📖 سرخ و سیاه
📝 استاندال
🔃 عبدالله توکل
703صفحه
سرخ و سیاه به فرانسوی:
Le Rouge et le Noir
نام یک کتاب ادبی است که توسط استاندال، نویسندهٔ اهل فرانسه نوشته شدهاست.این دومین رمان استاندال بعد از آرمانس میباشد و یکی از آثار ادبی برجستهٔ جهان است.
«سرخ و سیاه» در سال ۱۸۳۰ میلادی و با عنوان اصلی «Le Rouge et le Noir» توسط استاندال نوشته شد. برخی از منتقدان امروزی این کتاب را «برترین رمان فرانسوی قرن ۱۹» میدانند. استاندال در این کتاب ماجرای جوان دهقانزادهای را نقل میکند که از روی جاهطلبی دست به اقداماتی میزند ولی برای ارضای جاهطلبی خود میان کشیش شدن و یا نظامیگری مردد میماند.
این رمان برای نخستین بار در سال ۱۳۶۳ خورشیدی، با ترجمه عبدالله توکل در ایران منتشر شد. مترجم دیگری به نام عظیما نفیسی نیز ترجمه خود از این رمان را به چاپ رسانده است؛ بنابراین ترجمه سحابی سومین ترجمه فارسی از رمان «سرخ و سیاه» است که در ایران منتشر میشود.
ماری هانری بیل در سال ۱۷۸۳ میلادی متولد شد و به مدت ۵۹ سال زندگی کرد. این نویسنده که به نام «استاندال» تخلص میکرد، در سبک رئالیسم قلم زده است.
#سرخ_و_سیاه
#استاندال
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚
@fantasylibrary
📝 استاندال
🔃 عبدالله توکل
703صفحه
سرخ و سیاه به فرانسوی:
Le Rouge et le Noir
نام یک کتاب ادبی است که توسط استاندال، نویسندهٔ اهل فرانسه نوشته شدهاست.این دومین رمان استاندال بعد از آرمانس میباشد و یکی از آثار ادبی برجستهٔ جهان است.
«سرخ و سیاه» در سال ۱۸۳۰ میلادی و با عنوان اصلی «Le Rouge et le Noir» توسط استاندال نوشته شد. برخی از منتقدان امروزی این کتاب را «برترین رمان فرانسوی قرن ۱۹» میدانند. استاندال در این کتاب ماجرای جوان دهقانزادهای را نقل میکند که از روی جاهطلبی دست به اقداماتی میزند ولی برای ارضای جاهطلبی خود میان کشیش شدن و یا نظامیگری مردد میماند.
این رمان برای نخستین بار در سال ۱۳۶۳ خورشیدی، با ترجمه عبدالله توکل در ایران منتشر شد. مترجم دیگری به نام عظیما نفیسی نیز ترجمه خود از این رمان را به چاپ رسانده است؛ بنابراین ترجمه سحابی سومین ترجمه فارسی از رمان «سرخ و سیاه» است که در ایران منتشر میشود.
ماری هانری بیل در سال ۱۷۸۳ میلادی متولد شد و به مدت ۵۹ سال زندگی کرد. این نویسنده که به نام «استاندال» تخلص میکرد، در سبک رئالیسم قلم زده است.
#سرخ_و_سیاه
#استاندال
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚
@fantasylibrary
📖طلبکارها
📝آگوست استریندبرگ
🔃عباس نعلبندیان
111صفحه
#طلبکارها
#آگوست_استریندبرگ
#نمایشنامه
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚
@fantasylibrary
📝آگوست استریندبرگ
🔃عباس نعلبندیان
111صفحه
#طلبکارها
#آگوست_استریندبرگ
#نمایشنامه
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚
@fantasylibrary
📖 زندگی بتهوون
📝 رومن رولان
🔃 محمد مجلسی
4 جلد
زندگی بتهوون
vie de Beethoven
این، نخستین و مشهورترین اثر از سه زندگینامه ای است که رومن رولان(۱۸۶۶-۱۹۴۴)، نویسندهی فرانسوی، نوشته است تا «انسانها بتوانند نفحه ی قهرمانان را تنفس کنند».زندگی بتهوون، که در ۱۹۰۳ منتشر شد،به درستی مهیج ترین اثر رولان تلقی میشود.. و شامل داستان زندگی بتهوون و گزیدهای از نوشته ها و نامه ها و اندیشه های اوست.در این اثر، زندگی مردی بیان شده که همواره رنج برده است: از کودکی غم انگیز فقیرانه اش تا بیماری درازی که او را به پای مرگ کشاند. این زندگی گویی داستانی از آرزوی شادمانی است که سرنوشتی متناقض، سرسختانه بدان خیانت ورزیده است؛ سرنوشتی که با بیمارهای مداوم و بی رحمانه، با آن ناشنوایی که در بیست و پنج سالگی او را مبتلا ساخت و تا پایان عمر شکنجهاش داد، روی نمایاند. و «آن هنگام که بتهوون زیباترین آثار خود را می ساخت به منتها درجه رسید و او را «محبوس در چهاردیوار درون خود» و تنها، آن گونه که به ندرت برای کسی پیش میآید،بی هیچ عشقی، و تا آخرین لحظه غوطه ور در فقری شدید، بر جای گذارد. رومن رولان عاشقانه به بیان مصیبت چنین زندگی ای پرداخته و تمکین بتهوون را در پذیرفتن سرنوشت خود،حال آنکه در عمق وجودش و در تمامی آثارش توفندگی عصیان احساس میشود.رومن رولان، در این کتاب، تعریفی تازه از قهرمانی به دست میدهد«تنها کسانی را قهرمان مینامم که گشاده دلاند»؛ در نتیجه، به بتهوون در مقام انسان و به حسنهای او جایگاهی برتر اختصاص میدهد،تا به بتهوون در مقام مونسیقیدانی بزرگ. در عصری که «هنر برای هنر» را ستایش میکردند، رومن رولان، به عکس، اهداف «معنوی» هنر را باور داشت و از آن سخن میگفت. زندگی نامهی بتهوون از نزدیک،اما بی هیچ توقفی، داستان مهم ترین قطعات ساختهی بتهوون را دنبال میکند؛ منبع الهام و منشأ و مورد سیاسی آنها را ذکر میکند. همین قطعات موسیقی است که باید برترین و قطعیترین دلیل قهرمانی را، که به بتهوون امکان داد تا از سرنوشت خود نیرومندتر باشد، به خواننده نشان دهد.
#زندگی_بتهوون
#رومن_رولان
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚
@fantasylibrary
📝 رومن رولان
🔃 محمد مجلسی
4 جلد
زندگی بتهوون
vie de Beethoven
این، نخستین و مشهورترین اثر از سه زندگینامه ای است که رومن رولان(۱۸۶۶-۱۹۴۴)، نویسندهی فرانسوی، نوشته است تا «انسانها بتوانند نفحه ی قهرمانان را تنفس کنند».زندگی بتهوون، که در ۱۹۰۳ منتشر شد،به درستی مهیج ترین اثر رولان تلقی میشود.. و شامل داستان زندگی بتهوون و گزیدهای از نوشته ها و نامه ها و اندیشه های اوست.در این اثر، زندگی مردی بیان شده که همواره رنج برده است: از کودکی غم انگیز فقیرانه اش تا بیماری درازی که او را به پای مرگ کشاند. این زندگی گویی داستانی از آرزوی شادمانی است که سرنوشتی متناقض، سرسختانه بدان خیانت ورزیده است؛ سرنوشتی که با بیمارهای مداوم و بی رحمانه، با آن ناشنوایی که در بیست و پنج سالگی او را مبتلا ساخت و تا پایان عمر شکنجهاش داد، روی نمایاند. و «آن هنگام که بتهوون زیباترین آثار خود را می ساخت به منتها درجه رسید و او را «محبوس در چهاردیوار درون خود» و تنها، آن گونه که به ندرت برای کسی پیش میآید،بی هیچ عشقی، و تا آخرین لحظه غوطه ور در فقری شدید، بر جای گذارد. رومن رولان عاشقانه به بیان مصیبت چنین زندگی ای پرداخته و تمکین بتهوون را در پذیرفتن سرنوشت خود،حال آنکه در عمق وجودش و در تمامی آثارش توفندگی عصیان احساس میشود.رومن رولان، در این کتاب، تعریفی تازه از قهرمانی به دست میدهد«تنها کسانی را قهرمان مینامم که گشاده دلاند»؛ در نتیجه، به بتهوون در مقام انسان و به حسنهای او جایگاهی برتر اختصاص میدهد،تا به بتهوون در مقام مونسیقیدانی بزرگ. در عصری که «هنر برای هنر» را ستایش میکردند، رومن رولان، به عکس، اهداف «معنوی» هنر را باور داشت و از آن سخن میگفت. زندگی نامهی بتهوون از نزدیک،اما بی هیچ توقفی، داستان مهم ترین قطعات ساختهی بتهوون را دنبال میکند؛ منبع الهام و منشأ و مورد سیاسی آنها را ذکر میکند. همین قطعات موسیقی است که باید برترین و قطعیترین دلیل قهرمانی را، که به بتهوون امکان داد تا از سرنوشت خود نیرومندتر باشد، به خواننده نشان دهد.
#زندگی_بتهوون
#رومن_رولان
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚
@fantasylibrary
📖پدر
📝آگوست استریندبرگ
🔃اصغر رستگار
133 صفحه
استریندبرگ در این اثر نهفته ترین گوشه های زندگی خصوصی خود را به صحنه کشیده است. چیزی که نیازمند توضیح یا تشریح باشدُ باقی نگذاشته استُ فقط خواننده یا تماشاگر را وا میدارد که قبلا کتاب زندگیش را بخوانند. ولی البته گاهی وقت ها تحریف واقعیت نیز کرده است. مثلاُُ مدرکی دال بر اینکه «سیری» نامه های او را باز میکرده پیدا نشده است٬ اما استریندبرگ بارها نامه های سیری را باز میکرده تا بخیال خودش مچ او را بگیرد و لابد پیش خودش حساب میکرده که حتما سیری هم همین کار را با او میکرده است با این همه استرینبرگ پدر را صرفا برای آن ننوشت که نشان دهد یک زن رذل بی وجدان با زندگی و شعور یک مرد چه ها میتواند بکند بلکه بخصوص برای آن نوشت که به خودش و جهانیان ثابت کند که نبوغش کمترین عیبی نکرده است.
استریندبرگ، از آنجا که در نوشته هایش بیش از هر نویسنده دیگری، از زندگی خصوصی و تجربیات شخصی و عوالم روحی خود بهره گرفته است، هر خواننده ای را وا میدارد که پیش از خواندن آثارش به تاریخچه زندگی اش رجوع کند. حتی در ساده ترین آثار او که "پدر" یکی از آنهاست. بدون آشنایی با جزئیات زندگی استریند برگ کاملا میسر نیست.
#پدر
#آگوست_استریندبرگ
#نمایشنامه
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚
@fantasylibrary
📝آگوست استریندبرگ
🔃اصغر رستگار
133 صفحه
استریندبرگ در این اثر نهفته ترین گوشه های زندگی خصوصی خود را به صحنه کشیده است. چیزی که نیازمند توضیح یا تشریح باشدُ باقی نگذاشته استُ فقط خواننده یا تماشاگر را وا میدارد که قبلا کتاب زندگیش را بخوانند. ولی البته گاهی وقت ها تحریف واقعیت نیز کرده است. مثلاُُ مدرکی دال بر اینکه «سیری» نامه های او را باز میکرده پیدا نشده است٬ اما استریندبرگ بارها نامه های سیری را باز میکرده تا بخیال خودش مچ او را بگیرد و لابد پیش خودش حساب میکرده که حتما سیری هم همین کار را با او میکرده است با این همه استرینبرگ پدر را صرفا برای آن ننوشت که نشان دهد یک زن رذل بی وجدان با زندگی و شعور یک مرد چه ها میتواند بکند بلکه بخصوص برای آن نوشت که به خودش و جهانیان ثابت کند که نبوغش کمترین عیبی نکرده است.
استریندبرگ، از آنجا که در نوشته هایش بیش از هر نویسنده دیگری، از زندگی خصوصی و تجربیات شخصی و عوالم روحی خود بهره گرفته است، هر خواننده ای را وا میدارد که پیش از خواندن آثارش به تاریخچه زندگی اش رجوع کند. حتی در ساده ترین آثار او که "پدر" یکی از آنهاست. بدون آشنایی با جزئیات زندگی استریند برگ کاملا میسر نیست.
#پدر
#آگوست_استریندبرگ
#نمایشنامه
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚
@fantasylibrary
📙 رودخانه بزرگ
✍ ارنست همینگوی
🔃 کیوان اسلامی
120 صفحه
در این رمان آمده که قطار راه آهن از روی تپهای گذشت و از سرپیچی که در آنجا بود عبور کرد و ناپدید گشت . نیک روی مقداری پارچه کتابی که در پشت ماشین باری بود دراز کشیده و مشغول استراحت کردن بود . راننده ماشین باری از آن پیاده شد و نیک را صدا زد. آنجا شهری به چشم نمی خورد و تنها چیزی که در آنجا وجود داشت ریلهای راه آهن و علفهایی بود که سوخته بودند . در آنجا قبلا سیزده سالن بزرگ گاوداری قرار داشتند و برای خودش شهری بود ولی نیک هیچ سالنی را نمی دید . هتل شهر فرو ریخته بود و ویرانه های آن بر جا مانده بودند...
#رودخانه_بزرگ
#ارنست_همینگوی
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚
@fantasylibrary
✍ ارنست همینگوی
🔃 کیوان اسلامی
120 صفحه
در این رمان آمده که قطار راه آهن از روی تپهای گذشت و از سرپیچی که در آنجا بود عبور کرد و ناپدید گشت . نیک روی مقداری پارچه کتابی که در پشت ماشین باری بود دراز کشیده و مشغول استراحت کردن بود . راننده ماشین باری از آن پیاده شد و نیک را صدا زد. آنجا شهری به چشم نمی خورد و تنها چیزی که در آنجا وجود داشت ریلهای راه آهن و علفهایی بود که سوخته بودند . در آنجا قبلا سیزده سالن بزرگ گاوداری قرار داشتند و برای خودش شهری بود ولی نیک هیچ سالنی را نمی دید . هتل شهر فرو ریخته بود و ویرانه های آن بر جا مانده بودند...
#رودخانه_بزرگ
#ارنست_همینگوی
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚
@fantasylibrary