سفر به غرب|| قسمت سیزدهم
🔁تو قسمت قبل، گفتیم که یه دیو، ردای تریپیتاکا رو میدزده و برای پس گرفتنش مجبور میشن ووکنگ رو به شکل یه قرص جاودانگی دربیارن تا دیو رو گول بزنن و شکستش بدن.
🏘قهرمانان داستانمون به راهشون به سمت غرب ادامه میدن و به حوالی یه دهکده که میرسن که توش یه مردی به اسم کائو تسای ادعا میکنه اون دهکده رو یه هیولا تسخیر کرده.
🐗قضیه اینه که در گذشته، یه هیولای گندهی بدریخت به یه مرد جوون خوشتیپ تغییرشکل میده و با زن جوونی از خانواده کائو تسای ازدواج میکنه. اما بعد از ازدواج اون روی هیولاییش رو نشون میده (مراقب دوستیهای آنلاین باشید!) پدرزنش که میبینه ازدواج دخترش شکست خورده، کائو تسای رو میفرسته که اون هیولا رو از بین ببره. کائو تسای هم تا الان موفق نشده و دنبال کمک میگرده.
🐒میمونشاه هم ازبوداخواسته، میگه «پسر! تو چه خوش شانسی! من اصلا کارم همینه!»
🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
🔁تو قسمت قبل، گفتیم که یه دیو، ردای تریپیتاکا رو میدزده و برای پس گرفتنش مجبور میشن ووکنگ رو به شکل یه قرص جاودانگی دربیارن تا دیو رو گول بزنن و شکستش بدن.
🏘قهرمانان داستانمون به راهشون به سمت غرب ادامه میدن و به حوالی یه دهکده که میرسن که توش یه مردی به اسم کائو تسای ادعا میکنه اون دهکده رو یه هیولا تسخیر کرده.
🐗قضیه اینه که در گذشته، یه هیولای گندهی بدریخت به یه مرد جوون خوشتیپ تغییرشکل میده و با زن جوونی از خانواده کائو تسای ازدواج میکنه. اما بعد از ازدواج اون روی هیولاییش رو نشون میده (مراقب دوستیهای آنلاین باشید!) پدرزنش که میبینه ازدواج دخترش شکست خورده، کائو تسای رو میفرسته که اون هیولا رو از بین ببره. کائو تسای هم تا الان موفق نشده و دنبال کمک میگرده.
🐒میمونشاه هم ازبوداخواسته، میگه «پسر! تو چه خوش شانسی! من اصلا کارم همینه!»
🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
👴🏼داخل دهکده پدرزن هیولا رو پیدا میکنن. پیرمرد قضیه رو تایید میکنه و معلوم میشه که بااینکه اون مرد هیولایی آدم سختکوش و عاشقی بوده، اما شبیه خوکه و زنش رو اذیت میکنه و به خاطر همینه که پیرمرد میخواد دخترش رو پس بگیره و هیولا رو بیرون کنه.
👫❌بنابراین میمونشاه رو میفرستن دنبال کارای طلاقش! خیلی راحت دختر پیرمرد رو از چنگ هیولا نجات میده و بعد تغییرشکل میده و خودش رو به شکل اون دختر درمیاره و منتظر هیولا میشینه. (از میمونشاه تا درگکویین.)
💁🏻♀️طولی نمیکشه که هیولا سر میرسه. خانوم میمونشاه ادا درمیاره که «وای عزیزم! این خونواده من همهاش اذیتمون میکنن و نمیخوان ما به هم برسیم. شنیدم که میخوان اسیرت کنن و از بین ببرنت.» هیولا هم میگه: «نگران نباش عشقکم. هیچ دیوبند زندهای نیست که بتونه منو شکست بده.» میمونشاه هم میگه «شنیدم اسمش... سان ووکنگه!» هیولا هم تا این رو میشنوه میگه «خب عزیزم خوشحال شدم از دیدنت. من میرم برای یه مدتی توی غار زندگی...»و خب بعد میبینه به جای زنش، یه ابرمیمون جلوشه.
🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
👫❌بنابراین میمونشاه رو میفرستن دنبال کارای طلاقش! خیلی راحت دختر پیرمرد رو از چنگ هیولا نجات میده و بعد تغییرشکل میده و خودش رو به شکل اون دختر درمیاره و منتظر هیولا میشینه. (از میمونشاه تا درگکویین.)
💁🏻♀️طولی نمیکشه که هیولا سر میرسه. خانوم میمونشاه ادا درمیاره که «وای عزیزم! این خونواده من همهاش اذیتمون میکنن و نمیخوان ما به هم برسیم. شنیدم که میخوان اسیرت کنن و از بین ببرنت.» هیولا هم میگه: «نگران نباش عشقکم. هیچ دیوبند زندهای نیست که بتونه منو شکست بده.» میمونشاه هم میگه «شنیدم اسمش... سان ووکنگه!» هیولا هم تا این رو میشنوه میگه «خب عزیزم خوشحال شدم از دیدنت. من میرم برای یه مدتی توی غار زندگی...»و خب بعد میبینه به جای زنش، یه ابرمیمون جلوشه.
🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
⚔️ ووکنگ و هیولای خوکی مدتی میجنگن و هیولا به مخفیگاهش ، غار راه ابری، فرار میکنه. تو مسیر غار که ووکنگ دنبالش میکنه، متوجه میشه که هیولا قبلا عضو دربار بهشت بوده. اما تمام مدت مست میکرده و میخواسته مخ یه دختری رو بزنه و به همین خاطر تنبیه میشه و با ریخت یه هیولا از بهشت اخراج میشه. نیازی نیست بگیم که میخواستن اعدامش کنن اما میانجی همیشگی ما، جلوش اعدامش رو میگیره.
🙈ووکنگ از تعقیب خسته میشه و مدتی برمیگرده و عصبانیتش رو سر تریپیتاکا خالی میکنه و اون پیرمرد رو هم بهخاطر اینکه پدرزن بدی برای دوماد سختکوش و عاشقش بوده، سرزنش میکنه. حسابی که خالی میشه، برمیگرده به جنگ با هیولای خوکی.
🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
🙈ووکنگ از تعقیب خسته میشه و مدتی برمیگرده و عصبانیتش رو سر تریپیتاکا خالی میکنه و اون پیرمرد رو هم بهخاطر اینکه پدرزن بدی برای دوماد سختکوش و عاشقش بوده، سرزنش میکنه. حسابی که خالی میشه، برمیگرده به جنگ با هیولای خوکی.
🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
🐗وسط اون گیرودار جنگ، میمونشاه یکهو یادش میآد که از هیولا بپرسه که چرا داره با یه چنگک میجنگه. هیولا هم میگه: چنگک؟ ها این؟ نه این یه چنگک معمولی نیست.» و خلاصه همینجوری سر صحبتشون باز میشه تا اینکه مشخص میشه که این هیولا، همون خوکیه که کوانیین قبلا برای کمک به تریپیتاکا وارد لیست کرده بود.
🎊میمونشاه، خوک رو میبره پیش تریپیتاکا و حامل کتابمون هم از پیوستن سومین همراه و مریدش حسابی استقبال میکنه. فکوفامیل کائو تسای یه جشن خداحافظی درست حسابی براشون میگیرن و گروه تریپیتاکا، میمونشاه، اسب و خوک، به سفر درازشون ادامه میدن.
🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
🎊میمونشاه، خوک رو میبره پیش تریپیتاکا و حامل کتابمون هم از پیوستن سومین همراه و مریدش حسابی استقبال میکنه. فکوفامیل کائو تسای یه جشن خداحافظی درست حسابی براشون میگیرن و گروه تریپیتاکا، میمونشاه، اسب و خوک، به سفر درازشون ادامه میدن.
🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
📯با سلام خدمت شما دوستان و همراهان همیشگی.
⚜اگه شما برای مدتی ما رو دنبال کرده باشید نیاز به توضیح ندارید که خانواده کتابخانه فانتزی در زمینه ترجمه آثار فانتزی و ارائه مطالب گوناگون مربوط به دنیای فانتزی تمام تلاشی که در توانش باشه رو داره به نمایش می گذاره.
با این حال همیشه امکان برداشتن یک گام به سمت تکامل هست و چه بهتر که این گام رو در کنار افرادی برداریم که علاقه و زمان کافی برای ارتقا سطح فانتزی در ایران دارند.
به همین جهت از تمامی دوستانی که علاقه مند هستند تا در زمینه های
🔷 ترجمه کتاب
🔷 ترجمه ویدیو
🔷 گرافیک
ما رو همراهی کنند٬ دعوت می کنیم که به ما ملحق بشند تا در هر کدوم از این زمینه ها فعالیت داشته باشند.
هدف ما چیزی جز ارتقای سطح فانتزی در ایران و کتابخوان های ایرانی نیست
اگه شما هم این قصد و زمان لازم رو دارید باعث افتخار ماست تا در کنار شما این کار رو انجام بدیم. 📜
➡️🆔: @StarTrouble ⬅️
⚜اگه شما برای مدتی ما رو دنبال کرده باشید نیاز به توضیح ندارید که خانواده کتابخانه فانتزی در زمینه ترجمه آثار فانتزی و ارائه مطالب گوناگون مربوط به دنیای فانتزی تمام تلاشی که در توانش باشه رو داره به نمایش می گذاره.
با این حال همیشه امکان برداشتن یک گام به سمت تکامل هست و چه بهتر که این گام رو در کنار افرادی برداریم که علاقه و زمان کافی برای ارتقا سطح فانتزی در ایران دارند.
به همین جهت از تمامی دوستانی که علاقه مند هستند تا در زمینه های
🔷 ترجمه کتاب
🔷 ترجمه ویدیو
🔷 گرافیک
ما رو همراهی کنند٬ دعوت می کنیم که به ما ملحق بشند تا در هر کدوم از این زمینه ها فعالیت داشته باشند.
هدف ما چیزی جز ارتقای سطح فانتزی در ایران و کتابخوان های ایرانی نیست
اگه شما هم این قصد و زمان لازم رو دارید باعث افتخار ماست تا در کنار شما این کار رو انجام بدیم. 📜
➡️🆔: @StarTrouble ⬅️
📚 و خداوند انسان را، قصهگو آفرید ...
📕 دوستان قصد داریم در چند هفته آتی طرح جدید "گروه نقد" رو راه بندازیم
📘 گروهی که شما دوستان عزیز فصل ها یا داستان های کوتاه خودتون رو در معرض قضاوت بقیه دوستان قرار میدید
📒 و بقیه دوستان هم نقد یا نظرشون در مورد اون داستان رو در گروه بیان می کنند.
❓چون این گروه قراره تخصصی باشه و نمی دونیم چقدر ازش استقبال میشه آمادگی خودتون رو در نظر سنجی زیر اعلام کنید.
🌺🌺
@FantasyLibrary
📕 دوستان قصد داریم در چند هفته آتی طرح جدید "گروه نقد" رو راه بندازیم
📘 گروهی که شما دوستان عزیز فصل ها یا داستان های کوتاه خودتون رو در معرض قضاوت بقیه دوستان قرار میدید
📒 و بقیه دوستان هم نقد یا نظرشون در مورد اون داستان رو در گروه بیان می کنند.
❓چون این گروه قراره تخصصی باشه و نمی دونیم چقدر ازش استقبال میشه آمادگی خودتون رو در نظر سنجی زیر اعلام کنید.
🌺🌺
@FantasyLibrary
در صورت تاسیس گروه ...
Anonymous Poll
38%
علاقه به ارسال داستان دارم (یک فصل یا یک داستان کوتاه)
38%
علاقه به نقد آثار دارم
48%
علاقه به شرکت در این گروه رو ندارم
🔰 تاپ 10
🔰 در این لیست به قدرتمندترین افراد و توانایی ها در مانگای بلیچ می پردازیم.
🔰 لیست شامل از ابتدا تا انتهای مانگاست
@FantasyLibrary
🔰 در این لیست به قدرتمندترین افراد و توانایی ها در مانگای بلیچ می پردازیم.
🔰 لیست شامل از ابتدا تا انتهای مانگاست
@FantasyLibrary
مجموعه #خانه_ای_در_دریای_نیلگون اثر #تی_جی_کلون
پ.ن: تاکنون ترجمه ای از این کتاب چاپ نشده است. در صورت چاپ شدن ترجمه ی این مجموعه به ما اطلاع دهید تا این مطلب رو ویرایش کنیم.
📚| @FantasyLibrary |🐉
پ.ن: تاکنون ترجمه ای از این کتاب چاپ نشده است. در صورت چاپ شدن ترجمه ی این مجموعه به ما اطلاع دهید تا این مطلب رو ویرایش کنیم.
📚| @FantasyLibrary |🐉
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
#All_booked :
♧ مجموعه : خانه ای در دریای نیلگون
♤نویسنده: تی جی کلون
◇ژانر: #فانتزی ٬ #فیکشن ٬ #یانگ_ادالت
☆امتیاز گودیدز: 4.53 با 65980 رای
♡جوایز:
Literary AwardsGoodreads Choice Award Nominee for Fantasy (2020), BookNest Award Nominee for Best Traditionally Published Novel (2020), Alex Award (2021)
خلاصه:
لینوس بیکر زندگی تنها و آرامی را در خانه کوچکش به همراه گربه بدجنس و اسناد قدیمی اش می گذراند. لینوس چهل ساله یک مددکار اجتماعی در بخش نظارت بر بچه های جادویی ست که روزهایش را با بررسی وضعیت بچه ها در یتیم خانه های دولتی سپری می کند.
به طرز غیر منتظره ای، ماموریتی فوق مهم و عجیب از سوی مافوق هایش به وی واگذار می شود. او باید به یتیم خانه ی جزیره مارسیاس که ۶ کودک خطرناک در آن ساکن اند برود؛ و تصمیم بگیرد که این بچه ها قابلیت به پایان رساندن دنیا را دارند یا نه.
📕📕📕📕📕📕📕📕
@FantasyLibrary
📕📕📕📕
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
#کتاب_انگلیسی
#تیجیکلون #تی_جی_کلون #خانه_ای_در_دریای_نیلگون #خانهایدردریاینیلگون
#TJKlune #T_J_Klune #TheHouseInTheCeruleanSea #The_House_In_The_Cerulean_Sea
#All_booked :
♧ مجموعه : خانه ای در دریای نیلگون
♤نویسنده: تی جی کلون
◇ژانر: #فانتزی ٬ #فیکشن ٬ #یانگ_ادالت
☆امتیاز گودیدز: 4.53 با 65980 رای
♡جوایز:
Literary AwardsGoodreads Choice Award Nominee for Fantasy (2020), BookNest Award Nominee for Best Traditionally Published Novel (2020), Alex Award (2021)
خلاصه:
لینوس بیکر زندگی تنها و آرامی را در خانه کوچکش به همراه گربه بدجنس و اسناد قدیمی اش می گذراند. لینوس چهل ساله یک مددکار اجتماعی در بخش نظارت بر بچه های جادویی ست که روزهایش را با بررسی وضعیت بچه ها در یتیم خانه های دولتی سپری می کند.
به طرز غیر منتظره ای، ماموریتی فوق مهم و عجیب از سوی مافوق هایش به وی واگذار می شود. او باید به یتیم خانه ی جزیره مارسیاس که ۶ کودک خطرناک در آن ساکن اند برود؛ و تصمیم بگیرد که این بچه ها قابلیت به پایان رساندن دنیا را دارند یا نه.
📕📕📕📕📕📕📕📕
@FantasyLibrary
📕📕📕📕
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
#کتاب_انگلیسی
#تیجیکلون #تی_جی_کلون #خانه_ای_در_دریای_نیلگون #خانهایدردریاینیلگون
#TJKlune #T_J_Klune #TheHouseInTheCeruleanSea #The_House_In_The_Cerulean_Sea
Telegram
Fantasy Library
📚| Fantasy Library |🐉
Instagram🆔:
instagram.com/Fantasy._.Library
📧Email:FantasyLibrary2016@gmail.com
🗣Admin: @StarTrouble
🗂 آرشیو برنامه شب های فانتزی:
📥 @Podcast_Fantasy_Night
Instagram🆔:
instagram.com/Fantasy._.Library
📧Email:FantasyLibrary2016@gmail.com
🗣Admin: @StarTrouble
🗂 آرشیو برنامه شب های فانتزی:
📥 @Podcast_Fantasy_Night
کلون تنها 8 ساله بود که اولین فیکشن خود را نوشت.
علاقه ی وی به نویسندگی از کودکی آغاز شد، وقتی که برای بازی محبوبش میتروید فن فیکشن مینوشت.
اولین کتاب کلون، 'خرس، سمور و کودک' در سال 2011 چاپ شد.
وی در این کتاب تلاش کرد تا نظر نادرست و توهین آمیز مردم درباره ی شخصیت های lgbt را اصلاح و رابطه ی واقعی و مثبت این شخصیت ها را بازگو کند.
#Fact
📚| @FantasyLibrary |🐉
علاقه ی وی به نویسندگی از کودکی آغاز شد، وقتی که برای بازی محبوبش میتروید فن فیکشن مینوشت.
اولین کتاب کلون، 'خرس، سمور و کودک' در سال 2011 چاپ شد.
وی در این کتاب تلاش کرد تا نظر نادرست و توهین آمیز مردم درباره ی شخصیت های lgbt را اصلاح و رابطه ی واقعی و مثبت این شخصیت ها را بازگو کند.
#Fact
📚| @FantasyLibrary |🐉
#شبهایفانتزی
#قسمت_پنجم
✅ منولوگ - گروههای سنی
✅ پیام ها
✅ مصاحبه - سوالات کوتاه با فرهنگ نظری دوست
برای شنیدن این اپیزود در اپلیکیشن کست باکس کلیک کنید
کانال تلگرام :
@Fantasylibrary
@Podcast_fantasy_night
#قسمت_پنجم
✅ منولوگ - گروههای سنی
✅ پیام ها
✅ مصاحبه - سوالات کوتاه با فرهنگ نظری دوست
برای شنیدن این اپیزود در اپلیکیشن کست باکس کلیک کنید
کانال تلگرام :
@Fantasylibrary
@Podcast_fantasy_night
Castbox
قسمت5-مصاحبه با فرهنگ نظریدوست
<p> شبهایفانتزی#</p><p> ...
سفر به غرب|| قسمت چهاردهم
🔁توی قسمت قبلی گفتیم که گروه حامل کتاب چطور یه عضو دیگهاش، یعنی خوک، رو پیدا کرد و البته زندگی یه عروس جوون رو هم نجات داد، با کمک ووکنگ که دیگه الان داره یاد میگیره میمون خوبی باشه.
☸️تریپیتاکا و مریدهاش، یعنی ووکنگ میمون، اسبی که قبلا اژدها بود و حالا خوک، به راهشون ادامه میدن و طولی نمیکشه که به استاد علم ذِن میرسن که به اسم استاد آشیانهکلاغ معروفه. آشیانه کلاغ بعد از اینکه به تریپیتاکا دربارهی خطرهای سفرش هشدار میده و میگه سفری طولانی در پیش داره (که خب جای تعجب هم نداره، چهارپنجم داستان هنوز باقی مونده) بهش یه سوترا (همون حدیث خودمون ولی بودایی) یاد میده که خوندنش باعث میشه هیچ آسیبی به اون فرد نرسه، درواقع بهش میگن سوترای قلب و یکی از سوتراهای خیلی مهم بوداست.
🏞استاد آشیانهکلاغ یکی دو تا فحش هم نثار ووکنگ و خوک میکنه و به تریپیتاکا میگه که حواسش به یه روح که توی رودخونه زندگی میکنه باشه.
🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
🔁توی قسمت قبلی گفتیم که گروه حامل کتاب چطور یه عضو دیگهاش، یعنی خوک، رو پیدا کرد و البته زندگی یه عروس جوون رو هم نجات داد، با کمک ووکنگ که دیگه الان داره یاد میگیره میمون خوبی باشه.
☸️تریپیتاکا و مریدهاش، یعنی ووکنگ میمون، اسبی که قبلا اژدها بود و حالا خوک، به راهشون ادامه میدن و طولی نمیکشه که به استاد علم ذِن میرسن که به اسم استاد آشیانهکلاغ معروفه. آشیانه کلاغ بعد از اینکه به تریپیتاکا دربارهی خطرهای سفرش هشدار میده و میگه سفری طولانی در پیش داره (که خب جای تعجب هم نداره، چهارپنجم داستان هنوز باقی مونده) بهش یه سوترا (همون حدیث خودمون ولی بودایی) یاد میده که خوندنش باعث میشه هیچ آسیبی به اون فرد نرسه، درواقع بهش میگن سوترای قلب و یکی از سوتراهای خیلی مهم بوداست.
🏞استاد آشیانهکلاغ یکی دو تا فحش هم نثار ووکنگ و خوک میکنه و به تریپیتاکا میگه که حواسش به یه روح که توی رودخونه زندگی میکنه باشه.
🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
🐅به سفرشون که ادامه میدن و خوان بعدی که بهش برمیخورن، یه دیو ببرشکلیه که درجا پوستش رو درمیاره و به شکل یه گردباد درمیاد. ووکنگ و خوک مدتی با دیو میجنگن و وقتی چیزی نمونده که شکستش بدن، دیو پوستش رو رها میکنه و پا به فرار میذاره. ووکنگ و خوک نفس راحتی میکشن و بعد یه چرت کوتاه (هیچی به اندازه چرت بعد از جنگیدن با دیو ببری نمیچسبه!) به خودشون میآن و متوجه میشن دیو تریپیتاکا رو با خودش برده!
🏔🕳ووکنگ با سرعت استثناییش همه جا رو
میگرده و میبینه که دیو ببری، تریپیتاکا رو برده پیش دیو اربابش توی غار و دارن سر اینکه چطور تریپیتاکا رو بپزن که مغزپخت بشه صحبت میکنن. ارباب غار، دیو ببری رو یه بار دیگه میفرسته به جنگ ووکنگ و خب، قطعا تا اینجای داستان متوجه شدین که این دعواها چطوری پیش میره. منتهی این بار دقیقا وقتی که دیو آشولاش شده و میخواد فرار کنه، خوک از راه میرسه و دیوی که ووکنگ خسته کرده بود رو خاک میکنه (میبینید؟ killsteal از دیرباز در فرهنگ بشری بوده. کلا شخصیت خوک تا حد خوبی در همین لاشخور بودنش خلاصه میشه.)
🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
🏔🕳ووکنگ با سرعت استثناییش همه جا رو
میگرده و میبینه که دیو ببری، تریپیتاکا رو برده پیش دیو اربابش توی غار و دارن سر اینکه چطور تریپیتاکا رو بپزن که مغزپخت بشه صحبت میکنن. ارباب غار، دیو ببری رو یه بار دیگه میفرسته به جنگ ووکنگ و خب، قطعا تا اینجای داستان متوجه شدین که این دعواها چطوری پیش میره. منتهی این بار دقیقا وقتی که دیو آشولاش شده و میخواد فرار کنه، خوک از راه میرسه و دیوی که ووکنگ خسته کرده بود رو خاک میکنه (میبینید؟ killsteal از دیرباز در فرهنگ بشری بوده. کلا شخصیت خوک تا حد خوبی در همین لاشخور بودنش خلاصه میشه.)
🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
🌪بگذریم، ووکنگ با جنازهی دیو ببری به غار برمیگرده و اونقدر دیو ارباب غار رو اونقدر تحریک و تحقیر میکنه تا بلاخره بیاد بیرون و باهاش بجنگه. مدتی با هم میجنگن و به نظر جنگ پایاپایی میآد، تا اینکه ووکنگ حقهی مخصوصش رو از جیب درمیآره و خودش رو تبدیل به دوتا ووکنگ میکنه. دیو غاری فیتالیتی مخصوص خودش رو میزنه و یه گردباد وحشتناک میفرسته که اونقدر قوی هست که بتونه ووکنگ رو پرت کنه و موقتش بیناییش رو بگیره. ووکنگ که دیگه نمیتونه بجنگه، همراه خوک از اونجا فرار میکنه تا ببینن چیکار میتونن بکنن.
🏕ووکنگ و خوک به یه کلبه در همون نزدیکی میرسن که یه پیرمرد و چند کارگر جوون توش زندگی میکنن. پیرمرد یه مرهم شفابخش برای چشمان ووکنگ میده و صبح روز بعد که ووکنگ چشماش رو باز میکنه، میبینه که نه تنها بیناییش برگشته، بلکه کلبهای هم که توش بودن وجود خارجی نداشته و اون پیرمرد و کارگرها هم احتمالا یاروهای بهشتی بودن که برای کمک به اونها نازل شده بودن. (واقعا مجیک سیستم یاروهای بهشتی داره از کنترل خارج میشه!)
🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
🏕ووکنگ و خوک به یه کلبه در همون نزدیکی میرسن که یه پیرمرد و چند کارگر جوون توش زندگی میکنن. پیرمرد یه مرهم شفابخش برای چشمان ووکنگ میده و صبح روز بعد که ووکنگ چشماش رو باز میکنه، میبینه که نه تنها بیناییش برگشته، بلکه کلبهای هم که توش بودن وجود خارجی نداشته و اون پیرمرد و کارگرها هم احتمالا یاروهای بهشتی بودن که برای کمک به اونها نازل شده بودن. (واقعا مجیک سیستم یاروهای بهشتی داره از کنترل خارج میشه!)
🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
🦟ووکنگ اینبار تصمیم میگیره که وارد حالت مخفی بشه، بنابراین خودش رو به یه پشه تبدیل میکنه و وارد غار دیو میشه. با دیدن تریپیتاکا، خیالش راحت میشه که حامل کتاب هنوز زندهاست و صرفا از دیر رسیدن گروه نجاتش عصبانیه. اما مهم تر از اون، متوجه میشه که دیو غار جاسوس فرستاده و خوک رو توی راه دیدن که تنها بوده (مشخصا ووکنگ پشهریخت رو نمیتونستن ببینن.)
💭دیو غار که انگار به بلندبلند فکر کردن عادت داره، به این نتیجه میرسه که یا گردبادش ووکنگ رو از پا درآورده، یا ووکنگ رفته که کمک بیاره و تنها کسی هم که از گردباد اون مصونه، بوداسفی به نام لینگچیه.
🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
💭دیو غار که انگار به بلندبلند فکر کردن عادت داره، به این نتیجه میرسه که یا گردبادش ووکنگ رو از پا درآورده، یا ووکنگ رفته که کمک بیاره و تنها کسی هم که از گردباد اون مصونه، بوداسفی به نام لینگچیه.
🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
🌟ووکنگ بعد از شنیدن حرفهای دیو، برمیگرده پیش خوک و با کمک یار همیشه در صحنه، ستاره زرین زهره (که طبق معمول تغییرشکل داده) لینگچی رو پیدا میکنن. ووکنگ قضیه رو برای لینگچی توضیح میده و لینگچی هم میگه قبلا یک بار دیو غار رو شکست داده اما بهش اجازه داده که توی کوهستان بمونه و به کسی آسیب نرسونه.
🧹اما حالا که دیو زیر قولش زده و به رسم عیاری خودش برگشته، لینگچی رگ کلانتریش بالا میزنه، عصای اژدهای بالدار خودش رو برمیداره و سهتایی پروازکنان به اون کوهستان میرن (انگار اصلا ووکنگ به سواری احتیاج داره!).
🐉 ووکنگ وارد غار میشه و اونقدر با دیو
میجنگه تا دیو مجبور بشه دوباره از قدرت مخصوص خودش استفاده کنه. درست قبل از اینکه گردباد رو روانه کنه، لینگچی عصاش رو پرت میکنه تو صورت دیو و عصا تبدیل به یه اژدهای واقعی میشه. اژدها جوری دیو رو به یه صخره میکوبونه که دیو به شکل حقیقی خودش برمیگرده، یه سمور آبی دوستداشتنی.
🍽ووکنگ و خوک، تریپیتاکا رو از غار نجات میدن و بعد تایم نهار و استراحت، سفر دورودراز خود رو از سر
میگیرن.
🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
🧹اما حالا که دیو زیر قولش زده و به رسم عیاری خودش برگشته، لینگچی رگ کلانتریش بالا میزنه، عصای اژدهای بالدار خودش رو برمیداره و سهتایی پروازکنان به اون کوهستان میرن (انگار اصلا ووکنگ به سواری احتیاج داره!).
🐉 ووکنگ وارد غار میشه و اونقدر با دیو
میجنگه تا دیو مجبور بشه دوباره از قدرت مخصوص خودش استفاده کنه. درست قبل از اینکه گردباد رو روانه کنه، لینگچی عصاش رو پرت میکنه تو صورت دیو و عصا تبدیل به یه اژدهای واقعی میشه. اژدها جوری دیو رو به یه صخره میکوبونه که دیو به شکل حقیقی خودش برمیگرده، یه سمور آبی دوستداشتنی.
🍽ووکنگ و خوک، تریپیتاکا رو از غار نجات میدن و بعد تایم نهار و استراحت، سفر دورودراز خود رو از سر
میگیرن.
🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
📌 شما برای خرید یک کتاب کدوم معیار یا روش براتون از همه مهم تره.
✅ قبلا کتابی از نویسنده خونده باشم.
⬅️ اعتماد به تجربه خودتون
✅ قبلا اسم نویسنده یا اثرش به گوشم خورده باشه
⬅️ اعتماد به نظر منتقدین
✅ دوست دارم خودم با آزمون و خطا کتاب های مورد علاقه ام رو پیدا کنم
⬅️ اعتماد به غریزه و حستون نسبت به کتاب
@FantasyLibrary
✅ قبلا کتابی از نویسنده خونده باشم.
⬅️ اعتماد به تجربه خودتون
✅ قبلا اسم نویسنده یا اثرش به گوشم خورده باشه
⬅️ اعتماد به نظر منتقدین
✅ دوست دارم خودم با آزمون و خطا کتاب های مورد علاقه ام رو پیدا کنم
⬅️ اعتماد به غریزه و حستون نسبت به کتاب
@FantasyLibrary
از بین گزینه های زیر، مهم ترین معیار شما قبل از خرید یک کتاب چیه؟
Anonymous Poll
22%
قبلا از نویسنده چیزی خونده باشم.
44%
قبلا کتاب بهم پیشنهاد شده باشه
34%
با آزمون و خطا نویسنده ها و کتاب های محبوبم رو پیدا می کنم