🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅
دختر سایه
نویسنده : ار ال استاین
خلاصه:
سلام، من آر ال استاین هستم. به این جا، به این شهر کوچکه که الوود نامیده می شود آمده ام. این شهر کوچک از توابع شیکاگو است ـ شهری کوچک و آرام که شاید خیلی شبیه شهری باشد که تو در آن زندگی می کنی. آن خانه کوچک و سفید رنگ در آن طرف خیابان همان جایی است که داستان ما در آن به وقوع می پیوندد. سلنا میلز راه زیادی را برای دیدار دختر خاله اش پیموده است. اما آن چه سلنا نمی داند این است که آن خانه ی کوچکِ ظاهراً آرام در پشت آن پرچین شمشاد زیبا رازی را در خود نهفته دارد. در طبقه دوم، در انتهای راهرو، اتاقی دارد که خطر و ترسی ناگفتنی در خود جای داده است. سلنا اکنون دارد از پله های جلوی در ورودی بالا می رود. میهمانی او از همین لحظه آغاز می شود. البته فقط شما و من می دانیم که این دیداری است از . . . . .
🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅
@fantasylibrary
🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#آر_ال_استاین #دختر_سایه #تالار_وحشت
دختر سایه
نویسنده : ار ال استاین
خلاصه:
سلام، من آر ال استاین هستم. به این جا، به این شهر کوچکه که الوود نامیده می شود آمده ام. این شهر کوچک از توابع شیکاگو است ـ شهری کوچک و آرام که شاید خیلی شبیه شهری باشد که تو در آن زندگی می کنی. آن خانه کوچک و سفید رنگ در آن طرف خیابان همان جایی است که داستان ما در آن به وقوع می پیوندد. سلنا میلز راه زیادی را برای دیدار دختر خاله اش پیموده است. اما آن چه سلنا نمی داند این است که آن خانه ی کوچکِ ظاهراً آرام در پشت آن پرچین شمشاد زیبا رازی را در خود نهفته دارد. در طبقه دوم، در انتهای راهرو، اتاقی دارد که خطر و ترسی ناگفتنی در خود جای داده است. سلنا اکنون دارد از پله های جلوی در ورودی بالا می رود. میهمانی او از همین لحظه آغاز می شود. البته فقط شما و من می دانیم که این دیداری است از . . . . .
🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅
@fantasylibrary
🙅🙅🙅🙅🙅🙅🙅
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#آر_ال_استاین #دختر_سایه #تالار_وحشت
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
🖋زندگی نامه 📖جی کی رولینگ 📖:
جوآن "جو" رولینگ (به انگلیسی: Joanne "Jo" Rowling) (زادهٔ ۳۱ ژوئیه ۱۹۶۵) با نام هنری جی. کی. رولینگ (به انگلیسی: J. K. Rowling) نویسنده مجموعه کتابهای داستان هری پاتر است. داستانهای هری پاتر پس از شهرت جهانی، جوایزی متعدد را از آن خود کرد. این مجموعهٔ داستانی به ۶۵ زبان و به طور تقریبی در ۴۰۰ میلیون نسخه منتشر شدهاست.کتابهای هری پاتر از پرفروشترین کتابهای تاریخ بشر بودهاند.در سال ۲۰۰۷ فهرست ثروتمندان ساندِی تایمز میزان ثروت رولینگ را به ۴۵۴ میلیون پوند (۱٫۰۷ میلیارد دلار) تخمین زد و در بین پولدارترین زنان انگلیس رولینگ را در رده ۱۳ جدول قرار داد. مجله فوربز رولینگ را در رده چهل و هشتمین شخصیت معروف در سال ۲۰۰۷ معرفی کرد. او در حال حاضر فعالیتهای انسان دوستانه و خیرخواهانه بسیاری را به عهده گرفته و پشتیبانی میکند.
رولینگ باآن که همواره با نام هنری "جی. کی. رولینگ " کتابهایش را امضاء میکند، اما هیچگاه نام میانی نداشتهاست. هنگامی که نخستین کتاب هری پاتر را نگاشت، آن را با نام «جوان رولینگ» امضاء کرد. انتشارات بلومزبری، ناشر کتاب هری پاتر پیش از انتشار آن با در نظر گرفتن این مطلب که خوانندگان کتاب پسران جوان هستند و ممکن است کتابی را که نویسنده آن زن باشد نخرند به همین دلیل رولینگ پیشنهاد کرد به جای به کار بردن از نام واقعیاش، کتاب را با دو واژه کوتاه شده امضاء کند. ازآنجاکه وی مانند دیگران نام وسط نداشت، واژه ک به جای نام کاتلین را به عنوان دومین واژه انتخاب کرد. این نام مربوط به مادربزرگ پدریاش بود. رولینگ پس از ازدواج گاهی از نام "جوان ماری" استفاده میکند.او درباره نام "جوآن " هم میگوید در دوران جوانیاش هیچگاه کسی وی را "جوآن" خطاب نمیکرد مگر این که ازدست وی عصبانی شدهباشد و همه او را "جو" مینامیدند.
#جی_کی_رولینگ #جوآن_جو_رولینگ #جوان_جو_رولینگ
#معرفی_نویسنده #زندگی_نامه
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
@Fnatasylibrary
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
🖋زندگی نامه 📖جی کی رولینگ 📖:
جوآن "جو" رولینگ (به انگلیسی: Joanne "Jo" Rowling) (زادهٔ ۳۱ ژوئیه ۱۹۶۵) با نام هنری جی. کی. رولینگ (به انگلیسی: J. K. Rowling) نویسنده مجموعه کتابهای داستان هری پاتر است. داستانهای هری پاتر پس از شهرت جهانی، جوایزی متعدد را از آن خود کرد. این مجموعهٔ داستانی به ۶۵ زبان و به طور تقریبی در ۴۰۰ میلیون نسخه منتشر شدهاست.کتابهای هری پاتر از پرفروشترین کتابهای تاریخ بشر بودهاند.در سال ۲۰۰۷ فهرست ثروتمندان ساندِی تایمز میزان ثروت رولینگ را به ۴۵۴ میلیون پوند (۱٫۰۷ میلیارد دلار) تخمین زد و در بین پولدارترین زنان انگلیس رولینگ را در رده ۱۳ جدول قرار داد. مجله فوربز رولینگ را در رده چهل و هشتمین شخصیت معروف در سال ۲۰۰۷ معرفی کرد. او در حال حاضر فعالیتهای انسان دوستانه و خیرخواهانه بسیاری را به عهده گرفته و پشتیبانی میکند.
رولینگ باآن که همواره با نام هنری "جی. کی. رولینگ " کتابهایش را امضاء میکند، اما هیچگاه نام میانی نداشتهاست. هنگامی که نخستین کتاب هری پاتر را نگاشت، آن را با نام «جوان رولینگ» امضاء کرد. انتشارات بلومزبری، ناشر کتاب هری پاتر پیش از انتشار آن با در نظر گرفتن این مطلب که خوانندگان کتاب پسران جوان هستند و ممکن است کتابی را که نویسنده آن زن باشد نخرند به همین دلیل رولینگ پیشنهاد کرد به جای به کار بردن از نام واقعیاش، کتاب را با دو واژه کوتاه شده امضاء کند. ازآنجاکه وی مانند دیگران نام وسط نداشت، واژه ک به جای نام کاتلین را به عنوان دومین واژه انتخاب کرد. این نام مربوط به مادربزرگ پدریاش بود. رولینگ پس از ازدواج گاهی از نام "جوان ماری" استفاده میکند.او درباره نام "جوآن " هم میگوید در دوران جوانیاش هیچگاه کسی وی را "جوآن" خطاب نمیکرد مگر این که ازدست وی عصبانی شدهباشد و همه او را "جو" مینامیدند.
#جی_کی_رولینگ #جوآن_جو_رولینگ #جوان_جو_رولینگ
#معرفی_نویسنده #زندگی_نامه
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
@Fnatasylibrary
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻
شبح سالن اجتماعات
نویسنده : ار ال استاین
خلاصه:
بهترین دوست بروک، زیکى، در مدرسه نقش اصلى یک نمایش را به عهده داشت. نقش اش شبح بود. زیکى کاملاً در نقش خود غرق شده بود . او عاشق پوشیدن لباس مخصوصش و ترساندن هنرپیشه هاى آن نمایش بود. بروک احساس کرد که زیکى زیاد در نقش خود غرق شده است. اما بعد اتفاق واقعاً ترسناکى شروع شد. یک تکه کاغذ در بخشى از صحنه نمایش پیدا شد «از خانه ى من دور شو.» لامپ شکست و پایین افتاد....
👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻
@fantasylibrary
👻👻👻👻👻👻👻
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#ار_ال_استاین #شبح_سالن_اجتماعات
شبح سالن اجتماعات
نویسنده : ار ال استاین
خلاصه:
بهترین دوست بروک، زیکى، در مدرسه نقش اصلى یک نمایش را به عهده داشت. نقش اش شبح بود. زیکى کاملاً در نقش خود غرق شده بود . او عاشق پوشیدن لباس مخصوصش و ترساندن هنرپیشه هاى آن نمایش بود. بروک احساس کرد که زیکى زیاد در نقش خود غرق شده است. اما بعد اتفاق واقعاً ترسناکى شروع شد. یک تکه کاغذ در بخشى از صحنه نمایش پیدا شد «از خانه ى من دور شو.» لامپ شکست و پایین افتاد....
👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻👻
@fantasylibrary
👻👻👻👻👻👻👻
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#ار_ال_استاین #شبح_سالن_اجتماعات
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
🖋زندگی نامه 📖جان رونالد روئل تالکین 📖:
جان رونالد روئل تالکین (به انگلیسی: John Ronald Reuel Tolkien) (زاده 3 ژانویه سال 1892در بلوم فونتین، آفریقای جنوبی- درگذشته 2 سپتامبر سال 1973 میلادی)، نویسنده و زبان شناس بریتانیایی است که کتابهای هابیت و ارباب حلقه ها از آثار اوست.
او از سال ۱۹۲۵ تا ۱۹۵۹، استاد زبانشناسی تاریخی در دانشگاه آکسفورد بود.
تالکین علاوه بر کتابهای یادشده که معروفتر و شناختهشدهتر هستند، آثار داستانی دیگری به نامهای سیلماریلیون ، ماجراهی تام بامبادیل و می رود راه پیوسته تا آن سو و کتاب دیگری با نام شهرت پس از مرگ در مورد موضوعی که آنها را رشته افسانه (Legendarium) مینامید و در اصل یک اسطورهشناسی خیالی برای گذشتهٔ دور زمین است، نوشتهاست.
وی علاقهٔ وافری به ساختن زبان های علمی یا فراساخته داشت. او شاید تنها کسی باشد که ۱۵ زبان ساختهاست. با این حال، توصیهٔ او به کسانی که علاقهمند به زبان بینالمللی هستند این است که: «از اسپر انتو پشتیبانی کنید».
تالکین در جایی گفتهاست که انگیزهاش از نگارش کتابهای تخیلیاش (مانند ارباب حلقهها) و به وجود آوردن میان زمین(Middle earth) این بودهاست که زبانهای فراساختهٔ او در آن صحبت شود.
زندگی نامه:
قرن ۱۸: مهاجرت خانوادهٔ «تالکوهن» از «سکسونی» (آلمان) به انگلیس و تغییر نامشان به «تالکین».
سال ۱۸۹۱: «مابل سوفیلد» با «آرتور روئل تالکین» ازدواج میکند. آرتور مدیر بانک بود اما پس از ترک کارش در بیرمنگام انگلیس به آفریقای جنوبی رفت.
سال ۱۸۹۲: در سوم ژانویه، «جان رونالد روئل تالکین» در «بلومفانتین، آفریقای جنوبی» متولد میشود.
سال ۱۸۹۴: تنها برادر جان، «هیلاری»، متولد میشود.
سال ۱۸۹۶: در ۱۵ فوریه «آرتور تالکین» میمیرد. «مابل تالکین»، «جان» و «هیلاری» به انگلیس بازمیگردند. آنها در شهرکی روستایی در «بیرمنگام» بزرگ میشوند.
سال ۱۹۰۰: «مابل تالکین» یک «کاتولیک» میشود. کشیشی که معمولاً به خانهٔ آنها می آمده «پدر فرانسیس مورگان»، نیمه اسپانیایی، نیمه ولزی بوده.
سال ۱۹۰۴: «مابل تالکین» مبتلا به دیابت میشود، که در آن زمان علاج ناپذیر بود. او در ۱۵ اکتبر میمیرد. پسرها توسط «خاله بئاتریس سوفیلد» و «پدر مورگان» نگهداری میشوند. اندکی بعد آنها به خانهٔ «خانم فاکنر» میروند.
در این زمان تالکین از مدرسه «دستورزبان شاه ادوارد ۴» دیدار میکند و علاقهاش به زبانشناسی بیشتر میشود. همراه چند تن از دوستان «مدرسه شاه ادوارد» گروه «تی. سی. بی. اس» را تشکیل میدهند.
سال ۱۹۰۸: با ساکن شدن در منزل «خانم فاکنر»، «جان»، «ادیت برت» زن ۱۹ سالهای را ملاقات میکند. «پدر مورگان» داشتن هر نوع رابطهای را برای او تا سن ۲۱ سالگی که بتواند از خودش مراقبت کند، ممنوع میکند.
سال ۱۹۱۱: «جی. آر. آر. تالکین» به آکسفورد میرود و در آنجا «زبانهای انگلیسی کهن»، «زبانهای آلمانی»، «فنلاندی» و «ولزی» را میخواند.
سال ۱۹۱۳: در سن ۲۱، «جان» دوباره با «ادیت» تماس برقرار میکند، اما آنها از هم دور شده بودند و «ادیت» نامزد فرد دیگری شده بود. «جان» او را متقاعد میکند تا نامزدی اش را بهم بزند و با «جان» نامزد کند.
در این زمان او درجهٔ بالایی در «لغت شناسی» میگیرد و به همین دلیل رشتهاش را از «ادبیات کهن» به «ادبیات و زبان انگلیسی» تغییر میدهد. او با شعر «crist of Cynewulf» تحت تاثیر قرار میگیرد.
سال ۱۹۱۵: «تالکین» در این سال «مدرک درجه یک در انگلیسی» از آکسفورد میگیرد و بعداز شروع جنگ جهانی اول در ۱۹۱۴ به «تفنگداران لنکشر» میپیوندد.
سال ۱۹۱۶: «تالکین» با «ادیت» ازدواج میکند و بعداز ازدواجش به فرانسه فرستاده میشود. او در «سام» میجنگد اما به علت بیماری معاف و به خانه فرستاده میشود. دو تن از سه دوست صمیمی اش در جنگ جهانی اول کشته میشوند.
سال ۱۹۱۷: در اوایل سال ۱۹۱۷ او شروع به کار روی داستانی کرد که قرار بود «سیلماریلیون» شود؛ شاهکار تالکین در اسطورهشناسی و زبان.
روزی او و «ادیت» برای راهپیمایی به جنگلی رفتند و آنجا در «بیشههای شوکران»، «ادیت» برای او رقصید و الهامی برای داستان «برن و لوتین» شد.
داستان «برن و لوتین» داستان مورد علاقهٔ او بود و «ادیت»، «لوتین» او.
اولین پسرشان «جان فرانسیس روئل تالکین» در ۱۶ نوامبر ۱۹۱۷ متولد شد.
سالهای ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۰: در ۱۹۱۸ «تالکین» کاری در دانشگاه به دست آورد و به عنوان «دستیار لغت نویس» فرهنگ انگلیسی جدید آکسفورد انتخاب شد. او درخواست داد تا در «دانشگاه لیدز» به سمت استادیار منصوب شود و آنها او را پذیرفتند.
در این سالها یکی از داستانهایش به نام «سقوط گوندولین» را خواند و مورد تشویق بی اندازه شنوندگانش قرار گرفت.
🖋زندگی نامه 📖جان رونالد روئل تالکین 📖:
جان رونالد روئل تالکین (به انگلیسی: John Ronald Reuel Tolkien) (زاده 3 ژانویه سال 1892در بلوم فونتین، آفریقای جنوبی- درگذشته 2 سپتامبر سال 1973 میلادی)، نویسنده و زبان شناس بریتانیایی است که کتابهای هابیت و ارباب حلقه ها از آثار اوست.
او از سال ۱۹۲۵ تا ۱۹۵۹، استاد زبانشناسی تاریخی در دانشگاه آکسفورد بود.
تالکین علاوه بر کتابهای یادشده که معروفتر و شناختهشدهتر هستند، آثار داستانی دیگری به نامهای سیلماریلیون ، ماجراهی تام بامبادیل و می رود راه پیوسته تا آن سو و کتاب دیگری با نام شهرت پس از مرگ در مورد موضوعی که آنها را رشته افسانه (Legendarium) مینامید و در اصل یک اسطورهشناسی خیالی برای گذشتهٔ دور زمین است، نوشتهاست.
وی علاقهٔ وافری به ساختن زبان های علمی یا فراساخته داشت. او شاید تنها کسی باشد که ۱۵ زبان ساختهاست. با این حال، توصیهٔ او به کسانی که علاقهمند به زبان بینالمللی هستند این است که: «از اسپر انتو پشتیبانی کنید».
تالکین در جایی گفتهاست که انگیزهاش از نگارش کتابهای تخیلیاش (مانند ارباب حلقهها) و به وجود آوردن میان زمین(Middle earth) این بودهاست که زبانهای فراساختهٔ او در آن صحبت شود.
زندگی نامه:
قرن ۱۸: مهاجرت خانوادهٔ «تالکوهن» از «سکسونی» (آلمان) به انگلیس و تغییر نامشان به «تالکین».
سال ۱۸۹۱: «مابل سوفیلد» با «آرتور روئل تالکین» ازدواج میکند. آرتور مدیر بانک بود اما پس از ترک کارش در بیرمنگام انگلیس به آفریقای جنوبی رفت.
سال ۱۸۹۲: در سوم ژانویه، «جان رونالد روئل تالکین» در «بلومفانتین، آفریقای جنوبی» متولد میشود.
سال ۱۸۹۴: تنها برادر جان، «هیلاری»، متولد میشود.
سال ۱۸۹۶: در ۱۵ فوریه «آرتور تالکین» میمیرد. «مابل تالکین»، «جان» و «هیلاری» به انگلیس بازمیگردند. آنها در شهرکی روستایی در «بیرمنگام» بزرگ میشوند.
سال ۱۹۰۰: «مابل تالکین» یک «کاتولیک» میشود. کشیشی که معمولاً به خانهٔ آنها می آمده «پدر فرانسیس مورگان»، نیمه اسپانیایی، نیمه ولزی بوده.
سال ۱۹۰۴: «مابل تالکین» مبتلا به دیابت میشود، که در آن زمان علاج ناپذیر بود. او در ۱۵ اکتبر میمیرد. پسرها توسط «خاله بئاتریس سوفیلد» و «پدر مورگان» نگهداری میشوند. اندکی بعد آنها به خانهٔ «خانم فاکنر» میروند.
در این زمان تالکین از مدرسه «دستورزبان شاه ادوارد ۴» دیدار میکند و علاقهاش به زبانشناسی بیشتر میشود. همراه چند تن از دوستان «مدرسه شاه ادوارد» گروه «تی. سی. بی. اس» را تشکیل میدهند.
سال ۱۹۰۸: با ساکن شدن در منزل «خانم فاکنر»، «جان»، «ادیت برت» زن ۱۹ سالهای را ملاقات میکند. «پدر مورگان» داشتن هر نوع رابطهای را برای او تا سن ۲۱ سالگی که بتواند از خودش مراقبت کند، ممنوع میکند.
سال ۱۹۱۱: «جی. آر. آر. تالکین» به آکسفورد میرود و در آنجا «زبانهای انگلیسی کهن»، «زبانهای آلمانی»، «فنلاندی» و «ولزی» را میخواند.
سال ۱۹۱۳: در سن ۲۱، «جان» دوباره با «ادیت» تماس برقرار میکند، اما آنها از هم دور شده بودند و «ادیت» نامزد فرد دیگری شده بود. «جان» او را متقاعد میکند تا نامزدی اش را بهم بزند و با «جان» نامزد کند.
در این زمان او درجهٔ بالایی در «لغت شناسی» میگیرد و به همین دلیل رشتهاش را از «ادبیات کهن» به «ادبیات و زبان انگلیسی» تغییر میدهد. او با شعر «crist of Cynewulf» تحت تاثیر قرار میگیرد.
سال ۱۹۱۵: «تالکین» در این سال «مدرک درجه یک در انگلیسی» از آکسفورد میگیرد و بعداز شروع جنگ جهانی اول در ۱۹۱۴ به «تفنگداران لنکشر» میپیوندد.
سال ۱۹۱۶: «تالکین» با «ادیت» ازدواج میکند و بعداز ازدواجش به فرانسه فرستاده میشود. او در «سام» میجنگد اما به علت بیماری معاف و به خانه فرستاده میشود. دو تن از سه دوست صمیمی اش در جنگ جهانی اول کشته میشوند.
سال ۱۹۱۷: در اوایل سال ۱۹۱۷ او شروع به کار روی داستانی کرد که قرار بود «سیلماریلیون» شود؛ شاهکار تالکین در اسطورهشناسی و زبان.
روزی او و «ادیت» برای راهپیمایی به جنگلی رفتند و آنجا در «بیشههای شوکران»، «ادیت» برای او رقصید و الهامی برای داستان «برن و لوتین» شد.
داستان «برن و لوتین» داستان مورد علاقهٔ او بود و «ادیت»، «لوتین» او.
اولین پسرشان «جان فرانسیس روئل تالکین» در ۱۶ نوامبر ۱۹۱۷ متولد شد.
سالهای ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۰: در ۱۹۱۸ «تالکین» کاری در دانشگاه به دست آورد و به عنوان «دستیار لغت نویس» فرهنگ انگلیسی جدید آکسفورد انتخاب شد. او درخواست داد تا در «دانشگاه لیدز» به سمت استادیار منصوب شود و آنها او را پذیرفتند.
در این سالها یکی از داستانهایش به نام «سقوط گوندولین» را خواند و مورد تشویق بی اندازه شنوندگانش قرار گرفت.
👍1
سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۵: در «لیدز» علاوه بر تدریس به «ای. وی. گوردون» در چاپ «سر گاواین و شوالیه سبز» همکاری کرد. در این زمان به نوشتن کتابهای «داستانهای گمشده» ادامه داد و «زبانهای الفی» را اختراع کرد.
هنگام تدریس در «لیدز» دو پسر دیگرش هم به دنیا آمدند: «مایکل هیلاری روئل» در اکتبر ۱۹۲۰ و «کریستوفر روئل» در ۱۹۲۴.
در ۱۹۲۵ «تالکین» به سمت «استادی آنگلوساکسون» دانشگاه آکسفورد رسید.
سالهای ۱۹۲۵ تا ۱۹۳۵: «تالکین» تحقیقات ادبیش را زیاد منتشر نمیکرد. هرچند تحقیقات منتشر شدهاش عالمانه و نادر بودند و بسیار تاثیر گذار.
در آکسفورد «اینکلینگز» شکل گرفت. گروهی از نویسندگان مسیحی و محافظه کار آکسفورد که به طور غیررسمی و اکثراً در مهمانیها همدیگر را ملاقات میکردند. در این گروه «نویل کوگهیل»، «هوگو دایسون»، «چارلز ویلیامز»، «اوون بارفیلد» و در راس آنها «سی. اس. لوئیس» قرار داشتند و لوئیس تبدیل به یکی از دوستان صمیمی تالکین شد. آنها برای گفتگو، نوشیدن و خواندن مطالب نیمه تمامشان گرد هم میامدند.
«ادیت» آخرین فرزند و تنها دخترشان «پرسکیلا» را در ۱۹۲۹ بدنیا آورد.
«تالکین» شروع به نوشتن نامههایی دربارهٔ بچهها کرد که به «سانتا کلوس» معروف است و مجموعه اینها که در سال ۱۹۷۶ منتشر شد «نامههای کریسمس پدر» نام دارد. در دوران بزرگسالی «جان» به دنبال کشیشی رفت، «مایکل» و «کریستوفر» به «نیروی هوایی پادشاهی» خدمت کردند. بعد از آن «مایکل» معلم مدرسه شد و «کریستوفر» دانشیار دانشگاه و «پرسکیلا» نیز کارمند اجتماعی. ضمناً «تالکین» اسطورهشناسی و زبانش را نیز تکمیل کرد.
سالهای ۱۹۳۵ تا ۱۹۳۷: یک روز هنگامی که «تالکین» در حال تصحیح ورقههای امتحانی بود، مشاهده کرد یک نفر یک صفحه از پاسخنامهاش را خالی گذاشته و روی آن صفحه تالکین جملهای نوشت که محرک ذهنی او شد: «در داخل سوراخی در زمین هابیتی زندگی میکرد»! او سپس احساس کرد باید بداند «هابیت» چیست، در چه نوع سوراخی زندگی میکند، و اصلاً چرا در سوراخ زندگی میکند و غیره...
از این بازجویی داستانی ساخته شد که «تالکین» آن را برای بچههای کوچکش تعریف کرد. در سال ۱۹۳۶ نسخه ناکامل تایپ شدهای از این داستان بدست «سوزان داگنال»، کارمند «انتشارات جورج آلن و آنوین» رسید. او از «تالکین» خواست تا داستانش را کامل کند و نسخه کامل را به «استنلی آنوین» رئیس انتشارات ارائه داد و در ۱۹۳۷ داستان با نام «هابیت» منتشر شد.
سالهای ۱۹۳۷ تا ۱۹۵۵: در سال ۱۹۴۵ او استاد زبان و ادبیان انگلیسی شد و تا زمان بازنشستگی در ۱۹۵۹ این سمت را حفظ کرد.
«هابیت» به قدری موفق بود که «استنلی آنوین» از «تالکین» خواست تا اگر کاری مشابه برای انتشار دارد به او بدهد. «تالکین» در این زمان شروع به کار بروی افسانهٔ بزرگش «سیلماریلیون» کرده بود. اما ناشر عقیده داشت که کتاب از نظر تجاری قابل انتشار نیست! و دوباره از «تالکین» خواست تا دنبالهای بر «هابیت» بنویسد.
این دنباله به زودی به چیزی فراتر از داستان بچگانه بدل شد: «ارباب حلقهها»!
انتشارات این کتاب را در سه قسمت جداگانه در طول سالهای ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۵ منتشر کرد. بزودی مشخص شد که نویسنده و ناشران تعداد چاپهای کتاب را بسیار کم برآورد کردند، زیرا کتاب با سرعتی نجومی به فروش میرفت.
سالهای ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۸: «ارباب حلقهها» نظریات مختلفی بدنبال داشت از نظریات پرشور و تشویق کنندهای چون «آئودن» و «لویس» تا منتقدانی چون «ویلسون» و «مویر»...
در سال ۱۹۶۸ «ارباب حلقهها» براستی تبدیل به انجیل نیمی از جامعه آمریکا شده بود.
سالهای ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۲: بعد از بازنشستگی در ۱۹۶۹ «ادیت» و «جان» به «بورنموت» رفتند.
مرگ:
در ۲۲ نوامبر ۱۹۷۱ «ادیت» درگذشت و «جان» به آکسفورد و اتاقهایی که توسط «کالج مرتون» آماده شده بود بازگشت. «جان» در ۲ سپتامبر ۱۹۷۳ درگذشت. او و «ادیت» در یک قبر به خاک سپرده شدند؛ در قسمت کاتولیکی قبرستان «وولورکوت»، شمال حومه «آکسفورد».
روی سنگ مزارشان، نوشتههای زیر به چشم میخورد:
ادیت مری تالکین، لوتین، ۱۸۸۹-۱۹۷۱
جان رونالد روئل تالکین، برن، ۱۸۹۲-۱۹۷۳
پس از مرگ تالکین، کوچک ترین پسرش، کریستوفر بار ویرایش، تکمیل و انتشار بزرگ ترین کار زندگی «تالکین» را بر دوش گرفت و بدین ترتیب «سیلماریلیون» در سال ۱۹۷۷، «داستانهای ناتمام» در ۱۹۸۰ و سری «تاریخهای سرزمین میانه» از ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۷ و فرزندان هورین در ۲۰۰۷ منتشر شدند. به علاوه داستانهای دیگر مانند «آقای بلیس»، «رووراندم» و «نامههای کریسمس پدر» نیز منتشر شدند. افسانهٔ بزرگ «تالکین» که داستانهای مربوط به «دوران اول» و «دوران دوم» بود توسط «آلن و آنوین» منتشر شد.
جوایز و افتخارات:
برندهٔ جایزه بین الملی داستان خیالپردازی در سال ۱۹۵۷ به عنوان بهترین نویسندهٔ خیالپردازینویس برای ارباب حلقهها
هنگام تدریس در «لیدز» دو پسر دیگرش هم به دنیا آمدند: «مایکل هیلاری روئل» در اکتبر ۱۹۲۰ و «کریستوفر روئل» در ۱۹۲۴.
در ۱۹۲۵ «تالکین» به سمت «استادی آنگلوساکسون» دانشگاه آکسفورد رسید.
سالهای ۱۹۲۵ تا ۱۹۳۵: «تالکین» تحقیقات ادبیش را زیاد منتشر نمیکرد. هرچند تحقیقات منتشر شدهاش عالمانه و نادر بودند و بسیار تاثیر گذار.
در آکسفورد «اینکلینگز» شکل گرفت. گروهی از نویسندگان مسیحی و محافظه کار آکسفورد که به طور غیررسمی و اکثراً در مهمانیها همدیگر را ملاقات میکردند. در این گروه «نویل کوگهیل»، «هوگو دایسون»، «چارلز ویلیامز»، «اوون بارفیلد» و در راس آنها «سی. اس. لوئیس» قرار داشتند و لوئیس تبدیل به یکی از دوستان صمیمی تالکین شد. آنها برای گفتگو، نوشیدن و خواندن مطالب نیمه تمامشان گرد هم میامدند.
«ادیت» آخرین فرزند و تنها دخترشان «پرسکیلا» را در ۱۹۲۹ بدنیا آورد.
«تالکین» شروع به نوشتن نامههایی دربارهٔ بچهها کرد که به «سانتا کلوس» معروف است و مجموعه اینها که در سال ۱۹۷۶ منتشر شد «نامههای کریسمس پدر» نام دارد. در دوران بزرگسالی «جان» به دنبال کشیشی رفت، «مایکل» و «کریستوفر» به «نیروی هوایی پادشاهی» خدمت کردند. بعد از آن «مایکل» معلم مدرسه شد و «کریستوفر» دانشیار دانشگاه و «پرسکیلا» نیز کارمند اجتماعی. ضمناً «تالکین» اسطورهشناسی و زبانش را نیز تکمیل کرد.
سالهای ۱۹۳۵ تا ۱۹۳۷: یک روز هنگامی که «تالکین» در حال تصحیح ورقههای امتحانی بود، مشاهده کرد یک نفر یک صفحه از پاسخنامهاش را خالی گذاشته و روی آن صفحه تالکین جملهای نوشت که محرک ذهنی او شد: «در داخل سوراخی در زمین هابیتی زندگی میکرد»! او سپس احساس کرد باید بداند «هابیت» چیست، در چه نوع سوراخی زندگی میکند، و اصلاً چرا در سوراخ زندگی میکند و غیره...
از این بازجویی داستانی ساخته شد که «تالکین» آن را برای بچههای کوچکش تعریف کرد. در سال ۱۹۳۶ نسخه ناکامل تایپ شدهای از این داستان بدست «سوزان داگنال»، کارمند «انتشارات جورج آلن و آنوین» رسید. او از «تالکین» خواست تا داستانش را کامل کند و نسخه کامل را به «استنلی آنوین» رئیس انتشارات ارائه داد و در ۱۹۳۷ داستان با نام «هابیت» منتشر شد.
سالهای ۱۹۳۷ تا ۱۹۵۵: در سال ۱۹۴۵ او استاد زبان و ادبیان انگلیسی شد و تا زمان بازنشستگی در ۱۹۵۹ این سمت را حفظ کرد.
«هابیت» به قدری موفق بود که «استنلی آنوین» از «تالکین» خواست تا اگر کاری مشابه برای انتشار دارد به او بدهد. «تالکین» در این زمان شروع به کار بروی افسانهٔ بزرگش «سیلماریلیون» کرده بود. اما ناشر عقیده داشت که کتاب از نظر تجاری قابل انتشار نیست! و دوباره از «تالکین» خواست تا دنبالهای بر «هابیت» بنویسد.
این دنباله به زودی به چیزی فراتر از داستان بچگانه بدل شد: «ارباب حلقهها»!
انتشارات این کتاب را در سه قسمت جداگانه در طول سالهای ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۵ منتشر کرد. بزودی مشخص شد که نویسنده و ناشران تعداد چاپهای کتاب را بسیار کم برآورد کردند، زیرا کتاب با سرعتی نجومی به فروش میرفت.
سالهای ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۸: «ارباب حلقهها» نظریات مختلفی بدنبال داشت از نظریات پرشور و تشویق کنندهای چون «آئودن» و «لویس» تا منتقدانی چون «ویلسون» و «مویر»...
در سال ۱۹۶۸ «ارباب حلقهها» براستی تبدیل به انجیل نیمی از جامعه آمریکا شده بود.
سالهای ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۲: بعد از بازنشستگی در ۱۹۶۹ «ادیت» و «جان» به «بورنموت» رفتند.
مرگ:
در ۲۲ نوامبر ۱۹۷۱ «ادیت» درگذشت و «جان» به آکسفورد و اتاقهایی که توسط «کالج مرتون» آماده شده بود بازگشت. «جان» در ۲ سپتامبر ۱۹۷۳ درگذشت. او و «ادیت» در یک قبر به خاک سپرده شدند؛ در قسمت کاتولیکی قبرستان «وولورکوت»، شمال حومه «آکسفورد».
روی سنگ مزارشان، نوشتههای زیر به چشم میخورد:
ادیت مری تالکین، لوتین، ۱۸۸۹-۱۹۷۱
جان رونالد روئل تالکین، برن، ۱۸۹۲-۱۹۷۳
پس از مرگ تالکین، کوچک ترین پسرش، کریستوفر بار ویرایش، تکمیل و انتشار بزرگ ترین کار زندگی «تالکین» را بر دوش گرفت و بدین ترتیب «سیلماریلیون» در سال ۱۹۷۷، «داستانهای ناتمام» در ۱۹۸۰ و سری «تاریخهای سرزمین میانه» از ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۷ و فرزندان هورین در ۲۰۰۷ منتشر شدند. به علاوه داستانهای دیگر مانند «آقای بلیس»، «رووراندم» و «نامههای کریسمس پدر» نیز منتشر شدند. افسانهٔ بزرگ «تالکین» که داستانهای مربوط به «دوران اول» و «دوران دوم» بود توسط «آلن و آنوین» منتشر شد.
جوایز و افتخارات:
برندهٔ جایزه بین الملی داستان خیالپردازی در سال ۱۹۵۷ به عنوان بهترین نویسندهٔ خیالپردازینویس برای ارباب حلقهها
برندهٔ اولین جایزه گندالف (به افتخار یکی از شخصیتهای داستان ارباب حلقهها) در سال ۱۹۷۳ و گرفتن عنوان بزرگترین نویسنده خیالپردازینویس (در همین سال ایشان فوت کردند)
برندهٔ جایزه بین الملی لوکوس در سال ۱۹۷۸ به خاطر کتاب سیلماریلیون (بعد از مرگ)
برندهٔ جایزه مای توپیک در سال ۱۹۸۱ برای کتاب افسانههای ناتمام (بعد از مرگ)
برنده جایزه بالروگ (بعد از مرگ)
پس از رای گیری در سال ۱۹۹۹ توسط سایت آمازون (معتبرترین کتاب فروشی اینترنتی جهان)
کتاب ارباب حلقهها با دویست و پنجاه هزار رای (۲۵۰۰۰۰) از طرف کاربران اینترنتی کتاب هزاره دوم نام گرفت.
سومین کتاب پرفروش در تاریخ جهان با تیراژ ۱۰۰ میلیون نسخه بعد از انجیل با تیراژ شش بیلیون نسخه و پرسشها اثر ماو تسه تانگ با نهصد میلیون نسخه
دریافت جایزه اسکار در سال ۲۰۰۴ به عنوان بهترین فیلم بر مبنای داستان ارباب حلقهها
دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم نامه اقتباسی در سال ۲۰۰۱ بر مبنای داستان ارباب حلقههادریافت جایزه اسکار بهترین فیلم نامه اقتباسی در سال ۲۰۰۳ بر مبنای داستان ارباب حلقهها
#جان_رونالد_روئل_تالکین #جی_ار_ار_تالکین
#معرفی_نویسنده #زندگی_نامه
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
@Fnatasylibrary
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
برندهٔ جایزه بین الملی لوکوس در سال ۱۹۷۸ به خاطر کتاب سیلماریلیون (بعد از مرگ)
برندهٔ جایزه مای توپیک در سال ۱۹۸۱ برای کتاب افسانههای ناتمام (بعد از مرگ)
برنده جایزه بالروگ (بعد از مرگ)
پس از رای گیری در سال ۱۹۹۹ توسط سایت آمازون (معتبرترین کتاب فروشی اینترنتی جهان)
کتاب ارباب حلقهها با دویست و پنجاه هزار رای (۲۵۰۰۰۰) از طرف کاربران اینترنتی کتاب هزاره دوم نام گرفت.
سومین کتاب پرفروش در تاریخ جهان با تیراژ ۱۰۰ میلیون نسخه بعد از انجیل با تیراژ شش بیلیون نسخه و پرسشها اثر ماو تسه تانگ با نهصد میلیون نسخه
دریافت جایزه اسکار در سال ۲۰۰۴ به عنوان بهترین فیلم بر مبنای داستان ارباب حلقهها
دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم نامه اقتباسی در سال ۲۰۰۱ بر مبنای داستان ارباب حلقههادریافت جایزه اسکار بهترین فیلم نامه اقتباسی در سال ۲۰۰۳ بر مبنای داستان ارباب حلقهها
#جان_رونالد_روئل_تالکین #جی_ار_ار_تالکین
#معرفی_نویسنده #زندگی_نامه
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
@Fnatasylibrary
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
👍1
💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍
ارباب حلقه ها
نویسنده : جی ار ار تالکین
خلاصه:
ارباب حلقهها رمانی به سبک خیالپردازی حماسی به قلم ج. ر. ر. تالکین نویسنده، زبانشناس و استاد دانشگاه آکسفورد است. این داستان ادامهای بر اثر پیشین تالکین با نام هابیت است که داستانی فانتزی است. این کتاب طی ۱۲ سال از سال ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۹ که بیشتر آن در زمان جنگ جهانی دوم بوده نگارش شده است. اگرچه این کتاب دربین خوانندگان به شکل یک سه گانه جا افتاده است، اما در ابتدا بنا بود این اثر جلد اول کتاب سیلماریلیون باشد که نویسنده به دلایل اقتصادی تصمیم به حذف جلد دوم گرفت و کتاب ارباب حلقهها را در سال ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۵ در سه جلد منتشر کرد و در ادامه کتاب سیلمارلیون را نیز به صورت اثری جداگانه ولی در ارتباط با این کتاب منتشر نمود
💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍
@fantasylibrary
💍💍💍💍💍
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
#ارباب_حلقهها
#جی_ار_ار_تالکین
#سیلمارلیون
#هابیت
ارباب حلقه ها
نویسنده : جی ار ار تالکین
خلاصه:
ارباب حلقهها رمانی به سبک خیالپردازی حماسی به قلم ج. ر. ر. تالکین نویسنده، زبانشناس و استاد دانشگاه آکسفورد است. این داستان ادامهای بر اثر پیشین تالکین با نام هابیت است که داستانی فانتزی است. این کتاب طی ۱۲ سال از سال ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۹ که بیشتر آن در زمان جنگ جهانی دوم بوده نگارش شده است. اگرچه این کتاب دربین خوانندگان به شکل یک سه گانه جا افتاده است، اما در ابتدا بنا بود این اثر جلد اول کتاب سیلماریلیون باشد که نویسنده به دلایل اقتصادی تصمیم به حذف جلد دوم گرفت و کتاب ارباب حلقهها را در سال ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۵ در سه جلد منتشر کرد و در ادامه کتاب سیلمارلیون را نیز به صورت اثری جداگانه ولی در ارتباط با این کتاب منتشر نمود
💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍
@fantasylibrary
💍💍💍💍💍
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
#ارباب_حلقهها
#جی_ار_ار_تالکین
#سیلمارلیون
#هابیت
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
❗️❗️ #توجه ❗️❗️
داستان ارباب حلقه ها یا به عبارتی دیگه دنیای تالکین دارای 4 بخش هست که اتفاقات این داستان ها به ظاهر جدا ولی کاملا به هم پیوسته اتفاق افتاده است
این 4 مجموعه عبارت اند از : سیلمارلیون - هابیت - ارباب حلقه ها و فرزندان هورین
که در ادامه به توضیح ترتیب مجموعه ها خواهیم پرداخت
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆
@Fantasylibrary
⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
#اطلاع_رسانی #توضیحات
❗️❗️ #توجه ❗️❗️
داستان ارباب حلقه ها یا به عبارتی دیگه دنیای تالکین دارای 4 بخش هست که اتفاقات این داستان ها به ظاهر جدا ولی کاملا به هم پیوسته اتفاق افتاده است
این 4 مجموعه عبارت اند از : سیلمارلیون - هابیت - ارباب حلقه ها و فرزندان هورین
که در ادامه به توضیح ترتیب مجموعه ها خواهیم پرداخت
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆
@Fantasylibrary
⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
#اطلاع_رسانی #توضیحات
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
❗️❗️ #توجه ❗️❗️
#نکته :
خب دوستان این مجموعه رو میشه به دو ترتیب خوندش.
یکیش ترتیبیه که چاپ شده یکیش ترتیبیه که خواننده ها فکر میکنن بهتره.من دو تا تربیت رو مینویسم اما تو کانال به صورت ترتیبی که از دید خواننده ها بهتره فایلا و خلاصه ها قرار میگیرن.
ترتیب چاپش:
1-ارباب حلقه ها
2- ضمائم
3-هابیت
4-سیلمارلوین
5-فرزندان هورین
ترتیبی که مورد پسند خواننده هاس و در کانال قرار میگیره:
1-سیلمارلوین
2-هابیت
3-ارباب حلقه ها
4- ضمائم
5-فرزندان هورین
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆
@Fantasylibrary
⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
#اطلاع_رسانی #توضیحات
❗️❗️ #توجه ❗️❗️
#نکته :
خب دوستان این مجموعه رو میشه به دو ترتیب خوندش.
یکیش ترتیبیه که چاپ شده یکیش ترتیبیه که خواننده ها فکر میکنن بهتره.من دو تا تربیت رو مینویسم اما تو کانال به صورت ترتیبی که از دید خواننده ها بهتره فایلا و خلاصه ها قرار میگیرن.
ترتیب چاپش:
1-ارباب حلقه ها
2- ضمائم
3-هابیت
4-سیلمارلوین
5-فرزندان هورین
ترتیبی که مورد پسند خواننده هاس و در کانال قرار میگیره:
1-سیلمارلوین
2-هابیت
3-ارباب حلقه ها
4- ضمائم
5-فرزندان هورین
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆
@Fantasylibrary
⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
#اطلاع_رسانی #توضیحات
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
سرزمین یخ زده
جلد سوم از مجموعه کارآموز رنجر
نویسنده : جان فلنگن
خلاصه : رنجرها، با رفتارهاي مرموزشان، هميشه ويل را عصباني كردهاند. از قضا، ويل پانزدهساله براي شاگردي رنجر پذيرفته ميشود. او هنوز نميداند كه رنجرها نگهبانان واقعي سرزمينش هستند و تا رسيدن ارتش با دشمن ميجنگند.
در هر جلد از این مجموعه ویل به کمک دوستانش با مشکلاتی که خودش و کشورش را تهدید میکند رو به رو میشود.
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
🌀🌀🌀🌀🌀🌀
@fantasylibrary
🌀🌀🌀🌀🌀🌀
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
#کارآموز_رنجر
#جان_فلنگن
#سرزمین_یخ_زده
.
سرزمین یخ زده
جلد سوم از مجموعه کارآموز رنجر
نویسنده : جان فلنگن
خلاصه : رنجرها، با رفتارهاي مرموزشان، هميشه ويل را عصباني كردهاند. از قضا، ويل پانزدهساله براي شاگردي رنجر پذيرفته ميشود. او هنوز نميداند كه رنجرها نگهبانان واقعي سرزمينش هستند و تا رسيدن ارتش با دشمن ميجنگند.
در هر جلد از این مجموعه ویل به کمک دوستانش با مشکلاتی که خودش و کشورش را تهدید میکند رو به رو میشود.
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
🌀🌀🌀🌀🌀🌀
@fantasylibrary
🌀🌀🌀🌀🌀🌀
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
#کارآموز_رنجر
#جان_فلنگن
#سرزمین_یخ_زده
.
صفحه اول کتاب 👇🏽
بیشتر از چند ساعت به دماغه ی بادپناه فاصله نداشتند که به طوفانی عظیم برخورد کردند. در طی این سه روز، در میان دریایی که به آرامی یک حوضچه کوچک آب روان بود، به سمت شمال، به سمت اسکاندیا، میرفتند، و حقیقتاً ویل و ایولین شکرگزار این وضع آرام بودند.
ویل، وقتی که کشتی باریک به آرامی در میان امواج راه می گشود، گفت:
- اونقدرام بد نیست.
او داستان های بدی در مورد افرادی که در دریا بر روی عرشه ی کشتی ها به طور وحشتناکی بیمار می شدند شنیده بود. اما نمی توانست چیزی برای نگرانی در میان آن حرکت آرام و آهسته ببیند. ایولین با کمی شک و تردید سری به موافقت تکان داد. او به هیچ وجه شبیه یک ملوان باتجربه دریانورد نبود، اما قبلاً در دریا سفر کرده بود. او گفت:
- وقتی شروع بشه به همون بدیه.
ایولین هم متوجه نگاه های نگرانی که ارک، کاپیتان کشتی،به سمت شمال می انداخت شده بود و همین طور متوجه شده بود که ارک داشت پاروزنان کشتی ولف وایند را با سرعت بالایی به پیش می راند.
ارک هم می دانست این آب و هوای فریب آمیزِ آرام منادی تغییرات برای آب و هوای بدتری ست- خیلی بدتر. با حالتی افسرده، او می توانست خطوط طوفان تیره ای را در افق شمالی ببیند که در حال شکل گیری بودند. او می دانست که اگر نتوانند دماغه ی بادپناه را دور بزنند و به موقع وارد دریاهای وسیع دور از وزش باد بشوند، در میانه آن طوفان نیرومند گیر خواهند افتاد. برای چند دقیقه، سرعت و فواصل را ارزیابی کرد و با توجه به آنها، پیشرویی شان را با حرکت آن ابرهای طوفانی مقایسه کرد. سرانجام به اسوینگال گفت:
- نمی تونیم به اونجا برسیم.
فرمانده ی دوم سری به موافقت تکان داد. اسوینگال با حالتی فیلسوفانه گفت:
- این طوری به نظر می رسه.
ارک با تیزبینی نگاه سریعی به دور و اطراف کشتی انداخت، برای اینکه مطمئن شود هیچ ابزار یا وسیله ای رها نباشد، وسیله ای که نیاز باشد آن را به جایی ببندند. نگاهش به آن دو زندانی افتاد که در قسمت جلویی کشتی خودشان را جمع کرده بودند. او گفت: ...
#سرزمین_یخ_زده
#کارآموز_رنجر
.
بیشتر از چند ساعت به دماغه ی بادپناه فاصله نداشتند که به طوفانی عظیم برخورد کردند. در طی این سه روز، در میان دریایی که به آرامی یک حوضچه کوچک آب روان بود، به سمت شمال، به سمت اسکاندیا، میرفتند، و حقیقتاً ویل و ایولین شکرگزار این وضع آرام بودند.
ویل، وقتی که کشتی باریک به آرامی در میان امواج راه می گشود، گفت:
- اونقدرام بد نیست.
او داستان های بدی در مورد افرادی که در دریا بر روی عرشه ی کشتی ها به طور وحشتناکی بیمار می شدند شنیده بود. اما نمی توانست چیزی برای نگرانی در میان آن حرکت آرام و آهسته ببیند. ایولین با کمی شک و تردید سری به موافقت تکان داد. او به هیچ وجه شبیه یک ملوان باتجربه دریانورد نبود، اما قبلاً در دریا سفر کرده بود. او گفت:
- وقتی شروع بشه به همون بدیه.
ایولین هم متوجه نگاه های نگرانی که ارک، کاپیتان کشتی،به سمت شمال می انداخت شده بود و همین طور متوجه شده بود که ارک داشت پاروزنان کشتی ولف وایند را با سرعت بالایی به پیش می راند.
ارک هم می دانست این آب و هوای فریب آمیزِ آرام منادی تغییرات برای آب و هوای بدتری ست- خیلی بدتر. با حالتی افسرده، او می توانست خطوط طوفان تیره ای را در افق شمالی ببیند که در حال شکل گیری بودند. او می دانست که اگر نتوانند دماغه ی بادپناه را دور بزنند و به موقع وارد دریاهای وسیع دور از وزش باد بشوند، در میانه آن طوفان نیرومند گیر خواهند افتاد. برای چند دقیقه، سرعت و فواصل را ارزیابی کرد و با توجه به آنها، پیشرویی شان را با حرکت آن ابرهای طوفانی مقایسه کرد. سرانجام به اسوینگال گفت:
- نمی تونیم به اونجا برسیم.
فرمانده ی دوم سری به موافقت تکان داد. اسوینگال با حالتی فیلسوفانه گفت:
- این طوری به نظر می رسه.
ارک با تیزبینی نگاه سریعی به دور و اطراف کشتی انداخت، برای اینکه مطمئن شود هیچ ابزار یا وسیله ای رها نباشد، وسیله ای که نیاز باشد آن را به جایی ببندند. نگاهش به آن دو زندانی افتاد که در قسمت جلویی کشتی خودشان را جمع کرده بودند. او گفت: ...
#سرزمین_یخ_زده
#کارآموز_رنجر
.
🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸
هری پاتر و سنگ جادو (جلد اول)
نویسنده:جی کی رولینگ
خلاصه:
در ابتدا هری پاتر که نزد خاله و شوهر خاله اش زندگی میکند معرفی میشود ... هری ناگهان میفهمد که یک جادوگر است و لرد ولدمورت در کودکی به خانه آنها حمله کرده و پدر و مادرش را کشته، ولی به طور شگفت انگیزی نتوانسته هری را نابود کند و جادویش به خودش بازگشتهاست، در نتیجه میفهمد که فردی که در آن جا به دنبال سنگ است استاد دیگری است که تحت کنترل ولدمورت در آمدهاست. آنها نبرد کوچکی میکنند و سر انجام ولدمورت فرار می می کند.و می فهمد که اسنیپ جان او را نجات داده است هری در پایان میفهمد که دلیل اینکه در کودکی از طلسم ولدمورت نجات یافته اینست که مادرش خود را فدای او کرده و با به وجود آوردن جادویی باستانی به نام جادوی عشق ولدمورت را شکست دادهاست. اما ولدمورت از بین نرفته و دوباره بازگشته و این بار هم معلوم نیست که از بین رفته باشد!
🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸
@fantasylibrary
🕸🕸🕸🕸🕸🕸
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#هری_پاتر #هری_پاتر_و_سنگ_جادو #جی_کی_رولینگ
هری پاتر و سنگ جادو (جلد اول)
نویسنده:جی کی رولینگ
خلاصه:
در ابتدا هری پاتر که نزد خاله و شوهر خاله اش زندگی میکند معرفی میشود ... هری ناگهان میفهمد که یک جادوگر است و لرد ولدمورت در کودکی به خانه آنها حمله کرده و پدر و مادرش را کشته، ولی به طور شگفت انگیزی نتوانسته هری را نابود کند و جادویش به خودش بازگشتهاست، در نتیجه میفهمد که فردی که در آن جا به دنبال سنگ است استاد دیگری است که تحت کنترل ولدمورت در آمدهاست. آنها نبرد کوچکی میکنند و سر انجام ولدمورت فرار می می کند.و می فهمد که اسنیپ جان او را نجات داده است هری در پایان میفهمد که دلیل اینکه در کودکی از طلسم ولدمورت نجات یافته اینست که مادرش خود را فدای او کرده و با به وجود آوردن جادویی باستانی به نام جادوی عشق ولدمورت را شکست دادهاست. اما ولدمورت از بین نرفته و دوباره بازگشته و این بار هم معلوم نیست که از بین رفته باشد!
🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸
@fantasylibrary
🕸🕸🕸🕸🕸🕸
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#هری_پاتر #هری_پاتر_و_سنگ_جادو #جی_کی_رولینگ