#شیاطین
اما ریشه ماهیت این موجود شاخدار شیطانی کجاست؟ اصلا چرا باید یه هیولای کریسمسی واسه خودمون درست کنیم که بچهها رو تنبیه کنه؟
📌 تاریخ کرامپوس به دو قسمت قبل و بعد مسیحیت تقسیم میشه.
رایجترین باور اینه که داستان کرامپوس از خدایی که شاخ داره منشا گرفته. خدایان شاخدار در چندین فرهنگ مختلف سرتاسر دنیا وجود داشتن. شباهتهایی بین کرامپوس و ساتیر یونان باستان وجود داره و هردوشون خشن و شرور بودن.
قبل از مسیحیت، در سنت پاگانها، فستیوالهای زمستانی برگزار میشد که مردم ماسک و لباسهای درست شده از خز حیوانات میپوشیدن و تو روستاها راه میرفتن و مردمو اذیت میکردن. چیزی شبیه به فستیوالهایی که امروزه هم برگزار میشه.
در ابتدا هیچ ارتباطی بین کرامپوس و کریسمس مسیحیها نبود، به جز اینکه از نظر زمانی تقریبا باهم تو یه تایم بودن.
در المان و اتریش عجیب نبود که افراد ماسک و لباسهای شیطانی بپوشن و تو زمانی که امروزه تایم تعطیلات کریسمس هست، مردم ازاری کنن.
در واقع این موضوع از اول بخاطر یادداشت خود کرامپوس نبوده، بلکه صرفا یه سنت قدیمی بود که از قدیم مونده بود و اجرا میشد.
#AllAboutDemons
📚| @FantasyLibrary |🐉
اما ریشه ماهیت این موجود شاخدار شیطانی کجاست؟ اصلا چرا باید یه هیولای کریسمسی واسه خودمون درست کنیم که بچهها رو تنبیه کنه؟
📌 تاریخ کرامپوس به دو قسمت قبل و بعد مسیحیت تقسیم میشه.
رایجترین باور اینه که داستان کرامپوس از خدایی که شاخ داره منشا گرفته. خدایان شاخدار در چندین فرهنگ مختلف سرتاسر دنیا وجود داشتن. شباهتهایی بین کرامپوس و ساتیر یونان باستان وجود داره و هردوشون خشن و شرور بودن.
قبل از مسیحیت، در سنت پاگانها، فستیوالهای زمستانی برگزار میشد که مردم ماسک و لباسهای درست شده از خز حیوانات میپوشیدن و تو روستاها راه میرفتن و مردمو اذیت میکردن. چیزی شبیه به فستیوالهایی که امروزه هم برگزار میشه.
در ابتدا هیچ ارتباطی بین کرامپوس و کریسمس مسیحیها نبود، به جز اینکه از نظر زمانی تقریبا باهم تو یه تایم بودن.
در المان و اتریش عجیب نبود که افراد ماسک و لباسهای شیطانی بپوشن و تو زمانی که امروزه تایم تعطیلات کریسمس هست، مردم ازاری کنن.
در واقع این موضوع از اول بخاطر یادداشت خود کرامپوس نبوده، بلکه صرفا یه سنت قدیمی بود که از قدیم مونده بود و اجرا میشد.
#AllAboutDemons
📚| @FantasyLibrary |🐉
🔥6❤3
#شیاطین
🔮 اگه بخوایم پیدا کنیم ریشه باور به کرامپوس از کجا میاد، میتونیم از شخصیتی اتریشی به نام "پرکتر (perchter) یا پرکتا (perchta)" بدونیمش که برادران گریم مختصر ازش چیزایی تعریف کردن.
پرکتر درواقع ترکیبی از بابانوئل و کرامپوس بود. فقط به جای اینکه خوب و بد با دو شخصیت متفاوت نشون داده بشن، پرکتر هم هدیه میداد هم تنبیه میکرد.
اواسط زمستون و طی ۱۲ روز کریسمس، پرکتر به خونههایی که توش بچهها بودن سر میزد.
بچههای خوب، صبح روز بعد تو یکی از کفشاشون یه سکه نقره پیدا میکردن.
بچههای بد اما عاقبت خوبی نداشتن. پرکتر شکمشونو باز میکرد، دل و رودهشونو درمیاورد و جاشو با پوشال و سنگریزه پر می.کرد و میدوخت.
از ظاهر پرکتر دوتا توصیف هست. یکی زنی زیبا که لباسی سفید پوشیده و دیگری، ساحرهای پیر و چروکیده.
#AllAboutDemons
📚| @FantasyLibrary |🐉
🔮 اگه بخوایم پیدا کنیم ریشه باور به کرامپوس از کجا میاد، میتونیم از شخصیتی اتریشی به نام "پرکتر (perchter) یا پرکتا (perchta)" بدونیمش که برادران گریم مختصر ازش چیزایی تعریف کردن.
پرکتر درواقع ترکیبی از بابانوئل و کرامپوس بود. فقط به جای اینکه خوب و بد با دو شخصیت متفاوت نشون داده بشن، پرکتر هم هدیه میداد هم تنبیه میکرد.
اواسط زمستون و طی ۱۲ روز کریسمس، پرکتر به خونههایی که توش بچهها بودن سر میزد.
بچههای خوب، صبح روز بعد تو یکی از کفشاشون یه سکه نقره پیدا میکردن.
بچههای بد اما عاقبت خوبی نداشتن. پرکتر شکمشونو باز میکرد، دل و رودهشونو درمیاورد و جاشو با پوشال و سنگریزه پر می.کرد و میدوخت.
از ظاهر پرکتر دوتا توصیف هست. یکی زنی زیبا که لباسی سفید پوشیده و دیگری، ساحرهای پیر و چروکیده.
#AllAboutDemons
📚| @FantasyLibrary |🐉
🔥6❤2
#شیاطین
❗️❗️حدودای قرن ۱۱، داستان سینت نیکلاس معروف شد و حدود قرن ۱۶، کرامپوسی که امروز ما میشناسیم به وجود اومد.
در طول زمان مردم داستان موجودی رو روایت کردن که برخاسته از پرکتر بود ولی با تغییرات اساسی. موجودی که به سینت نیکلاس خدمت میکرد و اسمش بود کرامپوس. موجودی پشمالو و شاخ.دار، با ظاهری شیطانی، دندونای تیز، پنجههای بلند و زبونی دراز.
در این دوران، مسیحیان ۶ دسامبر رو به عنوان روز سینت نیکلاس جشن میگرفتن و مثل کریسمس مدرن امروزی، سینت نیکلاس برای بچههای خوب هدیه میبرد و بچههای بد یه مشت زغال و شاخ و برگ گیرشون میومد.
کلیسا از ایدهی وجود کرامپوس خوشش نمیومد ولی حریف مردم هم نمیشد که فراموشش کنن. پس تصمیم گرفتن یه جورایی کرامپوس رو به سینت نیکلاس گره بزنن و خودشون داستانشو کنترل کنن.
کرامپوس شد موجودی که همراه سینت نیکلاسه. یکیشون نماد خوبی. دیگری نماد شیطان.
#AllAboutDemons
📚| @FantasyLibrary |🐉
❗️❗️حدودای قرن ۱۱، داستان سینت نیکلاس معروف شد و حدود قرن ۱۶، کرامپوسی که امروز ما میشناسیم به وجود اومد.
در طول زمان مردم داستان موجودی رو روایت کردن که برخاسته از پرکتر بود ولی با تغییرات اساسی. موجودی که به سینت نیکلاس خدمت میکرد و اسمش بود کرامپوس. موجودی پشمالو و شاخ.دار، با ظاهری شیطانی، دندونای تیز، پنجههای بلند و زبونی دراز.
در این دوران، مسیحیان ۶ دسامبر رو به عنوان روز سینت نیکلاس جشن میگرفتن و مثل کریسمس مدرن امروزی، سینت نیکلاس برای بچههای خوب هدیه میبرد و بچههای بد یه مشت زغال و شاخ و برگ گیرشون میومد.
کلیسا از ایدهی وجود کرامپوس خوشش نمیومد ولی حریف مردم هم نمیشد که فراموشش کنن. پس تصمیم گرفتن یه جورایی کرامپوس رو به سینت نیکلاس گره بزنن و خودشون داستانشو کنترل کنن.
کرامپوس شد موجودی که همراه سینت نیکلاسه. یکیشون نماد خوبی. دیگری نماد شیطان.
#AllAboutDemons
📚| @FantasyLibrary |🐉
🔥5❤2
#شیاطین
👿 با گذشت زمان، کرامپوس تبدیل به یک هیولای مسیحی شد. دورش زنجیر گذاشتن که نماد اسارت شیطان توسط کلیسا باشه و دستش ترکههایی دادن تا باهاش بچههای بدرفتار رو بزنه. پشتش هم سبدی داشت که بچههای شیطونو بندازه اون تو تا بندازه تو جهنم و در نهایت، بچههایی که خیلی بد بودن ممکن بود حتی کارشون به غرق شدن یا خورده شدن برسه!
حالا دیگه شب قبل از روز سینت نیکلاس، شده بود شب کرامپوس.
۵ دسامبر زمانی بود که این هیولا میومد تو خیابونها و روستاها.
بعد از قرن ۱۶، داستان سینت نیکلاس تغییر کرد و تبدیل شد به سانتاکلاس(بابانوئل) برگرفته از کلمه هلندی sinterklaas.
داستان کرامپوس تقریبا بدون تغییر دیگهای باقی موند و ۵دسامبر همچنان در بسیاری از کشورها شب کرامپوس تلقی میشد.
بعد از تغییر زمان کریسمس به ۲۵ دسامبر، برای کشورهای خارج از منطقه آلپ منطقی بود که شب کرامپوس رو هم به شب قبل کریسمس جدید تغییر بدن. هرچند که کشورهای منطقه آلپ همچنان به ۵ دسامبر پایبندند.
به همین خاطر ممکنه در تاریخهای مختلف فستیوالها برگزار بشه.
#AllAboutDemons
📚| @FantasyLibrary |🐉
👿 با گذشت زمان، کرامپوس تبدیل به یک هیولای مسیحی شد. دورش زنجیر گذاشتن که نماد اسارت شیطان توسط کلیسا باشه و دستش ترکههایی دادن تا باهاش بچههای بدرفتار رو بزنه. پشتش هم سبدی داشت که بچههای شیطونو بندازه اون تو تا بندازه تو جهنم و در نهایت، بچههایی که خیلی بد بودن ممکن بود حتی کارشون به غرق شدن یا خورده شدن برسه!
حالا دیگه شب قبل از روز سینت نیکلاس، شده بود شب کرامپوس.
۵ دسامبر زمانی بود که این هیولا میومد تو خیابونها و روستاها.
بعد از قرن ۱۶، داستان سینت نیکلاس تغییر کرد و تبدیل شد به سانتاکلاس(بابانوئل) برگرفته از کلمه هلندی sinterklaas.
داستان کرامپوس تقریبا بدون تغییر دیگهای باقی موند و ۵دسامبر همچنان در بسیاری از کشورها شب کرامپوس تلقی میشد.
بعد از تغییر زمان کریسمس به ۲۵ دسامبر، برای کشورهای خارج از منطقه آلپ منطقی بود که شب کرامپوس رو هم به شب قبل کریسمس جدید تغییر بدن. هرچند که کشورهای منطقه آلپ همچنان به ۵ دسامبر پایبندند.
به همین خاطر ممکنه در تاریخهای مختلف فستیوالها برگزار بشه.
#AllAboutDemons
📚| @FantasyLibrary |🐉
❤6🔥2
#شیاطین
👺 یکی از فستیوالهای معروف krampuslauf یا رژه کرامپوس، اینجوریه که گروهی از مردم شبیه کرامپوس لباس میپوشن و به خودشون زنگوله و چیزای صدادار بزرگ وصل می.کنن تا صدای گشتنشون تو خیابون به گوش همه برسه. بعضی وقتا ممکنه فقط بچهها رو بتوسونن و برن. بعضی وقتا به بچهها گولههای برفی میزنن و بعضیا هم با ترکهی تو دستشون، به پای بچهها میزنن.
#AllAboutDemons
📚| @FantasyLibrary |🐉
👺 یکی از فستیوالهای معروف krampuslauf یا رژه کرامپوس، اینجوریه که گروهی از مردم شبیه کرامپوس لباس میپوشن و به خودشون زنگوله و چیزای صدادار بزرگ وصل می.کنن تا صدای گشتنشون تو خیابون به گوش همه برسه. بعضی وقتا ممکنه فقط بچهها رو بتوسونن و برن. بعضی وقتا به بچهها گولههای برفی میزنن و بعضیا هم با ترکهی تو دستشون، به پای بچهها میزنن.
#AllAboutDemons
📚| @FantasyLibrary |🐉
❤7🔥1🥴1
#شخصیت_شناسی
#گندالف_چرخ_زمان
🐉 با چیزی که نمیتونی تغییرش بدی، زندگی کن.
نام: Moiraine Damodred
نام مستعار: Alys
عنوان: Lady
جنسیت: Female
رنک: Aes Sedai | Blue Ajah
خاندان: Damodred
اثر: Wheel of Time
#Wheel_of_Time
#Moiraine_Damodred
📚| @FantasyLibrary |🐉
#گندالف_چرخ_زمان
🐉 با چیزی که نمیتونی تغییرش بدی، زندگی کن.
نام: Moiraine Damodred
نام مستعار: Alys
عنوان: Lady
جنسیت: Female
رنک: Aes Sedai | Blue Ajah
خاندان: Damodred
اثر: Wheel of Time
#Wheel_of_Time
#Moiraine_Damodred
📚| @FantasyLibrary |🐉
🔥7👍1
#شخصیت_شناسی
#گندالف_چرخ_زمان
مویرین دمودرد یه شخصیت بسیار دقیق، کنترلگر و استراتژیکه. مویرین منسجمترین و یکی از سردترین شخصیتهاست اما نه از سر بیاحساسی؛ از سر انضباط. تقریبا هیچوقت از مسیر پیدا کردن Dragon Reborn منحرف نمیشه. این تمرکز شدید، گاهی باعث میشه شبیه ماشین تصمیمگیری به نظر برسه. این ویژگی عالیه برای دنیا، اما برای اطرافیان خستهکننده و حتا آزاردهندهست.
مویرین همیشه اطلاعات رو جیرهبندی میکنه. از نظرش، حقیقت فقط زمانی قابل بیانه که نتیجهاش قابل مدیریت باشه. این اخلاق از دید همراهانش مشکلسازه، اما از نگاه خواننده منطقیه: مویرین از نوجوانهای روستایی انتظار نداشت مسئولیت Tarmon Gai'don | The Last Battle رو به عهده بگیرن، پس به زور هدایتشون کرد. در بحرانیترین لحظات هم ترک نمیخوره. این ثبات شخصیتی نقطه قوتشه اما باعث میشه دیگران احساس کنن با یه دیوار از یخ روبهرو هستن.
به عنوان یه اشرافزاده Cairhienin، سیاست رو میفهمه و از بازی Daes Dae'mar برای پیشبرد هدفش استفاده میکنه. مویرین نه تنها به لحاظ قدرت مجاوری، بلکه به لحاظ سیاسی هم بازیگر سطح بالاییه. مویرین مهربونه، اما دلسوزیش عملیه، نه احساسی. برای نجات دنیا از زندگی افراد میگذره؛ و با اینکه خودش رو سرزنش میکنه، کار رو انجام میده. مویرین کتابها یه رهبر خونسرد و فوقالعاده عملگراست. اگه ازش خوشتون میاد به این دلیله که موثر و حرفهایه و نه قابللمس و احساسی.
سریال، مویرین رو قابلدسترستر و احساسیتر کرده. این الزام سریاله، اما از زاویه صداقت اگه نگاه کنیم: سریال عمدا بخش زیادی از آرامش و یخزدگی او رو کم کرده. مویرین سریال خیلی راحتتر احساساتش رو نشون میده و رابطه فردیش با لن پررنگتر شده. این برای یه درام تلویزیونی منطقیه، اما نسخهای کمصلبتر از مویرین میسازه.
در کتابها، جذابیت مویرین در کنترل روایت و پنهانکاری خردمندانشه. سریال به خاطر نیاز به درام و ساختار بصری، اطلاعات بیشتری از او و درگیریهاش رو میکنه. نتیجهاش: مویرین دمودرد دیگه کمتر به عنوان "مغز متفکر ناشناخته" شناخته میشه.
سریال، One Power رو به شکل سینماییتر نشون میده، بنابراین مویرین بصری قدرتمندتره، حتا اگه از لحاظ شخصیتشناختی در سریال وزن اقتدار و آرامش او رو کم کرده باشن. سریال، او رو بیشتر در جایگاه قهرمان فردی نشون میده تا عضوی از یه هیئت سیاسی قدرتمند. در کتابها، او به رغم استقلال، کاملا در شبکه سیاسی خاندانش و آمرلین سیت ریشه دوانده.
در آخر باید گفت که مویرین کتابها: استراتژیست یخی، بسیار کنترلگر، کمحرف و عمیقا هدفمحوره. مویرین سریال: احساسیتر، رابطهمحورتر، نمایشیتر، و انسانیتره، اما به نسبت نسخه کتاب کمتر شکستناپذیر و کمتر ضدگلولهست.
#Wheel_of_Time
#Moiraine_Damodred
📚| @FantasyLibrary |🐉
#گندالف_چرخ_زمان
مویرین دمودرد یه شخصیت بسیار دقیق، کنترلگر و استراتژیکه. مویرین منسجمترین و یکی از سردترین شخصیتهاست اما نه از سر بیاحساسی؛ از سر انضباط. تقریبا هیچوقت از مسیر پیدا کردن Dragon Reborn منحرف نمیشه. این تمرکز شدید، گاهی باعث میشه شبیه ماشین تصمیمگیری به نظر برسه. این ویژگی عالیه برای دنیا، اما برای اطرافیان خستهکننده و حتا آزاردهندهست.
مویرین همیشه اطلاعات رو جیرهبندی میکنه. از نظرش، حقیقت فقط زمانی قابل بیانه که نتیجهاش قابل مدیریت باشه. این اخلاق از دید همراهانش مشکلسازه، اما از نگاه خواننده منطقیه: مویرین از نوجوانهای روستایی انتظار نداشت مسئولیت Tarmon Gai'don | The Last Battle رو به عهده بگیرن، پس به زور هدایتشون کرد. در بحرانیترین لحظات هم ترک نمیخوره. این ثبات شخصیتی نقطه قوتشه اما باعث میشه دیگران احساس کنن با یه دیوار از یخ روبهرو هستن.
به عنوان یه اشرافزاده Cairhienin، سیاست رو میفهمه و از بازی Daes Dae'mar برای پیشبرد هدفش استفاده میکنه. مویرین نه تنها به لحاظ قدرت مجاوری، بلکه به لحاظ سیاسی هم بازیگر سطح بالاییه. مویرین مهربونه، اما دلسوزیش عملیه، نه احساسی. برای نجات دنیا از زندگی افراد میگذره؛ و با اینکه خودش رو سرزنش میکنه، کار رو انجام میده. مویرین کتابها یه رهبر خونسرد و فوقالعاده عملگراست. اگه ازش خوشتون میاد به این دلیله که موثر و حرفهایه و نه قابللمس و احساسی.
سریال، مویرین رو قابلدسترستر و احساسیتر کرده. این الزام سریاله، اما از زاویه صداقت اگه نگاه کنیم: سریال عمدا بخش زیادی از آرامش و یخزدگی او رو کم کرده. مویرین سریال خیلی راحتتر احساساتش رو نشون میده و رابطه فردیش با لن پررنگتر شده. این برای یه درام تلویزیونی منطقیه، اما نسخهای کمصلبتر از مویرین میسازه.
در کتابها، جذابیت مویرین در کنترل روایت و پنهانکاری خردمندانشه. سریال به خاطر نیاز به درام و ساختار بصری، اطلاعات بیشتری از او و درگیریهاش رو میکنه. نتیجهاش: مویرین دمودرد دیگه کمتر به عنوان "مغز متفکر ناشناخته" شناخته میشه.
سریال، One Power رو به شکل سینماییتر نشون میده، بنابراین مویرین بصری قدرتمندتره، حتا اگه از لحاظ شخصیتشناختی در سریال وزن اقتدار و آرامش او رو کم کرده باشن. سریال، او رو بیشتر در جایگاه قهرمان فردی نشون میده تا عضوی از یه هیئت سیاسی قدرتمند. در کتابها، او به رغم استقلال، کاملا در شبکه سیاسی خاندانش و آمرلین سیت ریشه دوانده.
در آخر باید گفت که مویرین کتابها: استراتژیست یخی، بسیار کنترلگر، کمحرف و عمیقا هدفمحوره. مویرین سریال: احساسیتر، رابطهمحورتر، نمایشیتر، و انسانیتره، اما به نسبت نسخه کتاب کمتر شکستناپذیر و کمتر ضدگلولهست.
#Wheel_of_Time
#Moiraine_Damodred
📚| @FantasyLibrary |🐉
🔥8❤1
#شخصیت_شناسی
#گندالف_چرخ_زمان
The wheel weaves as the wheel wills.
#Wheel_of_Time
#Moiraine_Damodred
📚| @FantasyLibrary |🐉
#گندالف_چرخ_زمان
The wheel weaves as the wheel wills.
#Wheel_of_Time
#Moiraine_Damodred
📚| @FantasyLibrary |🐉
❤7🔥4👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واکنشم به بوک مارکم وقتی که از لای کتاب میوفته و من نمیتونم صفحه درست رو پیدا کنم:
ـ تو فقط یه وظیفه داشتی!😒
🔔 #having_fun 😂
✨| @FantasyLibrary |🐉
ـ تو فقط یه وظیفه داشتی!😒
🔔 #having_fun 😂
✨| @FantasyLibrary |🐉
🤣25😁3👍2❤1
#شخصیت_شناسی
#ویسریس_اول
🐉 از اولم نمیخواستمش. حق هم داشتم. چه دردهایی رو که باعث نشد. روی سر هر کسی که باشه نابودش میکنه... تو همیشه میخواستیش، دیمون. هنوزم میخوایش؟
نام: Viserys I Targaryen
عنوان: King of the Seven Kingdoms
جنسیت: Male
خاندان: Targaryen
اثر: A Song of Ice And Fire | Fire And Blood | HOTD
#HOTD
#Fire_And_Blood
#Viserys_Targaryen
📚| @FantasyLibrary |🐉
#ویسریس_اول
🐉 از اولم نمیخواستمش. حق هم داشتم. چه دردهایی رو که باعث نشد. روی سر هر کسی که باشه نابودش میکنه... تو همیشه میخواستیش، دیمون. هنوزم میخوایش؟
نام: Viserys I Targaryen
عنوان: King of the Seven Kingdoms
جنسیت: Male
خاندان: Targaryen
اثر: A Song of Ice And Fire | Fire And Blood | HOTD
#HOTD
#Fire_And_Blood
#Viserys_Targaryen
📚| @FantasyLibrary |🐉
❤7
#شخصیت_شناسی
#ویسریس_اول
ویسریس تارگرین اول یه مرد خوب در یه جایگاه اشتباهست. ذاتا آدم بدی نیست: مهربونه، صلحطلبه، اهل مصالحهست، به خشونت بیمیله. ولی مشکل اینجاست که تخت آهنین جای یه آدم خوب نیست. اداره هفت پادشاهی نیاز به تصمیمهای دردناک، ناعادلانه و گاه بیرحمانه داره؛ و ویسریس تارگرین اول به دفعات از اینها فرار میکنه.
پادشاه ترجیح میده دوستداشتنی باشه تا موثر. ویسریس نشانهها رو میبینه ولی قبول نمیکنه: تنش بین سیاهها و سبزها؟ خانوادهان، درست میشه. رقابت جانشینی؟ همه سوگند خوردن. جاهطلبی آلیسنت و اوتو؟ نیتشون خیره. این انکار فعالانهست. پادشاه واقعیت رو میفهمه، اما قدرت روانی روبهرو شدن باهاش رو نداره.
ویسریس در اعمال اقتدار ضعف داره. تصمیم میگیره ولی اجرا نمیکنه یا اگه اجرا میکنه نصفهنیمهست. مثال کلیدی داریم: رینیرا رو وارث اعلام میکنه، دوباره ازدواج میکنه، پسرش اگون به دنیا میاد، ساختار قدرت رو اصلاح نمیکنه، مخالفها رو حذف یا مهار نمیکنه. این یعنی تصمیمش بیدفاعه. تصمیم بدون پشتوانه، شوخیه.
عاشق دوران جیهیریسه. میخواد همون ثبات و همون شکوه رو بدون پرداخت هزینه داشته باشه اما نمیفهمه که اون ثبات، نتیجه کنترل آهنین و سیاست بیرحمانه بوده، نه مهربونی صرف. ویسریس میخواد میراث رو نگه داره، بدون اینکه بفهمه میراث نیاز به نگهبان داره، نه خاطرهباز. شناخت ویسریس در جایگاه پدر حتا خطرناکتر هم میشه. به رینیرا علاقه داره ولی ازش محافظت سیاسی نمیکنه. به پسران آلیسنت بیاعتنا نیست ولی نقششون رو شفاف نمیکنه. نتیجه؟ بچهها رو ناامن بزرگ میکنه و بچههای ناامن جنگ به راه میاندازن.
ویسریس در آتش و خون یه عامل تاریخیه و از بیرون قضاوت میشه. شخصیتش از خلال گزارشها، شایعات و تحلیل استادها ساخته میشه. در آتش و خون تمرکز روی پیامدهای تصمیمهاشه، نه رنج درونی. ویسریس کتاب بیشتر شبیه یه پادشاه ناکارآمد کلاسیکه. ویسریس در خاندان اژدها یه شخصیت دراماتیک محوریه و از درون دیده میشه. درد، زوال جسمی، تنهایی و ترسش به تصویر کشیده میشه. ویسریس سریال یه تراژدی انسانیه.
در کتاب، بیش از حد راحتطلبه، اهل خوشگذرونی و ضیافته، سیاستگریزه، اجازه میده دربار عملا توسط اوتو و دیگران اداره بشه. در سریال، ضعف ویسریس ریشه در ترس داره، ریشه در گناه داره، ریشه در فرسودگی جسم و روان داره. او نمیگریزه چون تنبله؛ میگریزه چون توان ایستادن نداره. سریال، ضعف رو از ناتوانی مدیریتی تبدیل میکنه به فروپاشی انسانی.
ویسریس کتاب نمونه تاریخی پادشاهیه که کارش رو بلد نبود. ویسریس سریال مردیه که شاید حقش نبود پادشاه بشه اما شد ولی له شد. سریال ویسریس رو بهتر نمیکنه؛ قابلدرکترش میکنه و این دقیقا همون چیزیه که باعث میشه بعضیها اشتباها ازش دفاع کنن. ویسریس نه احمقه، نه شروره و نه نادانه. بزدل اخلاقیه؛ کسیه که میدونه چیکار باید بکنه اما از هزینه انجامش میترسه. ویسریس رقص اژدهایان رو شروع نکرد؛ فقط کاری کرد که جنگ اجتنابناپذیر بشه.
#HOTD
#Fire_And_Blood
#Viserys_Targaryen
📚| @FantasyLibrary |🐉
#ویسریس_اول
ویسریس تارگرین اول یه مرد خوب در یه جایگاه اشتباهست. ذاتا آدم بدی نیست: مهربونه، صلحطلبه، اهل مصالحهست، به خشونت بیمیله. ولی مشکل اینجاست که تخت آهنین جای یه آدم خوب نیست. اداره هفت پادشاهی نیاز به تصمیمهای دردناک، ناعادلانه و گاه بیرحمانه داره؛ و ویسریس تارگرین اول به دفعات از اینها فرار میکنه.
پادشاه ترجیح میده دوستداشتنی باشه تا موثر. ویسریس نشانهها رو میبینه ولی قبول نمیکنه: تنش بین سیاهها و سبزها؟ خانوادهان، درست میشه. رقابت جانشینی؟ همه سوگند خوردن. جاهطلبی آلیسنت و اوتو؟ نیتشون خیره. این انکار فعالانهست. پادشاه واقعیت رو میفهمه، اما قدرت روانی روبهرو شدن باهاش رو نداره.
ویسریس در اعمال اقتدار ضعف داره. تصمیم میگیره ولی اجرا نمیکنه یا اگه اجرا میکنه نصفهنیمهست. مثال کلیدی داریم: رینیرا رو وارث اعلام میکنه، دوباره ازدواج میکنه، پسرش اگون به دنیا میاد، ساختار قدرت رو اصلاح نمیکنه، مخالفها رو حذف یا مهار نمیکنه. این یعنی تصمیمش بیدفاعه. تصمیم بدون پشتوانه، شوخیه.
عاشق دوران جیهیریسه. میخواد همون ثبات و همون شکوه رو بدون پرداخت هزینه داشته باشه اما نمیفهمه که اون ثبات، نتیجه کنترل آهنین و سیاست بیرحمانه بوده، نه مهربونی صرف. ویسریس میخواد میراث رو نگه داره، بدون اینکه بفهمه میراث نیاز به نگهبان داره، نه خاطرهباز. شناخت ویسریس در جایگاه پدر حتا خطرناکتر هم میشه. به رینیرا علاقه داره ولی ازش محافظت سیاسی نمیکنه. به پسران آلیسنت بیاعتنا نیست ولی نقششون رو شفاف نمیکنه. نتیجه؟ بچهها رو ناامن بزرگ میکنه و بچههای ناامن جنگ به راه میاندازن.
ویسریس در آتش و خون یه عامل تاریخیه و از بیرون قضاوت میشه. شخصیتش از خلال گزارشها، شایعات و تحلیل استادها ساخته میشه. در آتش و خون تمرکز روی پیامدهای تصمیمهاشه، نه رنج درونی. ویسریس کتاب بیشتر شبیه یه پادشاه ناکارآمد کلاسیکه. ویسریس در خاندان اژدها یه شخصیت دراماتیک محوریه و از درون دیده میشه. درد، زوال جسمی، تنهایی و ترسش به تصویر کشیده میشه. ویسریس سریال یه تراژدی انسانیه.
در کتاب، بیش از حد راحتطلبه، اهل خوشگذرونی و ضیافته، سیاستگریزه، اجازه میده دربار عملا توسط اوتو و دیگران اداره بشه. در سریال، ضعف ویسریس ریشه در ترس داره، ریشه در گناه داره، ریشه در فرسودگی جسم و روان داره. او نمیگریزه چون تنبله؛ میگریزه چون توان ایستادن نداره. سریال، ضعف رو از ناتوانی مدیریتی تبدیل میکنه به فروپاشی انسانی.
ویسریس کتاب نمونه تاریخی پادشاهیه که کارش رو بلد نبود. ویسریس سریال مردیه که شاید حقش نبود پادشاه بشه اما شد ولی له شد. سریال ویسریس رو بهتر نمیکنه؛ قابلدرکترش میکنه و این دقیقا همون چیزیه که باعث میشه بعضیها اشتباها ازش دفاع کنن. ویسریس نه احمقه، نه شروره و نه نادانه. بزدل اخلاقیه؛ کسیه که میدونه چیکار باید بکنه اما از هزینه انجامش میترسه. ویسریس رقص اژدهایان رو شروع نکرد؛ فقط کاری کرد که جنگ اجتنابناپذیر بشه.
#HOTD
#Fire_And_Blood
#Viserys_Targaryen
📚| @FantasyLibrary |🐉
👏6❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#شخصیت_شناسی
#ویسریس_اول
King Viserys of House Targaryen, the First of His Name, King of the Andals and the Rhoynar and the First Men, Lord of the Seven Kingdoms, and Protector of the Realm!
#HOTD
#Fire_And_Blood
#Viserys_Targaryen
📚| @FantasyLibrary |🐉
#ویسریس_اول
King Viserys of House Targaryen, the First of His Name, King of the Andals and the Rhoynar and the First Men, Lord of the Seven Kingdoms, and Protector of the Realm!
#HOTD
#Fire_And_Blood
#Viserys_Targaryen
📚| @FantasyLibrary |🐉
❤8🤮1
📢 Welcome to The Award Odyssey!📚🏆
در این سری پستها قصد داریم آرومآروم وارد دنیای جوایز بزرگ علمیتخیلی و فانتزی بشیم، از Hugo و Nebula گرفته تا Locus، World Fantasy و حتی بیشتر از اون.
📚 اینجا قراره:
✨ تاریخچهی هر جایزه رو مرور کنیم
✨ فکتهای جذاب و پشتصحنه از مراسمها و آثارشون بگیم
✨ و با معرفی نامزدها و برندهها، بهترین کتابها، داستانها و رسانههای گمانهزن رو بشناسیم
هر هفته یکی از این دنیاها رو کاوش میکنیم، پشتصحنههای جالب و داستانهای پشت جوایز رو با هم میفهمیم.
یه سفر ادبی در کهکشان داستانها — اینجا شروع میشه! 🌌📖
🏆 #AwardOdyssey 📢
📚| @FantasyLibrary |🔖
در این سری پستها قصد داریم آرومآروم وارد دنیای جوایز بزرگ علمیتخیلی و فانتزی بشیم، از Hugo و Nebula گرفته تا Locus، World Fantasy و حتی بیشتر از اون.
📚 اینجا قراره:
✨ تاریخچهی هر جایزه رو مرور کنیم
✨ فکتهای جذاب و پشتصحنه از مراسمها و آثارشون بگیم
✨ و با معرفی نامزدها و برندهها، بهترین کتابها، داستانها و رسانههای گمانهزن رو بشناسیم
هر هفته یکی از این دنیاها رو کاوش میکنیم، پشتصحنههای جالب و داستانهای پشت جوایز رو با هم میفهمیم.
یه سفر ادبی در کهکشان داستانها — اینجا شروع میشه! 🌌📖
🏆 #AwardOdyssey 📢
📚| @FantasyLibrary |🔖
🔥12👍3❤1