#شیاطین
مامون برای اولین بار قدرت کیمیاگری رو ۳۰۰سال قبل از میلاد در مصر به رونی، جادوگری که در ذوب کردن فلزات تخصص داشت و پیروانش نشون داد.
با راهنماییهای مامون، رونی و همراهانش با خونشون هومونکلوس رو خلق میکنن و این موجود جدید کاملا به شکل و قیافهی رونی درمیاد.
هومونکلوس با مشاهدهی حرکات و رفتارهای رونی و پیروانش، بعد یه مدتی تصمیم میگیره همینطور که تحت هدایت مامون هست، به دلخواه خودش زندگی کنه.
#AllAboutDemons
📚| @FantasyLibrary |🐉
مامون برای اولین بار قدرت کیمیاگری رو ۳۰۰سال قبل از میلاد در مصر به رونی، جادوگری که در ذوب کردن فلزات تخصص داشت و پیروانش نشون داد.
با راهنماییهای مامون، رونی و همراهانش با خونشون هومونکلوس رو خلق میکنن و این موجود جدید کاملا به شکل و قیافهی رونی درمیاد.
هومونکلوس با مشاهدهی حرکات و رفتارهای رونی و پیروانش، بعد یه مدتی تصمیم میگیره همینطور که تحت هدایت مامون هست، به دلخواه خودش زندگی کنه.
#AllAboutDemons
📚| @FantasyLibrary |🐉
👍9🔥4❤🔥1😁1
#شیاطین
✋🏼 دست راست عذاب اسرارآمیز رو مامون به همراه بلفگور ساخت و همراه با عزازیل معتقد بودن که این ابزار کلیدیه به جهان دیگهای و میشه باهاش خدایی به اسم yog sothoth رو آزاد و حتی کنترل کرد و از این خدای باستانی در جنگ با خدا در بهشت استفاده کنن.
از دست راست عذاب تا مدتها بعد استفاده نشد تا اینکه مامون به همراه دیگان (degan) و استاروث (عشتاروت/ astaroth) از پسر عزازیل به اسم anong on rama مراقبت میکردن که بعد از به دنیا اومدنش دست راستشو قطع کردن و دست راست عزازیل رو بهش وصل کردن.
⚡️ مامون به کمک ملسیبار (melcibar) تیغه دوقلوی افسانهای رو خلق کرد که از ذوب کردن مخلوط پودر استخون یک فرشتهی سقوط کرده، اشک فرشتهی مقرب میکاییل و چشم یک الهه به همراه پولاد دمشق (سختترین مدل پولاد که ازش شمشیر میساختن)، ساخته شده بود.
تیغه دوقلو قادر به کشتن هرچیزی هست. کسی نمیدونه چرا مامون همین سلاحی ساخته اما عدهای باور دارن که مامون از قصد حقیقی لوسیفر (نابودی کامل خلقت برای یک شروع دوباره) خبر داشت و میترسید لوسیفر دورش بزنه پس این تیغهی دوقلو رو برای کشتنش ساخت.
#AllAboutDemons
📚| @FantasyLibrary |🐉
✋🏼 دست راست عذاب اسرارآمیز رو مامون به همراه بلفگور ساخت و همراه با عزازیل معتقد بودن که این ابزار کلیدیه به جهان دیگهای و میشه باهاش خدایی به اسم yog sothoth رو آزاد و حتی کنترل کرد و از این خدای باستانی در جنگ با خدا در بهشت استفاده کنن.
از دست راست عذاب تا مدتها بعد استفاده نشد تا اینکه مامون به همراه دیگان (degan) و استاروث (عشتاروت/ astaroth) از پسر عزازیل به اسم anong on rama مراقبت میکردن که بعد از به دنیا اومدنش دست راستشو قطع کردن و دست راست عزازیل رو بهش وصل کردن.
⚡️ مامون به کمک ملسیبار (melcibar) تیغه دوقلوی افسانهای رو خلق کرد که از ذوب کردن مخلوط پودر استخون یک فرشتهی سقوط کرده، اشک فرشتهی مقرب میکاییل و چشم یک الهه به همراه پولاد دمشق (سختترین مدل پولاد که ازش شمشیر میساختن)، ساخته شده بود.
تیغه دوقلو قادر به کشتن هرچیزی هست. کسی نمیدونه چرا مامون همین سلاحی ساخته اما عدهای باور دارن که مامون از قصد حقیقی لوسیفر (نابودی کامل خلقت برای یک شروع دوباره) خبر داشت و میترسید لوسیفر دورش بزنه پس این تیغهی دوقلو رو برای کشتنش ساخت.
#AllAboutDemons
📚| @FantasyLibrary |🐉
👍11🔥3❤🔥1🥰1
#شیاطین
مامون در بعضی فرهنگها با ظاهر یک گرگ توصیف میشه که سر تا سر بدنش از طلاست و تیغهای بلند منحنیای از بدنش بیرون زده؛ یکی از فک، دوتا از شونهش و درنهایت از زانوش.
بعضیها هم میگن شبیه یک جوان پولداره که رنگ چشماش مدام بین رنگ اسکناسهای مختلف تغییر میکنه و پوستش انقدر رنگ پریدهس که رنگ سفید در مقایسه باهاش تیره به نظر میاد.
گاهی مامون رو به صورت موجودی به تصویر میکشن که چندین چشم داره که برای جستجو واسه طلا ازشون استفاده میکنه.
#AllAboutDemons
📚| @FantasyLibrary |🐉
مامون در بعضی فرهنگها با ظاهر یک گرگ توصیف میشه که سر تا سر بدنش از طلاست و تیغهای بلند منحنیای از بدنش بیرون زده؛ یکی از فک، دوتا از شونهش و درنهایت از زانوش.
بعضیها هم میگن شبیه یک جوان پولداره که رنگ چشماش مدام بین رنگ اسکناسهای مختلف تغییر میکنه و پوستش انقدر رنگ پریدهس که رنگ سفید در مقایسه باهاش تیره به نظر میاد.
گاهی مامون رو به صورت موجودی به تصویر میکشن که چندین چشم داره که برای جستجو واسه طلا ازشون استفاده میکنه.
#AllAboutDemons
📚| @FantasyLibrary |🐉
👍13🔥2❤🔥1
#شیاطین
گفته میشه در زمان حضورش در بهشت انقدر نگاهش به سنگفرش طلایی بهشت بود که به خود خدا اهمیتی نمیداد و حتی علاقهی وسواسگونهش به طلا به حدی بود که حتی به شورش لوسیفر هم هیچ اهمیتی نمیداد ولی بخاطر اینکه به ثروت مالی بیشتر از خدا علاقه نشون میداد، توسط فرشتهی مقرب، جبرییل، از بهشت رونده شد.
پس از سقوط، مامون کسی بود که میتونست فلزات باارزش رو در جهنم پیدا کنه که بقیهی شیاطین بتونن به دستور لوسیفر، باهاش قصر شیطان رو بسازن و پس از اون، مامون در جهنم به عبارتی خزانهدار بود.
**عکسها از کتاب بهشت گمشده اثر جان میلتون، ترجمهی شجاعالدین شفا هستن. متن از عکس سمت چپ شروع میشه.
😈هفته بعد میریم سراغ یکی دیگه از شیاطین😁 اگه پیشنهادی دارین که از کدوم زودتر بنویسم براتون، حتما تو کامنتا بگین😈
#AllAboutDemons
📚| @FantasyLibrary |🐉
گفته میشه در زمان حضورش در بهشت انقدر نگاهش به سنگفرش طلایی بهشت بود که به خود خدا اهمیتی نمیداد و حتی علاقهی وسواسگونهش به طلا به حدی بود که حتی به شورش لوسیفر هم هیچ اهمیتی نمیداد ولی بخاطر اینکه به ثروت مالی بیشتر از خدا علاقه نشون میداد، توسط فرشتهی مقرب، جبرییل، از بهشت رونده شد.
پس از سقوط، مامون کسی بود که میتونست فلزات باارزش رو در جهنم پیدا کنه که بقیهی شیاطین بتونن به دستور لوسیفر، باهاش قصر شیطان رو بسازن و پس از اون، مامون در جهنم به عبارتی خزانهدار بود.
**عکسها از کتاب بهشت گمشده اثر جان میلتون، ترجمهی شجاعالدین شفا هستن. متن از عکس سمت چپ شروع میشه.
😈هفته بعد میریم سراغ یکی دیگه از شیاطین😁 اگه پیشنهادی دارین که از کدوم زودتر بنویسم براتون، حتما تو کامنتا بگین😈
#AllAboutDemons
📚| @FantasyLibrary |🐉
👍17❤🔥1❤1🔥1
⚔ پایان داستان سری ویچر چه بود؟
(هشدار اسپویل⚠️)
در پایان کتابهای ویچر، سرانجام شخصیتهای اصلی در هالهای از ابهام ماند و پایان بندی کتاب در این مسئله تا حدودی باز بود. در این پست به توضیحاتی درباره سرنوشت احتمالی آنها میپردازیم.
▫️گرالت و ینیفر:
این زوج در شورش ریویا کشته شدند، اما اتفاقی که بعد از آن برای آنها افتاد مشخص نیست. در کتاب شمشیر سرنوشت، مرگ یکبار با گرالت صحبت کرده و به او میگوید موجودات بعد از مرگ به جهان نیستی میروند. اما بعد از حوادث کتاب بانوی دریاچه، گرالت و ینیفر در یک فضای سرسبز بیدار میشوند، انگار که در دنیای بعد از مرگ هستند. آنها مانند روح رفتار نمیکنند و نوع حرفهایشان به گونهای است که انگار زنده هستند. اگر یادتان باشد، سیری بدن آنها را با قایق به جهانی دیگر برد. پس ممکن است سیری با قدرتهای فراوانی که دارد، با انتقال دادن آنها به یک دنیای دیگر، در واقع از مرگشان جلوگیری کرده باشد.
▫️سرنوشت سیری:
او بعد از اینکه با قایقی روحمانند گرالت و ینیفر با به دنیایی دیگر میبرد، خود دیگر به کانتیننت بر نمیگردد و به جهان دیگری میرود.
در آن جهان، سیری با یک شوالیهی جوان آشنا میشود و برای او داستان زندگیاش را تعریف میکند. شوالیه از سیری دعوت میکند تا به شهرش بیاید و سیری هم امیدوار است که بتواند به عنوان ویچر کاری پیدا کند.
به نظر میرسد زندگی سیری تازه آغاز شده است.
#fact #فکت
📚| @FantasyLibrary |🐉
(هشدار اسپویل⚠️)
در پایان کتابهای ویچر، سرانجام شخصیتهای اصلی در هالهای از ابهام ماند و پایان بندی کتاب در این مسئله تا حدودی باز بود. در این پست به توضیحاتی درباره سرنوشت احتمالی آنها میپردازیم.
▫️گرالت و ینیفر:
این زوج در شورش ریویا کشته شدند، اما اتفاقی که بعد از آن برای آنها افتاد مشخص نیست. در کتاب شمشیر سرنوشت، مرگ یکبار با گرالت صحبت کرده و به او میگوید موجودات بعد از مرگ به جهان نیستی میروند. اما بعد از حوادث کتاب بانوی دریاچه، گرالت و ینیفر در یک فضای سرسبز بیدار میشوند، انگار که در دنیای بعد از مرگ هستند. آنها مانند روح رفتار نمیکنند و نوع حرفهایشان به گونهای است که انگار زنده هستند. اگر یادتان باشد، سیری بدن آنها را با قایق به جهانی دیگر برد. پس ممکن است سیری با قدرتهای فراوانی که دارد، با انتقال دادن آنها به یک دنیای دیگر، در واقع از مرگشان جلوگیری کرده باشد.
▫️سرنوشت سیری:
او بعد از اینکه با قایقی روحمانند گرالت و ینیفر با به دنیایی دیگر میبرد، خود دیگر به کانتیننت بر نمیگردد و به جهان دیگری میرود.
در آن جهان، سیری با یک شوالیهی جوان آشنا میشود و برای او داستان زندگیاش را تعریف میکند. شوالیه از سیری دعوت میکند تا به شهرش بیاید و سیری هم امیدوار است که بتواند به عنوان ویچر کاری پیدا کند.
به نظر میرسد زندگی سیری تازه آغاز شده است.
#fact #فکت
📚| @FantasyLibrary |🐉
🔥12👍5👌1
#ژانرشناسی 🪷
امروز معرفی دو تا زیرژانر داریم :)
🫀وحشت جسمانی (بدنی)
توی این زیرژانر ما با آسیب و نابودی جسمی سروکار داریم و یا حالتهایی از مسخ.
این آسیب ممکنه به هر صورتی اتفاق بیفته، میتونه در اثر بیماری، انگل، موجوات گوشتخوار واقعی و... باشه که در این صورت یه داستان وحشت رئال داریم و یا اینکه بر اساس عوامل علمی - تخیلی باشه مثل امواج رادیواکتیو یا جهش یافتگی علمی که طبیعتا نویسنده ناچاره جنبهی خیالی هم بهش اضافه کنه.
اما لزوما قرار نیست داستان رئال باشه و میشه مثلا بجای موجودات گوشتخوار واقعی از هیولاهای گوشتخوار استفاده کرد، در این صورت داستان جنبهی فانتزی خواهد گرفت.
🫁میشه مواردی مثل پوسیدگی بدن، قطع عضو، جایگزین کردن اعضا برای ساخت یه موجود فراطبیعی (مثلا سایبورگ) و هر چیز دیگهای که با بدن انسان سروکار داره رو توی این زیرژانر جا داد.
🦷نمونه کتاب وحشت جسمی
- مسخ نوشتهی فرانتس کافکا¹
- لاغرتر نوشتهی استیون کینگ²
***
🧛🏻وحشت خونآشامی
همهی ما خونآشامها رو میشناسیم. تولد خونآشامها توی ادبیات با ظهور کارمیلا³ همراه بوده و با دراکولا⁴ ماندگار شده.
خونآشامها موجوداتی هستن بیرون اومده از دل تخیل انسان و ترکیبی از ویژگیهای انسان، شبح و خفاش. اونها رگ قربانیشون رو با دندون نیش تیزی که دارن سوراخ میکنن و خونش رو میمکن و باعث مرگ انسانها میشن.
🦇خونآشامها در ابتدا بهعنوان یه زیرژانر وحشت معرفی شدن ولی به مرور با تولد خونآشامهای دوستداشتنی، زیبا و انسانی توی کتابهایی مثل خاطرات خونآشام⁵ و گرگ و میش⁶ به سمت فانتزیهای عاشقانه رفتن.
🩸نمونه کتاب وحشت خونآشامی
- سیلمز لات نوشتهی استیون کینگ⁷
- مصاحبه با خونآشام نوشتهی آن رایس⁸
#وحشت
#ژانرشناسی_وحشت
------------------------------
1. The Metamorphosis by Franz Kafka
2. Thinner by Stephen King
3. Carmilla by Sheridan Le Fanu
4. Dracula by Bram Stoker
5. Vampire Diaries by L. J. Smith
6. Twilight by Stephenie Meyer
8 .Interview with the Vampire by Anne Rice
📚| @FantasyLibrary |🐉
امروز معرفی دو تا زیرژانر داریم :)
🫀وحشت جسمانی (بدنی)
توی این زیرژانر ما با آسیب و نابودی جسمی سروکار داریم و یا حالتهایی از مسخ.
این آسیب ممکنه به هر صورتی اتفاق بیفته، میتونه در اثر بیماری، انگل، موجوات گوشتخوار واقعی و... باشه که در این صورت یه داستان وحشت رئال داریم و یا اینکه بر اساس عوامل علمی - تخیلی باشه مثل امواج رادیواکتیو یا جهش یافتگی علمی که طبیعتا نویسنده ناچاره جنبهی خیالی هم بهش اضافه کنه.
اما لزوما قرار نیست داستان رئال باشه و میشه مثلا بجای موجودات گوشتخوار واقعی از هیولاهای گوشتخوار استفاده کرد، در این صورت داستان جنبهی فانتزی خواهد گرفت.
🫁میشه مواردی مثل پوسیدگی بدن، قطع عضو، جایگزین کردن اعضا برای ساخت یه موجود فراطبیعی (مثلا سایبورگ) و هر چیز دیگهای که با بدن انسان سروکار داره رو توی این زیرژانر جا داد.
🦷نمونه کتاب وحشت جسمی
- مسخ نوشتهی فرانتس کافکا¹
- لاغرتر نوشتهی استیون کینگ²
***
🧛🏻وحشت خونآشامی
همهی ما خونآشامها رو میشناسیم. تولد خونآشامها توی ادبیات با ظهور کارمیلا³ همراه بوده و با دراکولا⁴ ماندگار شده.
خونآشامها موجوداتی هستن بیرون اومده از دل تخیل انسان و ترکیبی از ویژگیهای انسان، شبح و خفاش. اونها رگ قربانیشون رو با دندون نیش تیزی که دارن سوراخ میکنن و خونش رو میمکن و باعث مرگ انسانها میشن.
🦇خونآشامها در ابتدا بهعنوان یه زیرژانر وحشت معرفی شدن ولی به مرور با تولد خونآشامهای دوستداشتنی، زیبا و انسانی توی کتابهایی مثل خاطرات خونآشام⁵ و گرگ و میش⁶ به سمت فانتزیهای عاشقانه رفتن.
🩸نمونه کتاب وحشت خونآشامی
- سیلمز لات نوشتهی استیون کینگ⁷
- مصاحبه با خونآشام نوشتهی آن رایس⁸
#وحشت
#ژانرشناسی_وحشت
------------------------------
1. The Metamorphosis by Franz Kafka
2. Thinner by Stephen King
3. Carmilla by Sheridan Le Fanu
4. Dracula by Bram Stoker
5. Vampire Diaries by L. J. Smith
6. Twilight by Stephenie Meyer
8 .Interview with the Vampire by Anne Rice
📚| @FantasyLibrary |🐉
❤9👍4👏1
📚 کافکا در کرانه | Kafka on the Shore
🖊 نویسنده: هاروکی موراکامی
🗂 ژانر: فیکشن، فانتزی، رئالیسم جادویی
🎖امتیاز گودریدز: 4.14 با 441 هزار رای
📖 این کتاب با ترجمه مهدی غبرائی در ایران چاپ شده است.
🎼 فایل صوتی این کتاب به زبان انگلیسی در ادامه در چنل قرار گرفته است.
▫️| @FantasyLibrary |▫️
🖊 نویسنده: هاروکی موراکامی
🗂 ژانر: فیکشن، فانتزی، رئالیسم جادویی
🎖امتیاز گودریدز: 4.14 با 441 هزار رای
📖 این کتاب با ترجمه مهدی غبرائی در ایران چاپ شده است.
🎼 فایل صوتی این کتاب به زبان انگلیسی در ادامه در چنل قرار گرفته است.
▫️| @FantasyLibrary |▫️
👍15
✨ #All_Booked :
خلاصه کتاب :
'کافکا تامورا' (که نام واقعی او برای خواننده مشخص نیست) پسر 15 سالهی کتابخوانی است که با پدرش در توکیو زندگی میکند. کافکا به دلیل یک پیشگویی عجیب تصمیم میگیرد از خانه فرار کند و این شروع ماجراهای اوست. داست 'ناکاتا' از زبان نویسنده و به صورت دانای کل (سوم شخص) روایت میشود. ناکاتا مرد مهربانی است که در یک حادثهی عجیب در کودکی به کما میرود، بعد از چند هفته از کما بیرون میآید، با این تفاوت که ناکاتا هوش طبیعیاش را از دست داده اما به جای آن توانایی صحبت کردن با گربهها را پیدا کرده است. او بعد از این حادثه تواناییهای دیگری هم پیدا کرده که در روند داستان، خواننده آنها را به تدریج کشف میکند. نقطهی عطف رمان تکمیل این دو قصه در نقطهای است که سایههای زندگی دو داستان بر دیگری دیده میشود. انگار از همان ابتدا این دو داستان به هم وصل و حتی تکمیل کنندهی هم بودند.
"I'm alone, inside the world of the story, my favourite feeling in the world."
#کافکادرکرانه #هاروکی_موراکامی
#KafkaOnTheShore #HarukiMurakami
📚| @FantasyLibrary |🐉
خلاصه کتاب :
'کافکا تامورا' (که نام واقعی او برای خواننده مشخص نیست) پسر 15 سالهی کتابخوانی است که با پدرش در توکیو زندگی میکند. کافکا به دلیل یک پیشگویی عجیب تصمیم میگیرد از خانه فرار کند و این شروع ماجراهای اوست. داست 'ناکاتا' از زبان نویسنده و به صورت دانای کل (سوم شخص) روایت میشود. ناکاتا مرد مهربانی است که در یک حادثهی عجیب در کودکی به کما میرود، بعد از چند هفته از کما بیرون میآید، با این تفاوت که ناکاتا هوش طبیعیاش را از دست داده اما به جای آن توانایی صحبت کردن با گربهها را پیدا کرده است. او بعد از این حادثه تواناییهای دیگری هم پیدا کرده که در روند داستان، خواننده آنها را به تدریج کشف میکند. نقطهی عطف رمان تکمیل این دو قصه در نقطهای است که سایههای زندگی دو داستان بر دیگری دیده میشود. انگار از همان ابتدا این دو داستان به هم وصل و حتی تکمیل کنندهی هم بودند.
"I'm alone, inside the world of the story, my favourite feeling in the world."
#کافکادرکرانه #هاروکی_موراکامی
#KafkaOnTheShore #HarukiMurakami
📚| @FantasyLibrary |🐉
👍13🔥2
Kafka on the Shore by Haruki Murakami.pdf
6.6 MB
فایل کتاب به زبان انگلیسی و به فرمت pdf
@FantasyLibrary
@FantasyLibrary
👍14❤1
⚜امروز، ششم سپتامبر روزی جهانی برای خواندن کتاب است.⚜
از زندگی تام سایر گرفته تا حکایت جنایت و مکافات
از سفر در سرزمین میانه گرفته تا درس خواندن در هاگوآرتز
حل کردن انواع پرونده های جنایی با هرکول پوآرو و هولمز
خواندن درمورد طبیعت وحش و عجایب آن و سفر به اعماق دریاها
مطالعه زندگی بزرگان علم و هنر و همراه شدن در نبرد ژنرالها
مهم نیست که هستید، اهل کجایید و یا چه علاقهای دارید. در جهان رنگارنگ کتابها برای همه ماجراجویی و حکایتی وجود دارد که میتوانند عاشق آن شوند و با کاراکترهای آن به دنیای متفاوتی سفر کنند و چیزهایی تجربه کنند که هرگز از ذهنشان نرود.
کتاب جدیدی بردارید و یا از کتابهای قدیمی خود بخوانید، مهمنیست!!! تنها چیزی که مهم است، برداشتن یک کتاب و همراه شدن با هزاران هزار نفری است امروز تصمیم گرفتهاند کمی از وقت خود را به کتاب خواندن اختصاص دهند و در لذت آن غرق شوند.
پس شماهم شروع کنید و حتی تلاش کنید کتاب جدیدی به کسی معرفی کنید و یا کسی را دعوت به کتاب خوانی کنید
کتابهای جدیدی که خواندید و یا قصد دارید و پیشنهاد میکنید را حتما داخل کامنتها بنویسید🙏
📚| @FantasyLibrary |🐉
از زندگی تام سایر گرفته تا حکایت جنایت و مکافات
از سفر در سرزمین میانه گرفته تا درس خواندن در هاگوآرتز
حل کردن انواع پرونده های جنایی با هرکول پوآرو و هولمز
خواندن درمورد طبیعت وحش و عجایب آن و سفر به اعماق دریاها
مطالعه زندگی بزرگان علم و هنر و همراه شدن در نبرد ژنرالها
مهم نیست که هستید، اهل کجایید و یا چه علاقهای دارید. در جهان رنگارنگ کتابها برای همه ماجراجویی و حکایتی وجود دارد که میتوانند عاشق آن شوند و با کاراکترهای آن به دنیای متفاوتی سفر کنند و چیزهایی تجربه کنند که هرگز از ذهنشان نرود.
کتاب جدیدی بردارید و یا از کتابهای قدیمی خود بخوانید، مهمنیست!!! تنها چیزی که مهم است، برداشتن یک کتاب و همراه شدن با هزاران هزار نفری است امروز تصمیم گرفتهاند کمی از وقت خود را به کتاب خواندن اختصاص دهند و در لذت آن غرق شوند.
پس شماهم شروع کنید و حتی تلاش کنید کتاب جدیدی به کسی معرفی کنید و یا کسی را دعوت به کتاب خوانی کنید
کتابهای جدیدی که خواندید و یا قصد دارید و پیشنهاد میکنید را حتما داخل کامنتها بنویسید🙏
📚| @FantasyLibrary |🐉
❤20❤🔥5👍1
#بهتر_نوشتن 📝
📖اگه تا حالا یه بار هم به ذهنتون رسیده باشه که داستان خودتون رو بنویسید و دنیای ذهنیتون رو، روی کاغذ تخلیه کنید؛ پس حتما دچار مشکلات "نمیدونم چی بنویسم" "چجوری بنویسم" "اشتباهاتم کجاست" و... هم شدین، مگه نه؟!
✏️هشتگ "بهتر نوشتن" قراره یه قسمت جدید توی بخش آموزش نویسندگی باشه. توی این بخش قراره با هم، قدم به قدم، به سمت مسیر بهتر نوشتن حرکت کنیم.
📖روند کار به این صورته که من روزهای پنجشنبه (البته یک هفته در میون) نکاتی که فکر میکنم لازمه (و یا حتا سوالات و مشکلات شما رو) توی یه پست توضیح میدم و در ادامه، با یه تمرین از شما میخوام هر چیزی یاد گرفتین رو، روی متن پیاده کنید.
خیالتون هم راحت باشه که خودم تمام متنهایی که نوشتین رو میخونم و کمکتون میکنم اشکالاتتون رو برطرف کنید.
✏️پس اگه شما هم مثل خود من، همیشه دغدغهی بهتر نوشتن رو داشتید، باهام همراه باشید.
📖 راستی اگه یه وقت به هر دلیلی نمیخواستید سوالتون رو اینجا بپرسید، میتونید یه سر به ناشناس من بزنید، و من یکی از پنجشنبهها همینجا جوابتون رو میدم.
#آموزش_نویسندگی
#نویسندگی_ژانری
📖اگه تا حالا یه بار هم به ذهنتون رسیده باشه که داستان خودتون رو بنویسید و دنیای ذهنیتون رو، روی کاغذ تخلیه کنید؛ پس حتما دچار مشکلات "نمیدونم چی بنویسم" "چجوری بنویسم" "اشتباهاتم کجاست" و... هم شدین، مگه نه؟!
✏️هشتگ "بهتر نوشتن" قراره یه قسمت جدید توی بخش آموزش نویسندگی باشه. توی این بخش قراره با هم، قدم به قدم، به سمت مسیر بهتر نوشتن حرکت کنیم.
📖روند کار به این صورته که من روزهای پنجشنبه (البته یک هفته در میون) نکاتی که فکر میکنم لازمه (و یا حتا سوالات و مشکلات شما رو) توی یه پست توضیح میدم و در ادامه، با یه تمرین از شما میخوام هر چیزی یاد گرفتین رو، روی متن پیاده کنید.
خیالتون هم راحت باشه که خودم تمام متنهایی که نوشتین رو میخونم و کمکتون میکنم اشکالاتتون رو برطرف کنید.
✏️پس اگه شما هم مثل خود من، همیشه دغدغهی بهتر نوشتن رو داشتید، باهام همراه باشید.
📖 راستی اگه یه وقت به هر دلیلی نمیخواستید سوالتون رو اینجا بپرسید، میتونید یه سر به ناشناس من بزنید، و من یکی از پنجشنبهها همینجا جوابتون رو میدم.
#آموزش_نویسندگی
#نویسندگی_ژانری
🔥13❤2
#بهتر_نوشتن 📝
1. ایدهپردازی
📖ایده چیزیه که باعث بهوجود اومدن داستان میشه. ذهن بیشتر نویسندهها پر از ایدههاییه که هر روز بیشتر و بیشتر میشن. اما چرا نمیتونیم این ایدهها رو بنویسیم؟
چون اینها اصلا ایده نیستن!
✏️اکثر چیزهایی که فکر میکنین ایدههای خوبین، در واقع فقط یک جرقه هستن. جرقهها ایدههای کوچیکی هستن که معمولا در مورد یک اتفاق خاص یا یک شخصیت به ذهنتون میرسه. شاید بشه با جرقه، یه داستان کوتاه نوشت اما بدون تبدیل کردن جرقه به ایده، نمیشه هیچ رمان یا داستان بلندی ساخت.
📖مثلا من یه جرقه دارم: «شالگردنی که نفرین شده و باعث مرگ صاحبش میشه.»
من برای تبدیل این جرقه به ایده، باید از خودم سوال بپرسم:
❓چرا شالگردن نفرین شده؟
این شالگردن مال معشوقهی یه جادوگر بوده و یه قاتل، دختره رو با همین شال خفه میکنه. جادوگر هم از عصبانیت این کارو میکنه.
❓شالگردن چطور این کارو میکنه؟
با تنگ شدن دور گردن و خفه کردن قربانی.
❓صاحب اصلی شالگردن کی بوده و چه گذشتهای داشته؟
یه دختر بوده به اسم رزالین، معشوقهی یه جادوگر بوده و... (ظاهرش، رفتارش و هر چیزی که لازم میدونید رو برای خودتون توصیف کنید).
❓خب الان شالگردن دست کیه؟ داستان قراره از کجا شروع بشه؟
دست صاحب اصلیش! من میخوام قصه رو از قبل از نفرین، شروع کنم. وقتی جادوگر و معشوقهاش زندگی خوبی داشتن و ناگهان یه قاتل همه چیز رو نابود میکنه. میخوام از روند قتل، پیدا کردن قاتل، عصبانیت جادوگر و... بنویسم و در نهایت، جرقهی اولیه رو در انتهای داستان استفاده کنم، جایی که جادوگر تصمیم میگیره برای انتقام شالگردن رو نفرین کنه تا افراد دیگهای هم توی رنج و عذاب خودش شریک باشن.
✏️میبینید؟ حالا من یه داستان دارم که شرح بدم. البته اینکه داستان رو از کجا شروع کنید و به کجا برسید کاملا به خودتون بستگی داره و همینه که باعث میشه از ایدههای یکسان، داستانهای متفاوتی بیرون بیاد.
#آموزش_نویسندگی
#نویسندگی_ژانری
1. ایدهپردازی
📖ایده چیزیه که باعث بهوجود اومدن داستان میشه. ذهن بیشتر نویسندهها پر از ایدههاییه که هر روز بیشتر و بیشتر میشن. اما چرا نمیتونیم این ایدهها رو بنویسیم؟
چون اینها اصلا ایده نیستن!
✏️اکثر چیزهایی که فکر میکنین ایدههای خوبین، در واقع فقط یک جرقه هستن. جرقهها ایدههای کوچیکی هستن که معمولا در مورد یک اتفاق خاص یا یک شخصیت به ذهنتون میرسه. شاید بشه با جرقه، یه داستان کوتاه نوشت اما بدون تبدیل کردن جرقه به ایده، نمیشه هیچ رمان یا داستان بلندی ساخت.
📖مثلا من یه جرقه دارم: «شالگردنی که نفرین شده و باعث مرگ صاحبش میشه.»
من برای تبدیل این جرقه به ایده، باید از خودم سوال بپرسم:
❓چرا شالگردن نفرین شده؟
این شالگردن مال معشوقهی یه جادوگر بوده و یه قاتل، دختره رو با همین شال خفه میکنه. جادوگر هم از عصبانیت این کارو میکنه.
❓شالگردن چطور این کارو میکنه؟
با تنگ شدن دور گردن و خفه کردن قربانی.
❓صاحب اصلی شالگردن کی بوده و چه گذشتهای داشته؟
یه دختر بوده به اسم رزالین، معشوقهی یه جادوگر بوده و... (ظاهرش، رفتارش و هر چیزی که لازم میدونید رو برای خودتون توصیف کنید).
❓خب الان شالگردن دست کیه؟ داستان قراره از کجا شروع بشه؟
دست صاحب اصلیش! من میخوام قصه رو از قبل از نفرین، شروع کنم. وقتی جادوگر و معشوقهاش زندگی خوبی داشتن و ناگهان یه قاتل همه چیز رو نابود میکنه. میخوام از روند قتل، پیدا کردن قاتل، عصبانیت جادوگر و... بنویسم و در نهایت، جرقهی اولیه رو در انتهای داستان استفاده کنم، جایی که جادوگر تصمیم میگیره برای انتقام شالگردن رو نفرین کنه تا افراد دیگهای هم توی رنج و عذاب خودش شریک باشن.
✏️میبینید؟ حالا من یه داستان دارم که شرح بدم. البته اینکه داستان رو از کجا شروع کنید و به کجا برسید کاملا به خودتون بستگی داره و همینه که باعث میشه از ایدههای یکسان، داستانهای متفاوتی بیرون بیاد.
#آموزش_نویسندگی
#نویسندگی_ژانری
🔥12👍3🥰1
📝تمرین
من بهتون یه جرقه میدم، شما از خودتون سوالهای لازم رو بپرسید و جرقهی من رو به ایده تبدیل کنید.
بعد توی 5 الی 10 خط، داستانتون رو شروع کنید و سعی کنید کنجکاوی ما رو تحریک کنید تا ادامهی داستانتون رو بخونیم.
جرقه:«دیوارهی سنگی یه غار قدیمی فرسوده شده و حالا راهی برای وارد شدن به غار باز شده.»
🫧چالش: ببینم کسی میتونه این جرقه رو به یه داستان جناییِ کاملا رئال تبدیل کنه؟
#تمرین_نویسندگی
من بهتون یه جرقه میدم، شما از خودتون سوالهای لازم رو بپرسید و جرقهی من رو به ایده تبدیل کنید.
بعد توی 5 الی 10 خط، داستانتون رو شروع کنید و سعی کنید کنجکاوی ما رو تحریک کنید تا ادامهی داستانتون رو بخونیم.
جرقه:
🫧چالش: ببینم کسی میتونه این جرقه رو به یه داستان جناییِ کاملا رئال تبدیل کنه؟
#تمرین_نویسندگی
🔥12👌1
#داسکوود
#رازهایبرملانشده
🕵🏻♂ و اینطور به نظر میرسه که افسانههای ترسناک و قدیمی جنگل دوباره زنده شدند.
عنوان: Duskwood - Detective Story
توسعهدهنده: Everbyte
ناشر: Everbyte
پلتفرم: Mobile
زمان انتشار: 2019, 28 SEP
ژانر: Realistic Crime Story
💀 "با ما همراه باشید"
#Duskwood #Gameday
📚| @FantasyLibrary |🐉
#رازهایبرملانشده
🕵🏻♂ و اینطور به نظر میرسه که افسانههای ترسناک و قدیمی جنگل دوباره زنده شدند.
عنوان: Duskwood - Detective Story
توسعهدهنده: Everbyte
ناشر: Everbyte
پلتفرم: Mobile
زمان انتشار: 2019, 28 SEP
ژانر: Realistic Crime Story
💀 "با ما همراه باشید"
#Duskwood #Gameday
📚| @FantasyLibrary |🐉
❤10