Fantasy Library
5.36K subscribers
13.2K photos
632 videos
3.21K files
1.72K links
📚| Fantasy Library |🐉
Instagram🆔:
instagram.com/Fantasy._.Library
📧Email:FantasyLibrary2016@gmail.com
🗣Admin: @StarTrouble
🗂 آرشیو برنامه شب های فانتزی:
📥 @Podcast_Fantasy_Night
Download Telegram
بهترین کاراکتر زن (از بین گزینه های رندوم)

🔰 تاف بیفانگ - سری آواتار
🔰 هرماینی گرنجر - هری پاتر
🔰 سیری - ویچر
🔰 آنابث چیس - پرسی جکسون
🔰 میکاسا - اتک آن تایتان
🔰 دنریس تارگرین - نغمه یخ و آتش

@FantasyLibrary
Forwarded from 𝕾𝖙𝖊𝖛𝖊 𝕿𝖍𝖊 𝕹𝖆𝖖𝖆𝖑
👑 سفر به غرب برگشته است 👑

مفتخریم که به اطلاع همراهان عزیز کانال برسانیم، #سفر_به_غرب دوباره فعالیت خود را آغاز کرد !

برای دنبال کردن داستان میمون‌شاه جاودانه، راهب بودایی و مأموریت خطیرش به غرب و ماجراهای گروهی که برای همراهی او برگزیده شدند؛ چشم از پست‌های آینده برندارید!

(اگه دقیقا یادتون نمیاد سفر به غرب درباره چی بود، یا تازه به کانالمون اضافه شدین، اینجا مجموعه پست های معرفی این افسانه رو مطالعه کنید.)

#سفر_به_غرب
@FantasyLibrary
سفر به غرب | قسمت اول

داستان سفر به غرب پر از نمادگرایی و مفاهیم ادبی و تعدادی کاراکتر بسیار تاثیرگذاره که به عقیده‌ی بسیاری، به‌یادماندنی‌ترینشون #سان_ووکنگ (Sun Wukong)، میمون‌شاهِ بدجنس و شیطونه. مهم‌ترین شخصیت برگرفته از سان ووکُنگ تو دنیای مدرن، احتمالا سان گوکو (Son Goku) تو دراگون‌بال‌ـه که بسیار شبیه به میمون‌شاه طراحی شده اما تاثیر سان ووکنگ به انیمه محدود نمی‌شه و تو بسیاری از جاهای دیگه هم وجود داره و جالب‌تر می‌شه که بدونید علی‌رغم همه‌ی این‌ها، میمون‌شاه شخصیت اصلی این داستان نیست. مهم‌ترین شخصیت داستان سفر به غرب که #شوان‌زانگ (Xuanzang)ـه، اونقدر مهمه که تا ۷ فصل کتاب خبری ازش نمی‌شه. پس تا اون موقع، ما به زندگی سان ووکنگ می‌پردازیم و این‌که چطور عزمشو جزم کرد که یه‌تنه عزت تک‌تک خدایانِ سه مذهب بزرگ چین رو بشوره و بذاره کنار.

🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
داستان از کوهستان گل‌میوه‌ای شروع می‌شه، یه جزیره‌ی بهشتی پر از اژدها، پرنده‌های جادویی، درختان هلوی جاودان و یه سنگ خیلی خیلی بزرگ. تا دیر نشده توجهتون رو به این سنگ جمع می‌کنم چون همین الان قراره یه ژانگولربازی جادویی دربیاره. اجی مجی لاترجی؛ سنگ از وسط می‌شکنه و به دو نیم می‌شه، کلی گردوخاک به پا می‌کنه و چند لحظه بعد، یه چیز جدید از داخلش پدیدار می‌شه، یه... سنگِ دیگه!
اما نه، این یکی سنگ خاصه. یه تخم سنگیه (سنگ، نه سگ) و انگار از لحاظِ داشتن خاصیت‌های جادویی انفجاری به باباش رفته، چون بعد از یک دقیقه صرفا وجود داشتن، ناگهان تبدیل می‌شه به یه میمون سنگی. این میمون سنگی درسته که تازه سر از تخم درآورده، اما هرچی باشه ادب و احترام حالیش می‌شه بنابراین در چهار جهت به روش سامورایی تعظیم می‌کنه. حین این عمل، چشم‌های لیزریش به طور کاملا اتفاقی و سهوی فعال می‌شه و وقتی برق نافذ چشم‌هاش می‌ره یه راست تا خود قصر امپراطور یشم، یاروی رییس بهشت، یه سری خساراتی به جا می‌ذاره اما خب بلاخره سهوی بوده و خطای میمونی حساب می‌شه.

🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
میمون سنگی ما میره پیش میمون‌های غیرسنگی و حسابی باهاشون قاطی می‌شه. یه روز تصمیم می‌گیرن که رد رودخونه‌ی موردعلاقه‌شون رو تا سرچشمه‌اش بگیرن و می‌رسن به یه آبشار عظیم و باشکوه. بین خودشون می‌گن که ای کاش فقط یکی‌مون اون قدر جیگر داشت که طی یه حرکت انفجاری بپره توی آبشار و ببینیم چی میشه. هر کی این‌کارو بکنه می‌کنیمش میمون‌شاه.»
میمون‌ سنگی هم طبق معمول تا اسم حرکت انفجاری می‌شنوه، می‌پره تو آبشار. اون ور آبشار، غار دلپذیری وجود داره که توش پل زدن و اون‌ور پل، یه عمارت سنگیه پر از انواع و اقسام نعمت‌های دنیوی. میمون‌ها هم طبیعتا خوششون می‌آد و همگی باروبندیل رو جمع‌ می‌کنن تا برن تو غار بهشتی‌ای که تازه کشف کردن ساکن بشن.
میمون سنگی هم به خاطر این دستاوردش به طور رسمی تاج‌گذاری می‌کنه و می‌شه میمون‌شاه.

🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
بعد از هفت‌سال تمرینات پی‌در‌پی، بلاخره سوبودی به سان ووکنگ راهی برای جاودانگی یاد می‌ده و ووکنگ هم دنبالش می‌کنه. سه سال دیگه هم می‌گذره و سون ووکنگ از زندگیش راضیه. به مذهب دائو گرویده و عملا جاودانه و همه‌چی روبه‌راهه. اما سوبودی بهش اخطار می‌ده که هنوز از خطر نجسته. بعد بوش درمیاد که این روش جاودان شدن مورد تایید استانداردهای دربار بهشت نیست و اگه بفهمن، سه مصیبت به فاصله‌ی هر پونصدسال سرش می‌آرن تا درنهایت بمیره. ابتدا با یه آذرخش حسابش رو می‌رسن، بعد اگه کارساز نبود به آتیش می‌کِشنش و اگه از هر دو جون سالم به در برد، یک‌راست ناپدیدش می‌کنن.

🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
این خبر مشخصا مثل خاری در چشم سان ووکنگ فرو می‌ره و سوبودی می‌گه بیا بهت هنر تعدد خاکی (Earthly Multitude) رو یاد بدم تا بتونی به هفتادودو چیز مختلف تغییرشکل بدی. این‌جوری، مصیبت‌ها دیگه اثری روش نداشتن. سوبودی همچنین هنر پرواز رو هم بهش یاد می‌ده، محض تفریح.
اما، همون‌طور که شاید انتظارش می‌رفت، دادن یه سری قدرت‌های ابرکهکشانی به میمونی که ولش کنی خودش رو به کشتن می‌ده، باعث می‌شه کلی دسته‌گل به آب بده و استاد سوبودی هم تا بیشتر از این آبروش پیش جهانیان نرفته و رازهای آموزشیش برای همه آشکار نشده، پرتش می‌کنه بیرون.

🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
سان ووکنگ که حالا بیست سال بزرگتر و (قاعدتا) عاقل‌تر شده و مرگ‌ هم دیگه روش اثری نداره، برمی‌گرده به همون غار آبشارپرده توی کوهستان گل‌میوه‌ای و به نظر می‌رسه که دقیقا سر موقع برمی‌گرده، چون مدتیه یه هیولایی به اسم «پادشاه ددمنش ویرانی» از ملت میمونی زورگیری کرده و ازشون به‌عنوان برده استفاده می‌کنه. سان ووکنگ میره و هیولا رو به نبرد تن‌به‌تن دعوت می‌کنه و در نهایت، موفق می‌شه با سوپرپاورهای دائوئیستی که تازه گیرش اومده دمار از روزگار یارو دربیاره. میمون‌های اسیر رو هم آزاد می‌کنه و به خونه برشون می‌گردونه.

🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
همه‌چیز توی کوهستان گل‌میوه‌ای به خوبی پیش می‌ره اما ووکنگ تصمیم می‌گیره که ملت میمونی‌اش به یه ارتش میمونی نیاز دارن تا دیگه هر هیولایی که از مادرش قهر می‌کنه نیاد بهشون زور بگه. برای همین، طی سفری به اقیانوس شرقی، به قصر اژدها می‌ره تا ببینه آیا پادشاه اژدها سلاحی در حدواندازه‌ی قدرت اون داره که ازش قرض بگیره یا نه.
سرتون رو درد نیاریم، پادشاه‌ اژدها هزار جور سلاح تیون‌شده و آخرین‌مدل براش میاره و ووکنگ تک‌تک‌شون رو رد می‌کنه و در نهایت یه میله‌ی آهنی گنده‌ و بی‌ریخت انتخاب می‌کنه که انگار جادوییه و می‌شه طولش رو عوض کرد، و مثل عصا می‌گیره دستش. بعد که حسابی از سلاح جدیدش ذوق‌مرگ می‌شه، به پادشاه اژدها می‌گه که براش یه ردا شیک و نو جور کنه که به سلاح خوشگل و تازه‌اش بیاد. پادشاه اژدها هم این‌قدر از کارای این فرامیمون به ستوه اومده که تمام اژدهاهای فک‌وفامیل‌ش رو جمع می‌کنه که بیان یه ردای شیک و مجلسی برای ووکنگ بدوزن تا بلکه دست از سرش برداره و از قصرشون بره بیرون.

🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
وقتی برمی‌گرده به کوهستان گل‌میوه‌ای حسابی پز لباس جدیدش رو جلو دروهمسایه می‌ده و اونا هم هی ازش تعریف می‌کنن تا این پررو می‌شه و برا چند لحظه اون روی شیطانیِ گوگولیش بالا می‌آد (اون‌قدر شیطانی که ابرشیاطین محل دم در خونه‌اش جمع می‌شن ازش امضا بگیرن) تا این‌که یه روز سر چرت بعداز‌ظهر، دو تا از فرستاده‌های یاما، پادشاه جهنم، می‌دزدنش و به جهان زیرین می‌برنش.

🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
ووکنگ هم این اتفاق حسابی اعصابشو خط‌خطی می‌کنه چون رفتن به جهان زیرین عملا مرگه و همه‌ی اون قضیه‌ «جاودانگی» رو زیر سوال می‌بره. بنابراین همه‌جا رو به‌هم می‌ریزه و با نابود کردن هر چی‌ سر دم دستشه، راهش رو به قصر تاریکی باز می‌کنه تا گله و شکایتش رو پیش ده پادشاه بازگو کنه.
ده‌ پادشاه هم می‌گن:‌ «آقا لابد اشتباهی رخ داده، شباهت اسمی بوده، حتما هزارتا سان ووکنگ دیگه هم اون بالا هست.» و ووکنگ هم می‌گه: «عه؟ جدی؟ نشونم بدین ببینم!» اونا هم دفتردستکشون رو میارن و ووکنگ توی لیست مردگان اسم خودش رو پیدا می‌کنه و خط می‌زنه. بعد متوجه می‌شه که هرچی میمون فوت‌شده می‌شناسه اسمش تو همون صفحه است (سان یا سون Sun در چینی یکی از معانیش میمونه) پس رو تک‌تک اسما خط می‌زنه و از سیطره خدایان جهان زیرین نجاتشون می‌ده. دوباره می‌ره سراغ جهان زیرین و این بار با لبخندی بر لب، نصف دیگه‌اش رو هم خراب می‌کنه تا راهش رو به دنیا باز کنه. بعد از چرتش بیدار می‌شه و خبر خوش رو به دوستان میمونش می‌ده.
اما خبرهای خوبی از پادشاهی بهشت به گوش نمی‌رسه...
(پایان قسمت اول)

🖋 آرش پیوندی
📜| #سفر_به_غرب - #اساطیر_ملل |🌍
📚| @FantasyLibrary | 🕊
#قلم_برتر_2

🔰 میراث زندان
🔰 علیرضا زادنورد

⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️

🔰 پیاده رو فردا
🔰 محمدرضا ولی زاده مقدم


🖋 از شما دوستان عزیز خواهشمندیم برای رای دادن هر دو داستان رو مطالعه کنید و تنها معیارتون کیفیت یک اثر باشه.

🖋 نظر خودتون در مورد داستان رو با هشتگ #نقد در گروه قرار بدید (رای فقط در گروه)

بعد از رای دادن در گروه بمونید تا رای شما حساب بشه

🖋 گروه : @FantasyLibraryGroup

@FantasyLibrary
30 - میراث زندان.pdf
170.5 KB
#قلم_برتر_2
#مسابقه_1

اثر : میراث زندان
نویسنده : علی رضا زادنورد

@FantasyLibrary
21 - پیاده روفردا.pdf
127.2 KB
#قلم_برتر_2
#مسابقه_1

اثر : پیاده رو فردا
نویسنده :محمدرضا ولی زاده مقدم


@FantasyLibrary