💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍
ارباب حلقه ها
نویسنده : جی ار ار تالکین
خلاصه:
ارباب حلقهها رمانی به سبک خیالپردازی حماسی به قلم ج. ر. ر. تالکین نویسنده، زبانشناس و استاد دانشگاه آکسفورد است. این داستان ادامهای بر اثر پیشین تالکین با نام هابیت است که داستانی فانتزی است. این کتاب طی ۱۲ سال از سال ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۹ که بیشتر آن در زمان جنگ جهانی دوم بوده نگارش شده است. اگرچه این کتاب دربین خوانندگان به شکل یک سه گانه جا افتاده است، اما در ابتدا بنا بود این اثر جلد اول کتاب سیلماریلیون باشد که نویسنده به دلایل اقتصادی تصمیم به حذف جلد دوم گرفت و کتاب ارباب حلقهها را در سال ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۵ در سه جلد منتشر کرد و در ادامه کتاب سیلمارلیون را نیز به صورت اثری جداگانه ولی در ارتباط با این کتاب منتشر نمود
💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍
@fantasylibrary
💍💍💍💍💍
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
#ارباب_حلقهها
#جی_ار_ار_تالکین
#سیلمارلیون
#هابیت
ارباب حلقه ها
نویسنده : جی ار ار تالکین
خلاصه:
ارباب حلقهها رمانی به سبک خیالپردازی حماسی به قلم ج. ر. ر. تالکین نویسنده، زبانشناس و استاد دانشگاه آکسفورد است. این داستان ادامهای بر اثر پیشین تالکین با نام هابیت است که داستانی فانتزی است. این کتاب طی ۱۲ سال از سال ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۹ که بیشتر آن در زمان جنگ جهانی دوم بوده نگارش شده است. اگرچه این کتاب دربین خوانندگان به شکل یک سه گانه جا افتاده است، اما در ابتدا بنا بود این اثر جلد اول کتاب سیلماریلیون باشد که نویسنده به دلایل اقتصادی تصمیم به حذف جلد دوم گرفت و کتاب ارباب حلقهها را در سال ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۵ در سه جلد منتشر کرد و در ادامه کتاب سیلمارلیون را نیز به صورت اثری جداگانه ولی در ارتباط با این کتاب منتشر نمود
💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍💍
@fantasylibrary
💍💍💍💍💍
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
#ارباب_حلقهها
#جی_ار_ار_تالکین
#سیلمارلیون
#هابیت
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
❗️❗️ #توجه ❗️❗️
داستان ارباب حلقه ها یا به عبارتی دیگه دنیای تالکین دارای 4 بخش هست که اتفاقات این داستان ها به ظاهر جدا ولی کاملا به هم پیوسته اتفاق افتاده است
این 4 مجموعه عبارت اند از : سیلمارلیون - هابیت - ارباب حلقه ها و فرزندان هورین
که در ادامه به توضیح ترتیب مجموعه ها خواهیم پرداخت
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆
@Fantasylibrary
⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
#اطلاع_رسانی #توضیحات
❗️❗️ #توجه ❗️❗️
داستان ارباب حلقه ها یا به عبارتی دیگه دنیای تالکین دارای 4 بخش هست که اتفاقات این داستان ها به ظاهر جدا ولی کاملا به هم پیوسته اتفاق افتاده است
این 4 مجموعه عبارت اند از : سیلمارلیون - هابیت - ارباب حلقه ها و فرزندان هورین
که در ادامه به توضیح ترتیب مجموعه ها خواهیم پرداخت
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆
@Fantasylibrary
⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
#اطلاع_رسانی #توضیحات
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
❗️❗️ #توجه ❗️❗️
#نکته :
خب دوستان این مجموعه رو میشه به دو ترتیب خوندش.
یکیش ترتیبیه که چاپ شده یکیش ترتیبیه که خواننده ها فکر میکنن بهتره.من دو تا تربیت رو مینویسم اما تو کانال به صورت ترتیبی که از دید خواننده ها بهتره فایلا و خلاصه ها قرار میگیرن.
ترتیب چاپش:
1-ارباب حلقه ها
2- ضمائم
3-هابیت
4-سیلمارلوین
5-فرزندان هورین
ترتیبی که مورد پسند خواننده هاس و در کانال قرار میگیره:
1-سیلمارلوین
2-هابیت
3-ارباب حلقه ها
4- ضمائم
5-فرزندان هورین
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆
@Fantasylibrary
⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
#اطلاع_رسانی #توضیحات
❗️❗️ #توجه ❗️❗️
#نکته :
خب دوستان این مجموعه رو میشه به دو ترتیب خوندش.
یکیش ترتیبیه که چاپ شده یکیش ترتیبیه که خواننده ها فکر میکنن بهتره.من دو تا تربیت رو مینویسم اما تو کانال به صورت ترتیبی که از دید خواننده ها بهتره فایلا و خلاصه ها قرار میگیرن.
ترتیب چاپش:
1-ارباب حلقه ها
2- ضمائم
3-هابیت
4-سیلمارلوین
5-فرزندان هورین
ترتیبی که مورد پسند خواننده هاس و در کانال قرار میگیره:
1-سیلمارلوین
2-هابیت
3-ارباب حلقه ها
4- ضمائم
5-فرزندان هورین
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆
@Fantasylibrary
⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
#اطلاع_رسانی #توضیحات
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
سرزمین یخ زده
جلد سوم از مجموعه کارآموز رنجر
نویسنده : جان فلنگن
خلاصه : رنجرها، با رفتارهاي مرموزشان، هميشه ويل را عصباني كردهاند. از قضا، ويل پانزدهساله براي شاگردي رنجر پذيرفته ميشود. او هنوز نميداند كه رنجرها نگهبانان واقعي سرزمينش هستند و تا رسيدن ارتش با دشمن ميجنگند.
در هر جلد از این مجموعه ویل به کمک دوستانش با مشکلاتی که خودش و کشورش را تهدید میکند رو به رو میشود.
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
🌀🌀🌀🌀🌀🌀
@fantasylibrary
🌀🌀🌀🌀🌀🌀
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
#کارآموز_رنجر
#جان_فلنگن
#سرزمین_یخ_زده
.
سرزمین یخ زده
جلد سوم از مجموعه کارآموز رنجر
نویسنده : جان فلنگن
خلاصه : رنجرها، با رفتارهاي مرموزشان، هميشه ويل را عصباني كردهاند. از قضا، ويل پانزدهساله براي شاگردي رنجر پذيرفته ميشود. او هنوز نميداند كه رنجرها نگهبانان واقعي سرزمينش هستند و تا رسيدن ارتش با دشمن ميجنگند.
در هر جلد از این مجموعه ویل به کمک دوستانش با مشکلاتی که خودش و کشورش را تهدید میکند رو به رو میشود.
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
🌀🌀🌀🌀🌀🌀
@fantasylibrary
🌀🌀🌀🌀🌀🌀
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
#کارآموز_رنجر
#جان_فلنگن
#سرزمین_یخ_زده
.
صفحه اول کتاب 👇🏽
بیشتر از چند ساعت به دماغه ی بادپناه فاصله نداشتند که به طوفانی عظیم برخورد کردند. در طی این سه روز، در میان دریایی که به آرامی یک حوضچه کوچک آب روان بود، به سمت شمال، به سمت اسکاندیا، میرفتند، و حقیقتاً ویل و ایولین شکرگزار این وضع آرام بودند.
ویل، وقتی که کشتی باریک به آرامی در میان امواج راه می گشود، گفت:
- اونقدرام بد نیست.
او داستان های بدی در مورد افرادی که در دریا بر روی عرشه ی کشتی ها به طور وحشتناکی بیمار می شدند شنیده بود. اما نمی توانست چیزی برای نگرانی در میان آن حرکت آرام و آهسته ببیند. ایولین با کمی شک و تردید سری به موافقت تکان داد. او به هیچ وجه شبیه یک ملوان باتجربه دریانورد نبود، اما قبلاً در دریا سفر کرده بود. او گفت:
- وقتی شروع بشه به همون بدیه.
ایولین هم متوجه نگاه های نگرانی که ارک، کاپیتان کشتی،به سمت شمال می انداخت شده بود و همین طور متوجه شده بود که ارک داشت پاروزنان کشتی ولف وایند را با سرعت بالایی به پیش می راند.
ارک هم می دانست این آب و هوای فریب آمیزِ آرام منادی تغییرات برای آب و هوای بدتری ست- خیلی بدتر. با حالتی افسرده، او می توانست خطوط طوفان تیره ای را در افق شمالی ببیند که در حال شکل گیری بودند. او می دانست که اگر نتوانند دماغه ی بادپناه را دور بزنند و به موقع وارد دریاهای وسیع دور از وزش باد بشوند، در میانه آن طوفان نیرومند گیر خواهند افتاد. برای چند دقیقه، سرعت و فواصل را ارزیابی کرد و با توجه به آنها، پیشرویی شان را با حرکت آن ابرهای طوفانی مقایسه کرد. سرانجام به اسوینگال گفت:
- نمی تونیم به اونجا برسیم.
فرمانده ی دوم سری به موافقت تکان داد. اسوینگال با حالتی فیلسوفانه گفت:
- این طوری به نظر می رسه.
ارک با تیزبینی نگاه سریعی به دور و اطراف کشتی انداخت، برای اینکه مطمئن شود هیچ ابزار یا وسیله ای رها نباشد، وسیله ای که نیاز باشد آن را به جایی ببندند. نگاهش به آن دو زندانی افتاد که در قسمت جلویی کشتی خودشان را جمع کرده بودند. او گفت: ...
#سرزمین_یخ_زده
#کارآموز_رنجر
.
بیشتر از چند ساعت به دماغه ی بادپناه فاصله نداشتند که به طوفانی عظیم برخورد کردند. در طی این سه روز، در میان دریایی که به آرامی یک حوضچه کوچک آب روان بود، به سمت شمال، به سمت اسکاندیا، میرفتند، و حقیقتاً ویل و ایولین شکرگزار این وضع آرام بودند.
ویل، وقتی که کشتی باریک به آرامی در میان امواج راه می گشود، گفت:
- اونقدرام بد نیست.
او داستان های بدی در مورد افرادی که در دریا بر روی عرشه ی کشتی ها به طور وحشتناکی بیمار می شدند شنیده بود. اما نمی توانست چیزی برای نگرانی در میان آن حرکت آرام و آهسته ببیند. ایولین با کمی شک و تردید سری به موافقت تکان داد. او به هیچ وجه شبیه یک ملوان باتجربه دریانورد نبود، اما قبلاً در دریا سفر کرده بود. او گفت:
- وقتی شروع بشه به همون بدیه.
ایولین هم متوجه نگاه های نگرانی که ارک، کاپیتان کشتی،به سمت شمال می انداخت شده بود و همین طور متوجه شده بود که ارک داشت پاروزنان کشتی ولف وایند را با سرعت بالایی به پیش می راند.
ارک هم می دانست این آب و هوای فریب آمیزِ آرام منادی تغییرات برای آب و هوای بدتری ست- خیلی بدتر. با حالتی افسرده، او می توانست خطوط طوفان تیره ای را در افق شمالی ببیند که در حال شکل گیری بودند. او می دانست که اگر نتوانند دماغه ی بادپناه را دور بزنند و به موقع وارد دریاهای وسیع دور از وزش باد بشوند، در میانه آن طوفان نیرومند گیر خواهند افتاد. برای چند دقیقه، سرعت و فواصل را ارزیابی کرد و با توجه به آنها، پیشرویی شان را با حرکت آن ابرهای طوفانی مقایسه کرد. سرانجام به اسوینگال گفت:
- نمی تونیم به اونجا برسیم.
فرمانده ی دوم سری به موافقت تکان داد. اسوینگال با حالتی فیلسوفانه گفت:
- این طوری به نظر می رسه.
ارک با تیزبینی نگاه سریعی به دور و اطراف کشتی انداخت، برای اینکه مطمئن شود هیچ ابزار یا وسیله ای رها نباشد، وسیله ای که نیاز باشد آن را به جایی ببندند. نگاهش به آن دو زندانی افتاد که در قسمت جلویی کشتی خودشان را جمع کرده بودند. او گفت: ...
#سرزمین_یخ_زده
#کارآموز_رنجر
.
🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸
هری پاتر و سنگ جادو (جلد اول)
نویسنده:جی کی رولینگ
خلاصه:
در ابتدا هری پاتر که نزد خاله و شوهر خاله اش زندگی میکند معرفی میشود ... هری ناگهان میفهمد که یک جادوگر است و لرد ولدمورت در کودکی به خانه آنها حمله کرده و پدر و مادرش را کشته، ولی به طور شگفت انگیزی نتوانسته هری را نابود کند و جادویش به خودش بازگشتهاست، در نتیجه میفهمد که فردی که در آن جا به دنبال سنگ است استاد دیگری است که تحت کنترل ولدمورت در آمدهاست. آنها نبرد کوچکی میکنند و سر انجام ولدمورت فرار می می کند.و می فهمد که اسنیپ جان او را نجات داده است هری در پایان میفهمد که دلیل اینکه در کودکی از طلسم ولدمورت نجات یافته اینست که مادرش خود را فدای او کرده و با به وجود آوردن جادویی باستانی به نام جادوی عشق ولدمورت را شکست دادهاست. اما ولدمورت از بین نرفته و دوباره بازگشته و این بار هم معلوم نیست که از بین رفته باشد!
🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸
@fantasylibrary
🕸🕸🕸🕸🕸🕸
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#هری_پاتر #هری_پاتر_و_سنگ_جادو #جی_کی_رولینگ
هری پاتر و سنگ جادو (جلد اول)
نویسنده:جی کی رولینگ
خلاصه:
در ابتدا هری پاتر که نزد خاله و شوهر خاله اش زندگی میکند معرفی میشود ... هری ناگهان میفهمد که یک جادوگر است و لرد ولدمورت در کودکی به خانه آنها حمله کرده و پدر و مادرش را کشته، ولی به طور شگفت انگیزی نتوانسته هری را نابود کند و جادویش به خودش بازگشتهاست، در نتیجه میفهمد که فردی که در آن جا به دنبال سنگ است استاد دیگری است که تحت کنترل ولدمورت در آمدهاست. آنها نبرد کوچکی میکنند و سر انجام ولدمورت فرار می می کند.و می فهمد که اسنیپ جان او را نجات داده است هری در پایان میفهمد که دلیل اینکه در کودکی از طلسم ولدمورت نجات یافته اینست که مادرش خود را فدای او کرده و با به وجود آوردن جادویی باستانی به نام جادوی عشق ولدمورت را شکست دادهاست. اما ولدمورت از بین نرفته و دوباره بازگشته و این بار هم معلوم نیست که از بین رفته باشد!
🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸🕸
@fantasylibrary
🕸🕸🕸🕸🕸🕸
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#هری_پاتر #هری_پاتر_و_سنگ_جادو #جی_کی_رولینگ