🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊
مرد نیمه خود آگاه
نویسنده: جی جی بالارد
خلاصه:
دکلای تبلیغای تبلیغاتی، دکتر! دکلای تبلیغاتی رو دیدی؟دکتر فرانکلین، چهره در هم کشید و از مزاحمتی که برایش ایجاد شده بود، سرعت قدم هایش را بیشتر کرد و با عجله از پله های بیمارستان پایین آمد تا به طرف صف ماشین های پارک شده برود. از روی شانه اش لحظه ای به مرد که صندل های کهنه و شلوار جین لکه دار از دوغاب پوشیده بود نگاه کرد که برای او از طرف دیگر محوطه دست تکان می داد و وقتی دید فرانکلین تلاش می کند او را نادیده بگیرد شروع به دویدن به طرف او کرد...
🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊
@fantasylibrary
🖊🖊🖊🖊🖊🖊
لینک کانال ↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#جی_جی_بالارد #مرد_نیمه_خود_آگاه
مرد نیمه خود آگاه
نویسنده: جی جی بالارد
خلاصه:
دکلای تبلیغای تبلیغاتی، دکتر! دکلای تبلیغاتی رو دیدی؟دکتر فرانکلین، چهره در هم کشید و از مزاحمتی که برایش ایجاد شده بود، سرعت قدم هایش را بیشتر کرد و با عجله از پله های بیمارستان پایین آمد تا به طرف صف ماشین های پارک شده برود. از روی شانه اش لحظه ای به مرد که صندل های کهنه و شلوار جین لکه دار از دوغاب پوشیده بود نگاه کرد که برای او از طرف دیگر محوطه دست تکان می داد و وقتی دید فرانکلین تلاش می کند او را نادیده بگیرد شروع به دویدن به طرف او کرد...
🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊🖊
@fantasylibrary
🖊🖊🖊🖊🖊🖊
لینک کانال ↙↙↙↙↙↙
https://telegram.me/fantasylibrary
#جی_جی_بالارد #مرد_نیمه_خود_آگاه
👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹
غول غرق شده
نویسنده: جی جی بالارد
خلاصه :
صبح روز پس از طوفان، بدن غولی غرق شده در ساحل پنج مایلی شمال غربی شهر به گل نشست. اولین اخبار به ساحل رسیدن آن، توسط مزرعه داری در نزدیکی محل، آورده شد و متعاقبا توسط خبرنگاران روزنامه ی محلی و پلیس تایید گشت. علی رغم این، اکثر مردم، و در میان آن ها من، به قضیه مشکوک ماندیم. اما...
👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹
@fantasylibrary
👹👹👹👹👹👹
Https://telegram.me/fantasylibrary
#جی_جی_بالارد #غول_غرق_شده
غول غرق شده
نویسنده: جی جی بالارد
خلاصه :
صبح روز پس از طوفان، بدن غولی غرق شده در ساحل پنج مایلی شمال غربی شهر به گل نشست. اولین اخبار به ساحل رسیدن آن، توسط مزرعه داری در نزدیکی محل، آورده شد و متعاقبا توسط خبرنگاران روزنامه ی محلی و پلیس تایید گشت. علی رغم این، اکثر مردم، و در میان آن ها من، به قضیه مشکوک ماندیم. اما...
👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹👹
@fantasylibrary
👹👹👹👹👹👹
Https://telegram.me/fantasylibrary
#جی_جی_بالارد #غول_غرق_شده
👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽
ترس های کوچک (از مجموعه ی داستان های کوتاه دارن شان)
نویسنده : دارن شان
ترجمه : فاطمه نوروزی منش
خلاصه:
این، شرح وقوع حادثه ای در یک قبرستان است که مربوط به زمان کوتاهی قبل از بازگشت دسمند تینی و آدم کوچولوهایش به سیرک عجایب در کتاب دوم ( دستیار خون آشام ) می باشد. این متن در جمجمه ای خالی، در غار جادوگری به اسم ایوانا پیدا شده و با خون روی پوست خشک شده ی قورباغه نوشته شده بود.
👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽
@fantasylibrary
👽👽👽👽👽👽
Https://telegram.me/fantasylibrary
#دارن_شان #ترس_های_کوچک #داستان_های_کوتاه_دارن_شان
ترس های کوچک (از مجموعه ی داستان های کوتاه دارن شان)
نویسنده : دارن شان
ترجمه : فاطمه نوروزی منش
خلاصه:
این، شرح وقوع حادثه ای در یک قبرستان است که مربوط به زمان کوتاهی قبل از بازگشت دسمند تینی و آدم کوچولوهایش به سیرک عجایب در کتاب دوم ( دستیار خون آشام ) می باشد. این متن در جمجمه ای خالی، در غار جادوگری به اسم ایوانا پیدا شده و با خون روی پوست خشک شده ی قورباغه نوشته شده بود.
👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽👽
@fantasylibrary
👽👽👽👽👽👽
Https://telegram.me/fantasylibrary
#دارن_شان #ترس_های_کوچک #داستان_های_کوتاه_دارن_شان
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
ساعت محکومیت
نویسنده:ار ال استاین
خلاصه:
مایکل وبستر همیشه به دردسر میافتد و او میداند که دلیلش همیشه خواهر لوس و کوچکترش، تارای وحشتناک است. اما این بار موضوع تازهای زندگی مایکل را به وضع بدتری میکشاند. پدر مایکل به تازگی یک ساعت کوکوی عتیقه به خانه آورده است. ساعت بسیار قدیمی و گران است و آقای وبستر به هیچ کس اجازهی نزدیک شدن به آن را نمیدهد.
بیچاره مایکل. باید به حرف پدرش گوش میکرد.
چرا که کسی این ساعت را طلسم کرده است. یک طلسم قدرتمند و خطرناک و حالا دیگر زندگی مایکل هرگز مثل قبل نخواهد بود ...
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
@fantasylibrary
✨✨✨✨✨✨✨
لینک کانال↙️↙️↙️↙️
Https://telegram.me/fantasylibrary
#ساعت_محکومیت #ار_ال_استاین
ساعت محکومیت
نویسنده:ار ال استاین
خلاصه:
مایکل وبستر همیشه به دردسر میافتد و او میداند که دلیلش همیشه خواهر لوس و کوچکترش، تارای وحشتناک است. اما این بار موضوع تازهای زندگی مایکل را به وضع بدتری میکشاند. پدر مایکل به تازگی یک ساعت کوکوی عتیقه به خانه آورده است. ساعت بسیار قدیمی و گران است و آقای وبستر به هیچ کس اجازهی نزدیک شدن به آن را نمیدهد.
بیچاره مایکل. باید به حرف پدرش گوش میکرد.
چرا که کسی این ساعت را طلسم کرده است. یک طلسم قدرتمند و خطرناک و حالا دیگر زندگی مایکل هرگز مثل قبل نخواهد بود ...
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
@fantasylibrary
✨✨✨✨✨✨✨
لینک کانال↙️↙️↙️↙️
Https://telegram.me/fantasylibrary
#ساعت_محکومیت #ار_ال_استاین
☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠
نفرین یک جسد
خلاصه:
داستان در مورد یه نفره که به خاطر درآوردن خرج خودش وارد یه خونه میشه تا همدم یک زن میانسال باشه،اما متوجه میشه اون خونه زیاد شرایط طبیعی نداره....
☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠
@fantasylibrary
☠☠☠☠☠☠☠
لینک کانال↙️↙️↙️
Https://telegram.me/fantasylibrary
#نفرین_یک_جسد
نفرین یک جسد
خلاصه:
داستان در مورد یه نفره که به خاطر درآوردن خرج خودش وارد یه خونه میشه تا همدم یک زن میانسال باشه،اما متوجه میشه اون خونه زیاد شرایط طبیعی نداره....
☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠☠
@fantasylibrary
☠☠☠☠☠☠☠
لینک کانال↙️↙️↙️
Https://telegram.me/fantasylibrary
#نفرین_یک_جسد