🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈
نعره ی گربه (از مجموعه ی دایره ی وحشت)
نویسنده:آر ال استاین
خلاصه:
آقای کینز با خوشحالی گفت: «عالی بود، بچهها! عالی بود!» و صدایش تو سالن پیچید. من و رایان و فردی تعظیم کردیم. این اولین تمرین شبانه ما بود و خیلی خوب اجرایش کرده بودیم. بالاخره همه جملههایمان را حفظ شده بودیم و حرکاتمان هم روی صحنه خیلی نرمتر شده بود.این تمرینِ خوب، بهم کمک کرد که حداقل برای یک مدت کوتاه ماجرای ناهار را فراموش کنم. دلم نمیخواست بهش فکر کنم. دلم میخواست خاطرهاش را برای همیشه از ذهنم پاک کنم. خیلی خجالت کشیده بودم. خیلی تحقیر شده بود. رایان کیسه ناهار را از دستم کشید و پارهاش کرد. اثری از سر گربه نبود. یک ساندویچ و یک سیب سبز. رایان سیب را بالا گرفت و گفت: «آلیسون، تو اینو دیدی؟ همین بود؟» کنار میز ایستاده بودم، لبه میز را دو دستی گرفته بودم و سرتا پایم میلرزید.همه بچههایِ تو ناهارخوری بهم زل زده بودند. از لای دندانهای کلید شدهام به زحمت گفتم: «من... نه... خیالاتی نشده بودم.» و بعد برگشتم و از ناهارخوری دویدم بیرون. یکراست دویدم طرف قفسهام، کت و کتابهایم را برداشتم و مثل باد برگشتم خانه....
🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈
@fantasylibrary
🐈🐈🐈🐈🐈🐈
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#آر_ال_استاین #نعره_ی_گربه #دایره_ی_وحشت
نعره ی گربه (از مجموعه ی دایره ی وحشت)
نویسنده:آر ال استاین
خلاصه:
آقای کینز با خوشحالی گفت: «عالی بود، بچهها! عالی بود!» و صدایش تو سالن پیچید. من و رایان و فردی تعظیم کردیم. این اولین تمرین شبانه ما بود و خیلی خوب اجرایش کرده بودیم. بالاخره همه جملههایمان را حفظ شده بودیم و حرکاتمان هم روی صحنه خیلی نرمتر شده بود.این تمرینِ خوب، بهم کمک کرد که حداقل برای یک مدت کوتاه ماجرای ناهار را فراموش کنم. دلم نمیخواست بهش فکر کنم. دلم میخواست خاطرهاش را برای همیشه از ذهنم پاک کنم. خیلی خجالت کشیده بودم. خیلی تحقیر شده بود. رایان کیسه ناهار را از دستم کشید و پارهاش کرد. اثری از سر گربه نبود. یک ساندویچ و یک سیب سبز. رایان سیب را بالا گرفت و گفت: «آلیسون، تو اینو دیدی؟ همین بود؟» کنار میز ایستاده بودم، لبه میز را دو دستی گرفته بودم و سرتا پایم میلرزید.همه بچههایِ تو ناهارخوری بهم زل زده بودند. از لای دندانهای کلید شدهام به زحمت گفتم: «من... نه... خیالاتی نشده بودم.» و بعد برگشتم و از ناهارخوری دویدم بیرون. یکراست دویدم طرف قفسهام، کت و کتابهایم را برداشتم و مثل باد برگشتم خانه....
🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈
@fantasylibrary
🐈🐈🐈🐈🐈🐈
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#آر_ال_استاین #نعره_ی_گربه #دایره_ی_وحشت
👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹
به همه بگو سینه خیز بروند (از مجموعه ی دایره ی وحشت)
نویسنده: آر ال استاین
خلاصه:
ریکی بیمر با اخراجش از روزنامه مدرسه خیلی عصبانی می شود. بنابراین تصمیم می گیرد تا با تاشا سردبیر روزنامه شوخی کند. فقط یک شوخی کوچک. یک روز بعد از مدرسه یک پیغامی در دفتر روزنامه می گذارد. که اگر شما یک موجود ترسناک هستید. بعد از نیمه شب با تاشا تماس بگیرید. اما به طرز عجیبی پیغام ریکی اشتباه می شود و به جای تماس با تاشا با او تماس می گیرند. بچه هایی که می گویند خیلی ترسناک هستند. با پوست هایی بنفش و پولک دار و دندان تیز...
👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹
@fantasylibrary
👹👹👹👹👹👹
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#آر_ال_استاین #دایره_ی_وحشت #به_همه_بگو_سینه_خیز_بروند
به همه بگو سینه خیز بروند (از مجموعه ی دایره ی وحشت)
نویسنده: آر ال استاین
خلاصه:
ریکی بیمر با اخراجش از روزنامه مدرسه خیلی عصبانی می شود. بنابراین تصمیم می گیرد تا با تاشا سردبیر روزنامه شوخی کند. فقط یک شوخی کوچک. یک روز بعد از مدرسه یک پیغامی در دفتر روزنامه می گذارد. که اگر شما یک موجود ترسناک هستید. بعد از نیمه شب با تاشا تماس بگیرید. اما به طرز عجیبی پیغام ریکی اشتباه می شود و به جای تماس با تاشا با او تماس می گیرند. بچه هایی که می گویند خیلی ترسناک هستند. با پوست هایی بنفش و پولک دار و دندان تیز...
👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹
@fantasylibrary
👹👹👹👹👹👹
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#آر_ال_استاین #دایره_ی_وحشت #به_همه_بگو_سینه_خیز_بروند
👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺
حمله ی فانوس های شیطان (از مجموعه ی دایره ی وحشت)
نویسنده: آر ال استاین
خلاصه:
هیچ چیز نمی تواند هالوین را خراب کند.هالوین جشن مورد علاقه درو بروکمن است و امسال خیلی عالی خواهد بود.خیلی بهتر از پارسال و یا سالی که لی و تابی آن شوخی را با ان ها کردند.یک شوخی مسخره با درو و بهترین دوستش واکر.بله امسال درو و واکر یک نقشه دارند.نقشه ای برای انتقام.نقشه شان شامل دو سر کدو تنبل ترسناک است.اما اشتباهی رخ می دهد.چون سر ها خیلی واقعی هستند و صدای وحشتناکی هم دارند و از دهانشان اتش زبانه می کشد...
👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺
@fantasylibrary
👺👺👺👺👺👺
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#آر_ال_استاین #دایره_ی_وحشت #حمله_ی_فانوس_های_شیطان
حمله ی فانوس های شیطان (از مجموعه ی دایره ی وحشت)
نویسنده: آر ال استاین
خلاصه:
هیچ چیز نمی تواند هالوین را خراب کند.هالوین جشن مورد علاقه درو بروکمن است و امسال خیلی عالی خواهد بود.خیلی بهتر از پارسال و یا سالی که لی و تابی آن شوخی را با ان ها کردند.یک شوخی مسخره با درو و بهترین دوستش واکر.بله امسال درو و واکر یک نقشه دارند.نقشه ای برای انتقام.نقشه شان شامل دو سر کدو تنبل ترسناک است.اما اشتباهی رخ می دهد.چون سر ها خیلی واقعی هستند و صدای وحشتناکی هم دارند و از دهانشان اتش زبانه می کشد...
👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺
@fantasylibrary
👺👺👺👺👺👺
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#آر_ال_استاین #دایره_ی_وحشت #حمله_ی_فانوس_های_شیطان
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
🖋زندگی نامه ی📖 چالز دیکنز📖:
چارلز جان هوفام دیکنز (به انگلیسی: Charles John Huffam Dickens؛ ۷ فوریه ۱۸۱۲ – ۹ ژوئن ۱۸۷۰) برجستهترین رماننویس انگلیسی عصر ویکتوریا و یک فعال اجتماعی توانمند بود. به عقیدهٔ جیمز جویس، نویسندهٔ بزرگ معاصر، از شکسپیر به این سو، دیکنز تأثیرگذارترین نویسنده در زبان انگلیسی بودهاست.
از او برای داستانسرایی و نثر توانمندش و خلق شخصیتهای به یادماندنی، بسیار تحسین به عمل آمدهاست. دیکنز در طول زندگی خویش، محبوبیت جهانی بسیاری کسب کردهاست. از آثارش میتوان دیوید کاپرفیلد، آرزوهای بزرگ، الیور تویست وداستان دو شهر را نام برد.
دیکنز در ۷ فوریه ۱۸۱۲ در لندپورت پورتسی متولد شد. او دومین پسر جان دیکنز، کارمند اداره کارپردازی بحریه بود. پدرش اهل لاابالیگری و وامداری بود و کار را به جایی رساند که او را به زندان مارشالسی انداختند. به همین دلیل دیکنز ۱۲ ساله را برای تأمین معاش خانه به کارخانهٔ واکس سازیِ وارن فرستادند. او تا آزادی پدرش از زندان همچنان مجبور به کار بود تا بالاخره بعد از مراجعت پدر توانست به مدرسه بازگردد.
#چالز_دیکنز #معرفی_نویسنده #زندگی_نامه
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
@Fantasylibrary
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
🖋زندگی نامه ی📖 چالز دیکنز📖:
چارلز جان هوفام دیکنز (به انگلیسی: Charles John Huffam Dickens؛ ۷ فوریه ۱۸۱۲ – ۹ ژوئن ۱۸۷۰) برجستهترین رماننویس انگلیسی عصر ویکتوریا و یک فعال اجتماعی توانمند بود. به عقیدهٔ جیمز جویس، نویسندهٔ بزرگ معاصر، از شکسپیر به این سو، دیکنز تأثیرگذارترین نویسنده در زبان انگلیسی بودهاست.
از او برای داستانسرایی و نثر توانمندش و خلق شخصیتهای به یادماندنی، بسیار تحسین به عمل آمدهاست. دیکنز در طول زندگی خویش، محبوبیت جهانی بسیاری کسب کردهاست. از آثارش میتوان دیوید کاپرفیلد، آرزوهای بزرگ، الیور تویست وداستان دو شهر را نام برد.
دیکنز در ۷ فوریه ۱۸۱۲ در لندپورت پورتسی متولد شد. او دومین پسر جان دیکنز، کارمند اداره کارپردازی بحریه بود. پدرش اهل لاابالیگری و وامداری بود و کار را به جایی رساند که او را به زندان مارشالسی انداختند. به همین دلیل دیکنز ۱۲ ساله را برای تأمین معاش خانه به کارخانهٔ واکس سازیِ وارن فرستادند. او تا آزادی پدرش از زندان همچنان مجبور به کار بود تا بالاخره بعد از مراجعت پدر توانست به مدرسه بازگردد.
#چالز_دیکنز #معرفی_نویسنده #زندگی_نامه
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
@Fantasylibrary
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫
آرزوهای بزرگ
نویسنده: چارلز دیکنز
توضیحات:
آرزوهای بزرگ، رمانی است از چارلز دیکنز نویسنده شهیر انگلیسی که ابتدا به صورت داستان دنبالهدار به چاپ رسید. وقایع این کتاب که به صورت خودزندگینامه از قول شخصیت اصلی داستان، کودکی یتیم موسوم به «پیپ» نگاشته شدهاست، از سال ۱۸۱۲، هنگامی که او هفت سال دارد تا زمستان ۱۸۴۰، اتفاق میافتد. آرزوهای بزرگ را میتوان به نوعی زندگینامهٔ خودنوشت شخص دیکنز نیز دانست که همچون آثار دیگرش تجربیات تلخ و شیرین او از زندگی و مردم را نمایان می سازد.داستان آرزوهای بزرگ شرح کاملی از وضعیت سیاسی اجتماعی دوران خود است و نویسنده حقایق اجتماعی را با بیانی لطیف به تصویر کشیده است. در حقیقت همین وقایع هستند که به ارزش داستان می افزایند. این رمان توسط ابراهیم یونسی به فارسی برگردانده شده است.
💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫
@fantasylibrary
💫💫💫💫💫💫💫
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#چالز_دیکنز #آرزوهای_بزرگ #ارزوهای_بزرگ
آرزوهای بزرگ
نویسنده: چارلز دیکنز
توضیحات:
آرزوهای بزرگ، رمانی است از چارلز دیکنز نویسنده شهیر انگلیسی که ابتدا به صورت داستان دنبالهدار به چاپ رسید. وقایع این کتاب که به صورت خودزندگینامه از قول شخصیت اصلی داستان، کودکی یتیم موسوم به «پیپ» نگاشته شدهاست، از سال ۱۸۱۲، هنگامی که او هفت سال دارد تا زمستان ۱۸۴۰، اتفاق میافتد. آرزوهای بزرگ را میتوان به نوعی زندگینامهٔ خودنوشت شخص دیکنز نیز دانست که همچون آثار دیگرش تجربیات تلخ و شیرین او از زندگی و مردم را نمایان می سازد.داستان آرزوهای بزرگ شرح کاملی از وضعیت سیاسی اجتماعی دوران خود است و نویسنده حقایق اجتماعی را با بیانی لطیف به تصویر کشیده است. در حقیقت همین وقایع هستند که به ارزش داستان می افزایند. این رمان توسط ابراهیم یونسی به فارسی برگردانده شده است.
💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫
@fantasylibrary
💫💫💫💫💫💫💫
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#چالز_دیکنز #آرزوهای_بزرگ #ارزوهای_بزرگ
🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙
داستان دوشهر
نویسنده: چارلز دیکنز
خلاصه بخشی از کتاب : “لوسی” دختر جوانی است که در زمان کودکی ، پدرش در دسته ی زندانیان سیاسی به زندان می افتد و دوست صمیمی پدرش آقای “لاری” که در بانک مرکزی فرانسه کار می کند سرپرستی او را به عهده می گیرد و او را تا بعد از انقلاب کبیر فرانسه که پدر لوسی از زندان آزاد می شود پیش خود نگه می دارد. پس از آن لوسی به جستجوی پدرش می پردازد و او را در اتاق نمناک زیر شیروانی پانسیون کوچکی پیدا می کند و پس از آن با پدرش به انگلستان سفر می کنند که در آنجا به زندانی سیاسی دیگری به نام “چارلز دارنی” برخورد می کنند. (این فرد شخصیتی بی گناه و مثبت است) که در دادگاه سیاسی انگلستان به جرم خیانت به کشور انگلستان دستگیر شده است. چارلز وکیل مدافع با تجربه ای دارد به نام “سیدنی کارتن”. لوسی و پدرش با همکاری سیدنی کارتن چارلز را از مرگ حتمی نجات می دهند و او را از زندان آزاد می کنند. (سیدنی کارتن و چارلز شباهت زیادی از نظر چهره به هم دارند) در این جریان سیدنی کارتن و چارلز هر دو به لوسی که حالا دختر زیبایی شده است علاقه مند می شوند. اما چارلز سریعتر از سیدنی دست به کار می شود و با لوسی ازدواج می کند و صاحب دختری نیز می شوند.
🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙
@fantasylibrary
🏙🏙🏙🏙🏙🏙
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#چالز_دیکنز #دوشهر #دو_شهر #داستان_دو_شهر
داستان دوشهر
نویسنده: چارلز دیکنز
خلاصه بخشی از کتاب : “لوسی” دختر جوانی است که در زمان کودکی ، پدرش در دسته ی زندانیان سیاسی به زندان می افتد و دوست صمیمی پدرش آقای “لاری” که در بانک مرکزی فرانسه کار می کند سرپرستی او را به عهده می گیرد و او را تا بعد از انقلاب کبیر فرانسه که پدر لوسی از زندان آزاد می شود پیش خود نگه می دارد. پس از آن لوسی به جستجوی پدرش می پردازد و او را در اتاق نمناک زیر شیروانی پانسیون کوچکی پیدا می کند و پس از آن با پدرش به انگلستان سفر می کنند که در آنجا به زندانی سیاسی دیگری به نام “چارلز دارنی” برخورد می کنند. (این فرد شخصیتی بی گناه و مثبت است) که در دادگاه سیاسی انگلستان به جرم خیانت به کشور انگلستان دستگیر شده است. چارلز وکیل مدافع با تجربه ای دارد به نام “سیدنی کارتن”. لوسی و پدرش با همکاری سیدنی کارتن چارلز را از مرگ حتمی نجات می دهند و او را از زندان آزاد می کنند. (سیدنی کارتن و چارلز شباهت زیادی از نظر چهره به هم دارند) در این جریان سیدنی کارتن و چارلز هر دو به لوسی که حالا دختر زیبایی شده است علاقه مند می شوند. اما چارلز سریعتر از سیدنی دست به کار می شود و با لوسی ازدواج می کند و صاحب دختری نیز می شوند.
🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙🏙
@fantasylibrary
🏙🏙🏙🏙🏙🏙
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#چالز_دیکنز #دوشهر #دو_شهر #داستان_دو_شهر
📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰
الیور تویست
نویسنده: چارلز دیکنز
خلاصه:
الیور تویست در حقیقت ادعا نامه ای است که که چارلز دیکنز علیه جامعه فاسد آن روز انگلستان نوشت.
پسر کوچک و یتیمی که پدر و مادر خود را از دست داده و در عرصه گیتی تک و تنها مانده به دنیای اطرافش وارد می شود. جامعه ای که قانون جنگل با همه بی رحمی در آن رواج دارد و پسر کوچک این مطلب را به خوبی درک می کند که باید با چنگ و دندان از خود دفاع کند وگرنه دیگران پاره پاره اش می کنند. منافع عده بسیاری ایجاب می کند که او (علیرغم ثروت فراوانی که از پدر به ارث رسیده) در فساد و تباهی فرو رود، ولی اولیور کوچک برای دنیای تیرگی ها ساخته نشده و سرانجام در نبرد خونینی که در آن خوبی ها و بدی ها یک بار دیگر در مقابل هم صف آرایی می کنند اولیور کوچک موفق می شود که خود را از جنگ افراد بد سرشت و کسانی که طمع ثروت او را در دل دارند، خلاص کند. اما پس از آن یعنی هنگامی که اولیور از دست ارباب ستمگرش فرار می کند و خود را در شهر بزرگ و پر خطر«لندن» تنها می یابد، نه خانواده ای دارد و نه حتی دوستی، چیزی نمی گذرد که در دام پیرمردی شرور به نام « فاگین» که خانه اش پاتوق دزدها و جیب برهاست گرفتارمی شود.
توضیحات:
تم اصلی این داستان هنگامی ایجاد شد که دیکنز (نویسنده داستان) در یک مجله استخدام شد. از آن پس چارلز به میان مردم می رفت و ساعتها در خیابان پرسه می زد و وضع زندگی آنها را زیر نظر می گرفت، به محله های کثیف و آلوده شهر لندن می رفت و با بچه های طبقات پایین درد دل می کرد. زیرا او خود را متعلق به آنها می دانست و به آنها عشق می ورزید. دردها و مشقات زندگی، «چارلزدیکنز» را بر آن داشت تا به دنیای وسیع نویسندگی پناه برد. در سالهای 1831 و 1832 روزنامه نویسی می کرد اما پس از آن رمان را پسندید و پا به میدان پر ارج و بزرگ آن گذاشت تا دردهای خود را که تا پایان عمرش با او بودند بر روی کاغذ آورد.
📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰
@fantasylibrary
📰📰📰📰📰📰
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#چالز_دیکنز #الیور_تویست #الیورتویست
الیور تویست
نویسنده: چارلز دیکنز
خلاصه:
الیور تویست در حقیقت ادعا نامه ای است که که چارلز دیکنز علیه جامعه فاسد آن روز انگلستان نوشت.
پسر کوچک و یتیمی که پدر و مادر خود را از دست داده و در عرصه گیتی تک و تنها مانده به دنیای اطرافش وارد می شود. جامعه ای که قانون جنگل با همه بی رحمی در آن رواج دارد و پسر کوچک این مطلب را به خوبی درک می کند که باید با چنگ و دندان از خود دفاع کند وگرنه دیگران پاره پاره اش می کنند. منافع عده بسیاری ایجاب می کند که او (علیرغم ثروت فراوانی که از پدر به ارث رسیده) در فساد و تباهی فرو رود، ولی اولیور کوچک برای دنیای تیرگی ها ساخته نشده و سرانجام در نبرد خونینی که در آن خوبی ها و بدی ها یک بار دیگر در مقابل هم صف آرایی می کنند اولیور کوچک موفق می شود که خود را از جنگ افراد بد سرشت و کسانی که طمع ثروت او را در دل دارند، خلاص کند. اما پس از آن یعنی هنگامی که اولیور از دست ارباب ستمگرش فرار می کند و خود را در شهر بزرگ و پر خطر«لندن» تنها می یابد، نه خانواده ای دارد و نه حتی دوستی، چیزی نمی گذرد که در دام پیرمردی شرور به نام « فاگین» که خانه اش پاتوق دزدها و جیب برهاست گرفتارمی شود.
توضیحات:
تم اصلی این داستان هنگامی ایجاد شد که دیکنز (نویسنده داستان) در یک مجله استخدام شد. از آن پس چارلز به میان مردم می رفت و ساعتها در خیابان پرسه می زد و وضع زندگی آنها را زیر نظر می گرفت، به محله های کثیف و آلوده شهر لندن می رفت و با بچه های طبقات پایین درد دل می کرد. زیرا او خود را متعلق به آنها می دانست و به آنها عشق می ورزید. دردها و مشقات زندگی، «چارلزدیکنز» را بر آن داشت تا به دنیای وسیع نویسندگی پناه برد. در سالهای 1831 و 1832 روزنامه نویسی می کرد اما پس از آن رمان را پسندید و پا به میدان پر ارج و بزرگ آن گذاشت تا دردهای خود را که تا پایان عمرش با او بودند بر روی کاغذ آورد.
📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰📰
@fantasylibrary
📰📰📰📰📰📰
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#چالز_دیکنز #الیور_تویست #الیورتویست
🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵
دیوید کاپرفیلد
نویسنده: چارلز دیکنز
توضیحات:
دیوید کاپرفیلد (David Copperfield)، نام رمانی نوشته چارلز دیکنز نویسنده انگلیسی و نیز نام شخصیت اصلی همین داستان است. این کتاب برای نخستین بار در سال ۱۸۵۰ میلادی منتشر شد. دیکنز آن را از سایر کتاب های خود برتر میدانست شاید از این رو که حوادث هیجان انگیز و بسیاری از عناصر داستان برگرفته از رخداد های زندگی خود او است و میتوان گفت بیش از دیگر رمانهای او، قالب اتوبیوگرافی دارد.
خلاصه:
شخصیت اصلی این داستان، دیوید کاپرفیلد، کودک مورد علاقه خود دیکنز نیز میباشد.
حجم انتقاد صریح اجتماعی در این رمان کمتر از نوشته های دیگر او است. در این جا توجه نویسنده بیشتر به ماجراهای خانگی و روحانی است تا بیدادهای اجتماعی. خفتهای شخصیت «پیپ» در این رمان، فرازجوییهایش، بزرگمنشیهای به خود بستهاش و نیز ترقی و تنزلش همه نمادهای اجتماعی قابل شناختاند.
🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵
@fantasylibrary
🌵🌵🌵🌵🌵🌵
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#چالز_دیکنز #دیویدکاپرفیلد #دیوید_کاپرفیلد
دیوید کاپرفیلد
نویسنده: چارلز دیکنز
توضیحات:
دیوید کاپرفیلد (David Copperfield)، نام رمانی نوشته چارلز دیکنز نویسنده انگلیسی و نیز نام شخصیت اصلی همین داستان است. این کتاب برای نخستین بار در سال ۱۸۵۰ میلادی منتشر شد. دیکنز آن را از سایر کتاب های خود برتر میدانست شاید از این رو که حوادث هیجان انگیز و بسیاری از عناصر داستان برگرفته از رخداد های زندگی خود او است و میتوان گفت بیش از دیگر رمانهای او، قالب اتوبیوگرافی دارد.
خلاصه:
شخصیت اصلی این داستان، دیوید کاپرفیلد، کودک مورد علاقه خود دیکنز نیز میباشد.
حجم انتقاد صریح اجتماعی در این رمان کمتر از نوشته های دیگر او است. در این جا توجه نویسنده بیشتر به ماجراهای خانگی و روحانی است تا بیدادهای اجتماعی. خفتهای شخصیت «پیپ» در این رمان، فرازجوییهایش، بزرگمنشیهای به خود بستهاش و نیز ترقی و تنزلش همه نمادهای اجتماعی قابل شناختاند.
🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵
@fantasylibrary
🌵🌵🌵🌵🌵🌵
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#چالز_دیکنز #دیویدکاپرفیلد #دیوید_کاپرفیلد