Fantasy Library
5.42K subscribers
13.2K photos
632 videos
3.21K files
1.72K links
📚| Fantasy Library |🐉
Instagram🆔:
instagram.com/Fantasy._.Library
📧Email:FantasyLibrary2016@gmail.com
🗣Admin: @StarTrouble
🗂 آرشیو برنامه شب های فانتزی:
📥 @Podcast_Fantasy_Night
Download Telegram
❗️ #توجه ❗️
#نکته : این فایل به زبان انگلیسی است و فایل ترجمه شده این کتاب در کانال موجود است.
#شمشیر_حقیقت #قانون_اول_جادوگری #درخواستی
@fantasylibrary
⛪️⛪️⛪️⛪️⛪️⛪️⛪️⛪️⛪️⛪️⛪️⛪️⛪️⛪️
دختر کشیش
نویسنده: جرج اورول
خلاصه:
دورتی تنها دختر کشیشی در یکی از شهرهای کوچک انگلستان است که زندگی مذهبی خشک و کسالت باری را می گذراند . او وظایف زیادی در کلیسا و خانه به عهده دارد ، پدر سخت گیری داشته و تمایلی به ازدواج نیز ندارد . روزی به طور ناگهانی حافظه اش را از دست می دهد و خود را در لندن می یابد و وقتی بعد از یک ماه حافظه اش باز می گردد به قدری شایعات مختلف در مورد او ساخته شده که پدرش او را در خانه نمی پذیرد و دورتی وارد زندگی جدیدی می شود .
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚
@fantasylibrary
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
#دختر_کشیش #جرج_اورول
💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵💵
پانصد میلیون ثروت
نویسنده: ژول ورن
خلاصه داستان:

💫دکتر سارازان، پزشک فرانسوی برای شرکت در یک کنگره ی بهداشتى به انگلستان می رود. پس از دیدار با نماینده ی یک بانک انگلیسی با خبر می شود که ارثیه ی هنگفتی برابر با پانصد میلیون فرانک فرانسه به او رسیده است. دکتر سارازان که مردی نیک خواه و میهن پرست است، تصمیم به ساخت شهری نمونه به نام فرانس ویل در آمریکا می گیرد که همه چیز برای آسایش مردم در آنجا فراهم باشد. در همین هنگام دانشمند آلمانی دیگری به نام پروفسور شولتز بنا به اتفاق در می یابد که او نیز در ارثیه ی هنگفتی که به دکتر سارازان رسیده، شریک است. در آن زمان روابط آلمانی ها و فرانسویان تیره است. به همین سبب پروفسور شولتز سعی می کند به هر ترتیب شده سهم خود را از ارثیه ی دکتر سارازان جدا کند و موفق هم می شود. او برخلاف دکتر سارازان سهم خود را به مصرف گسترش کارخانه ی فولاد خود و پروژه های محرمانه ی ساخت بمب می رساند. پس از مدتی پروفسور شولتز ناپدید می شود و …💫
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚
@fantasylibrary
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
🔎🔎🔎🔎🔎🔎🔎🔎🔎🔎🔎🔎🔎🔎
مجموعه بیوه مردان سیاه
نویسنده :ایزاک آسیموف

داستان‌های معمایی بیوه‌مردان سیاه با الهام از یک انجمن واقعی در دهه ۱۹۴۰ به‌وسیله آسیموف نوشته شد. اعضای انجمن برای گپ و گفت دوستانه ماهی یک بار در جایی گرد می‌‌آمدند و آسوده و رها از دست همسرانشان، حشر و نشر می‌‌کردند. آسیموف براساس همین انجمن، یک باشگاه تخیلی درست کرد با شخصیت‌های جالب. باشگاه برای خودش مقرراتی داشت و هر بار موقعیت و ماجرایی پیش می‌‌آمد و اعضای باشگاه باید با نیروی ذهن خود معمایی حل‌نشده را که بیشترشان ماهیت پلیسی داشتند، با استفاده از اطلاعاتی اندک حل می‌‌کردند. بیشتر اوقات اعضای اصلی از حل معما ناتوان می‌‌شدند و این پیشخدمت بود که با استدلال‌هایی شگفت‌انگیز معماها را حل می‌‌کرد.

این مجموعه در 2 جلد خلاصه شده
جلد 1:باشگاه معما
جلد 2:داستان های بیشتر از بیوه مردان سیاه
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚
@fantasylibrary
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
کتابها به صورت فایل zip وبدون رمز
☝️🏻☝️🏻☝️🏻☝️🏻☝️🏻☝️🏻☝️🏻
❗️❗️ #توجه ❗️❗️
#نکته : ترجمه ی این کتاب در اینترنت قرار نگرفته و وقتی به طور کامل قرار گرفت فورا در کانال گذاشته میشه.
#عاتش از #انجی_سیج از مجموعه #سیپتیموس_هیپ
🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮
عاتش
جلد هفتم سیپتیموس هیپ
نویسنده: انجی سیج
خلاصه:
بزرگتری در دنیای جادوگری دارند.
بیتل تبدیل شده به رییس کاتب ها و جینا در انتظار تاجگذاری و ملکه شدنش است ولی سیپتیموس هیپ هنوز در حال مبارزه با جادوی سیاه و برای خلاص شدن از این جادو باید حلقه ای را نابود کند باید از نیروی باستانی آتش استفاده کند تا بتواند مهارتهای فیزیک و جادویی خود را بیشتر کند تا به جادوگری فوق العاده تبدیل شود.
مارسیا اوستراند و مارسل لوس نیز در این سفر به او کمک می کنند.این کتاب با بقیه ی کتابهای قبلی فرق می کند و شخصیت های منحصر به فردی دارد.همین طور نویسنده از تمام قلب و با زیبایی و کمی شوخ طبعی نوشته است.ولی وقتی آتش بر افروخته شود و هنگامی که زمان مناسب است همه چیز ممکن است.

 🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮🔮
@fantasylibrary
🔮🔮🔮🔮🔮🔮
لینک کانال
https://telegram.me/fantasylibrary
#انجی_سیج #سیپتیموس_هیپ #عاتش #درخواستی
🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐
سکوت بره ها
نویسنده: توماس هریس
مترجم: اصغر اندرودی، مجتبی مینایی
خلاصه:
“کلاریس استرلینگ” از سوی اف.بی.آی، مسئول رسیدگی به پرونده یک قاتل زنجیره ای روان پریش به نام “بیل بوفالو” میشود که پوست قربانیانش – که همه زن هستنند – را می کند. تنها یک نفر قادر به کمک اوست، و آن کسی نیست جز یک دکتر روانشناسِ “آدم خوار” به نام “هانیبال لکتر”. استارلینگ به بخش بیماران روانی در “بالتیمور” می‌رود و در آنجا دکتر “فردریک چیلتون” او را به سلول دکتر لکتر راهنمایی می‌کند. در ابتدا دکتر لکتر آرام است اما به ناگهان عصبانی می‌شود چرا که استارلینگ سعی دارد از او اطلاعات بکشد. در حالی که استارلینگ با ترس در حال ترک سلول است، یکی از بیماران به او توهین بدی می کند که لکتر این عمل را بسیار زشت می‌پندارد و استارلینگ را صدا می‌کند که بر گردد و به او نام و نشانی یکی از بیماران سابق خودش را می دهد. این راهنمایی استارلینگ را به یک زیرزمین سوق می‌دهد که در آنجا جسد یکی از بیماران سابق دکتر لکتر را پیدا می‌کند …

 🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐
@fantasylibrary
🤐🤐🤐🤐🤐🤐
لینک کانال
 https://telegram.me/fantasylibrary
#توماس_هریس #سکوت_بره_ها