Fantasy Library
5.33K subscribers
13.2K photos
632 videos
3.21K files
1.72K links
📚| Fantasy Library |🐉
Instagram🆔:
instagram.com/Fantasy._.Library
📧Email:FantasyLibrary2016@gmail.com
🗣Admin: @StarTrouble
🗂 آرشیو برنامه شب های فانتزی:
📥 @Podcast_Fantasy_Night
Download Telegram
سفر به غرب|| خلاصه‌ی قسمت هفدهم

🔄 قسمت قبلی، با اسارت تریپیتاکا در چنگال‌های دیو درون غار تموم شد؛ وقتی که شا ووجینگ بلاخره خوک تنبل‌مون رو پیدا کرد تا متوجه بشه عضو اصلی گروه گم شده! خوشبختانه، گروه غار و دیوش( و البته راهب اسیر) رو پیدا می‌کنه؛ اما میمون‌شاه هنوز هم تو کوهستان مشغول خوش‌گذرانی و نبرد پیاپیه. پس شاید این مبارزه با یه گروه نصفه‌نیمه و تریپیتاکای اسیر خیلی خوب پیش نره!

📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
سفر به غرب|| قسمت هجدهم

🌾📜 همونطور که سندی و خوک دارن با دیو مبارزه می‌کنن، تریپیتاکا می‌فهمه اونقدرام بدشانس نیست. چون معلوم می‌شه که همسر دیو، در واقع یه شاهدخت ربوده شده است به اسم "شرم صد گل"، ( به به! چه اسم با مسمایی!) که حاضره در ازای اینکه تریپیتاکا موقعیت جغرافیاییشو به خانوادش (که از قضا طرفای غرب زندگی می‌کردن) اطلاع بده، کمکش کنه. پس راهب قصه ما رو آزاد می‌کنه و یه نامه می‌ده دستش، و شوهرشو قانع می‌کنه که دیگه از جنگیدن با دوستای تریپیتاکا دست بکشه. این سه تا هم‌سفر هم با عجله از در پشتی فلنگ رو می‌بندن و راهشونو به سمت غرب ادامه می‌دن.

📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
🪨🌾 خیلی زود، به همون قلمرویی می‌رسن که "شرمِ صد گل" از اونجا دزدیده شده بود و تریتیپاکا نامه رو میده به پادشاه.
پادشاه خیلی خوشحاله که بالاخره یه خبری از دختر دسته گلش به گوشش رسیده اما اعلام می‌کنه که متاسفانه مملکتشون امکانات و تحهیزات لازم رو برای جنگیدن با یک دیو نداره.
هرچند... حتما تریپیتاکا که یه دور از دست دیو فرار کرده می‌تونه عملیات نجات رو ساماندهی کنه. مگه نه...؟
پس دوتا دوست دیگه‌ش رو صدا می‌کنه و پادشاه می‌پرسه کدومشون دیو ها رو بهتر سلاخی می‌کنه؟
🐷🐽 خوک هم خیلی مغرورانه قدرت های باحالشو رو می‌کنه و همه رو قانع می‌کنه که می‌تونه دیو رو شکست بده. (بله دقیقا همون دیوی که دفعه قبل، موقع جنگیدن باهاش به "غلط کردم" افتاده بود.)
راه میفته و سندی هم میره دنبالش که یه وقت شست پاش نره تو چشمش.

📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
🪓🏹 خلاصه می‌رسن به غار و خوک در رو با اعتماد به نفس باز می‌کنه و هوار می‌زنه که "آییی نفس کش!" ولی خب همونطور که حدس زدید، هنوز کلامش منعقد نشده دیو یه جوری حسابشو می‌رسه که دم فسقلیشو بذاره رو کولش و در بره؛ و سندی بیچاره می‌مونه که باید تنهایی با این دیو رو به رو بشه و باز هم همونطور که حدس زدین، مبارزه ی رقت انگیزی شکل می‌گیره که باعث می‌شه سندی گیر بیفته، درحالی که خوک شجاعانه لای بوته ها قایم شده.

📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
👀🔢 جناب دیو علیرغم دیو بودنش، یه چیزایی از منطق و استدلال حالیش می‌شه و با یه دو دوتا چهارتا، به این نتیجه میرسه که اینکه سندی و خوک برگشتن، یه ربطی به نامه ای که شاهدخت داده بود دستشون داره. پس می‌ره و زنشو بازخواست می‌کنه که "همه ی اینا زیر سر توعه؟" اونم می‌گه نه.
دیو محض احتیاط رو می‌کنه به سندی و ازش می‌پرسه:" همه ی اینا زیر سر زن منه؟"
سندی طفلک هم می‌گه نه.
دیو هم باورش می‌شه و انقدر خوشحال می‌شه که زنش نقشه قتلشو نکشیده بوده، که عواطفش حسابی غلیان می‌کنه و خودشو شبیه آدم می‌کنه که بره دست‌بوسی پدرزنش.

📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
🐅🐅 دیو میرسه به قصر و برای پادشاه یه داستانی سرهم می‌کنه که آره یه ببر شیطانی گنده می‌خواست دختر شما رو بخوره و بهش حمله کرد، ولی من نجاتش دادم و باهاش ازدواج کردم و باور کنید نمی‌دونستم که شاهدخته.
بعد مثلا چشمش میخوره به تریپیتاکا و جیغ میزنه و میگه:" ای وای این یارو همونیه که تبدیل میشه به ببر شیطانی!" و برای اثبات حرفش، یه توهمی دور تریپیتاکا ایجاد میکنه که همه اونو به شکل یه ببر ترسناک ببینن...

💥 منتظر ادامه‌ی داستان باشید! 💥

📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
#قلم_برتر
#نیمه_نهایی
#مسابقه_1

🔰 نام اثر: خاکستر سرگردان
🔰 نام نویسنده : رضا سلیمانی محد

⚔️
🔰نام اثر : گوزن طلایی
🔰 نام نویسنده : سعید سواری


‼️ مدت مسابقه : 72 ساعت
‼️ به دلیل اتفاقاتی که در چند مسابقه اخیر افتاد. فقط رای اعضای فعال گروه شمارش می شود.

@FantasyLibrary
خاکستر سرگردان.pdf
233.3 KB
#قلم_برتر2
نویسنده : رضا سلیمانی محد

@FantasyLibrary
گوزن طلایی.pdf
167.9 KB
#قلم_برتر2
نویسنده : سعید سواری
@FantasyLibrary
🔰 بهترین نقش اول سری استاروارز

📕 آناکین اسکای واکر (به عنوان قهرمان)
📗 لوک اسکای واکر
📒 ری اسکار واکر

@FantasyLibrary
مجموعه #گروهان_سیاه اثر #گلن_کوک

پ.ن: این مجموعه با ترجمه #آیدا_کشوری ٬ چاپ و منتشر شده است.


📚| @FantasyLibrary |🐉
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
#All_booked :
♧ مجموعه : گروهان سیاه
♤نویسنده: گلن کوک
◇ژانر: #فانتزی ٬ #فیکشن ٬ #دارک‌_فانتزی ٬ #حماسی
☆امتیاز گودیدز: 3.91 با 45,601 رای
♡جوایز: the Barnes & Noble Book Awards Children's & YA Winners
خلاصه:
به عقیده بعضیا، لیدی که به تازگی از قرنها اسارت بیدار شده بین انسانیت و شیاطین قرار دارد. به عقیده برخی دیگر او خود شیطان است. مردان سرسخت کمپانی بلک آدمایین که دستمزدشون رو می گیرند و کاری که باید رو انجام می دهند؛ تردید و دودلی خودشون رو به همراه مرده هاشون به خاک می سپارند. تا این که, پیشگویی اتفاق می افتد: رز سفید در محلی متولد شده تا بار دیگر تجسمی از خوبی در دنیا باشد. الان کمپانی بلک باید راهی پیدا کند تا بتواند رز سفید را به دست بیاورد. و به همین شکل, یکی از بزرگ ترین حماسه های فانتزی عصر ما شروع می شود.
تاریخچه کمپانی بلک از گلن کوک

📕📕📕📕📕📕📕📕
@FantasyLibrary
📕📕📕📕
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/FantasyLibrary
#کتاب_انگلیسی
#گلن_کوک #گلن‌کوک #گروهان_سیاه #گروهان‌سیاه
#GlenCook #Glen_Cook #TheBlackCompany #The_Black_Company
#گلن_کوک در نیویورک به دنیا آمد.کودکی اش را در قسمت های جنوبی ایندیانا گذراند و در شمال کالیفرنیا بزرگ شد.
وی در نیروی دریایی آمریکا خدمت کرد و به دانشگاهی در میزوری رفت.
گلن از 7 سالگی شروع به نوشتن کرد و در نهایت 51 کتاب و چندین داستان کوتاه منتشر کرد.
وی به سری کمپانی سیاه خود معروف است که به بیش تر از بیست زبان دنیا ترجمه شده است.

#Fact
📚| @FantasyLibrary |🐉