدای همایون دهقان را اینجا دریافت کنید:
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
farrokhsaaesfollowers.blog.ir
#در_آبگند_جنگل_تاریک
وقتی که در مرداب میگنجد نهنگ و،
خندهٔ غوکان
- آوازهٔ خنیاگرانِ آبگندِ جنگلِ تاریک -
در پردهٔ لای و لجن از بوعطا خوانَد،
یاد آورد از سمفونیهای روانِ موج
- آن نغمههای آبیِ روشن -
وز شورِ همخوانیّ ِیارانِ دگر
- با رنگِ نتهای فرود و
فوجِ تحریرِ نوای اوج -
آنک
غمنالههای این غریبِ دور
در سینهٔ سبزینهٔ مرداب
میخشکد...
تیر ۱۳۸۷
#فرخ_سائس
#قرق
@Faranbagh
وقتی که در مرداب میگنجد نهنگ و،
خندهٔ غوکان
- آوازهٔ خنیاگرانِ آبگندِ جنگلِ تاریک -
در پردهٔ لای و لجن از بوعطا خوانَد،
یاد آورد از سمفونیهای روانِ موج
- آن نغمههای آبیِ روشن -
وز شورِ همخوانیّ ِیارانِ دگر
- با رنگِ نتهای فرود و
فوجِ تحریرِ نوای اوج -
آنک
غمنالههای این غریبِ دور
در سینهٔ سبزینهٔ مرداب
میخشکد...
تیر ۱۳۸۷
#فرخ_سائس
#قرق
@Faranbagh
#خمیازه_ی_خورشید
ای صبحِ دریا در شبِ مرداب
فردا
با عطسهٔ مهتابیات خمیازهٔ خورشید
در کار است.
تیر ۱۳۸۷
#فرخ_سائس
#قرق
@Faranbagh
ای صبحِ دریا در شبِ مرداب
فردا
با عطسهٔ مهتابیات خمیازهٔ خورشید
در کار است.
تیر ۱۳۸۷
#فرخ_سائس
#قرق
@Faranbagh
Forwarded from ایلیادِ هومر
@zavsh
ساقی نامه
فرازِ ششم
بیا ساقی آن می که آن ایزدی ست
فروزندهٔ مشعلِ بخْردی ست
به من ده که آتشگهِ آذرم
جهان سوزم اما به بد نَسْپَرَم
که ایرانْ زمین را چنان شیر دان
دو چشمش خراسان و تبریز خوان
ز تبریز تابد فرِ شمسِ دین
ز بلخ آیدش ماهِ بامِ برین
تو نیز ار بزرگیّ و زآزادگان
چنان قبله دان آذرآبادگان
#فرّخ سائس، ایلیادِ هومر به نظمِ فارسی، تبریز، نشرِ هلتاک، ۱۳۹۴، ص۱۱.
https://telegram.me/zavsh
ساقی نامه
فرازِ ششم
بیا ساقی آن می که آن ایزدی ست
فروزندهٔ مشعلِ بخْردی ست
به من ده که آتشگهِ آذرم
جهان سوزم اما به بد نَسْپَرَم
که ایرانْ زمین را چنان شیر دان
دو چشمش خراسان و تبریز خوان
ز تبریز تابد فرِ شمسِ دین
ز بلخ آیدش ماهِ بامِ برین
تو نیز ار بزرگیّ و زآزادگان
چنان قبله دان آذرآبادگان
#فرّخ سائس، ایلیادِ هومر به نظمِ فارسی، تبریز، نشرِ هلتاک، ۱۳۹۴، ص۱۱.
https://telegram.me/zavsh
Forwarded from Deleted Account
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ترانه: #شانلی_دیار
ترانهسرا: #فرخ_سائس
آهنگساز:مهداد کرباسی،شاهرخ پناهی فرد
تنظیم:شاهرخ پناهی فرد
تدوین:هادی طاهرفر
خوانندگان:رامین غزنوی،یاشار جوادپور،یونس برومند،محمدرضا جدیری،جعفر احمدی،حسن جداری
ترانهسرا: #فرخ_سائس
آهنگساز:مهداد کرباسی،شاهرخ پناهی فرد
تنظیم:شاهرخ پناهی فرد
تدوین:هادی طاهرفر
خوانندگان:رامین غزنوی،یاشار جوادپور،یونس برومند،محمدرضا جدیری،جعفر احمدی،حسن جداری
Forwarded from انجمن ادبی تبریز - تبریز خیابان امام بعد از بیمارستان ۲۹ بهمن - مجتمع فرهنگی هنری ۲۹ بهمن
اطلاعیه ✨✨✨✨✨✨ اطلاعیه
دورۀ جدید کلاسهای عروض و قافیۀ آقای فرخ سائس از اول مهرماه ۱۳۹۶ شروع میشود. علاقهمندان میتوانند پس از ثبت نام، در این کلاسها حضور یابند. بدیهی است کلاسها از مرحلۀ مقدماتی آغاز خواهد شد.
شیوۀ آموزشی مبتنی بر عروض جدید با گوشۀ چشمی به عروض قدیم است.
کلاس محدودیت سنی نداشته و هزینهای نیز از هنرجویان دریافت نخواهد شد.
شیوۀ ثبت نام به صورت تلگرامی است. دوستانی که مایلند در کلاسهای عروض شرکت کنند، با ارسال نام و نام خانوادگی و شمارۀ تماس به نشانی تلگرامی sashyans@ میتوانند ثبت نام کنند.
زمان: سه شنبه ها، ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۸:۳۰
مکان: مجتمع فرهنگی ـ هنری ۲۹ بهمن، طبقۀ اول، اتاق ۱۱۸.
لازم به یادآوری است که تنها در صورتی کلاسها برگزار خواهد شد که ثبت نام به حد نصاب برسد در غیر این صورت دوره شروع نخواهد شد.
@anjomanadabitabriz
دورۀ جدید کلاسهای عروض و قافیۀ آقای فرخ سائس از اول مهرماه ۱۳۹۶ شروع میشود. علاقهمندان میتوانند پس از ثبت نام، در این کلاسها حضور یابند. بدیهی است کلاسها از مرحلۀ مقدماتی آغاز خواهد شد.
شیوۀ آموزشی مبتنی بر عروض جدید با گوشۀ چشمی به عروض قدیم است.
کلاس محدودیت سنی نداشته و هزینهای نیز از هنرجویان دریافت نخواهد شد.
شیوۀ ثبت نام به صورت تلگرامی است. دوستانی که مایلند در کلاسهای عروض شرکت کنند، با ارسال نام و نام خانوادگی و شمارۀ تماس به نشانی تلگرامی sashyans@ میتوانند ثبت نام کنند.
زمان: سه شنبه ها، ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۸:۳۰
مکان: مجتمع فرهنگی ـ هنری ۲۹ بهمن، طبقۀ اول، اتاق ۱۱۸.
لازم به یادآوری است که تنها در صورتی کلاسها برگزار خواهد شد که ثبت نام به حد نصاب برسد در غیر این صورت دوره شروع نخواهد شد.
@anjomanadabitabriz
#سایهها
اما نگویم از گل و از سبزه و بهار
کاین دشتهای مردهٔ بیروح سالهاست
در انتظار رویشِ یک دانه ماندهاند.
آری دگر ز نغمهٔ بلبل نگویمت
وقتی که باغِ سبز در این شهرِ سرد نیست
وقتی که بلبلان همه با حکمِ زاغها
تنها و دلفسرده و خاموش در قفس
چشمانتظارِ مرگِ غریبانه ماندهاند.
✨✨✨
دیگر به فتح و شورِ حماسه نخوانمت
وقتی که سایههای تباهی گرفتهاند
از ما فروغِ ایزدی و فخرِ نام را.
از رقصِ باشکوهِ کبوتر چه گویمت؟
وز شوقِ بیکرانهٔ پرواز تا افق
وقتی که ابرهای سیاهِ پلیدِ شوم
از چشمِ کودکان من و تو ربودهاند
آن آسمانِ آبیِ آیینهفام را...
#سعید_ساجدی_رشوانلویی
@Faranbagh
اما نگویم از گل و از سبزه و بهار
کاین دشتهای مردهٔ بیروح سالهاست
در انتظار رویشِ یک دانه ماندهاند.
آری دگر ز نغمهٔ بلبل نگویمت
وقتی که باغِ سبز در این شهرِ سرد نیست
وقتی که بلبلان همه با حکمِ زاغها
تنها و دلفسرده و خاموش در قفس
چشمانتظارِ مرگِ غریبانه ماندهاند.
✨✨✨
دیگر به فتح و شورِ حماسه نخوانمت
وقتی که سایههای تباهی گرفتهاند
از ما فروغِ ایزدی و فخرِ نام را.
از رقصِ باشکوهِ کبوتر چه گویمت؟
وز شوقِ بیکرانهٔ پرواز تا افق
وقتی که ابرهای سیاهِ پلیدِ شوم
از چشمِ کودکان من و تو ربودهاند
آن آسمانِ آبیِ آیینهفام را...
#سعید_ساجدی_رشوانلویی
@Faranbagh
#در_شبی_ظلمانی
پنجره باز است
وآسمان پیداست
تاک، انگورِ سیاهش را
میکشد بر رخِ این خانهٔ متروکِ غریب.
یک ستارهست در آن سویِ افق
که فرو مرده زمانیست دراز
و صدایش را
در شبِ بیخطر و خاطره
گم کردهست.
خانه خالیست ز رقص
خانه خالیست ز ناز
خانه دیریست نفس میکشد امّا خاموش
خانه خاموش است.
شاعری تنها
- از خدا تنهاتر -
باز
سر فرو برده به چنگِ غمِ تنهاییِ خویش
و در آن تنهایی
زخمه بر تارِ سکوتی ابدی میساید
شب دراز است و هنوز
آن ستاره که فرو مرده در آن سویِ زمان،
چشم میپاید
گرچه خورشید پسِ پشتِ زمین
نعرهها کرده رها سویِ کرانهای دگر
که دمی چند پر از فرّ و ظفر
صبح میآید،
لیک آن اخترِ شبگرد فرو مرده زمانیست دراز
و صدایش
در شبِ بیخطر و خاطرهای
گم شده است
شاعری تنهاست
و صدایش
در سکوتی ابدی گم شده است
خانهای متروک
در هیاهوی سکوتی ابدی
- یا نه! بدی -
گم شده است
همهچیز و همهکس
در شبی ظلمانی
در شبی...
✨
پنجره باز است
وآسمان پیدا...
مرداد ۱۳۸۷
#فرخ_سائس
#قرق
@Faranbagh
پنجره باز است
وآسمان پیداست
تاک، انگورِ سیاهش را
میکشد بر رخِ این خانهٔ متروکِ غریب.
یک ستارهست در آن سویِ افق
که فرو مرده زمانیست دراز
و صدایش را
در شبِ بیخطر و خاطره
گم کردهست.
خانه خالیست ز رقص
خانه خالیست ز ناز
خانه دیریست نفس میکشد امّا خاموش
خانه خاموش است.
شاعری تنها
- از خدا تنهاتر -
باز
سر فرو برده به چنگِ غمِ تنهاییِ خویش
و در آن تنهایی
زخمه بر تارِ سکوتی ابدی میساید
شب دراز است و هنوز
آن ستاره که فرو مرده در آن سویِ زمان،
چشم میپاید
گرچه خورشید پسِ پشتِ زمین
نعرهها کرده رها سویِ کرانهای دگر
که دمی چند پر از فرّ و ظفر
صبح میآید،
لیک آن اخترِ شبگرد فرو مرده زمانیست دراز
و صدایش
در شبِ بیخطر و خاطرهای
گم شده است
شاعری تنهاست
و صدایش
در سکوتی ابدی گم شده است
خانهای متروک
در هیاهوی سکوتی ابدی
- یا نه! بدی -
گم شده است
همهچیز و همهکس
در شبی ظلمانی
در شبی...
✨
پنجره باز است
وآسمان پیدا...
مرداد ۱۳۸۷
#فرخ_سائس
#قرق
@Faranbagh
#دم
من با لبِ تو کار فراوان دارم
با چشمِ تو عشوههای پنهان دارم
شرط است که این زلال از کف ندهم
امشب که به دست، زلفِ افشان دارم
مرداد ۱۳۸۷
#فرخ_سائس
#قرق
@Faranbagh
من با لبِ تو کار فراوان دارم
با چشمِ تو عشوههای پنهان دارم
شرط است که این زلال از کف ندهم
امشب که به دست، زلفِ افشان دارم
مرداد ۱۳۸۷
#فرخ_سائس
#قرق
@Faranbagh
Forwarded from Deleted Account
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🌸🍃🌸🍃
🌸🍃
🌸
🍁💫 عنقا منم که با همه تنهاییام خوشم؛
بر قافِ قصّه موجهٔ پژواک میفشان...💫🍁
متنِ کاملِ شعرِ «به رغمِ غم» فرّخ سائس را اینجا بخوانید:
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
farrokhsaaesfollowers.blog.ir
🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🌸🍃🌸🍃
🌸🍃
🌸
🍁💫 عنقا منم که با همه تنهاییام خوشم؛
بر قافِ قصّه موجهٔ پژواک میفشان...💫🍁
متنِ کاملِ شعرِ «به رغمِ غم» فرّخ سائس را اینجا بخوانید:
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
farrokhsaaesfollowers.blog.ir
Forwarded from Deleted Account
به #محمدحسن_جلالیان
ز استادِ فرزانه یاد آوریم
به دانش گراییم و داد آوریم
#فرخ_سائس
#دفتر_دوم_ایلیاد
@FarrokhSaaes
ز استادِ فرزانه یاد آوریم
به دانش گراییم و داد آوریم
#فرخ_سائس
#دفتر_دوم_ایلیاد
@FarrokhSaaes
#زمان_گل
ای بسته در این نگار دل همچو خزان
وی داده بدین زمانه دل همچو زمان
چون درنگری زمانِ گل در گذر است!
_ کام از لبِ جان ستان، می از جامِ جهان... _
مرداد ۱۳۸۷
#فرخ_سائس
#قرق
@Faranbagh
ای بسته در این نگار دل همچو خزان
وی داده بدین زمانه دل همچو زمان
چون درنگری زمانِ گل در گذر است!
_ کام از لبِ جان ستان، می از جامِ جهان... _
مرداد ۱۳۸۷
#فرخ_سائس
#قرق
@Faranbagh
#گنج_شایگان
در جامِ تو شب ستارگان خواهد ریخت
نقل از لبِ مهنظارگان خواهد ریخت
چون جام به جامِ زهره سایی آرام
در جامِ تو گنجِ شایگان خواهد ریخت.
مرداد ۱۳۸۷
#فرخ_سائس
#قرق
@Faranbagh
در جامِ تو شب ستارگان خواهد ریخت
نقل از لبِ مهنظارگان خواهد ریخت
چون جام به جامِ زهره سایی آرام
در جامِ تو گنجِ شایگان خواهد ریخت.
مرداد ۱۳۸۷
#فرخ_سائس
#قرق
@Faranbagh
#تنهایی_خودخواه
یادم میآید در یکی از روزهای خورشیدی که در خانهٔ سایه بودم، سایه خطاب به کسی گفت: «با چه کسانی دوستی؟ اصلاً دوستی داری که تو را فرو نکشد؟ من احساس میکنم تنهایی!» و بعد شهریار را مثال زد و گفت از وقتی به تبریز برگشت تنها ماند و دور و برش را...
آن روز سایه از دلِ آن شخص خبر داد و من آرام زمزمه کردم؛
فریاد کاین نهنگِ جهان از قرینِ بد
دریا نهاد و در تهِ مردابها نشست...
آن روز آن یار خندهٔ تلخی به لب آورد و گفت: «با تنهایی یارم که فرو نمیکشدم و فرا میکشدم...»
با آن تنهای باهمهدوست از سایه برگشتیم، غروبی بود و غمگین آفتابی...
به آن تنها گفتم میخواهی چه کنی؟ گفت میخواهم با تنهایی خودخواه دوستتر باشم هرچند؛
شیر را ننگ است گر بیدم زید
مرد را گر خالی از مردم زید!
از آن روز تا امروز او را میبینم که رشتهها پاره میکند و با تنهاییِ خودخواهش بیشتر خلوت میکند. او رفت و من نتوانستم برگردانمش. او از همه رفت از همه جز تنی چند با تنهایی خودخواهدوست...
این روزها خیلیها از تنهایی او میترسند و سعی میکنند خلوتش را به هم بزنند. همه نیک میدانند در تنهایی عنصری خالص پدید میآید و آدمی را با خدایان همسر میکند. او این روزها به همه نه میگوید با قاطعیتِ تمام...
گاهی فکر میکنم حق با اوست؛
چرا بر خویشتن هموار باید کرد رنجِ آبیاریکردنِ باغی
کزان گل کاغذین روید...
#شاهد_غیبی
@Faranbagh
یادم میآید در یکی از روزهای خورشیدی که در خانهٔ سایه بودم، سایه خطاب به کسی گفت: «با چه کسانی دوستی؟ اصلاً دوستی داری که تو را فرو نکشد؟ من احساس میکنم تنهایی!» و بعد شهریار را مثال زد و گفت از وقتی به تبریز برگشت تنها ماند و دور و برش را...
آن روز سایه از دلِ آن شخص خبر داد و من آرام زمزمه کردم؛
فریاد کاین نهنگِ جهان از قرینِ بد
دریا نهاد و در تهِ مردابها نشست...
آن روز آن یار خندهٔ تلخی به لب آورد و گفت: «با تنهایی یارم که فرو نمیکشدم و فرا میکشدم...»
با آن تنهای باهمهدوست از سایه برگشتیم، غروبی بود و غمگین آفتابی...
به آن تنها گفتم میخواهی چه کنی؟ گفت میخواهم با تنهایی خودخواه دوستتر باشم هرچند؛
شیر را ننگ است گر بیدم زید
مرد را گر خالی از مردم زید!
از آن روز تا امروز او را میبینم که رشتهها پاره میکند و با تنهاییِ خودخواهش بیشتر خلوت میکند. او رفت و من نتوانستم برگردانمش. او از همه رفت از همه جز تنی چند با تنهایی خودخواهدوست...
این روزها خیلیها از تنهایی او میترسند و سعی میکنند خلوتش را به هم بزنند. همه نیک میدانند در تنهایی عنصری خالص پدید میآید و آدمی را با خدایان همسر میکند. او این روزها به همه نه میگوید با قاطعیتِ تمام...
گاهی فکر میکنم حق با اوست؛
چرا بر خویشتن هموار باید کرد رنجِ آبیاریکردنِ باغی
کزان گل کاغذین روید...
#شاهد_غیبی
@Faranbagh
Forwarded from Deleted Account
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🌸🍃🌸🍃
🌸🍃
🌸
🍁💫 داغها شُستیم از باغِ نگاهِ عاشقان
بوسه چون خورشید بر چشمِ ترِ شبنم زدیم...💫🍁
متنِ کاملِ شعرِ «عشق را...» فرّخ سائس را اینجا بخوانید:
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
farrokhsaaesfollowers.blog.ir
🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🌸🍃🌸🍃
🌸🍃
🌸
🍁💫 داغها شُستیم از باغِ نگاهِ عاشقان
بوسه چون خورشید بر چشمِ ترِ شبنم زدیم...💫🍁
متنِ کاملِ شعرِ «عشق را...» فرّخ سائس را اینجا بخوانید:
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
farrokhsaaesfollowers.blog.ir
#تابخانه
ستاره بر سرِ گیسویِ آبها میبست
شرابه بر سرِ زلفِ شرابها میبست
به مویههای غریبانه قصّه میپرداخت
رهِ فسانهٔ شیرینِ خوابها میبست
سرودِ ساکتِ مهتاب بود در شبِ قطب
- به تابخانهٔ خورشید تابها میبست -
خموشیِ شبِ دریای در نگه گم بود
که پلکِ خواب به رویِ حبابها میبست
ز سبزه تا به ستاره، ز آب تا مهتاب
هزار نقشِ نگارین به قابها میبست
که تا جهان بنسوزد ز تابِ مهرِ رُخش؛
نگارِ من به رخ از مه، نقابها میبست
کمانِ آرشه بر چنگ، فرّخِ تبریز
خیالِ زهره به تیرِ شهابها میبست.
مرداد ۱۳۸۷
#فرخ_سائس
#قرق
@Faranbagh
ستاره بر سرِ گیسویِ آبها میبست
شرابه بر سرِ زلفِ شرابها میبست
به مویههای غریبانه قصّه میپرداخت
رهِ فسانهٔ شیرینِ خوابها میبست
سرودِ ساکتِ مهتاب بود در شبِ قطب
- به تابخانهٔ خورشید تابها میبست -
خموشیِ شبِ دریای در نگه گم بود
که پلکِ خواب به رویِ حبابها میبست
ز سبزه تا به ستاره، ز آب تا مهتاب
هزار نقشِ نگارین به قابها میبست
که تا جهان بنسوزد ز تابِ مهرِ رُخش؛
نگارِ من به رخ از مه، نقابها میبست
کمانِ آرشه بر چنگ، فرّخِ تبریز
خیالِ زهره به تیرِ شهابها میبست.
مرداد ۱۳۸۷
#فرخ_سائس
#قرق
@Faranbagh
Forwarded from Deleted Account
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀
شعرخوانی فرخ سائس در مراسم بزرگداشت استاد شهریار در مقبرة الشعرای تبریز
🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀
@FarrokhSaaes
شعرخوانی فرخ سائس در مراسم بزرگداشت استاد شهریار در مقبرة الشعرای تبریز
🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀
@FarrokhSaaes
Forwarded from Deleted Account
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀
شعرخوانی فرخ سائس در مراسم بزرگداشت استاد شهریار در جلسهٔ شعرآورد تبریز
🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀
@FarrokhSaaes
شعرخوانی فرخ سائس در مراسم بزرگداشت استاد شهریار در جلسهٔ شعرآورد تبریز
🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀
@FarrokhSaaes