🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫
نمسیس
جلد پنجم مجموعه رزیدنت اویل
نویسنده: اس دی پری
بخشی از متن:
اواخر سپتامبر در حوالی شهر بزرگ؛ یک روز آفتابی بود، اما کارلوس که به سمت دفتر منطقه میرفت میتوانست اولین نجوای پاییز را حس کند. هوا که به نوعی رقیق میشد و برگها که روی شاخههای بالای سرش شروع به پژمرده شدن کردهبودند. البته اینجا درختهای زیادی نبود؛ آپارتمانش در لبهی ناحیهی صنعتی وسیعی بود- چند تا کارخانهی دودگرفتهی قطعهسازی، محوطههای نردهکشی شده که گیاهان هرزه آنها را پوشاندهبودند و زمینهایی که به نظر انبارهای متروکه میرسیدند. دفتر U.B.C.S. در واقع انبار کالای بازسازی شدهای بود که در محوطهای متعلق به آمبرلا قرار داشت، دور آن مجتمع حمل و نقل تقریباً پیشرفتهای بود که محل فرود برای هلیکوپتر و باراندازهای کاملی داشت. امکانات خوبی بودند، اما کارلوس باز هم در تعجب بود که چرا یک ناحیه به این کثیفی را انتخاب کردهبودند. واضح بود که میتوانستند از عهدهی جاهای خیلی بهتری بر بیایند.
کارلوس که از خیابان "اورت" بالا میرفت، ساعتش را چک و راه رفتنش را کمی تندتر کرد. دیرش نشدهبود، با این حال میخواست قبل از توضیح عملیات به آنجا برسد و حرفهای افراد دیگر را بشنود. هیرامی گفتهبود که آنها همه را خبر کردهبودند، چهار گروه، سه جوخهی ده نفره در هر گروه، در کل یکصدوبیست نفر. کارلوس در جوخهی A از گروه D یک سرجوخه بود؛ نحوهی تعیین اینجور مسائل مسخره بود، اما خُب به نظرش لازم بود که همهی افراد قابل پیگیری باشند. کسی حتماً چیزهایی میدانست ...
🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫
@fantasylibrary
🔫🔫🔫🔫🔫🔫
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#اس_دی_پری #رزیدت_اویل #نمسیس
نمسیس
جلد پنجم مجموعه رزیدنت اویل
نویسنده: اس دی پری
بخشی از متن:
اواخر سپتامبر در حوالی شهر بزرگ؛ یک روز آفتابی بود، اما کارلوس که به سمت دفتر منطقه میرفت میتوانست اولین نجوای پاییز را حس کند. هوا که به نوعی رقیق میشد و برگها که روی شاخههای بالای سرش شروع به پژمرده شدن کردهبودند. البته اینجا درختهای زیادی نبود؛ آپارتمانش در لبهی ناحیهی صنعتی وسیعی بود- چند تا کارخانهی دودگرفتهی قطعهسازی، محوطههای نردهکشی شده که گیاهان هرزه آنها را پوشاندهبودند و زمینهایی که به نظر انبارهای متروکه میرسیدند. دفتر U.B.C.S. در واقع انبار کالای بازسازی شدهای بود که در محوطهای متعلق به آمبرلا قرار داشت، دور آن مجتمع حمل و نقل تقریباً پیشرفتهای بود که محل فرود برای هلیکوپتر و باراندازهای کاملی داشت. امکانات خوبی بودند، اما کارلوس باز هم در تعجب بود که چرا یک ناحیه به این کثیفی را انتخاب کردهبودند. واضح بود که میتوانستند از عهدهی جاهای خیلی بهتری بر بیایند.
کارلوس که از خیابان "اورت" بالا میرفت، ساعتش را چک و راه رفتنش را کمی تندتر کرد. دیرش نشدهبود، با این حال میخواست قبل از توضیح عملیات به آنجا برسد و حرفهای افراد دیگر را بشنود. هیرامی گفتهبود که آنها همه را خبر کردهبودند، چهار گروه، سه جوخهی ده نفره در هر گروه، در کل یکصدوبیست نفر. کارلوس در جوخهی A از گروه D یک سرجوخه بود؛ نحوهی تعیین اینجور مسائل مسخره بود، اما خُب به نظرش لازم بود که همهی افراد قابل پیگیری باشند. کسی حتماً چیزهایی میدانست ...
🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫
@fantasylibrary
🔫🔫🔫🔫🔫🔫
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#اس_دی_پری #رزیدت_اویل #نمسیس
🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫
کد ورونیکا
جلد ششم مجموعه رزیدنت اویل
نویسنده: اس دی پری
بخشی از متن:
بمباران به اندازهی کافی مخرب بود، اما اتفاق بعدی خیلی سریع از آن سبقت گرفته بود. از آزمایشگاه خطرناک و نابود شده، یک دوجین از بیماران مختلف ویروس تی بیرون ریخته بودند و چند تا BOW ، سلاحهای بیوارگانیک. سری تی انسانها را به آدمخوارهای بیمغز تبدیل میکرد، یک اثر فرعی تاسفآور، اما در واقع برای انسانها ساخته نشده بود. با استفاده از معجزات غیرقابل اعتماد علم، بیشتر سلاحهای زیستی جدید اصلاً انسان نبودند و ویروس آنها را به قاتلانی بیرحم تبدیل میکرد.
آشوب به راه افتاده بود. فرماندهی پایگاه، دیوانهی چندشآوری که اسمش آلفرد اشفورد بود، هیچ اقدامی برای سر و سامان دادن به اوضاع نکرده بود، بنابراین سربازان ارشد باید رهبری را بر عهده میگرفتند. زندانیها قطعاً به هیچ دردی نمیخوردند، اما چند تا از نگهبانها به همراه سربازان دفاع و ضدحملهی بسیار مفتضحانهای را ترتیب داده بودند؛ افراد خود او مثل بقیه خیلی سریع شکست خورده بودند، سه تا از OR1ها، جدیدترین گونهی مطلوب ویروس تی، در راه فرودگاه هلیکوپتر همه را قلع و قمع کرده بودند.
تمام آموزشهایی که به آنها داده بود در عرض یک یا دو دقیقه از بین رفته بود. OR1ها به طور خاصی نفرتانگیز بودند، وحشیانه حمله میبردند و بسیار قدرتمند بودند. خوشبختانه فقط چند تا از آنها فرار کرده بودند ...
🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫
@fantasylibrary
🔫🔫🔫🔫🔫🔫
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#اس_دی_پری #رزیدت_اویل #کد_ورونیکا
کد ورونیکا
جلد ششم مجموعه رزیدنت اویل
نویسنده: اس دی پری
بخشی از متن:
بمباران به اندازهی کافی مخرب بود، اما اتفاق بعدی خیلی سریع از آن سبقت گرفته بود. از آزمایشگاه خطرناک و نابود شده، یک دوجین از بیماران مختلف ویروس تی بیرون ریخته بودند و چند تا BOW ، سلاحهای بیوارگانیک. سری تی انسانها را به آدمخوارهای بیمغز تبدیل میکرد، یک اثر فرعی تاسفآور، اما در واقع برای انسانها ساخته نشده بود. با استفاده از معجزات غیرقابل اعتماد علم، بیشتر سلاحهای زیستی جدید اصلاً انسان نبودند و ویروس آنها را به قاتلانی بیرحم تبدیل میکرد.
آشوب به راه افتاده بود. فرماندهی پایگاه، دیوانهی چندشآوری که اسمش آلفرد اشفورد بود، هیچ اقدامی برای سر و سامان دادن به اوضاع نکرده بود، بنابراین سربازان ارشد باید رهبری را بر عهده میگرفتند. زندانیها قطعاً به هیچ دردی نمیخوردند، اما چند تا از نگهبانها به همراه سربازان دفاع و ضدحملهی بسیار مفتضحانهای را ترتیب داده بودند؛ افراد خود او مثل بقیه خیلی سریع شکست خورده بودند، سه تا از OR1ها، جدیدترین گونهی مطلوب ویروس تی، در راه فرودگاه هلیکوپتر همه را قلع و قمع کرده بودند.
تمام آموزشهایی که به آنها داده بود در عرض یک یا دو دقیقه از بین رفته بود. OR1ها به طور خاصی نفرتانگیز بودند، وحشیانه حمله میبردند و بسیار قدرتمند بودند. خوشبختانه فقط چند تا از آنها فرار کرده بودند ...
🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫🔫
@fantasylibrary
🔫🔫🔫🔫🔫🔫
لینک کانال↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#اس_دی_پری #رزیدت_اویل #کد_ورونیکا
Forwarded from نشر باژ
پیام ویدئویی اختصاصی پیرس براون، نویسندهی مجموعهی قیام سرخ، برای مخاطبان فارسیزبانِ انتشارات بهداد
http://www.aparat.com/v/GNLu3
@behdadpub
http://www.aparat.com/v/GNLu3
@behdadpub
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
پیام اختصاصی پیرس براون برای مخاطبان ایرانی - نشر بهداد
پیام ویدیویی اختصاصی پیرس براون برای مخاطب های ایرانی در مراسم رونمایی کتاب قیام سرخ
کتاب: من یک دنیای بزرگ رویایی رو در بر میگیرم.
موبایل: من هزاران دنیای بزرگ رویایی رو در بر میگیرم.
کتاب: من همچنین بوی خوبی دارم😎
پ.ن: و اینگونه کتاب اول شد.
♥️ #having_fun ♥️
🔺 @Fantasylibrary🔻
موبایل: من هزاران دنیای بزرگ رویایی رو در بر میگیرم.
کتاب: من همچنین بوی خوبی دارم😎
پ.ن: و اینگونه کتاب اول شد.
♥️ #having_fun ♥️
🔺 @Fantasylibrary🔻
نویسنده: #اس_دی_پری
مترجم: #سینا_طاوسی_مسرور
مجموعه: #رزیدت_اویل
شابک:8-67-6225-600-978
تعداد صفحات:266 صفحه
@Azarbadpubir
برای تهیه این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید.
http://azarbadpub.ir/product/58
مترجم: #سینا_طاوسی_مسرور
مجموعه: #رزیدت_اویل
شابک:8-67-6225-600-978
تعداد صفحات:266 صفحه
@Azarbadpubir
برای تهیه این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید.
http://azarbadpub.ir/product/58
نویسنده: #اس_دی_پری
مترجم: #سینا_طاوسی_مسرور
مجموعه: #رزیدت_اویل
تعداد صفحات:242 صفحه
++++++++++
برای تهیه این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید
http://azarbadpub.ir/product/60
🌸 @Fantasylibrary 💜
مترجم: #سینا_طاوسی_مسرور
مجموعه: #رزیدت_اویل
تعداد صفحات:242 صفحه
++++++++++
برای تهیه این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید
http://azarbadpub.ir/product/60
🌸 @Fantasylibrary 💜
نویسنده: #اس_دی_پری
مترجم: #سینا_طاوسی_مسرور
مجموعه: #رزیدت_اویل
تعداد صفحات:336 صفحه
++++++++++
برای تهیه این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید
http://azarbadpub.ir/product/61
🌸 @Fantasylibrary 💜
مترجم: #سینا_طاوسی_مسرور
مجموعه: #رزیدت_اویل
تعداد صفحات:336 صفحه
++++++++++
برای تهیه این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید
http://azarbadpub.ir/product/61
🌸 @Fantasylibrary 💜
نویسنده: #اس_دی_پری
مترجم: #سینا_طاوسی_مسرور
مجموعه: #رزیدت_اویل
تعداد صفحات:256 صفحه
++++++++++
برای تهیه این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید
http://azarbadpub.ir/product/68
🌸 @Fantasylibrary 💜
مترجم: #سینا_طاوسی_مسرور
مجموعه: #رزیدت_اویل
تعداد صفحات:256 صفحه
++++++++++
برای تهیه این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید
http://azarbadpub.ir/product/68
🌸 @Fantasylibrary 💜
نویسنده: #اس_دی_پری
مترجم: #سینا_طاوسی_مسرور
مجموعه: #رزیدت_اویل
تعداد صفحات:300 صفحه
++++++++++
برای تهیه این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید
http://azarbadpub.ir/product/69
🌸 @Fantasylibrary 💜
مترجم: #سینا_طاوسی_مسرور
مجموعه: #رزیدت_اویل
تعداد صفحات:300 صفحه
++++++++++
برای تهیه این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید
http://azarbadpub.ir/product/69
🌸 @Fantasylibrary 💜
نویسنده: #اس_دی_پری
مترجم: #سینا_طاوسی_مسرور
مجموعه: #رزیدت_اویل
تعداد صفحات:254 صفحه
++++++++++
برای تهیه این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید
http://azarbadpub.ir/product/73
🌸 @Fantasylibrary 💜
مترجم: #سینا_طاوسی_مسرور
مجموعه: #رزیدت_اویل
تعداد صفحات:254 صفحه
++++++++++
برای تهیه این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید
http://azarbadpub.ir/product/73
🌸 @Fantasylibrary 💜
نویسنده: #اس_دی_پری
مترجم: #سینا_طاوسی_مسرور
مجموعه: #رزیدت_اویل
تعداد صفحات:251 صفحه
++++++++++
برای تهیه این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید
http://azarbadpub.ir/product/88
🌸 @Fantasylibrary 💜
مترجم: #سینا_طاوسی_مسرور
مجموعه: #رزیدت_اویل
تعداد صفحات:251 صفحه
++++++++++
برای تهیه این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید
http://azarbadpub.ir/product/88
🌸 @Fantasylibrary 💜
#نمایشگاه کتاب در #یاسوج
از ۲۴ بهمن تا ۲۹ بهمن ماه
برای اطلاعات بیش تر به عکس مراجعه کنید.👆🏼
@Fantasylibrary
از ۲۴ بهمن تا ۲۹ بهمن ماه
برای اطلاعات بیش تر به عکس مراجعه کنید.👆🏼
@Fantasylibrary
- این کتابفروشی واست چه سودی داره؟ تو در سال چند کیلو کتاب می خری؟ چند کیلو میفروشی؟ می دونی من در روز چند کیلو گوشت می فروشم؟
- تو به فکر شکم مردمی، من به فکر مغز مردمم، من نمیگم گوشت واسه مردم لازم نیست، اما اون ها می تونن مدت زیاد گوشت نخورن و زنده بمونن، ولی به نظرت می تونن یه روز بدون فکر زنده بمونن؟
- چرا نتونن؟ می بینی که همه می تونن! مامانم می گفت اگه می خواستم فکر کنم عمرا اگه زن بابات می شدم ولی یه لحظه تو شرایطش قرار گرفتم و بهش جواب مثبت دادم. البته یه چیزهایی هم درباره ندای درونی می گفت...
🖊 #روزبه_معین
📦 #booktweet 📩
📯 @Fantasylibrary 📨
- تو به فکر شکم مردمی، من به فکر مغز مردمم، من نمیگم گوشت واسه مردم لازم نیست، اما اون ها می تونن مدت زیاد گوشت نخورن و زنده بمونن، ولی به نظرت می تونن یه روز بدون فکر زنده بمونن؟
- چرا نتونن؟ می بینی که همه می تونن! مامانم می گفت اگه می خواستم فکر کنم عمرا اگه زن بابات می شدم ولی یه لحظه تو شرایطش قرار گرفتم و بهش جواب مثبت دادم. البته یه چیزهایی هم درباره ندای درونی می گفت...
🖊 #روزبه_معین
📦 #booktweet 📩
📯 @Fantasylibrary 📨
#dialog
💫💫💫💫💫💫💫💫
"Sometimes, when I have to do something I don't want to do, I pretend I'm a charachter from a book. It's easier to know what they would do.
بعضی وقتا، وقتی که لازمه کاری رو بکنم که نمیخوام بکنم، وانمود میکنم که یکی از شخصیت های داستانی هستم. دانستن اینکه آنها چه میکردند راحت تره.
- William Herondale.
-ویلیام هرندیل
#کاساندرا_کلر
#cassandra_clare
#clockwork_angel
#the_infernal_devices
@fantasylibrary
💫💫💫💫💫💫💫💫
"Sometimes, when I have to do something I don't want to do, I pretend I'm a charachter from a book. It's easier to know what they would do.
بعضی وقتا، وقتی که لازمه کاری رو بکنم که نمیخوام بکنم، وانمود میکنم که یکی از شخصیت های داستانی هستم. دانستن اینکه آنها چه میکردند راحت تره.
- William Herondale.
-ویلیام هرندیل
#کاساندرا_کلر
#cassandra_clare
#clockwork_angel
#the_infernal_devices
@fantasylibrary
انگار از یک رویا بود.
یا از رویای یک رویا بود.
#narnia
#the_chronichles_of_narnia
#aesthetic
@fantasylibrary
یا از رویای یک رویا بود.
#narnia
#the_chronichles_of_narnia
#aesthetic
@fantasylibrary
مشکل ۴۴۴ عشق کتاب خوانی:
تو یه کتاب داری و در حال تمام کردنشی😌📘
به همون خاطر باید یه کتاب اضافی برای روز مبادا بیاری.📚
🐵 #fact 🙉
🙊 @Fantasylibrary 🙈
تو یه کتاب داری و در حال تمام کردنشی😌📘
به همون خاطر باید یه کتاب اضافی برای روز مبادا بیاری.📚
🐵 #fact 🙉
🙊 @Fantasylibrary 🙈