Fantasy Library
5.33K subscribers
13.2K photos
632 videos
3.21K files
1.72K links
📚| Fantasy Library |🐉
Instagram🆔:
instagram.com/Fantasy._.Library
📧Email:FantasyLibrary2016@gmail.com
🗣Admin: @StarTrouble
🗂 آرشیو برنامه شب های فانتزی:
📥 @Podcast_Fantasy_Night
Download Telegram
سفر به غرب|| قسمت چهاردهم

🔁
توی قسمت قبلی گفتیم که گروه حامل کتاب چطور یه عضو دیگه‌اش، یعنی خوک، رو پیدا کرد و البته زندگی یه عروس جوون رو هم نجات داد، با کمک ووکنگ که دیگه الان داره یاد می‌گیره میمون خوبی باشه.

☸️تریپیتاکا و مرید‌هاش، یعنی ووکنگ میمون، اسبی که قبلا اژدها بود و حالا خوک، به راهشون ادامه می‌دن و طولی نمی‌کشه که به استاد علم ذِن می‌رسن که به اسم استاد آشیانه‌کلاغ معروفه. آشیانه کلاغ بعد از اینکه به تریپیتاکا درباره‌ی خطرهای سفرش هشدار می‌ده و می‌گه سفری طولانی در پیش داره (که خب جای تعجب هم نداره، چهارپنجم داستان هنوز باقی مونده) بهش یه سوترا (همون حدیث خودمون ولی بودایی) یاد می‌ده که خوندنش باعث می‌شه هیچ آسیبی به اون فرد نرسه، درواقع بهش می‌گن سوترای قلب و یکی از سوتراهای خیلی مهم بوداست.

🏞استاد آشیانه‌کلاغ یکی دو تا فحش هم نثار ووکنگ و خوک می‌کنه و به تریپیتاکا می‌گه که حواسش به یه روح که توی رودخونه زندگی می‌کنه باشه.

🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
🐅به سفرشون که ادامه می‌دن و خوان بعدی که بهش برمی‌خورن، یه دیو ببرشکلیه که درجا پوستش رو درمیاره و به شکل یه گردباد درمیاد. ووکنگ و خوک مدتی با دیو می‌جنگن و وقتی چیزی نمونده که شکستش بدن، دیو پوستش رو رها می‌کنه و پا به فرار می‌ذاره. ووکنگ و خوک نفس راحتی می‌کشن و بعد یه چرت کوتاه (هیچی به اندازه چرت بعد از جنگیدن با دیو ببری نمی‌چسبه!) به خودشون می‌آن و متوجه می‌شن دیو تریپیتاکا رو با خودش برده!

🏔🕳ووکنگ با سرعت استثناییش همه جا رو
می‌گرده و میبینه که دیو ببری، تریپیتاکا رو برده پیش دیو اربابش توی غار و دارن سر این‌که چطور تریپیتاکا رو بپزن که مغزپخت بشه صحبت می‌کنن. ارباب غار، دیو ببری رو یه بار دیگه می‌فرسته به جنگ ووکنگ و خب،‌ قطعا تا این‌جای داستان متوجه شدین که این دعواها چطوری پیش می‌ره. منتهی این بار دقیقا وقتی که دیو آش‌و‌لاش شده و می‌خواد فرار کنه، خوک از راه می‌رسه و دیوی که ووکنگ خسته کرده بود رو خاک می‌کنه (می‌بینید؟ killsteal از دیرباز در فرهنگ بشری بوده. کلا شخصیت خوک تا حد خوبی در همین لاشخور بودنش خلاصه می‌شه.)

🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
🌪بگذریم، ووکنگ با جنازه‌ی دیو ببری به غار برمی‌گرده و اونقدر دیو ارباب غار رو اونقدر تحریک و تحقیر می‌کنه تا بلاخره بیاد بیرون و باهاش بجنگه. مدتی با هم می‌جنگن و به نظر جنگ پایاپایی می‌آد، تا این‌که ووکنگ حقه‌ی مخصوصش رو از جیب درمی‌آره و خودش رو تبدیل به دوتا ووکنگ می‌کنه. دیو غاری فیتالیتی مخصوص خودش رو می‌زنه و یه گردباد وحشتناک می‌فرسته که اون‌قدر قوی هست که بتونه ووکنگ رو پرت کنه و موقتش بیناییش رو بگیره. ووکنگ که دیگه نمی‌تونه بجنگه، همراه خوک از اونجا فرار می‌کنه تا ببینن چیکار می‌تونن بکنن.

🏕ووکنگ و خوک به یه کلبه در همون نزدیکی می‌رسن که یه پیرمرد و چند کارگر جوون توش زندگی می‌کنن. پیرمرد یه مرهم شفابخش برای چشمان ووکنگ می‌ده و صبح روز بعد که ووکنگ چشماش رو باز می‌کنه، میبینه که نه تنها بیناییش برگشته، بلکه کلبه‌ای هم که توش بودن وجود خارجی نداشته و اون پیرمرد و کارگر‌ها هم احتمالا یاروهای بهشتی بودن که برای کمک به اون‌ها نازل شده بودن. (واقعا مجیک سیستم یاروهای بهشتی داره از کنترل خارج می‌شه!)

🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
🦟ووکنگ این‌بار تصمیم می‌گیره که وارد حالت مخفی بشه، بنابراین خودش رو به یه پشه تبدیل می‌کنه و وارد غار دیو می‌شه. با دیدن تریپیتاکا، خیالش راحت می‌شه که حامل کتاب هنوز زنده‌است و صرفا از دیر رسیدن گروه نجاتش عصبانیه. اما مهم تر از اون، متوجه می‌شه که دیو غار جاسوس فرستاده و خوک رو توی راه دیدن که تنها بوده (مشخصا ووکنگ پشه‌ریخت رو نمی‌تونستن ببینن.)
💭دیو غار که انگار به بلندبلند فکر کردن عادت داره، به این نتیجه می‌رسه که یا گردبادش ووکنگ رو از پا درآورده، یا ووکنگ رفته که کمک بیاره و تنها کسی هم که از گردباد اون مصونه، بوداسفی به نام لینگچی‌‍ه.

🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
🌟ووکنگ بعد از شنیدن حرف‌های دیو، برمیگرده پیش خوک و با کمک یار همیشه در صحنه، ستاره زرین زهره (که طبق معمول تغییرشکل داده) لینگ‌چی رو پیدا می‌کنن. ووکنگ قضیه رو برای لینگ‌چی توضیح می‌ده و لینگ‌چی هم می‌گه قبلا یک بار دیو غار رو شکست داده اما بهش اجازه داده که توی کوهستان بمونه و به کسی آسیب نرسونه.
🧹اما حالا که دیو زیر قولش زده و به رسم عیاری خودش برگشته، لینگ‌چی رگ کلانتریش بالا می‌زنه، عصای اژدهای بالدار خودش رو برمی‌داره و سه‌تایی پروازکنان به اون کوهستان می‌رن (انگار اصلا ووکنگ به سواری احتیاج داره!).

🐉 ووکنگ وارد غار می‌شه و اون‌قدر با دیو
می‌جنگه تا دیو مجبور بشه دوباره از قدرت مخصوص خودش استفاده کنه. درست قبل از اینکه گردباد رو روانه کنه، لینگ‌چی عصاش رو پرت می‌کنه تو صورت دیو و عصا تبدیل به یه اژدهای واقعی می‌شه. اژدها جوری دیو رو به یه صخره می‌کوبونه که دیو به شکل حقیقی خودش برمی‌گرده، یه سمور آبی دوست‌داشتنی.

🍽ووکنگ و خوک، تریپیتاکا رو از غار نجات می‌دن و بعد تایم نهار و استراحت، سفر دورودراز خود رو از سر
می‌گیرن.

🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
📌 شما برای خرید یک کتاب کدوم معیار یا روش براتون از همه مهم تره.

قبلا کتابی از نویسنده خونده باشم.
⬅️ اعتماد به تجربه خودتون

قبلا اسم نویسنده یا اثرش به گوشم خورده باشه
⬅️ اعتماد به نظر منتقدین

دوست دارم خودم با آزمون و خطا کتاب های مورد علاقه ام رو پیدا کنم
⬅️ اعتماد به غریزه و حستون نسبت به کتاب

@FantasyLibrary
🔰 نظرسنجی

🖋 از میان قالب های متفاوتی که برای روایت داستان های فانتزی موجود است؛ کدام سبک را بیشتر می پسندید؟

❇️ تک جلدی
❇️ مجموعه (با جلدهای کوتاه - زیر 500 صفحه)
❇️ مجموعه (با جلدهای بلند - بالای 500 صفحه)
❇️ سه گانه ها

@FantasyLibrary
سفر به غرب|| قسمت پانزدهم

🔁توی قسمت قبلی گفتیم که چطور یه دیو کوهستانی و دیو ببری زیردستش، تریپیتاکا رو دزدیدن و میمون‌شاه و خوک چه سختی‌هایی رو بمتحمل شدن تا تونستن نجاتش بدن، البته با کمک بوداسف لینگ‌چی و عصای اژدهاییش.

🌊 چیزی نمی‌گذره که در ادامه‌ی راه به یه رودخونه‌ی خروشان و عظیم برمیخورن که خودش به خودی خود بد هست، بعد یه دیو هیولاوار ددمنش هم از داخل آب می‌زنه بیرون و شرایط رو بدتر هم می‌کنه. ووکنگ تریپیتاکا رو برمی‌‌داره و می‌بره تا ازش محافظت کنه و خوک رو با دیو رودخونه تنها می‌ذاره تا بجنگن.
👺یه پنج دقیقه‌ای می‌گذره تا این‌که ووکنگ می‌بینه این‌طوری دیگه نمی‌تونه تحمل کنه و باید قلدریش رو به رخ همه بکشه و ثابت کنه که کله‌خر‌ترین موجود افسانه‌های چینه، این‌طور می‌شه که وارد دعواشون می‌شه و با یه پس‌گردنی خیلی خیلی محکم به دیو رودخونه، دمارشو در میاره و دیو رودخونه هم می‌گرخه و برمی‌گرده زیر آب.

🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
💬بعد که گروه حامل کتاب می‌آن و فکر می‌کنن که حرکت بعدیشون چیه، سه‌تایی (بدون کمک اسب، چون استثنائا حرف نمی‌زنه) به این نتیجه می‌رسن که تنها راه عبور دادن تریپیتاکا از رودخونه، متاسفانه، همون دیوه.
🏊🏾‍♂️اما یه مشکلی وجود داره: ووکنگ توی زیر‌آبی زدن افتضاحه! پس تصمیم می‌گیرن خوک رو بفرستن زیر‌آب تا دیو رو بیاره بالا و بعد ووکنگ روی خشکی کارش رو بسازه. اما مشکل این‌جاست که ووکنگ خیلی (حدس بزنین!آها!) خیلی کله‌خره و صبر و تحمل تو کارش نیست، بنابراین تا دیو با زبون خوش می‌آد روی آب، با دیدن ووکنگ که عربده‌کشان داره بهش حمله می‌کنه دوباره برمی‌گرده زیر آب.
🔄همین حقه رو روز بعد هم امتحان می‌کنن اما دیو رودخونه دیگه چشمش ترسیده و گولشون رو نمی‌خوره.
ووکنگ درنهایت تصمیم می‌گیره که بهترین کار، طبق معمول، اینه که برن و کوان‌یین رو پیدا کنن تا کمکشون کنه. به گمان ووکنگ، کوان‌یین اون‌ها رو به یه ماموریت غیرممکن نمی‌فرسته و قطعا یه برنامه‌ای برای این مرحله از سفرشون داره.

🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
🧘🏻‍♀️و اگه گفتین؟ بله، کوان‌یین هم یه برنامه داشته براشون. این دیو رودخونه، همون دیویه که کوان‌یین در ابتدای سفرش برای یافتن فرد مناسب برای حمل کتاب پیدا کرد و ازش خواست که به حامل کتاب بپیونده. کوان‌یین مریدش موکشا رو می‌فرسته و موکشا هم دیو رو با همون اسمی که کوان‌یین براش گذاشته بود، صدا می‌زنه، یعنی شا ووجینگ یا همون سندی.
🦎سندی می‌فهمه که حامل کتاب تمام مدت همون اطراف بوده و اگه مرید‌های حامل کتاب به خودشون زحمت می‌دادن و این مسئله رو می‌گفتن، نیازی به این همه جنگ و دعوا نبود. یادتون باشه بچه‌ها، چیزی نیست که با حرف زدن حل نشه!

🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
👨‍👨‍👦‍👦و حالا، همه‌ی شخصیت‌های سفرمون دور هم جمع شدن:
🧘🏻‍♂️تریپیتاکا، راهب الهی و البته فانی که قلب داستان‌مونه،
🐒سان ووکنگ، میمون‌شاه کله‌خر اما بازوی قدرتمند گروه،
🐷خوک، سربازی حریص که از بهشت اخراج شده و به‌دنبال بخششه،
🦎سندی، که اون هم یه جنگجوی بهشتی تبعیدیه و تنها فرد گروه که شنا بلده،
🐴و البته، اسب، که نکته‌ی جالب این‌جاست که خود اسب رو اول توی رودخونه پیدا کردن و قطعا بلده شنا کنه، حالا بگذریم از اینکه زمانی اژدها بوده و الان به این روز افتاده. (اصلا هم مهم نیست که نماد استعاری از اراده‌ی انسانه) .
📚به هر‌حال، حالا که هر پنج نفر دور هم جمع شدن، داستان سفر به غرب تا حدی اپیزودیک می‌شه و هر هفته از یک کوه عبور می‌کنن و هر کوه هم هیولای روز به انتخاب سرآشپز داره. این فصل‌ها به شدت جالبن و اگه خواستین کتاب رو بخونین از این جا رد نشین، اما ما این‌جا صرفا داریم به خلاصه‌ی این کتاب می‌پردازیم درنتیجه ۸ فصل رو رد می‌کنیم تا به قسمت‌های اصلی داستان برسیم. سفر به غرب تازه شروع شده!

🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
🔰 نظرسنجی

📚 کدوم بازیگر بهتر نقش آلبوس دامبلدور رو ایفا کرد؟

📕 ریچارد هریس (هری پاتر 1 و 2)
📘 مایکل گمبون (هری پاتر 3 الی 8)

@FantasyLibrary
کدوم بازیگر بهتر نقش آلبوس دامبلدور رو ایفا کرد؟
Anonymous Poll
32%
📕 ریچارد هریس (هری پاتر 1 و 2)
68%
📘 مایکل گمبون (هری پاتر 3 الی 8)
📌دو شاهکار فانتزی نقش آفرینی
📌آیا قابل مقایسه هستند؟
📌شباهت‌ها و تفاوت‌های آن دو
📌مقایسه درست و اشتباه این دو اثر

📌برای آشنایی با هر دو گیم به این دو پست مراجعه کنید:

https://t.me/FantasyLibrary/25367
https://t.me/FantasyLibrary/25007

@FantasyLibrary
#اعلامیه

🔰 کسانی که دوست دارند اطلاعات و دانش خودشون در زمینه دنیای فانتزی و علمی تخیلی با دیگران به اشتراک بگذارند

🔰 می تونید به ما در گروه #تاپ_10 ملحق بشید. تا بعد از انتخاب موضوع بتونید مقاله خودتون رو در کانال با اسم خودتون منتشر کنید

👇👇👇👇👇
✍️لینک گروه :
https://t.me/joinchat/WWQCNz4mrQ1_YzMH