Fantasy Library
5.34K subscribers
13.2K photos
632 videos
3.21K files
1.72K links
📚| Fantasy Library |🐉
Instagram🆔:
instagram.com/Fantasy._.Library
📧Email:FantasyLibrary2016@gmail.com
🗣Admin: @StarTrouble
🗂 آرشیو برنامه شب های فانتزی:
📥 @Podcast_Fantasy_Night
Download Telegram
Fantasy Library
Photo
📌امروز با معرفی یکی از بهترین اثار فانتزی و نقش آفرینی در مدیوم گیم در خدمتتون هستیم. امیدوارم از معرفی ویچر سه لذت ببرید.

#گیم_فانتزی
@FantasyLibrary
🔰 تاپ 10

شیجیبوکای‌ها یکی از قدرت‌های مهم در دنیای وان‌پیس هستند.

در این لیست کارنامه‌ی این افراد رو به ترتیب جذابیت با هم مرور می‌کنیم.

@FantasyLibrary
مجموعه #نغمه_آشیل اثر #مدلین_میلر

پ.ن: تاکنون ترجمه ای از این کتاب چاپ نشده است. در صورت چاپ شدن ترجمه ی این مجموعه به ما اطلاع دهید تا این مطلب رو ویرایش کنیم.

📚| @FantasyLibrary |🐉
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
#All_booked :
♧ مجموعه : نغمه آشیل
♤نویسنده: مدلین میلر
◇ژانر: #فانتزی ٬ #فیکشن ٬ #اسطوره_شناسی
☆امتیاز گودیدز: 4.39 با 309701 رای
♡جوایز:Orange Prize, Gaylactic Spectrum Award, Chautauqua Prize, Lovelybooks Leserpreis
خلاصه:
یونان در دوره بزرگترین قهرمانانش. پاتروکلوس، یک شاهزاده جوان دست و پا چلفتی، به سرزمین Pthia تبعید شده است و در آنجا با آشیل، بزرگترین قهرمان یونان اشنا می شود...

📕📕📕📕📕📕📕📕
@FantasyLibrary
📕📕📕📕
لینک کانال↙️↙️↙️↙️↙️↙️
https://telegram.me/fantasylibrary
#کتاب_انگلیسی
#مدلین_میلر #مدلین‌میلر #نغمه‌آشیل #نغمه_آشیل #نغمه_اشیل
#MadelineMiller #Madeline_Miller #TheSongOfAchilles #The_Song_Of_Achilles
👍1
#مدلین_میلر رمان نویس آمریکایی است که در سال 1978 در بوستون متولد شد . وی فارغ التحصیل ادبیات کلاسیک از دانشگاه براون و همچنین فارغ‌التحصیل رشته نمایش نامه نویسی از دانشگاه ییل است. او علاوه بر نویسندگی بیش از پانزده سال ادبیات لاتین، یونان و آثار شکسپیر را به دانش‌آموزان دبیرستانی تدریس می‌کند و در حال حاضر در پنسیلوانیا ساکن است. او اولین کتابش را در طی ده سال نوشت که داستان بین اشیل و پاتروکلوس را روایت می کند. این نویسنده از کتاب های کلاسیک قدیمی برای نوشته هایش استفاده می کند. هر دو کتاب او جایزه های بسیاری بردند.
#Fact
📚| @FantasyLibrary |🐉
@FantasyLibrary -The Song of Achilles . MadelineMiller.epub
592.9 KB
فایل این کتاب تک جلدی به زبان انگلیسی

📚| @FantasyLibrary |🐉
1
🔰 شب های فانتزی
🔰 قسمت 47
🔰 شاهنامه شناس 4

⚔️ گرشاسب که بود؟
⚔️ نریمان که بود؟
⚔️ سام که بود؟
⚔️ زال که بود؟

@FantasyLibrary
👍1
سفر به غرب|| قسمت هشتم

🔁 توی قسمت قبلی، گفتیم که کوان‌یین و موکشا دنبال یه نفر بودن که براشون کتاب مقدس بودا رو حمل کنه و در این راه، سه‌چهار نفر از جمله ووکنگ رو سر راه علاف نگه داشتن تا حامل کتاب برسه. تا وقتی که بلاخره رسیدن به شهر چانگ‌آن و گزینه‌ی‌ مناسب برای حمل کتاب رو پیدا کردن؛ شوان‌‌زانگ راهب.

🦗 شوان‌زانگ شاید بین پروتاگونیست‌های تاریخ ادبیات حماسی، پیچیده‌ترین تاریخچه‌ی خانوادگی رو داشته باشه. پرداختن به کل قضیه خانواده‌اش از حوصله خارجه اما به طور خلاصه، شوان‌زانگ نوه‌ی یه امپراتوره که بعد از اینکه مادرش خیلی «موسی‌طور» اون رو رها میکنه، به‌عنوان یه راهب بزرگ می‌شه. شوان‌زانگ تجسم «زنجره‌ی زرین» (Golden Cicada) ئه، از مرید‌ان اصلی بودا محسوب می‌شه و یه انسان مقدسه.

🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
😇 خلاصه اینکه شوان‌زانگ بهترین انسان روی زمینه و علی‌رغم شرایط تولد عجیب‌غریبش، پسر خیلی صاف‌و‌ساده‌ایه.

🏆قضیه از این قراره که سه نفر از اعضای دربار بی‌خبر از قضیه‌ی حامل کتاب و ماموریت کوان‌یین، تصمیم میگیرن برای یه مراسم مذهبی بهترین راهب رو انتخاب کنن و همون‌طور که انتظار داشتیم شوان‌زانگه که به عنوان بهترین بچه‌مومن کل چین باستان انتخاب میشه.

🎁 کوان‌یین هم این قضیه به گوشش می‌رسه و می‌ره که ببینه که آیا این شخص، لایق انجام ماموریت و حمل کتاب از بهشت هست یا خیر.
کوان‌یین وارد دربار میشه و دوتا از هدایایی رو که بودا بهش سپرده بود تا به حامل کتاب عطا بشه، به اعضای دربار می‌ده تا اون‌ها هم این هدایا رو برسونن به دست پاکدامن‌ترین راهبی که می‌شناسن.

🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
🥼شوان‌زانگ از طرف کوان‌یین یه ردای خوشگل و یه عصای آخوندی گیرش می‌آد و کوان‌یین هم متوجه میشه که شوان‌زانگ بهترین آدم برای این کاره.
مراسم مذهبی بزرگی که شوان‌زانگ براش انتخاب شده بود برگزار می‌شه و شوان‌زانگ طی اون باید یه گرامیداشتی برای امپراتور تانگ اجرا کنه.

📚کوان‌یین از فرصت استفاده میکنه که نقل مجلس بشه و با تمام شکوه الهیش در دربار ظاهر می‌شه تا رسما اعلام کنه که برای ماموریتی شامل رفتن تا بهشت و آوردن تریپیتاکا (Tripitaka, سه سبد) که اسم رسمی کتاب بوداست، دنبال داوطلب می‌گرده.

🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
#قلم_برتر_2
#مسابقه_8

🔰 افسانه های محال
🔰رضا حوره نژاد




⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️

🔰علیا
🔰 مهدیه حاجی حسینی



🖋 از شما دوستان عزیز خواهشمندیم برای رای دادن هر دو داستان رو مطالعه کنید و تنها معیارتون کیفیت یک اثر باشه.

🖋 نظر خودتون در مورد داستان رو با هشتگ #نقد در گروه قرار بدید

🖋 گروه : @FantasyLibraryGroup

@FantasyLibrary
29 - افسانه های محال.pdf
323.5 KB
#قلم_برتر_2
نویسنده : رضا حوره نژاد

@FantasyLibrary
28 - علیا.pdf
183.1 KB
#قلم_برتر_2
نویسنده : مهدیه حاجی حسینی
@FantasyLibrary
Fantasy Library pinned «از کدام اثر لذت بیشتری بردید؟»
سفر به غرب|| قسمت نهم

🎎 همون‌طور که پیش‌بینی می‌شد و دقیقا همون‌طور که کوان‌یین برنامه‌ریزی کرده بود، شوان‌زانگ داوطلب می‌شه، لقب تریپیتاکا (که اسم اون کتاب هم هست) رو دریافت میکنه و بعد با یه اسب و دو نفر که همراهیش کنن، راهی سفر می‌شه. زیاد به این دو همراه وابسته نشین چون به محض اینکه حرکت می‌کنن، یه دیو گروهشون رو اسیر می‌کنه و دو همراه تریپیتاکا کشته و خورده می‌شن. شروع طوفانی!

🥘دیو شکمش رو با اون دو همراه سیر می‌کنه و یه چرتی میزنه و شوان‌زانگ بدبخت رو می‌ذاره برای ناهار فردا. شوان‌زانگ هم دیگه خودش رو از نظر روانی برای خورده شدن آماده می‌کنه که یه پیرمردی از غیب ظاهر می‌شه و آزادش می‌کنه. تریپیتاکا دهنش وا می‌مونه و می‌گه «تو از کج پیدات شد؟» و پیرمرد هم می‌گه «سوال مسخره نپرس، بیا این هم اسبت.»

🌟تریپیتاکا و پیرمرد از غار بیرون می‌آن و تا
تریپیتاکا می‌خواد از پیرمرد تشکر کنه، می‌بینه پیرمرد ناپدید شده و صرفا یه پیامی گذاشته. روی پیام نوشته که پیرمرد، ستاره‌ی زرین زهره بوده و سهم خودش رو از دخالت‌های الهی انجام داده.

🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
😭 تریپیتاکا تنهایی یه نصف روز پیش می‌ره تا به این نتیجه می‌رسه که اصلا بنیه و پشتکار این ماموریت‌بازی رو نداره و خودش و اسبش دیگه صبرشون از همه‌چیز به سر اومده.

⚔️درست همون موقع کسی که باید، پیداش می‌شه. شکارچی خشن و بی‌ادبی به اسم پوشین (Poqin) که دمار از تک‌تک هیولاهای مزاحم تریپیتاکا درمی‌آره و تریپیتاکا رو دعوت می‌کنه به خونه‌اش.

🥦تریپیتاکا شام رو مهمون پوشین و خانواده‌اش می‌شه و از اونجایی که تریپیتاکا کامل وجترینه و خانواده‌ی پوشین اساساً شکارچی، خیلی معذب می‌شه. اما پوشین‌اینا با نهایت مهمون‌نوازی باهاش برخورد می‌کنن. تازه وقتی که تریپیتاکا دستش می‌خوره به روح پدر پوشین و خیلی اتفاقی روحش رو آرام می‌کنه، خودش بیشتر از قبل توی دل پوشین جا می‌کنه تا حدی که پوشین بهش پیشنهاد میده که تا کوهستان مرزی امپراتوری تانگ همراهیش کنه و مطمئن بشه که بلایی سرش نمیاد.

🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
👍1