#booktweet📕
📚یک کتاب بعد از خوانده شدن چاقتر میشود!
انگار چیزی لابلای صفحه ها جامیماند چیزهایی مثلِ احساسات، افکار، صداها...
@Fantasylibrary🧜♂
📚یک کتاب بعد از خوانده شدن چاقتر میشود!
انگار چیزی لابلای صفحه ها جامیماند چیزهایی مثلِ احساسات، افکار، صداها...
@Fantasylibrary🧜♂
✨ #Comic - #کمیک
⭕ #Just_a_pilgrim
خلاصه داستان🖇:
این مجموعه داستان کودکی به نام بیلی را نقل میکند که همراه گروه کوچکی از بازماندگان در صحرا دنبال آب هستند و داستان ملاقات آن ها با یک سرگردان مذهبی که خود را زائر می نامد و گروهی از دزدان دریایی که رهبرشان مردی بدون چشم است و دو قلاب به جای دست دارد را نقل میکند.
لینک دانلود👇
http://yon.ir/FLPilg
●Join us: @FantasyLibrary
⭕ #Just_a_pilgrim
خلاصه داستان🖇:
این مجموعه داستان کودکی به نام بیلی را نقل میکند که همراه گروه کوچکی از بازماندگان در صحرا دنبال آب هستند و داستان ملاقات آن ها با یک سرگردان مذهبی که خود را زائر می نامد و گروهی از دزدان دریایی که رهبرشان مردی بدون چشم است و دو قلاب به جای دست دارد را نقل میکند.
لینک دانلود👇
http://yon.ir/FLPilg
●Join us: @FantasyLibrary
✂️ #برشی_از_متن
📝 #سارا_جی_ماس
🗂 #درباری_از_خار_و_رز 🥀
📙📘📗📕📒📙📘📗📕📒📙📘📗📕📒
منفذ کوچکی در گوشه ی سقف بود و موسیقی با صدای ضعیفی از آنجا داخل میآمد.
حدس میزدم که منبعش باید خیلی با اینجا فاصله داشته باشد ولی همینکه چشمانم را بستم ، برایم واضحتر شد .
حتی میتوانستم آن را ببینم که مثل یک تصویر مجلل ، یک دیوار نگاره زنده بود .
حس زیبایی و خوبی در موسیقی موج میزد ... نت هایش درست به نرمی مایه خمیری کیکی که آرام از کاسه اش بیرون میریزد، روی هم می ریختند و درهم میآمیختند و وجودم را سرشار از آرامش میکردند .
بااینکه موسیقی خشنی نبود ولی شور و هیجان خاصی داشت .
تلفیقی بود از غم و شادی .
شدیدا نیاز داشتم که جسمم را حس کنم و خودم را به صدایش بسپرم، برای همین بی اعتنا به رنگروغنی روی پوستم و تن و بدن لیزم، زانوهایم را بغل کردم و غرق صدایش شدم ...
📙📘📗📕📒📙📘📗📕📒📙📘📗📕📒
🔍 مطالب مشابه در کانال ما بیابید 🔎
👉 ✨ @FantasyLibrary ✨
📝 #سارا_جی_ماس
🗂 #درباری_از_خار_و_رز 🥀
📙📘📗📕📒📙📘📗📕📒📙📘📗📕📒
منفذ کوچکی در گوشه ی سقف بود و موسیقی با صدای ضعیفی از آنجا داخل میآمد.
حدس میزدم که منبعش باید خیلی با اینجا فاصله داشته باشد ولی همینکه چشمانم را بستم ، برایم واضحتر شد .
حتی میتوانستم آن را ببینم که مثل یک تصویر مجلل ، یک دیوار نگاره زنده بود .
حس زیبایی و خوبی در موسیقی موج میزد ... نت هایش درست به نرمی مایه خمیری کیکی که آرام از کاسه اش بیرون میریزد، روی هم می ریختند و درهم میآمیختند و وجودم را سرشار از آرامش میکردند .
بااینکه موسیقی خشنی نبود ولی شور و هیجان خاصی داشت .
تلفیقی بود از غم و شادی .
شدیدا نیاز داشتم که جسمم را حس کنم و خودم را به صدایش بسپرم، برای همین بی اعتنا به رنگروغنی روی پوستم و تن و بدن لیزم، زانوهایم را بغل کردم و غرق صدایش شدم ...
📙📘📗📕📒📙📘📗📕📒📙📘📗📕📒
🔍 مطالب مشابه در کانال ما بیابید 🔎
👉 ✨ @FantasyLibrary ✨
ایده مجموعه ی پرفروش #اوتلندر موقع تماشای یکی از اپیزود های قدیمی سریال محبوب #دکتر_هو به ذهن #دایانا_گابالدون رسید!
و در حالی بیشتر اتفاقات این کتاب در اسکاتلند سده ی ۱۸ میلادی رخ می دهد که او هرگز در اسکاتلند نبوده است!
#fact 📋
🎊 @fantasylibrary 🎉
و در حالی بیشتر اتفاقات این کتاب در اسکاتلند سده ی ۱۸ میلادی رخ می دهد که او هرگز در اسکاتلند نبوده است!
#fact 📋
🎊 @fantasylibrary 🎉