Fantasy Library
5.42K subscribers
13.2K photos
632 videos
3.21K files
1.72K links
📚| Fantasy Library |🐉
Instagram🆔:
instagram.com/Fantasy._.Library
📧Email:FantasyLibrary2016@gmail.com
🗣Admin: @StarTrouble
🗂 آرشیو برنامه شب های فانتزی:
📥 @Podcast_Fantasy_Night
Download Telegram
💙😍💙😍💙
#Percy_Jackson 🔱 🌊
🔔 #having_fun 😂
| @FantasyLibrary |🐉
✂️ #برشی_از_متن
🖋 #سارا_راش
📚 #برف_چون_خاکستر ❄️
🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏
_" اذیتش نکنین ! "
آن پسرک . پسری که روز اول برای گرفتن ملاقه‌ی آب جلوی من توبیخ شد،همانی که‌از‌‌ آن روز به‌بعد،هر روز مرا نگاه کرده و چشمهای آبی گردش،درعین حال،هم متاسف،هم کنجکاو و هم مصمم است.
هر روز همینطور که انگشتانش محکم پارچ آب را گرفته،به من نگاه میکند و هر روز نیم قدمی به طرف من کج میکند،انگار میخواهد قوانین را بشکند،میخواهد به من کمک کند اما همیشه تسلیم ترسش میشود و جلوتر نمی آید.
اما امروز ترسش را کنار میزند،پارچش را روی زمین میزند و پارچ سفالی خُرد میشود.
از آن طرف حیاط با سرعت به سمت من می‌آید،باعجله ده‌ها وینتری را دور میزند که دهانهایشان از تعجب باز مانده و به انبوه چوب و خاک و سنگ خیره شده‌اند،در حالی که سربازهای اسپرینگ هم لا به لای این آوار مانده‌اند.
تمام توجه‌ها به پسرک جلب میشود،پاهای کوچکش روی زمین بالا و پایین میرود و همینطور که می‌آید،فریاد میزند:
"اذیتش نکنین!میخوام زنده بمونه،اذیتش نکنین!اینقدر مارو اذیت نکنین!"
🌎🌍🌏🌎🌍🌏🌎🌏🌎🌍🌏🌎🌍🌏🌎
🔍 مطالب مشابه در کانال ما بیابید 🔎
👉 @FantasyLibrar
📖😍📚
🔔 #having_fun 😂
| @FantasyLibrary |🐉
#Lord_of_the_Rings 🧝🏻‍♂️🧙🏻‍♂️
🔔 #having_fun 😂
| @FantasyLibrary |🐉
🎭 #fan_art 🎭
🤖 #the_iron_fey 🤖
@fantasylibrary
🎭 #fan_art 🎭
🤖 #the_iron_fey 🤖
@fantasylibrary
🎭 #fan_art 🎭
🤖 #the_iron_fey 🤖
@fantasylibrary
✂️ #برشی_از_متن
🖋 #دایانا_واین_جونز
📚 #قلعهء_متحرک
🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏🌍🌎🌏
"برو و یک ستاره دنباله دار رو گیر بنداز
یک بچه‌ء مهرگیاه گیر بیار
بگو ببینم سالهای عمرت کجا رفتند؟
کی سم شیطون رو دو نیم کرد؟
به من یاد بده آواز پریان دریایی را بشنوم!
به‌من‌بگوببینم‌چطور از نیش حسد در امان باشم؟
برو و بادی را پیدا کن که سر عقلت بیاره .
بادی که ازت یه آدم شرافتمند بسازه.
اگر تو چیزهایی میبینی که دیگران نمی بینند
چیزهایی که نامرئی هستند
پس ده هزار روز و ده هزار شب در سفر باش
تا برف پیری بر تو بنشینه
وقتی بازگشتی ، برایم بازگو
تمام آن چیزهایی که رو که دیدی
و قسم بخور ، که در هیچ جا
پیدا نمیکنی
زنی زیبا و بی همتا
اگر تو ... "
🌎🌍🌏🌎🌍🌏🌎🌏🌎🌍🌏🌎🌍🌏🌎
🔍 مطالب مشابه را در کانال ما بیابید 🔎

👉 @FantasyLibrary
#what_to_read🤔
#چی_بخونیم
وقتی دوست صمیمیت به اون مدرسه ای که تو می خواستی می رسه و تو نمیرسی😞😅
رویا دزد ها
#the_dream_thieves
@fantasylibrary 😉
#what_to_read🤔
#چی_بخونیم
وقتی توی شیرینی فروشی هستی و نمی تونی انتخاب کنی که کدوم دوناتو بگیری😐😂
انتخاب
#the_selection
@fantasylibrary 😉
✳️#معرفی_کتاب
📚
#پنرین_و_آخر_الزمان
#penryn_and_the_end_of_days

✍🏻اثر : #سوزان_ای
#Susan_Ee


🥇امتیاز: 4.2 / 5

🏆جوایز:
Finalist of the best fantasy and fiction book in 2011 Cybils award
Top 5 E-book UK bestsellers in amazon
 

📝دیگر آثار نویسنده:
Angelfall
End of days
World after

📙آثار پیشنهادی مشابه:
Blood of Eden
The Rephaim
Sanctum
The shadow reader

🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰

6 هفته از روزی که فرشته ها به زمین اومدن و تصمیم گرفتن دنیای مدرن رو نابود کنن گذشته.گنگ های خیابونی به روز حکومت میکنن و ترس و خرافات،به شب...
وقتی که فرشتگان مبارز با یه دختر کوچیک و بی پناه،پرواز میکنن و دور میشن،خواهر 17 سالش پنرین هر کاری میکنه تا اونو پس بگیره...

هر کاری، مثل معامله کردن با یه فرشته ی دشمن.

راف یه مبارزه که شکسته و بدون بال هاش توی خیابون افتاده.بعد از میلیون ها سال که به تنهایی مبارزاتش رو پشت سر گذاشته،خودش رو تو موقعیتی پیدا میکنه که به وسیله ی یه دختر نوجوون نیمه جون از یه مخمصه نجات پیدا کرده.

اونا توی قسمت تاریک و پیچیده ی کالیفرنیای شمالی سفر میکنن و برای بقا به هم تکیه میکنن.با هم به سمت مقر فرشته ها تو سان فرانسیسکو میرن.جایی که پنرین همه چیزش رو به خطر میندازه تا خواهرشو نجات بده، و راف خودش رو به بخشش بزرگترین دشمنانش میسپره تا شاید شانسی دوباره برای کامل شدن پیدا کنه...

🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰

#کتاب_انگلیسی

♡join us: @fantasylibrary
Angelfall - Susan Ee.epub
286.5 KB
Angelfall
By Suzan Ee
( Penryn and the end of days #1 )
#epub
#english
| @fantasylibrary |
End of Days – Susan Ee.epub
469.9 KB
End of days
By Suzan Ee
( Penryn and the end of days #2 )
#epub
#english
| @fantasylibrary |
World After - Susan Ee.epub
807.6 KB
World after
By Suzan Ee
( Penryn and the end of days #3 )
#epub
#english
| @fantasylibrary |
#Percy_Jackson 🔱🌊
#The_Kane_Chronicles☀️
#Magnus_Chase 🔨⚡️
#Trials_of_Apollo 🏺🌞

دست عمو ریک درد نکنه انقدر داستان های قشنگ می نویسه😍❤️

🔔 #having_fun 😂
| @FantasyLibrary |🐉
#booktweet📕
📚همه جا به جست و جوی آرامش بر آمدم و آن را نیافتم، مگر نشسته در کنجی تک و تنها با کتابی کوچک.
@Fantasylibrary🧜‍♂
#ساختن_یک_قوس_شخصیتی_تکاندهنده
📎 #character_arc
📌 #قسمت_اول
وقتی داستانی دارید، در آن شخصیت اصلی عملی را انجام می دهد و هدفی را دنبال می کند و با کشمکشی رو به رو می شود. محرک اصلی، خواسته و کشمکش ساختار داستان را می سازند؛ اما برای اتفاقات به چیزی نیاز دارید که به داستان شکل دهد، به آن خاتمه بخشد و این حس را - که داستان مفهومی مانند یک درس، یک پیام را بیان می کند- القا کند.
داستان به یک شروع میانه و پایان نیاز دارد و اگر یک داستان احساسی و تکان دهنده می خواهید، "کاراکتر آرک" یا قوس شخصیتی کلید ماجراست.
قوس شخصیتی به معنای تغییر است. این تغییر نباید لزوما مثبت باشد و حتی در برخی موارد شخصیت، تغییر زیادی نمی کند؛ اما دنیای اطرافش تغییر می یابد.
استمرار قوس شخصیت بر حرکت از یک حالت به حالت بعدی است. اتفاق های داستان شخصیت اصلی را به مکانی جدید می رسانند و حالا او باید برای ادامه ماجرا تغییری بر رفتار قبلی خود ایجاد کند. از خود خواهی به فداکاری، از جهل به روشن بینی، از امید به ناامیدی یا از ناامیدی به امیدواری.
📌نقطه آ و نقطه ب
چطور باید به حرکت فکر کنیم ؟ نقاط آ و ب کدام اند؟ چند نمونه از تعریف های آن را می خوانیم:
- نیاز برای آشکاری سازی شخصیت: نیاز چیزی است که قهرمان باید برای داشتن زندگی بهتر به آن دست یابد و آشکار سازی شخصیت لحظه ای است که قهرمان به عنوان یک انسان رشد و ترقی می یابد.
- به حرکت کلی کاراکتر در مسیر تبدیل باوری غلط به لحظه "آهان!" (این درست است) گفته می شود. چیزی که شخصیت اصلی را از دست یابی بی دردسر به هدفش باز می دارد. همان باور نادرست که سال ها با او همراه بوده است و در ادامه شخصیت باید یک لحظه " آهان" داشته باشد. پایانی که دنبالش هستیم این نیست که چه اتفاقی در پلات توییست (چرخش داستانی) رخ می دهد؛ بلکه این است که شخصیت اصلی با کشف آن چه واکنشی نشان می دهد.
- تعریفی دیگر از "هویت" و "ماهیت" سخن می گوید. در ابتدا شخصیت اصلی یک نقاب دارد که به دنیا ارایه می کند تا احساس امنیت کند. این هویت نخستین اوست که حاصل زخم های گذشته است. وقتی شخصیت از تجربه ای صدمه می بیند باور هایی می سازد تا او را در برابر تجربه دوباره این درد محافظت کند؛ اما طی داستان خود واقعی اش را - که زیر این ماسک پنهان شده - کشف می کند.
همان طور که می بینید موارد بالا هر چند شکل ظاهری متفاوت است؛ اما مفهوم پایه یکسانی دارند.
شخصیت با یک باور نادرست، هویت اشتباه یا نیاز شروع می کند. می توانیم همه این موارد را به عنوان مانع برای یک کاراکتر دسته بندی کنیم و بگوییم شخصیت در ابتدای داستان با یک مانع رو به رو می شود و در ادامه با ترس ها، نقص ها، ضعف ها و نیاز هایش وارد داستان می شود.
#writing📝
@fantasylibrary📚