Forwarded from Fantasy Library
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
شهر موش ها
جلد سوم از مجموعه در جستجوی دلتورا
نویسنده: امیلی رودا
خلاصه: لیف، باردا و جاسمین – سه همسفری که تنها نقطه مشترکشان، نفرت از دشمن واحد است – برای پیدا کردن هفت گوهر گمشده کمربند جادویی دلتورا به جست و جوی خطرناکی دست میزنند. تنها زمانی که کمربند کامل شود ارباب سایه ها سرنگون میشود.
آنها تا به حال موفق شده اند باقوت زرد و یاقوت سرخ را بیابند. این دو گوهر که نیروهای مرموزی دارند به همسفران قدرت و شهامت میبخشند تا برای یافتن گوهر سوم تلاش کنند اما هیچ یک از آنها نمیداند که در شهر موش های ممنوعه چه سرنوششت وحشتناکی در انتظارشان است.
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
@fantasylibrary
🌀🌀🌀🌀🌀🌀
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
#امیلی_رودا
#سرزمین_دلتورا
#در_جستجوی_دلتورا
شهر موش ها
جلد سوم از مجموعه در جستجوی دلتورا
نویسنده: امیلی رودا
خلاصه: لیف، باردا و جاسمین – سه همسفری که تنها نقطه مشترکشان، نفرت از دشمن واحد است – برای پیدا کردن هفت گوهر گمشده کمربند جادویی دلتورا به جست و جوی خطرناکی دست میزنند. تنها زمانی که کمربند کامل شود ارباب سایه ها سرنگون میشود.
آنها تا به حال موفق شده اند باقوت زرد و یاقوت سرخ را بیابند. این دو گوهر که نیروهای مرموزی دارند به همسفران قدرت و شهامت میبخشند تا برای یافتن گوهر سوم تلاش کنند اما هیچ یک از آنها نمیداند که در شهر موش های ممنوعه چه سرنوششت وحشتناکی در انتظارشان است.
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
@fantasylibrary
🌀🌀🌀🌀🌀🌀
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
#امیلی_رودا
#سرزمین_دلتورا
#در_جستجوی_دلتورا
Forwarded from Deleted Account
Dar Jostojoie Deltoora - Book 3 - Shahre Mosh Ha.pdf
7.1 MB
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
🖋زندگی نامه ی📖 فیلیپ پولمن📖:
زندگی نامه: فیلیپ پولمن سال 1946 میلادی در نورویچ انگلستان زاده شد. او بیش تر دوران کودکی خود را در دریا سپری کرد؛ چون پدرش از افسران نیروی هوایی سلطنتی انگلستان بود و به همین دلیل هم مجبور شد تحصیلات ابتدایی خود را درنقاط گوناگون دنیا بگذراند.
پولمن در دانشگاه آکسفورد، در رشتهی ادبیات انگلیسی تحصیل کرد و آموزشهای تکمیلی خود را در رشتهی آموزش و پرورش به پایان رساند. او در 25 سالگی کارش را با آموزگاری آغاز کرد و در همین دوران نمایش نامههایی برای کودکان نوشت که بعدها در نوشتن رمانهایش از آن ها الهام گرفت.
داستانهای پولمن، سبکها و ژانرهای گوناگونی دارند: آثار طنزگونه و شاد، بازنویسی از قصههای پریان، داستان های تاریخی، رمانهای گرافیکی، داستانهای کوتاه و نمایش نامه.
پولمن تصویرگری برای کتابهای کودکان را نیز دوست دارد و دو کتاب اول از سه گانهی “نیروی اهریمنیاش” را خود تصویرگری کرده است. او با هنرمندان گوناگونی در تصویرگری کتابهای تصویریاش که بیش تر از قصههای شناخته شدهی پریان الهام گرفته، همکاری داشته است. قصههای پریان با قلم پولمن، وجه کمیک تازهای مییابند و با تصویرگری غنیتر میشوند. موفقیت پولمن در نویسندگی با داستان «کنت کارلستین» در سال 1982 آغاز شد، به طوری که پس از انتشار موفقیتآمیز«سپیده های شمالی» در سال 1995 ، تمام وقت خود را به نوشتن اختصاص داد.
شمار جایزه هایی که نوشتههای فیلیپ پولمن از آن خود کردهاند، نشان دهندهی کیفیت بالای آن هاست. تا سال 2005، پولمن جوایز ویتبرد، مدال کارنگی، جایزهی اسمارتیز، جایزهی ادبیات کودکان گاردین، جایزهی یادبود آسترید لیندگرن و جایزهی هانس کریستین اندرسن را دریافت کرده است.
بهترین اثر فیلیپ پولمن در ادبیات کودکان، سه گانه یا چنان که خودش ترجیح میدهد بنامد، «یک کتاب در سه جلد»، اثری است حماسی و بحث برانگیز با نام «نیروی اهریمنیاش» شامل سه داستان «سپیدههای شمالی»، «چاقوی پنهان» و «دوربین کهربایی».
از این سه گانه فیلمی ساخته شده است. هم چنین از این مجموعه دو نمایش نامه اقتباس شده و در تئاتر ملی لندن به اجرا در آمده است. آثارپولمن فاصلهی بین خوانندگان نوجوان و بزرگ سال را از بین برده و آثار او به ویژه «نیروی اهریمنیاش» از سوی هر دو گروه ستایش شده است.
فیلیپ پولمن بر این باور است که: «داستانها مهم ترین چیز در دنیا هستند. داستانها، هم مایهی سرگرمیاند و هم آموزش میدهند. آن ها به انسانها در لذت بردن از زندگی و بردباری در برابرسختیهای آن یاری میرسانند. پس از غذا، سرپناه و روابط دوستانه با انسانهای دیگر، داستانها بیش ترین چیزی هستند که ما به آن ها نیاز داریم.»
از این نویسنده، سه گانهی «نیروی اهریمنیاش» و «من موش بودم» توسط شهرهی نور صالحی به فارسی برگردانده شده است.
#فیلیپ_پولمن #معرفی_نویسنده #زندگی_نامه
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
@Fantasylibrary
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
🖋زندگی نامه ی📖 فیلیپ پولمن📖:
زندگی نامه: فیلیپ پولمن سال 1946 میلادی در نورویچ انگلستان زاده شد. او بیش تر دوران کودکی خود را در دریا سپری کرد؛ چون پدرش از افسران نیروی هوایی سلطنتی انگلستان بود و به همین دلیل هم مجبور شد تحصیلات ابتدایی خود را درنقاط گوناگون دنیا بگذراند.
پولمن در دانشگاه آکسفورد، در رشتهی ادبیات انگلیسی تحصیل کرد و آموزشهای تکمیلی خود را در رشتهی آموزش و پرورش به پایان رساند. او در 25 سالگی کارش را با آموزگاری آغاز کرد و در همین دوران نمایش نامههایی برای کودکان نوشت که بعدها در نوشتن رمانهایش از آن ها الهام گرفت.
داستانهای پولمن، سبکها و ژانرهای گوناگونی دارند: آثار طنزگونه و شاد، بازنویسی از قصههای پریان، داستان های تاریخی، رمانهای گرافیکی، داستانهای کوتاه و نمایش نامه.
پولمن تصویرگری برای کتابهای کودکان را نیز دوست دارد و دو کتاب اول از سه گانهی “نیروی اهریمنیاش” را خود تصویرگری کرده است. او با هنرمندان گوناگونی در تصویرگری کتابهای تصویریاش که بیش تر از قصههای شناخته شدهی پریان الهام گرفته، همکاری داشته است. قصههای پریان با قلم پولمن، وجه کمیک تازهای مییابند و با تصویرگری غنیتر میشوند. موفقیت پولمن در نویسندگی با داستان «کنت کارلستین» در سال 1982 آغاز شد، به طوری که پس از انتشار موفقیتآمیز«سپیده های شمالی» در سال 1995 ، تمام وقت خود را به نوشتن اختصاص داد.
شمار جایزه هایی که نوشتههای فیلیپ پولمن از آن خود کردهاند، نشان دهندهی کیفیت بالای آن هاست. تا سال 2005، پولمن جوایز ویتبرد، مدال کارنگی، جایزهی اسمارتیز، جایزهی ادبیات کودکان گاردین، جایزهی یادبود آسترید لیندگرن و جایزهی هانس کریستین اندرسن را دریافت کرده است.
بهترین اثر فیلیپ پولمن در ادبیات کودکان، سه گانه یا چنان که خودش ترجیح میدهد بنامد، «یک کتاب در سه جلد»، اثری است حماسی و بحث برانگیز با نام «نیروی اهریمنیاش» شامل سه داستان «سپیدههای شمالی»، «چاقوی پنهان» و «دوربین کهربایی».
از این سه گانه فیلمی ساخته شده است. هم چنین از این مجموعه دو نمایش نامه اقتباس شده و در تئاتر ملی لندن به اجرا در آمده است. آثارپولمن فاصلهی بین خوانندگان نوجوان و بزرگ سال را از بین برده و آثار او به ویژه «نیروی اهریمنیاش» از سوی هر دو گروه ستایش شده است.
فیلیپ پولمن بر این باور است که: «داستانها مهم ترین چیز در دنیا هستند. داستانها، هم مایهی سرگرمیاند و هم آموزش میدهند. آن ها به انسانها در لذت بردن از زندگی و بردباری در برابرسختیهای آن یاری میرسانند. پس از غذا، سرپناه و روابط دوستانه با انسانهای دیگر، داستانها بیش ترین چیزی هستند که ما به آن ها نیاز داریم.»
از این نویسنده، سه گانهی «نیروی اهریمنیاش» و «من موش بودم» توسط شهرهی نور صالحی به فارسی برگردانده شده است.
#فیلیپ_پولمن #معرفی_نویسنده #زندگی_نامه
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
@Fantasylibrary
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
سپیده شمال
جلد اول از سهگانه نیروی اهریمنی اش
نویسنده:فیلیپ پولمن
توضیحات:
کتاب سپیدهٔ شمالی بخش اول یک مجموعه سهگانه کتابهای داستانی تخیلی به نام نیروی اهریمنیاش (به انگلیسی: His Dark Materials)است که توسط فیلیپ پولمن نوشته شدهاست. این کتاب در آمریکا با نام قطبنمای طلایی (به انگلیسی: The Golden Compass) شناخته میشود.
خلاصه کتاب:
لایرا بلاکوا دختری ده-یازده سالهاست که عمویش، لرد عزریل قیمومیت او را به عهده دارد. لایرا فکر میکند پدر و مادرش در یک سانحهٔ هوایی کشته شده اند؛ در حالی که این طور نیست. شفنها بچهها و از جمله دوست لایرا، راجر را میدزدند و او با کمک کوالیها برای آزاد کردن آنها به شمال میروند و طی اتفاقاتی لایرا میفهمد خانم کولتر، یکی از اعضای شورای فراگیر نذورات که او را برای مدتی بزرگ کرده بود مادرش و لرد عزریل پدرش است…
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
@fantasylibrary
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#فیلیپ_پولمن
#نیروی_اهریمنی_اش
#سپیده_شمال
سپیده شمال
جلد اول از سهگانه نیروی اهریمنی اش
نویسنده:فیلیپ پولمن
توضیحات:
کتاب سپیدهٔ شمالی بخش اول یک مجموعه سهگانه کتابهای داستانی تخیلی به نام نیروی اهریمنیاش (به انگلیسی: His Dark Materials)است که توسط فیلیپ پولمن نوشته شدهاست. این کتاب در آمریکا با نام قطبنمای طلایی (به انگلیسی: The Golden Compass) شناخته میشود.
خلاصه کتاب:
لایرا بلاکوا دختری ده-یازده سالهاست که عمویش، لرد عزریل قیمومیت او را به عهده دارد. لایرا فکر میکند پدر و مادرش در یک سانحهٔ هوایی کشته شده اند؛ در حالی که این طور نیست. شفنها بچهها و از جمله دوست لایرا، راجر را میدزدند و او با کمک کوالیها برای آزاد کردن آنها به شمال میروند و طی اتفاقاتی لایرا میفهمد خانم کولتر، یکی از اعضای شورای فراگیر نذورات که او را برای مدتی بزرگ کرده بود مادرش و لرد عزریل پدرش است…
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
@fantasylibrary
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#فیلیپ_پولمن
#نیروی_اهریمنی_اش
#سپیده_شمال
🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈
نعره ی گربه (از مجموعه ی دایره ی وحشت)
نویسنده:آر ال استاین
خلاصه:
آقای کینز با خوشحالی گفت: «عالی بود، بچهها! عالی بود!» و صدایش تو سالن پیچید. من و رایان و فردی تعظیم کردیم. این اولین تمرین شبانه ما بود و خیلی خوب اجرایش کرده بودیم. بالاخره همه جملههایمان را حفظ شده بودیم و حرکاتمان هم روی صحنه خیلی نرمتر شده بود.این تمرینِ خوب، بهم کمک کرد که حداقل برای یک مدت کوتاه ماجرای ناهار را فراموش کنم. دلم نمیخواست بهش فکر کنم. دلم میخواست خاطرهاش را برای همیشه از ذهنم پاک کنم. خیلی خجالت کشیده بودم. خیلی تحقیر شده بود. رایان کیسه ناهار را از دستم کشید و پارهاش کرد. اثری از سر گربه نبود. یک ساندویچ و یک سیب سبز. رایان سیب را بالا گرفت و گفت: «آلیسون، تو اینو دیدی؟ همین بود؟» کنار میز ایستاده بودم، لبه میز را دو دستی گرفته بودم و سرتا پایم میلرزید.همه بچههایِ تو ناهارخوری بهم زل زده بودند. از لای دندانهای کلید شدهام به زحمت گفتم: «من... نه... خیالاتی نشده بودم.» و بعد برگشتم و از ناهارخوری دویدم بیرون. یکراست دویدم طرف قفسهام، کت و کتابهایم را برداشتم و مثل باد برگشتم خانه....
🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈
@fantasylibrary
🐈🐈🐈🐈🐈🐈
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#آر_ال_استاین #نعره_ی_گربه #دایره_ی_وحشت
نعره ی گربه (از مجموعه ی دایره ی وحشت)
نویسنده:آر ال استاین
خلاصه:
آقای کینز با خوشحالی گفت: «عالی بود، بچهها! عالی بود!» و صدایش تو سالن پیچید. من و رایان و فردی تعظیم کردیم. این اولین تمرین شبانه ما بود و خیلی خوب اجرایش کرده بودیم. بالاخره همه جملههایمان را حفظ شده بودیم و حرکاتمان هم روی صحنه خیلی نرمتر شده بود.این تمرینِ خوب، بهم کمک کرد که حداقل برای یک مدت کوتاه ماجرای ناهار را فراموش کنم. دلم نمیخواست بهش فکر کنم. دلم میخواست خاطرهاش را برای همیشه از ذهنم پاک کنم. خیلی خجالت کشیده بودم. خیلی تحقیر شده بود. رایان کیسه ناهار را از دستم کشید و پارهاش کرد. اثری از سر گربه نبود. یک ساندویچ و یک سیب سبز. رایان سیب را بالا گرفت و گفت: «آلیسون، تو اینو دیدی؟ همین بود؟» کنار میز ایستاده بودم، لبه میز را دو دستی گرفته بودم و سرتا پایم میلرزید.همه بچههایِ تو ناهارخوری بهم زل زده بودند. از لای دندانهای کلید شدهام به زحمت گفتم: «من... نه... خیالاتی نشده بودم.» و بعد برگشتم و از ناهارخوری دویدم بیرون. یکراست دویدم طرف قفسهام، کت و کتابهایم را برداشتم و مثل باد برگشتم خانه....
🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈
@fantasylibrary
🐈🐈🐈🐈🐈🐈
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#آر_ال_استاین #نعره_ی_گربه #دایره_ی_وحشت
👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹
به همه بگو سینه خیز بروند (از مجموعه ی دایره ی وحشت)
نویسنده: آر ال استاین
خلاصه:
ریکی بیمر با اخراجش از روزنامه مدرسه خیلی عصبانی می شود. بنابراین تصمیم می گیرد تا با تاشا سردبیر روزنامه شوخی کند. فقط یک شوخی کوچک. یک روز بعد از مدرسه یک پیغامی در دفتر روزنامه می گذارد. که اگر شما یک موجود ترسناک هستید. بعد از نیمه شب با تاشا تماس بگیرید. اما به طرز عجیبی پیغام ریکی اشتباه می شود و به جای تماس با تاشا با او تماس می گیرند. بچه هایی که می گویند خیلی ترسناک هستند. با پوست هایی بنفش و پولک دار و دندان تیز...
👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹
@fantasylibrary
👹👹👹👹👹👹
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#آر_ال_استاین #دایره_ی_وحشت #به_همه_بگو_سینه_خیز_بروند
به همه بگو سینه خیز بروند (از مجموعه ی دایره ی وحشت)
نویسنده: آر ال استاین
خلاصه:
ریکی بیمر با اخراجش از روزنامه مدرسه خیلی عصبانی می شود. بنابراین تصمیم می گیرد تا با تاشا سردبیر روزنامه شوخی کند. فقط یک شوخی کوچک. یک روز بعد از مدرسه یک پیغامی در دفتر روزنامه می گذارد. که اگر شما یک موجود ترسناک هستید. بعد از نیمه شب با تاشا تماس بگیرید. اما به طرز عجیبی پیغام ریکی اشتباه می شود و به جای تماس با تاشا با او تماس می گیرند. بچه هایی که می گویند خیلی ترسناک هستند. با پوست هایی بنفش و پولک دار و دندان تیز...
👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹
@fantasylibrary
👹👹👹👹👹👹
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#آر_ال_استاین #دایره_ی_وحشت #به_همه_بگو_سینه_خیز_بروند
👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺
حمله ی فانوس های شیطان (از مجموعه ی دایره ی وحشت)
نویسنده: آر ال استاین
خلاصه:
هیچ چیز نمی تواند هالوین را خراب کند.هالوین جشن مورد علاقه درو بروکمن است و امسال خیلی عالی خواهد بود.خیلی بهتر از پارسال و یا سالی که لی و تابی آن شوخی را با ان ها کردند.یک شوخی مسخره با درو و بهترین دوستش واکر.بله امسال درو و واکر یک نقشه دارند.نقشه ای برای انتقام.نقشه شان شامل دو سر کدو تنبل ترسناک است.اما اشتباهی رخ می دهد.چون سر ها خیلی واقعی هستند و صدای وحشتناکی هم دارند و از دهانشان اتش زبانه می کشد...
👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺
@fantasylibrary
👺👺👺👺👺👺
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#آر_ال_استاین #دایره_ی_وحشت #حمله_ی_فانوس_های_شیطان
حمله ی فانوس های شیطان (از مجموعه ی دایره ی وحشت)
نویسنده: آر ال استاین
خلاصه:
هیچ چیز نمی تواند هالوین را خراب کند.هالوین جشن مورد علاقه درو بروکمن است و امسال خیلی عالی خواهد بود.خیلی بهتر از پارسال و یا سالی که لی و تابی آن شوخی را با ان ها کردند.یک شوخی مسخره با درو و بهترین دوستش واکر.بله امسال درو و واکر یک نقشه دارند.نقشه ای برای انتقام.نقشه شان شامل دو سر کدو تنبل ترسناک است.اما اشتباهی رخ می دهد.چون سر ها خیلی واقعی هستند و صدای وحشتناکی هم دارند و از دهانشان اتش زبانه می کشد...
👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺
@fantasylibrary
👺👺👺👺👺👺
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#آر_ال_استاین #دایره_ی_وحشت #حمله_ی_فانوس_های_شیطان
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
🖋زندگی نامه ی📖 چالز دیکنز📖:
چارلز جان هوفام دیکنز (به انگلیسی: Charles John Huffam Dickens؛ ۷ فوریه ۱۸۱۲ – ۹ ژوئن ۱۸۷۰) برجستهترین رماننویس انگلیسی عصر ویکتوریا و یک فعال اجتماعی توانمند بود. به عقیدهٔ جیمز جویس، نویسندهٔ بزرگ معاصر، از شکسپیر به این سو، دیکنز تأثیرگذارترین نویسنده در زبان انگلیسی بودهاست.
از او برای داستانسرایی و نثر توانمندش و خلق شخصیتهای به یادماندنی، بسیار تحسین به عمل آمدهاست. دیکنز در طول زندگی خویش، محبوبیت جهانی بسیاری کسب کردهاست. از آثارش میتوان دیوید کاپرفیلد، آرزوهای بزرگ، الیور تویست وداستان دو شهر را نام برد.
دیکنز در ۷ فوریه ۱۸۱۲ در لندپورت پورتسی متولد شد. او دومین پسر جان دیکنز، کارمند اداره کارپردازی بحریه بود. پدرش اهل لاابالیگری و وامداری بود و کار را به جایی رساند که او را به زندان مارشالسی انداختند. به همین دلیل دیکنز ۱۲ ساله را برای تأمین معاش خانه به کارخانهٔ واکس سازیِ وارن فرستادند. او تا آزادی پدرش از زندان همچنان مجبور به کار بود تا بالاخره بعد از مراجعت پدر توانست به مدرسه بازگردد.
#چالز_دیکنز #معرفی_نویسنده #زندگی_نامه
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
@Fantasylibrary
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
🖋زندگی نامه ی📖 چالز دیکنز📖:
چارلز جان هوفام دیکنز (به انگلیسی: Charles John Huffam Dickens؛ ۷ فوریه ۱۸۱۲ – ۹ ژوئن ۱۸۷۰) برجستهترین رماننویس انگلیسی عصر ویکتوریا و یک فعال اجتماعی توانمند بود. به عقیدهٔ جیمز جویس، نویسندهٔ بزرگ معاصر، از شکسپیر به این سو، دیکنز تأثیرگذارترین نویسنده در زبان انگلیسی بودهاست.
از او برای داستانسرایی و نثر توانمندش و خلق شخصیتهای به یادماندنی، بسیار تحسین به عمل آمدهاست. دیکنز در طول زندگی خویش، محبوبیت جهانی بسیاری کسب کردهاست. از آثارش میتوان دیوید کاپرفیلد، آرزوهای بزرگ، الیور تویست وداستان دو شهر را نام برد.
دیکنز در ۷ فوریه ۱۸۱۲ در لندپورت پورتسی متولد شد. او دومین پسر جان دیکنز، کارمند اداره کارپردازی بحریه بود. پدرش اهل لاابالیگری و وامداری بود و کار را به جایی رساند که او را به زندان مارشالسی انداختند. به همین دلیل دیکنز ۱۲ ساله را برای تأمین معاش خانه به کارخانهٔ واکس سازیِ وارن فرستادند. او تا آزادی پدرش از زندان همچنان مجبور به کار بود تا بالاخره بعد از مراجعت پدر توانست به مدرسه بازگردد.
#چالز_دیکنز #معرفی_نویسنده #زندگی_نامه
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
@Fantasylibrary
📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗 📙📕📘📗
💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫
آرزوهای بزرگ
نویسنده: چارلز دیکنز
توضیحات:
آرزوهای بزرگ، رمانی است از چارلز دیکنز نویسنده شهیر انگلیسی که ابتدا به صورت داستان دنبالهدار به چاپ رسید. وقایع این کتاب که به صورت خودزندگینامه از قول شخصیت اصلی داستان، کودکی یتیم موسوم به «پیپ» نگاشته شدهاست، از سال ۱۸۱۲، هنگامی که او هفت سال دارد تا زمستان ۱۸۴۰، اتفاق میافتد. آرزوهای بزرگ را میتوان به نوعی زندگینامهٔ خودنوشت شخص دیکنز نیز دانست که همچون آثار دیگرش تجربیات تلخ و شیرین او از زندگی و مردم را نمایان می سازد.داستان آرزوهای بزرگ شرح کاملی از وضعیت سیاسی اجتماعی دوران خود است و نویسنده حقایق اجتماعی را با بیانی لطیف به تصویر کشیده است. در حقیقت همین وقایع هستند که به ارزش داستان می افزایند. این رمان توسط ابراهیم یونسی به فارسی برگردانده شده است.
💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫
@fantasylibrary
💫💫💫💫💫💫💫
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#چالز_دیکنز #آرزوهای_بزرگ #ارزوهای_بزرگ
آرزوهای بزرگ
نویسنده: چارلز دیکنز
توضیحات:
آرزوهای بزرگ، رمانی است از چارلز دیکنز نویسنده شهیر انگلیسی که ابتدا به صورت داستان دنبالهدار به چاپ رسید. وقایع این کتاب که به صورت خودزندگینامه از قول شخصیت اصلی داستان، کودکی یتیم موسوم به «پیپ» نگاشته شدهاست، از سال ۱۸۱۲، هنگامی که او هفت سال دارد تا زمستان ۱۸۴۰، اتفاق میافتد. آرزوهای بزرگ را میتوان به نوعی زندگینامهٔ خودنوشت شخص دیکنز نیز دانست که همچون آثار دیگرش تجربیات تلخ و شیرین او از زندگی و مردم را نمایان می سازد.داستان آرزوهای بزرگ شرح کاملی از وضعیت سیاسی اجتماعی دوران خود است و نویسنده حقایق اجتماعی را با بیانی لطیف به تصویر کشیده است. در حقیقت همین وقایع هستند که به ارزش داستان می افزایند. این رمان توسط ابراهیم یونسی به فارسی برگردانده شده است.
💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫
@fantasylibrary
💫💫💫💫💫💫💫
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#چالز_دیکنز #آرزوهای_بزرگ #ارزوهای_بزرگ